منبع پایان نامه درمورد فرهنگ و تمدن، ساربان سرگردان، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

اين‌كه بچه نداريد”(197) شبيه اين حرف را بارها به آل‌احمد و دانشور زده‌اند. آل‌احمد در سنگي بر گوري به صراحت از آن سخن مي‌گويد ودانشور در لابه‌لاي بسياري داستان‌هايش اين آرزو و حسرت را گنجانده است. در ساربان سرگردان به شكلي عريان آن را بيان مي‌كند: “يك هفته‌ي تمام مي‌رشتم و مي‌بافتم و به جلال اصرار مي‌كردم كه يك بچه از پرورشگاه بگيريم. در اشتياق مادري مي‌سوختم.”102 بي‌تجربگي دانشور در اين زمينه او را واداشته است تا زري را به كارد خانم حكيم بسپارد تا فرزندانش را نه به صورت طبيعي بلكه با سزارين به دنيا آورد كه تمهيدي درخشان است
“همچنين سپردن فرزندان به دست كلفت خانه، عمه و يا فرستادنشان به خانه‌ي مهرانگيز تمهيدي ديگر است تا زري مستقيماً در كار روزمره‌ي فرزندان دخالتي نداشته باشد. اينجاست كه مي‌گوييم رمان نويس فقدان تجربه را، مثلاً در امر زايمان كه به ظاهر مي‌توانست ضعف او به قلم رود بدل به قدرت كرده است و با شرح گاه به گاه نقشه‌ي جغرافياي حاصل از آن سزارين‌ها ارزش كار خلق زنانه را مضاعف كرده است.”103
زري سووشون به طبقات فرودست جامعه تعلق دارد و ازدواج با يوسف او را حتي از نظر طبقاتي نيز ديگرگون مي‌كند. زري پس از ازدواج، يكي از افراد طبقات خان‌ها و ارباب‌ها به شمار مي‌آيد و زن ارباب نام مي‌گيرد. زندگي دانشور اما به گونه‌اي ديگر است. خانواده‌ي او از طبقات مرفه و ممتاز زمان خود بوده است و خانواده جلال از طبقات متوسط. زري در كنار يوسف به رفاه و آسايش اقتصادي مي‌رسد و دانشور با جلال فقر را از نزديك تجربه مي‌كند. او پيش از اين فقر را در مطب پدر ديده بود اما در زندگي با جلال آن را لمس مي‌كند. شايد بتوان تصور كرد كه يكي از نكاتي كه زري را در همان ملاقات اول دلبسته‌ي يوسف كرد، ثروت او بوده است. اما به طور حتم چيزي كه دانشور را شيفته‌ي جلال ساخت علاوه بر تفكر و انديشه‌ي او، خاستگاه اجتماعي‌اش بود. دانشور مي‌خواست از طبقه‌ي خود جدا شود زيرا مي‌دانست كه تا وقتي وابسته‌ي طبقه‌ي خود است طبعاً از منافع همان طبقه دفاع خواهد كرد و اين با آرمان‌هاي دانشور پرشور و جوان منافات داشت.
“جلال آل‌احمد از خانه‌ي پدري‌اش بيرون آمده بود و از مال دنيا هيچ نداشت ما ناچار بوديم خودمان كار كنيم و نان خودمان را دربياوريم. من مي‌خواستم همين را بيازمايم. به همين دليل زن جلال شدم. چرا كه مي‌خواستم براي خودم يك زندگي دل‌خواه بسازم نه اين كه وارد يك زندگي از پيش ساخته شده بشوم و ملال و بيهودگي بورژوازي را بيازمايم.”104
در اين‌جا نيز دانشور بار ديگر آرزوهاي خود را بر شخصيت‌هاي رمانش تحميل كرده است. گويي زري تجسم اين آرزوي دانشور است كه با همين كمالات از خانواده‌اي فرو دست باشد تا بتواند زندگي آن‌ها را با تمام مشكلات احتمالي‌اش با پوست و خون خود تجربه كند. مي‌توان گفت اين آرزو تا حدودي تحت تأثير جريان جامعه و محيط آن زمان پرورده شده است. محيطي كه خسرو را وامي‌دارد تا براي پاك كردن انگ اشرافيت از دامان خود به مرور خاطراتي از مادربزرگش ـ كه حتي او را به خوبي به ياد نمي‌آورد ـ رو آورد و با تعريف تكه‌‌هايي از آن گناه اشرافي بودنش را جبران كند. براي برخي از شخصيت‌هاي ديگر رمان نيز مي‌توان مصداق‌هاي بيروني يافت. خانم مسيحا‌دم تصويري از هما دانشور، خواهر نويسنده است و دكتر عبدالله‌خان يادآور پدرش است. اساساً توجه زياد راوي به صحنه‌هاي بيمارستان و تيمارستان و گزارش دقيق احوال بيماران كه از اصلي‌ترين توصيفات او از طبقه‌ي فرودست است تا حدود زيادي به شغل پدر دانشور بازمي‌گردد.
