منبع پایان نامه درمورد قانون مجازات

دانلود پایان نامه ارشد

در ميان دسته اي از مردم كه شغل يا اقامتگاه معين دارند عادت مورد نظر ، عموميت پيدا كرده باشد يعني به اندازه اي رعايت شود كه بتوان گفت همه بايد آن را محترم شمارند. 161 بنابراين عرف پزشكي نيز يكي از منابع تشخيص مسؤولیت پزشك خانواده محسوب مي شود .
برخي از مواد قوانين در حقوق ايران از جمله قانون جزا به گونه اي تدوين شده است كه قاضي در مقام تشخيص برخي از « اصطلاحات » ناگزير از رجوع به عرف مي باشد. به عنوان مثال در اين زمينه مي توان ماده 648 قانون مجازات اسلامي در باب تعزيرات را ذكر کرد كه در اين ماده قانونگذار افشاء اسرار از جانب پزشكان و ماماها و كليه كساني كه به مناسبت شغل و حرفه اي خود محرم اسرار مردم مي شوند را غير از موارد قانوني ، جرم اعلام كرده و به سه ماه و يك روز تا يك سال حبس و يا به يك ميليون و پانصد هزار ريال تا شش ميليون ريال جزاي نقدي براي اين دسته از افراد در نظر گرفته شده است .ليكن مقّنن سرّ حرفه اي و مصاديق آن را مشخص نكرده است بديهي است كه قاضي براي احراز سرّ حرفه اي بايد به عرف خبرگان و اهل فن و نظريه كارشناسي مراجعه نمايد .
مبحث چهارم : اركان مسؤولیت پزشك خانواده
گفتار اوّل : خطاي شغلي پزشك خانواده
بند اول : مفهوم و علل خطاي شغلي پزشك خانواده
خطا در زبان فارسي به معناي « سهو، اشتباه ، نقيض صواب ، گناه ، جرم … گناه بي قصد» تعريف شده است . 162 خطا مقابل عمد است و آن عبارت است از وصف عملي كه فاعل آن داراي قوه تمييز بوده و به علّت غفلت ، نسيان يا جهل يا اشتباه يا بي مبالاتي و عدم احتياط ، عملي كه مخالف موازين اخلاق (خطاء اخلاقي) يا قانون است مرتكب شده است . 163
خطایي كه در هر يك از مراحل درمان بيمار از جانب پزشك خانواده سر مي زند از صور خطاي شغلي است كه در خصوص آن در فصل گذشته مباحثي بيان گرديد و گفته شد كه خطاي شغلي ، خطائي است كه صاحبان مشاغل در هنگام اجراء شغل خود مرتكب آن مي شوند و از روش فني متعارف مطابق اصول مسلم آن شغل تجاوز مي نمايند.
در مورد خطاي پزشكي تعاريف متفاوتي ارائه گرديده است ، عده اي آن را بخشي از اتفاقات ناخواسته پزشكي تعبير نموده اند164
عده اي ديگر به عمل خلاف قاعده عمل بي رويه ، سوء عمل ، برخلاف شئون حرفه اي عمل كردن ، معالجه غلط و سهل انگاري تعبير كرده اند. 165
در يك تقسيم بندي مي توان ، خطاهاي صورت گرفته از جانب پزشك خانواده را به دو نوع ، خطاهاي شخصي و خطاهاي سيستمي تقسيم نمود. خطاهاي شخصي خطاهايي است كه ناشي از كوتاهي شخص پزشك خانواده مي باشد همانند فقدان اطلاعات يا مهارت ،‌عدم توجه و تمركز كافي در درمان بيمار .امّا در خطاهاي سيستمي ،‌كل سيستم درماني در اجراء طرح پزشك خانواده مسئول بروز خطا هستند. مثل عدم تجهيز كافي مراكز بهداشتي و درماني به تجهيزات پزشكي براي ارائه خدمات سلامت در قالب طرح پزشك خانواده . دلايل مختلفي در ايجاد خطا از جانب پزشك خانواده نقش دارد . از جمله دلايل بروز خطا در درمان بيماران از جانب پزشك خانواده مي تواند عوامل زير باشد :
الف) كثرت وظايف پزشك خانواده : امروزه وظايف پزشك خانواده كه غالباً پزشك عمومي مي باشد بسيار وسيع تر از پزشكي عمومي است كه خارج از اين طرح فعاليت مي كند.
