منبع پایان نامه درمورد فعالیت جسمانی، مسئولیت پذیری، مدیریت استرس

دانلود پایان نامه ارشد

نبوده اند(52).
محیط های آموزشی که بیشترین گروه هدف (نوجوانان و جوانان) را در خود جای داده است به عنوان مهمترین محل اجرای مداخلات ارتقای سلامت می باشند و از طرفی دانشگاه ها محل مناسبی برای سنجیدن اثر بخشی برنامه های آموزش سلامت محسوب شده و قبل از تشدید مشکلات سلامتی در گروه سنی نوجوانان و جوانان، ابزارهایی برای پیشگیری از آن ها می توان یافت و به طور عملی و کاربردی سلامت این گروه را مدیریت نمود.

مروری بر مطالعات انجام شده:
در ارتباط با موضوع تحقیق، مطالعات مختلفی انجام شده است. در این پژوهش، 10 مطالعه مرتبط با موضوع مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
در اولین مرور بر مطالعه شبان و همکاران به بررسی ارتباط درک مفهوم سلامت و رفتارهای ارتقای سلامت و مقایسه آن در دو گروه دانشجویان سال چهارم دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه تهران پرداختند.
این پژوهش یک مطالعه ی توصیفی تحلیلی بود که بر روی 400 دانشجوی سال چهارم دانشگاه علوم پزشکی تهران و 400 دانشجوی سال چهارم دانشگاه تهران و به روش تصادفی و در دو مرحله انجام شد. ابزار این پژوهش، خودسنجی سلامت و شامل سه بخش بود. بخش اول، اطلاعات فردی دانشجویان (سن، جنس، وضعیت تأهل، رشته تحصیلی، محل سکونت)، بخش دوم شامل 8 سوال در مورد درک مفهوم سلامت و بخش سوم، رفتارهای ارتقای سلامت در ابعاد جسمی، تناسب اندام، خود مراقبتی و مراقبت های پزشکی، عادات غذایی، محیط زیست، عملکرد جنسی، مصرف سیگار و مواد مخدر، احتیاط های رانندگی، عوامل روانی، استرس و عوامل اجتماعی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (فراوانی و درصد فراوانی)، شاخص های مرکزی (میانگین و انحراف معیار) و آزمون آماری من ویتنی یو و تی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نمره دهی درک مفهوم سلامت به صورت کمتر از 10 (ضعیف)، 12-10 (متوسط)، 14-12 (خوب) و 16-15 (خیلی خوب) و نمره دهی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت به صورت نمره 50 و کمتر (ضعیف)، 70-51 (متوسط)، 90-71 (خوب)، 91 و بالاتر (خیلی خوب) صورت پذیرفت. 7/49 درصد دانشجویان رشته های پزشکی درک مفهوم سلامت در سطح خوب و 8/6 درصد در سطح خیلی خوب داشتند و 4/49 درصد دانشجویان غیر پزشکی نیز در سطح خوب و 6/8 درصد در سطح خیلی خوب بودند و بین دو گروه از نظر درک مفهوم سلامت اختلاف آماری معنی دار وجود نداشت. درمورد رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت 57 درصد دانشجویان پزشکی و 9/54 درصد دانشجویان غیر پزشکی دارای رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در سطح خوب بودند و اختلاف آماری بین دو گروه مشاهده نشد. بین مفهوم سلامت و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در هر دو گروه بر اساس ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معنادار وجود داشت(p0/001) و بین دو گروه در تمامی ابعاد رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تفاوت معنی دار مشاهده نشد.
با توجه به تفاوت اندک بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در دو گروه و نیز برای رسیدن به سطح ارتقای سلامت خیلی خوب، پیشنهاد میشود، دوره های آکادمیک به صورت واحد های درسی اختیاری یا اجباری در دانشکده های غیر پزشکی و نیز کارگاه های آموزشی جهت دانشجویان رشته های مختلف پزشکی به خصوص با هدف تثبیت و ارتقای سلامت برگزار شود(40).
در این بخش مطالعه ای مورد بررسی قرار می گیرد که واحد های مورد پژوهش آن مشابه تحقیق حاضر بوده و محققین تلاش نموده اند تفاوت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت را در دانشجویان پرستاری و غیر پرستاری توصیف کنند.