پدر يوسف نيز از جهاتي با پدر جلال شباهت‌هايي دارد و مك ماهون كسي است كه دانشور در هاروارد با او آشنا شده است. با شخصيتي شبيه مستر زينگر آشنا بوده و حتي از او تعليم خياطي گرفته و با شگفتي شاهد تغيير ناگهاني او از يك مبلغ چرخ خياطي به يك افسر نظامي بوده است.105 پدر دانشور دكتر ايل بود و به همين خاطر بارها به اطراق‌گاه ايل قشقايي رفته بود و با ايل روابطي دوستانه داشت. دانشور بي بي همدم، مادر ملك رستم و سهراب را از شخصيتي به همين نام انتخاب مي‌كند كه در ايل قشقايي زيسته است. با حاكم و دخترش نيز آشنايي داشته و حتي با دختر حاكم دوست بوده است و در توصيف مراسم عقدكنان او از تجربيات و ديده‌هاي خود سود جسته است. او از خانواده‌اي بود كه به ميهماني‌هاي مجللي دعوت مي‌شدند از اين رو با ميهماني‌هايي مشابه اين ميهماني آشنا بوده است.
3. نسبت موقعيت اجتماعي رمان با زمان
سووشون نخستين بار در تيرماه 1348 منتشر شد. بي‌ترديد اين سال‌ها در مسير روي‌آوري فضاي فرهنگي ـ هنري ايران به سوي هنر اجتماعي نقطه‌ي اوج قلمداد مي‌شود. اگر از چشم‌انداز نظريه‌ي دريافت، ادب وهنر معاصر را بنگريم، آشكارا درمي‌يابيم منتقد ومخاطب اين روزگار، خواسته يا ناخواسته اثري را كه نسبت استوار و روشني با جامعه و دردها و دغدغه‌هاي آن ندارد، به چيزي نمي‌گيرد. روشن است كه در اين زمانه هنرمند نيز خود را سخن‌گوي جامعه احساس مي‌كرد. دغدغه‌هاي شخصي، رويكردهاي انتزاعي و به طور كلي اصرار بر هنر به عنوان فرآيندي مستقل در اين سال‌ها و سالياني پس از آن مطلقاً محكوم به خاموشي و فراموشي بود. سهراب سپهري در اين زمينه مثال روشن‌گري است كه چندين سال پس از اين دوران ناگهان مجال ظهور مي‌يابد اما در اين دوره تقريباً شاعر از يادرفته‌اي است. در ا ين‌ دهه برخلاف دو دهه‌ي پيشين رمان مورد توجه و اقبال فراواني قرار مي‌گيرد. در دهه‌هاي پيش نويسندگان بيشتر به داستان كوتاه توجه نشان مي‌دادند اما در اين دهه به علت “رشد طبقه‌ي متوسط، تمركز شهري و افزايش تحصيل كردگان، رمان به رايج‌ترين نحوه‌ي بيان ادبي زمانه تبديل مي‌شود.”106
دانشور نيز كه پيش‌تر دو مجموعه‌ي داستان كوتاه آتش خاموش (1327) و شهري چون بهشت (1340) را منتشر كرده بوده اين‌بار هم‌سو با “روح زمانه” قالب رمان را برمي‌گزيند. از كارهاي توصيفي آغازين به ادبياتي شكل يافته‌تر دست مي‌يابد وهمچون بسياري از نويسندگان اين دوره با نگرشي انتقادي به جامعه مي‌نگرد و مي‌كوشد به “راه حلي بومي” دست يابد. راه حلي فراتر از آنچه حزب‌ها و ايدئولوژي‌هاي وابسته به يكي از قدرت‌هاي خارجي،سا‌ل‌ها روشنفكران را به خود مشغول كرده بود. ادبيات اين سال‌ها را بر خلاف ادبيات سال‌هاي پيش كه “ادبيات گريز” نام گرفته بود،‌مي‌توان ادبيات “بيداري و به‌خودآيي” نام نهاد. در اين دوره روشنفكران “پس از مرحله‌ي شيفتگي نسبت به تمدن غرب در سال‌هاي مشروطيت و