ب) ويژگي هاي شخصي پزشك مثل بي تجربه بودن
ج) ويژگي هاي خاص هر بيمار و دشواري هاي مربوط به آن
بنابراين ارائه خدمات سلامت از جانب پزشك خانواده هيچ گاه خالي از خطا نخواهد بود. صرف نظر از اين كه خطاي شغلي پزشك خانواده چرا و چگونه رخ مي دهد ، موضوع مهمي كه از ديدگاه حقوقي مطرح مي شود اين است كه پزشك خانواده در چه صورت خطاکار شناخته مي شود و معيار تشخيص خطاي شغلي وي چيست ؟
بند دوم : معيار خطاهاي شغلي پزشك خانواده
حقوقدانان براي ارزيابي خطاهاي شغلي پزشك خانواده ،‌معيارهاي مختلفي ارائه نمودند عده اي از آنان معيار شخصي را پذيرفته اند و معتقدند هيچ كس متعهد نيست بيشتر از مهارت و تخصص و شرايط روحي و جسمي خويش كاري را انجام دهد .در اين نظريه رگه هايي از حقيقت وجود دارد زيرا جايز نيست كه پزشك عمومي جوان تازه كاري را كه داوطلب شركت در طرح پزشك خانواده است با پزشك عمومي متخصّص كه سال ها به معالجه بيماران پرداخته را به يك سطح انتظار كارآيي داشته باشيم. 166 عيب مهم معیار شخصی درتعيين مسؤولیت پزشك خانواده اين است كه مسؤولیت اشخاص با وجدان و دقيق سنگين تر از بي احتياط ها و لاابالي ها مي شود و عملي را كه در همان شرايط ، شخصي محتاط انجام مي دهد موجب مسؤولیت وي مي گردد در صورتي كه اگر از پزشك ديگري كه مرتكب بي احتياطي نيز گرديده همان عمل سربزند او مقصر نخواهد بود . مثلاً اگر در يك مورد پزشك خانواده با جهالت خود موجب ورود صدمه به بيمار خويش گردد ولي او معتقد باشد كه آنچه را كه به نظرش براي نجات بيمار لازم بود انجام داده است ولكن به خاطر بدشانسي صدمه به بيمار وارد گرديده است و به اين دليل وجدانش او را سرزنش نمي كند لذا ما بايد او را از مسؤولیت معاف نمائيم حتي اگر ثابت شود كه پزشك ديگري در چنين شرايطي سبب ورود صدمه به بيمار نمي گرديده بنابراين معيار شخصي نمي تواند ملاك تعيين مسؤولیت پزشك خانواده قرار گيرد زيرا نتيجه مهم و نامطلوب اين نظريه آن است كه هيچ كسي نمي پذيرد به نادانان جايزه حماقت داد . 167
براي برطرف كردن انتقادهاي وارده بر معيار شخصي ، بسياري از حقوقدانان معيار نوعي را پذيرفته اند اين معيار با قواعد و مقررات پذيرفته شده در حقوق اسلام سازگارتر است زيرا فقها مبناي ضمان را تعدي عرفي دانسته اند. حقوقدانان ايراني نيز غالباً معتقدند كه تقصير ، مفهومي نوعي و اجتماعي دارد و بايد جداي از شخصيت خطاكار مورد بررسي قرار گيرد 168.