کان و همکاران43 نیز تحقیقی با عنوان مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان پرستاری و غیر پرستاری استانبول ترکیه انجام دادند. هدف از این مطالعه، تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان پرستاری و غیر پرستاری و تعیین هرگونه اختلاف معنی دار و ارتباط آن با متغیرهای فردی و اجتماعی و بررسی کاربرد یافته های این پژوهش در ترویج رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در بین دانشجویان بود. این مطالعه یک پژوهش مقطعی از نوع توصیفی بود که بر روی 847 دانشجوی پرستاری و 769 دانشجوی غیر پرستاری (علوم اقتصاد، مدیریت، علوم آموزشی) انجام شد. ابزار این پژوهش از دو بخش تشکیل می شد. بخش اول مشخصات فردی (سن، جنس، وضعیت تأهل، محل سکونت، ارتباط داشتن با دوستان و خانواده، وضعیت اجتماعی اقتصادی، رفتارهای بهداشتی پرخطر، شاخص توده بدنی، وضعیت سلامتی درک شده توسط فرد در یک سال اخیر) و بخش دوم ابزار، پرسشنامه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت که شامل 52 سوال بود و ابعاد مسئولیت پذیری سلامتی، فعالیت جسمانی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس را میسنجید. که به صورت مقیاس لیکرت چهارگزینه ای (هرگز، گاهی اوقات، اغلب، همیشه) پاسخ دهی میشد. نمره هر حیطه توسط مجموع نمره های هر حیطه بر تعداد سوالات آن حیطه بدست آمد. نمره کلی ابزار از مجموع نمرات همه حیطه ها و تقسیم بر کل سؤالات حیطه ها بدست میآمد. ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس ها بین 59/0 و 82/0 و برای کل ابزار 91/0 بود. از آزمون های آماری توصیفی (درصد فراوانی، میانگین، انحراف معیار، کمینه ، بیشینه) و آزمون من ویتنی یو، کروسکال والیس و آنووا برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.(p0/05).
میانگین سنی افراد 97/1 ± 93/20 و 2/76 درصد خانم بودند. میانگین شاخص توده بدنی دانشجویان پرستاری 81/2 ± 97/20 و دانشجویان غیر پرستاری 86/2 ± 70/21 بود. نمره کلی ابزار دانشجویان پرستاری 34/0±46/2 و دانشجویان علوم اجتماعی 35/0±38/2 بود. در هر دو گروه، کمترین نمره و بیشترین نمره به ترتیب مربوط به فعالیت جسمانی(59/0±97/1) و رشد معنوی (51/0±96/2) بود. میانگین نمره کلی ابزار و میانگین بیشتر زیر مقیاس ها به جز حیطه های رشد معنوی و فعالیت فیزیکی در دانشجویان پرستاری بیشتر از دانشجویان غیر پرستاری بود. در این پژوهش متغیر سن با حیطه مسئولیت پذیری سلامتی در دانشجویان پرستاری و با مدیریت استرس در هر دو گروه ارتباط داشت. دانشجویان با سن بالاتر مسئولیت پذیری سلامتی بیشتر و مدیریت استرس کمتری داشتند. همچنین دانشجویان پرستاری سال های تحصیلی بالاتر در مقایسه با دانشجویان سال های تحصیلی پایین تر مسئولیت پذیری سلامتی و روابط بین فردی بیشتری داشتند. دانشجویان سال های تحصیلی بالاتر گروه غیر پرستاری نسبت به سال های تحصیلی پایین تر همان گروه، نمره کلی ابزار پایین تری کسب کردند. این مطالعه محدودیت هایی داشت که می توان به عدم اطمینان به داده های خود گزارش شده و تعداد کم دانشجویان پسر در گروه پرستاری اشاره کرد(3).
با توجه به اهمیت رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان علوم پزشکی توجه به ایجاد مراکز مشاوره بهداشتی در دانشگاه جهت تغییر در رفتار دانشجویان را می توان پیشنهاد نمود که در این باره مطلق و همکاران تحقیقی با هدف تعیین وضعیت رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یزد و عوامل مؤثر بر آن انجام دادند. این پژوهش یک مطالعه ی مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بود که بر روی 440 نفر و به روش نمونه گیری طبقه ای دو مرحله ای انجام شد. دانشجویانی که در نیمسال دوم سال تحصیلی 1388 مشغول به تحصیل بودند و در دانشکده های پزشکی، دندانپزشکی، بهداشت، پیراپزشکی و پرستاری مامایی دانشگاه علوم پزشکی یزد تحصیل میکردند، وارد این پژوهش شدند. ابزار این پژوهش، شامل دو بخش بود. بخش اول، مشخصات فردی اجتماعی (سن، جنس، رشته تحصیلی، مقطع تحصیلی، وضعیت تأهل، محل سکونت، شغل مادر، تحصیلات مادر، استعمال سیگار و مصرف الکل) و بخش دوم، پرسشنامه استاندارد نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت44 با 52 سؤال بود که رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی را در شش بعد مسئولیت پذیری سلامتی، فعالیت جسمانی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، مدیریت استرس و روابط بین فردی می‌سنجید که به صورت مقیاس لیکرت چهارگزینه ای (هرگز، گاهی اوقات، اغلب، همیشه) پاسخ دهی میشد. محدوده نمره کل ابزار بین 208-52 بود و برای هر حیطه، نمره جداگانه قابل محاسبه بود. