منبع پایان نامه درمورد فضاهای عمومی، مجسمه سازی، هنر معاصر، بحران های اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

. . . سعی کرده اند آنچه را هنرمندان «پاپ آرت» بدون نظریه پردازی هنری به صورت آشفته ای مطرح کردند، با زیبایی شناسی متناسبی معنی کنند. آنها در واقع چیستی و طبیعت هنر را به روشی صریح و با توسل به ارایه مفاهیم اشیاء به شکل های مختلف و معرفی لغوی و توضیحات نوشتاری مورد پرسش قرار می دهند بدون این که به شکل ذهنی و صورت خیالی اثر اهمیت داده شود.
در آثار هنر مفهومی رابطه هنرمند، اثر هنری و مخاطب دیگرگون می شود. به این ترتیب اثر مفهومی محاکات طبیعت و صورت های گوناگون آن نیست، بلکه هنرمند با اتکا به منطق فردی خویش از امکانات زبان و بیان مستقیم در طبیعت و در زندگی بهره می گیرد و در بسیاری از موارد علاوه بر چیستی اشیاء ، واقعیت های سیاسی، اجتماعی و تکنولوژیک موضوع کار او را تشکیل می دهد. در این رابطه مخاطب و گاه خود هنرمند بخشی از کلیت و شکل اثر هنری و مفهوم آن به شمار می آید. قاعدتا” این نوع بیان در اثر هنری حاصل جامعه ای است که سیطره مدرنیسم بر آن همه اشکال تجربی و صورت های هنر مدرن را درنوردیده است و در عین حال نشانگر افول شیوه ها و تجاربی است که مدرنیسم بنیان آن ها را در هنر گذارده است.
به همین دلیل بدون درک تجارب، خصوصیت جستجوگرانه و تحولات هنر مدرن، «هنر مفهومی» و تظاهرات مختلف آن تنها صورت مسخ شده ای از هنر را به نمایش می گذارند. اما واقعیت این است که تحولات هنر غیرقابل پیش بینی است و به نظر می رسد که در جامعه پسامدرنیسم ذائقه مدپرستانه بر تحولات هنری غلبه یافته است.
شکل گیری مدرنیسم بر اساس تنوع، تجدد، فردپرستی و نفی سنت های ماقبل خود منجر به ظهور شیوه ها و مکتب های گوناگونی در هنر غرب شد که یکی پس از دیگری قوام و کمال هنر مدرن را رقم زدند. موضوع و شکل آثار هنر مدرن اگر چه حاصل تحولات تاریخی هنر غرب، به ویژه پس از دوره رنسانس محسوب می شود، اما مدرنیسم به طور اجتناب ناپذیری نافی معنی و شکل هنر پیش از خود نیز می باشد. زیرا هر تجربه جدیدی می توانست دارای اصالت باشد و شکل کامل تری از هنر نوین را به نمایش بگذارد.به نظر می رسد آنچه به عنوان خصلت پژوهشگرانه و نوجویانه هنر مدرن و پیشگامان آن به شمار می آمد در نیمه اول سده بیستم به انتها رسید و سرانجام مدرنیسم که با انکار موزه ها و ارزش های موزه ای شکل گرفته بود به نوبه خود موزه های دیگری را بوجود آورد. در گرما گرم جنگ دوم با مهاجرت بسیاری از هنرمندان اروپایی کانون هنر غرب به امریکا انتقال یافت و تحولاتی را در آنجا بوجود آورد. این تحولات اگر چه بر اساس آموزه ها و تجارب اساتید هنر مدرن شکل گرفت و حاصل اوج مدرنیسم به شمار می آید اما دگرگونی و فروپاشی مدرنیسم کلاسیک را هم به دنبال داشت. نسل هنرمندان پس از جنگ عمدتا” با جسارتی جنون آمیز آثاری خلق کردند که علاوه بر ظاهر ساختن سیر منطقی تحولات هنر مدرن، اضمحلال و بن بست آن را نیز نشان داد.