گرايش‌هاي جهان وطني در دهه‌ي 30ـ1320” به خود مي‌آيند و “عليه مجموعه‌ي عوارض بيمارگونه در بنيادهاي فرهنگ و تمدن سرزمين‌هاي استعمار زده ” دست به طغيان مي‌زنند و از وضعيت مصيبت‌بار جامعه آگاه مي‌شوند. از اين رو “اعترض” يكي از مهم‌ترين بن‌مايه‌هاي اين دوره مي‌شود. نويسندگان و روشنفكران براي مقابله با دستاوردهاي فرهنگ غربي ـ غربزدگي ـ بيش از پيش به سنت روي‌آور مي‌شوند. “بازگشت به سنت و ضديت با تجدد، فكر مسلط بر جامعه‌ي روشنفكري مي‌شود.”107 از آن‌جا كه روستاها هميشه نسبت به سنت‌ها و آيين‌هاي قديمي پايبندتر بوده‌اند،‌ توجه نويسندگان را به خود جلب مي‌‌كنند. نويسندگان مي‌كوشند به درون روستاها و مناطق دورافتاده راه يابند و شيوه‌ي زندگي آن‌ها را در آثار خود به نمايش بگذارند. داستان‌هاي آل‌احمد، ساعدي، دولت آبادي و … نمونه‌ي خوبي از اين آثارند. دانشور نيز در سووشون به روستاييان و فقري كه گريبانگير آن‌هاست بسيار مي‌پردازد. هربار كه يوسف به ده مي‌رود و بازمي‌گردد، حكايت‌هاي فراواني از اين دست براي زري بازمي‌گويد. مشكلات روستاهاي سووشون به اندازه‌اي است كه حتي يوسف هم كاري از دستش برنمي‌آيد. مگر چند نفر را مثل كلو مي‌‌تواند بياورد به شهر و به فرزندي بپذيرد؟ بيماري و تيفوس چنان در روستاها پخش شده است كه ديگر از دست دكترها هم كاري برنمي‌آيد و به قول خان‌كاكا “اگر تمام دواهاي دنيا را تو اين دهات بريزند، ‌درد اين دهاتي‌ها دوا نمي‌شود.” (22) با تمام مشكلاتي كه روستاييان با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند، نويسندگان و روشنفكران اين دوران، زندگي ساده و توأم با آداب و رسوم سنتي آن‌ها را به شكلي آرماني مي‌بينند و بازگشت به آن را در حقيقت گونه‌اي بازگشت به خويشتن و “رجوع به اصل و هويت شرقي” مي‌شمارند. برخي روشنفكران همچون شريعتي و آل‌احمد در راه جستجوي هويت خويش،‌به مذهب روي‌آور مي‌شوند و دست‌يابي به آن را مهم‌ترين عامل رهايي از تسلط غرب مي‌دانند. برخي ديگر همچون اخوان ثالث بر سنت گذشته‌ي ايرانيان و تعاليم پيامبران و مصلحان باستاني چونان زرتشت و مزدك دل مي‌بندند. اما آنچه ميان همه‌ي اين روشنفكران مشترك است، اعتراض در برابر تسلط فرهنگي بيگانگان و بيزاري از غرب و جستجوي هويت فراموش شده‌ي ايراني ـ اسلامي و شرقي است. در سووشون از هر دو اين جريان‌ها مي‌توان نشان يافت. دانشور همان‌گونه كه از مذهب و جنبه‌هاي گوناگون آن ـ از اعتقادات گرفته تا خرافات ـ سخن مي‌راند، به سنت و آيين‌هاي قديمي نيز بي‌توجه نيست. اگر عمه‌خانم را مي‌بينيم كه به روضه مي‌رود، براي دوقلوها چادر مي‌دوزد تا همراهش نماز بخوانند، پشت‌سر مسافر سوره انعام و بالاي سر بيمار حديث كساء مي‌خواند، زري نيز هست كه در ميهماني عقدكنان دختر حاكم همه چيز را با دقت مي‌بيند و با دقت بسيار سنت‌ها و آيين‌هاي عروسي را براي خارجيان توضيح مي‌دهد.