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 74 درصد و برای زیر مقیاس ها 94 درصد بود. در این مطالعه، پرسشنامه هایی که بیش از 10 درصد سؤالات شان که بی پاسخ بودند از پژوهش خارج شدند و در نهایت 420 پرسشنامه با استفاده از آمارهای توصیفی و آزمون های آماری تی مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه، همبستگی و کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میانگین سنی افراد 2/2±1/21 بود و 4/67 درصد (294 نفر) دختر و 6/32 درصد (143 نفر) پسر، همچنین 3/12 درصد (54 نفر) متأهل و 2/87 درصد (383 نفر) مجرد بودند. 2/63 درصد از دانشجویان در مقطع کارشناسی، 4/18 درصد در مقطع کاردانی، 3/17 درصد در مقطع دکتری حرفه ای و 1/1 درصد در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل بودند. میانگین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت 19±31/130 بود. بالاترین نمره کسب شده در حیطه رشد معنوی 04/5±03/26 (نمره کل 36) و کمترین آن در حیطه فعالیت جسمانی 28/4±24/16 (نمره کل 32) بود. در تجزیه و تحلیل رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی، دانشجویانی که به سؤالات، پاسخ اغلب یا همیشه می دادند به عنوان انجام دهنده آن رفتار تلقی میشدند. میانگین نمره مسئولیت پذیری سلامتی پسران (9/19 درصد) بیشتر از دختران (1/14 درصد) بود که از نظر آماری تفاوت معنی داری را نشان نداد. میانگین نمره فعالیت جسمانی پسران (42/18 درصد) بیشتر از دختران (26/15) بود که تفاوت آماری معنی داری را نشان میداد. میانگین نمره رشد معنوی پسران (21/26 درصد) بیشتر از دختران (94/25) بود ولی از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشت. بیش از نیمی از دانشجویان روابط بین فردی مناسبی داشتند. میانگین نمره مدیریت استرس در هر دو جنس یکسان (36/20) بود. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین فعالیت جسمانی و مسئولیت پذیری سلامتی با یکدیگر و با عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس رابطه مستقیم وجود داشت. همچنین بین روابط بین فردی با مدیریت استرس و رشد معنوی رابطه مستقیم وجود داشت. آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و متغیرهای وضعیت اشتغال (P=0/002)، رشته تحصیلی (P0/001)، تحصیلات مادر (P=0/007)، شغل مادر (P=0/01)، محل سکونت فعلی (P=0/03) و وضعیت سلامتی خود درک شده در سال گذشته (P0/001) ارتباط معنی داری وجود داشت. آزمون تی مستقل نشان داد که بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و متغیر جنس (P=0/23) تفاوت معنی داری وجود نداشت. همچنین آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و متغیرهای سن (P=0/17)، وضعیت تأهل (P=0/81) و مقطع تحصیلی (P=0/11) ارتباط معنی داری وجود نداشت. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که بین حیطه های این ابزار، تنها بین فعالیت جسمانی و جنس ارتباط معنی داری مشاهده شد (P0/001). نتایج این مطالعه نشان داد که نمره رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در سطح قابل قبولی بود و دانشجویان از نظر رشد معنوی، روابط بین فردی، مدیریت استرس و عادات تغذیه ای در سطح مطلوب و از نظر فعالیت جسمانی و مسئولیت پذیری سلامتی در سطح نامطلوبی قرار داشتند. پژوهشگران این مقاله در پایان اظهار داشتند با توجه به پایین بودن سطح فعالیت جسمانی به ویژه دانشجویان دختر، لزوم اجرای برنامه های آموزش سلامت با تأکید بر فعالیت جسمانی در بین دانشجویان حتی به عنوان برنامه درسی ضروری میباشد. همچنین با توجه به سطح پایین مسئولیت پذیری سلامت دانشجویان پیشنهاد شد دانشگاه به ایجاد مراکز مشاوره بهداشتی در دانشگاه اقدام کند تا برنامه ریزی های جامعی برای تغییر رفتار دانشجویان صورت پذیرد. از محدودیت های این مطالعه، تکمیل 10 درصد از پرسشنامه ها در زمان امتحانات بود که ممکن بود نتایج تحقیق را تحت تاثیر قرار دهد(36).
توجه به سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و رابطه آن با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت، لزوم توجه به امر پیشگیری را بیش از پیش مطرح می سازد، در این باره، طل و همکاران تحقیقی با عنوان بررسي سبك زندگي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد حمایت اجتماعی، سلامت روان، مهارت های اجتماعی Next Entries منبع پایان نامه درمورد سبک زندگی، سطح تحصیلات، روابط بین فردی