پس از فروکش کردن مصائب جنگ دوم و پشت سرگذاردن بحران های اجتماعی و اقتصادی و فراهم آمدن زمینه های رونق و توسعه مجدد اقتصادی، الگوی هنر و هنرمندان نسل پس از جنگ دیگر نمی توانست در اشکال و مفاهیمی که از مدرنیسم مایه می گرفت محصور بماند. همچنان که با گسترش لذت پرستی های فردی و اجتماعی، بی بندو باری، تابوی مصرف و مسخ رفتارهای انسانی ذیل نام دمکراسی، هنر مدرن دیگر نمی توانست آینه سرگشتگی و بی سرانجامی و مصائب درونی و پنهان جامعه پسامدرن باشد. آخرین تحولات هنری ناشی از مدرنیستم به شکلی بسیار متنوع و در عین حال به صورتی بسیار پریشان و اشفته از نظر زیبایی شناختی و مضمون هنری در آثار هنرمندان پاپ آرت ظهور کرد.
در واقع پس از این مرحله و در کنار تجارب هنرمندان پاپ آرت بود که به تدریج گرایشان مختلفی در هنر تجسمی ظاهر شد و خبر از سپری شدن دوران «ایسم» های گوناگون عصر مدرنیسم داد.
با ظهور جنبش های جدید هنری پس از دهه 1960، شکل و مضمون اثر هنری و رابطه اش با انسان و طبیعت مجددا” مورد پرسش قرار گرفت. هنرمندان از آخرین دستاوردهای تکنولوژیک برای بیان مفاهیم و موضوعات هنر خود بهره گرفتند. ” ( حسینی راد ، کاتالوگ نمایشگاه هنر های مفهومی ، 1380 )

هنر جدید
« شاید بتوان گفت كه همه‌ی هنرها، متضمن وجهی جدید است. اگر فاقد این خصیصه باشد هنر نیست. جدید بودن، شرط كافی نیست كه چیزی را تبدیل به اثری هنری كند، اما ضروری به نظر می‌رسد. اگر هنری، جدید نباشد باز تولید اندیشه و دستاوردهای گذشته است. و باز تولید هنر گذشته، بدون هیچ قصد و غرضی می‌تواند صنعت باشد. رجوع آگاهانه به یك معنا و یا سنت تصویری گذشته و ایجاد یك معنا در بستری جدید می‌تواند هنری جدید باشد. واژه‌ی جدید در هنر جدید یك توافق خواسته یا ناخواسته است. توافقی كه اشاره و رجوع به وجهی است در مقابله با هنر نو (مدرن) و یا سنت. این توافق درون مرزی همانند تفاوتی است كه بین نگارگری و نقاشی هست اگرچه ترجمه‌ی این دو واژه ممكن است برای مخاطب خارجی یكی باشد. از این رو این واژه بیش‌تر مصرف بومی دارد تا بین‌المللی. هنر جدید در ایران به تأثیرات انواع گونه‌های متفاوت هنرهای غیرمتعارفی اطلاق می‌شود كه پس از هنر مینیمال در غرب و آمریكا شكل گرفته‌اند. این تأثیرات در بستر فرهنگی ایران ویژگی‌های بومی كسب كرده‌اند. این نوع هنر كه سنتی‌ترین شكل آن هنر مفهومی است دارای ویژگی‌ها و مؤلفه‌های خاصی است.» (سعیدی ، 1384 ، 12 )
هنر جديد گونه اي از هنر معاصر است که هنرمند با استفاده از رسانه هاي جديد در تلاش براي يافتن مفاهيم تازه اي از موضوع هاي گوناگون است. در اين گونه هنري، هنرمند تقليدي آگاهانه و بيغرض از آثار گذشتگان داشته و با رجوع آگاهانه مي تواند به معاني و پيامهاي نو در بستري جديد دست يابد.