بر اساس معيار نوعي بايد رفتار فاعل فعل زيان با رفتار يك شخص معقول و منطقي سنجيده شود. شخص معقول و منطقي به هيچ كاري اقدام نمي كند ، مگر اين كه مهارت هاي لازم را كه لازمه آن كار است فرا گرفته باشد او هميشه مراقب و مواظب اعمال و رفتار خويش است ،‌به شرايط و اوضاع و احوال قضيه توجه دارد ، معتدل و مراقب بوده و موازين اخلاقي را رعايت مي كند . 169
طرفداران نظريه نوعي بودن مسؤولیت پزشك خانواده نظر خود را به نحو مطلق و مجرد ارائه نكرده اند ، بلكه به نظريه خويش طبيعت انعطاپذيري داده اند كه در شرايط گوناگون تغيير پيدا مي كند و ثابت نمي ماند و به برخي از شرايط داخلي و خارجي در اندازه گيري و تشخيص مسؤولیت وي توجه نموده اند .
تخصّص پزشك خانواده ، تجربه و مهارت وي از جمله شرايط داخلي هستند كه در اندازه گيري و تشخيص تقصير ملاك عمل قرار مي گيرند معيار و ضابطه در اندازه گيري ، رفتار شخص متعارف از همان گروه و طبقه اي است كه پزشك خانواده به آن تعلق دارد بدين ترتيب معيار عملي ارزيابي پزشك خانواده ، پزشكي از پزشكان خانواده است كه از لحاظ شايستگي ، آگاهي، آينده نگري، دقت و احتياط از همان گروه در همان رتبه ي تخصّصي و سطح فني است كه در معالجه بيمارانش دقت و عنايت لازم را مي نمايد . 170 برعكس ، موارد ديگري از شرايط داخلي ، يعني امور مربوط به وضعيت جسماني و روحي و عادات و صفات پزشك خانواده ناديده گرفته مي شود . بدين سان ، عصباني بودن ، سن ، جنس ، حالت اجتماعي تأثيري در اندازه گيري تقصير پزشك خانواده ندارد. 171
پس از بررسي تأثير شرايط داخلي بر مسؤولیت پزشك خانواده بايد شرايط خارجي را نيز مورد بررسي قرار دهيم . منظور از شرايط خارجي اوضاع و احوال زماني و مكاني است كه در هنگام وقوع فعل زيان بار شخص پزشك خانواده را در بر مي گيرد.
در ارزيابي خطای صورت گرفته از جانب پزشك خانواده ، اصل به ميزان پيشرفت علم در زماني است كه خطاي پزشكي روي داده است زيرا اگر براي بررسي روش درماني صورت گرفته از جانب پزشك خانواده دانش و پيشرفت علمي به دست آمده بعد از سانحه ملاک باشد امنيت شغلي پزشك خانواده متزلزل مي گردد. بنابراين در صورتي كه ثابت شود ضرر وارد شده ناشي از نقص علم پزشكي است و بيماري درمان قطعي ندارد ، نتايج آن را بايد صرفاً يك حادثه دانست نه تقصير پزشك خانواده . در واقع در اين جا وي مباشر ورود ضرري است كه سبب عمده آن نقص علم پزشكي است و بي گمان قوي تر از اجراي فنون در رابطه با ضرر است و عرف اتلاف را مستند به آن جهالت مي بيند.(ماده332 قانون مدني) 172
علاوه بر شرايط زماني كه بايد در ارزيابي مدنظر قرارگيرد ، شرايط مكاني نيز بايد مورد توجه قرار گيرد زيرا امكان دارد كه مراكز درماني و بهداشتي واقع شده در شهر از تجهيزات و امكانات پزشكي مانند خدمات آزمايشگاهي و راديولوژي برخوردار باشند.(مطابق تبصره 46-45 دستور عمل نسخه 15) در صورتي كه مركز درماني و بهداشتي ديگري در روستا واقع شده باشد و پزشك خانواده كه در اين مركز فعاليت مي كند نتواند بدون فوت وقت از اين امكانات استفاده نمايد.