يكي از ويژگي‌هاي اين دهه، حضور فعال زنان در عرصه‌ي ادبيات است. در اين دوره نويسندگان زن بسياري پا به عرصه گذاشتند و در آثار خود كوشيدند زندگي دروني زنان را به نمايش درآورند.
“عدم استقلال شخصيت زناني كه در تنگناي خواست‌هاي خود و انتظارات خانواده و جامعه قرار گرفتند و هويتشان فقط در رابطه با مردان مشخص مي‌شود، جنبه‌اي سوگنامه‌اي به اين آثار مي‌بخشد. نوشته‌هاي زنان داستان‌سرا،‌ بازتابي از تجربه‌ها و حالات شخصي آن‌هاست اما به صورت كنايي ابعاد سياسي و اجتماعي جامعه را نيز دربرمي‌گيرد.”108
در سووشون زري به زيبايي وصف مي‌شود و مخاطب با حالات دروني، ترس‌ها، دلهره‌ها و دغدغه‌هاي او آشنا مي‌شود و مي‌بيند كه زري چطور در برابر يوسف حتي از استقلال فكري نيز بي‌بهره است و حتي نسبت به آن آگاهي هم ندارد. زري هرگاه ترس را فراموش مي‌كند و حرفي مي‌زند، فوراً به صرافت مي‌افتد كه “من هم كه دارم حرف‌هاي يوسف را مي‌زنم” حتي پس از مرگ يوسف هم زري به استقلال نمي‌رسد و همچنان در بند افكار و انديشه‌هاي او مي‌ماند و اگر تصميم مي‌گيرد اسلحه به دست خسرو بدهد و در مرگ خوبان خوب بگريد براي اين است كه فكر مي‌كند يوسف اين‌گونه بودن را بيشتر مي‌پسندد. از ديگر زنان نويسنده‌ي ايران كه به مسائل زنان و مشكلات اجتماعي آنان پرداخته‌اند، مي‌توان از گلي ترقي، مهشيد اميرشاهي، شهرنوش پارسي‌پور، ميهن بهرامي و غزاله عليزاده نام برد. تشكيل “كانون نويسندگان ايران” يكي از مهم ترين رويدادهاي اين دوره است كه نخستين پايه‌هاي آن توسط آل‌احمد و ساعدي بنا نهاده شد و در نخستين انتخابات ـ فروردين 1347 ـ دانشور به عنوان رئيس كانون برگزيده شد. اهداف اين كانون در راستاي آزادي انديشه و بيان بود. نخستين بيانيه‌ي آن را مي‌توان “سند جالبي از مقاومت روشنفكران در برابر اختناق سياسي و به مبارزه طلبيدن الگوي فرهنگي حاكم بر جامعه” دانست.109
بي‌گمان عضويت و مديريت دانشور بر كانون نويسندگان ايران، ‌در نگرش او نسبت به جامعه و نحوه‌ي داستان‌نويسي او بي‌تأثير نبوده است. بايد به تلقي و انتظار جامعه از كانون نويسندگان در آن دوره‌ي بحراني و حساس، توجه كرد. كانون نويسندگان در آن روزگار مفهومي عميقاً اجتماعي و بلكه انقلابي و انتقادي داشت. اين را مي‌توان في‌المثل در خطابه‌ها و شعرهاي “ده شب” كه به همت كانون نويسندگان و با همكاري انجمن فرهنگي آلمان و ايران برگزار شد و با سخنان دانشور آغاز شده به روشني تمام ديد.

د) تعارض نقش آفريني در خانواده و جامعه:
در سرتاسر سووشون تقابلي ميان فرد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد ساربان سرگردان، ناخودآگاه Next Entries منبع پایان نامه درمورد احساس حقارت