هنر جديد همانند هر پديده اي نو داراي ويژگي هايي است که آنرا از هنرهاي ديگر متمايز مي کند. هنرمنداني که در اين عرصه فعاليت مي کنند نيز با انديشه و نگرش متفاوت از هنر جديد بهره می برند که در حقيقت آن چه اين هنرمندان در آن شريک اند، نه موضوع، مواد خام، روش هاي کار، بلکه علاقه آنها و تعهدشان به ديدگاهي گسترده تر از آفرينش هنري و از اين راه کشف خود است. بر اثر کنش هاي متقابل اين عناصر، محيط هاي شخصي، رواني و جسماني آفريده شده است که همانند هنرمندان سازنده آنها منحصر به فردند .تفاوت هنر جديد با هنر مفهومي در اين موضوع نهفته است که بنيان هنر مفهومي بر اولويت اصالت ايده استوار است. واژه هنر مفهومي نخستين بار توسط سل لويت در پاراگراف هايي درباره هنر مفهومي در شماره(1) تابستان ١٩٦٧ نشريه آرت فروم به کار رفت . وي که از نخستين نظريه پردازان هنر مفهومي به شمار مي رود، اين اصطلاح را براي توصيف آثار خويش به کار برد. بعدها اين اصطلاح به آثاري اطلاق شد که مشارکت ذهن تماشاگر را فراتر از تاثيرات بصري يا عاطفي طلب مي كرد.
در دهه هاي پاياني سده بيستم، به دليل شرايط خاص سياسي، فرهنگي و اجتماعي در رابطه با گرايش ها و رويه هاي هنري، دنياي هنر شاهد شكل گيري و توسعه تحولاتي عميق در مفهوم هنر و ساختار زيبايي آن شد. چنين جريان هايي كه با نام هنر جديد شناخته شده اند اغلب توسط نسل جوان دنبال مي شود.
در این هنر احتمال استفاده از اشیاء آماده وجود دارد. از ویژگی‌های دیگر این هنر این است كه در بعضی از موارد میرا و غیر مانا هستند. معمولاً مخاطب توسط اثر احاطه می‌شود و به درون اثر می‌رود. حضور مخاطب و دخالت او در چگونگی اثر و سرنوشت غائی اثر را شكل می‌دهد. در نتیجه هنرمند فراهم آورنده‌ی بستری برای به وجود آوردن یك معناست.
در هنر جدید معمولاً فضای نمایشگاه توسط هنرمند طراحی می‌شود. فضای پیرامون اثر باز بودن یا بسته بودن، تاریك بودن یا روشن بودن، سكوت یا همهمه، بودار بودن و…) در شكل‌گیری معنی اثر هنری تعیین كننده است.
در هنر جدید بسیاری از هنرها را توأماً می‌بینیم و یا این كه بسیاری از هنرها با هم ادغام شده و فنون اجرایی جدیدی مثل هنر چندرسانه‌ای و چیدمان ویدئویی شكل گرفته‌اند. در بسیاری از موارد فن‌آوری‌های جدید به صورت چند رسانه‌ای و شبكه‌ای در فرایند شكل‌گیری اثر هنری دخالت دارد. گونه‌های مختلف هنر جدید از منظر رویه، چیدمان، هنر ویدئو، چیدمان ویدئویی، چیدمان عكس، هنر اجرا، هنر محیطی هنر چند رسانه‌ای و شبكه هستند.
در یك گستره جهانی شكل تحول یافته و امروزی هنر مفهومی در مقایسه با مدرنیزم كلاسیك كه غالباً هنری انتزاعی بود، این قابلیت را دارد كه در خدمت مفاهیم و فكر قرار گیرد. برخلاف مدرنیزم كه یكسان شدن هنرها پیامدش بود، هنر جدید در پس یكسان شدن زبان فرهنگ‌ها می‌تواند گوناگونی را به نمایش بگذارد. شاید یكی از دلایل فراگیر شدن و تداوم هنر مفهومی این باشد كه به واسطه‌ی استفاده از هنرهای مختلف هنرمندان بسیاری را مجذوب خود كرده است.