بند سوّم : درجه خطاي شغلي پزشك خانواده
در حقوق پاره اي از كشورها براي تقصير مراتبي شناخته شده است : تقصير ممكن است سنگين يا سبك يا بسيار سبك باشد . امّا اين تقسيم بندي در حقوق ما مبنايي ندارد و تقصير به هر درجه اي كه باشد ايجاد مسؤولیت مي كند. شايد گفته شود كه بند 2 ماده 4 قانون مسؤولیت مدني ، نظريه درجه بندي خطا را تلويحاً پذيرفته است زيرا در اين ماده قانوني پيش بيني شده است كه هر گاه وقوع خسارت ناشي از غفلتي باشد كه عرفاً قابل اغماض است و جبران زيان ناشي از آن سبب تنگدستي مقصر شود ، دادگاه مي تواند ميزان خسارت را تخفيف دهد. ولي چنانچه در مفاد ماده دقت شود درمي يابيم كه قانون غفلت قابل اغماض كه به نظر مي رسد خطاي بسيار سبك باشد را به عنوان خطا شناخته است و در واقع سبك ترين نوع خطا را به عنوان تقصير پذيرفته است . اين ماده هيچگونه تفاوتي بين درجات خطاي مستلزم مسؤولیت قائل نشده است و صرفاً در خطاي بسيار سبك كه در وهله اول : عرفاً قابل اغماض باشد و در ثانی : جبران زيان ناشي از آن سبب تنگدستي مقصر شود به دادگاه اختيار داده است كه ميزان خسارت را تخفيف دهد . به عبارت ديگر اثر درجه بندي خطا تنها در آثار مسؤولیت ظاهر مي شود و از لحاظ قانوني كليه درجات خطا موجب مسؤولیت پزشك خانواده مي گردد ، نهایت این که درجات بسيار سبك و اجتماع شرايط به دادرس اختيار تخفيف خسارت را داده است. 173
نكته كه بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه اصل بر اين است كه بار اثبات خطا برعهده مدعي است (البينة علي المدعي) در اجراي اين اصل اثبات خطاي پزشك خانواده برعهده بيمار است و در همه حالات پزشك خانواده متعهد به سعي و كوشش و مواظبت و ارتقاي سلامت بيمار است . بیمار بايستي خطاي كه پزشك خانواده مرتكب آن شده است را اثبات نمايد .
گفتار دوّم : ورود خسارت ناشي از فعل زيانبار پزشك خانواده
شرط لازم براي تحقق مسؤولیت مدني پزشك خانواده ورود خسارت از جانب وي به بيمار است . هر چند ممكن است پزشك مسامحه كار باشد ولي تا زماني كه خسارتي ايجاد نشده باشد بيمار نمي تواند عليه پزشك خانواده خويش اقامه دعوا كند به اين ترتيب صرف عدم انجام تعهد از جانب پزشك خانواده براي تحقق مسؤولیت وي كفايت نمي كند بلكه بايد خسارتي مستقل از عدم انجام تعهد ايجاد گرديده باشد . 174
خسارت سنگ اوّل بناي مسؤولیت مدني را تشكيل مي دهد . هر چند لفظ خسارت را قانون تعريف
نمي كند ، ليكن قوانين مصاديق مختلف آن را تحت اين عنوان يا به اسامي ديگري نام مي برد ، خسارت حاصل از عدم انجام تعهد ، خسارت دادرسي و … از اين قبيل هستند . 175
خسارت در لغت به معناي زيان ، ضرر، نقصان ، كاستي ، از دست دادن ، از بين بردن و خلاف نفع و سود است. 176 خسارت در عرف نيز به همين معنا استعمال مي شود ، يعني هر كجا جان و مال ،‌آبرو و متعلقات شخصي دچار آسيب و كاستي شود يا از افزايش آن جلوگيري شود خسارت وارد گرديده است. 177
فعل زيانبار پزشك خانواده ممكن است بصورت انجام عمل مثبت محقق شود مانند اين كه بوسيله سهل انگاري در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد منابع حقوق، شرط ضمن عقد، ضمن عقد Next Entries منبع پایان نامه درمورد از دست دادن فرصت، اجتناب از ضرر، جبران خسارت