هنر چیدمان
اینستالیشن آرت یا هنر چیدمان، هنری است که مواد مجسمه سازی و دیگر رسانه ها را به کار می بندد تا شیوه رویا رویی ما با فضایی مخصوص را اصلاح کند. اینستالیشن آرت لزوماً به فضای نمایشگاه محدود نیست و می تواند به هر مداخله مادی در فضاهای عمومی یا خصوصی روزمره اشاره کند. این هنر، تقریباً همه اشکال رسانه را در هم می آمیزد تا تجربه ای غریزی و یا مفهومی در محیطی مشخص خلق کند. مواد مصرفی در اینستالیشن آرت معاصر از مواد طبیعی و روزمره تا رسانه های جدید همچون ویدئو، صدا، پرفورمنس، کامپیوتر و اینترنت را شامل می شود. برخی اینستالیشن ها مختص هستند و به گونه ای طراحی شده اند که وجودشان در گرو مکانی است که برای آن طراحی شده اند. این هنر، بیانگر علاقه هنرمند به گسترش زمینه کار از کارگاه به فضاهای عمومی است و از این طریق هنرمند کنترل خود را بر نمایش آثار گسترده تر می کند.
اصطلاح چیدمان در دهه ١٩٧٠ رواج يافت و منظور از آن، کارگذاري، جفت و جورکاري و فضاسازي سه بعدي در يک نمايشگاه، نگارخانه يا مکان هاي ديگري براي نمايشي خاص و يا رساندن پيامي معين است. اشياء مواد و مصالحي که در يک چيدمان به کار مي روند تقريبا نامحدود و هيچ چارچوب سبکي در آن وجود ندارد. مي توانند انتزاعي يا روايي، سياسي يا صرفا نظري، موقت يا دائم باشند. پيشينه اين شكل هنري به اوايل سده بيستم و به آثار هنرمنداني باز مي گردد که مي خواستند از محدوده مفاهيم قراردادي و سنتي نقاشي و مجسمه سازي خارج شوند. کارهاي مارسل دوشان، کورت اشويترز و ساختگراهاي روسي در اين گروه جا مي گيرند. اصطلاح هنر چيدمان که اکنون به طور وسيعي به کار مي رود، بيش تر به کار آن گروه از هنرمنداني اطلاق مي شود که مي خواهند واکنش مستقيم نسبت به محيط داشته باشند و از فضاهاي جلب توجه کننده براي هدف هاي بياني استفاده کنند.( لینتین ، 1382 ، 491 )

تاریخچه هنر چیدمان
این گونه هنر معاصر در دهه ی 1970 پر آوازه شد. بسیاری ریشه های این شکل از هنر را در هنرمندان قدیمی تر همچون مارسل دوشان60و استفاده از مواد پیش ساخته به جای شکلهای سنتی تر پیکر تراشی دستی، می دانند.
هدف هنرمندان در اینستالیشن آرت های متأخر تر که ریشه در هنر مفهومی دهی 1960 دارد، بسیار مهم است. این انحراف دیگری است از مجسمه سازی سنتی که کانونش را بر فرم قرار می دهد. اینستالیشن آرت های اولیه ی غیر غربی، شامل رخدادهایی می شود که توسط گروه گوتای61 در ژاپن (تأسیس شده در 1954) به اجرا در آمدند، که پیشگامان اینستالیشن آمریکایی همچون آلن کاپرو62 را تحت تأثیر قرار داد.
اینستالیشن به عنوان نامی برای شکل خاصی از هنر نسبتاً به تازگی استفاده شده است. اولین کاربردش آنگونه که توسط « OED » ثبت شده در 1969 بوده است. اینستالیشن در این متن برای ارجاع به شکلی از هنر به کار رفته که قطعاً از پیش از تاریخ وجود داشته اما تا میانه ی قرن بیستم به آن به عنوان مقوله ای جدا اعتنایی نشده است. آلن کاپرف اصطلاح زیست محیط63 را در 1958 برای توصیف دگرگون کردن های فضاهای داخلی اش به کار برد، این بعد ها با اصطلاحاتی چون هنر پروژه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد مجسمه سازی، معماری سنتی، زیبایی شناختی، زندگی روزمره Next Entries منبع پایان نامه درمورد هنر معاصر، ناخودآگاه، یونان باستان، زندگی روزمره