منبع پایان نامه درمورد عناصر داستان، ساربان سرگردان، داستان کوتاه

دانلود پایان نامه ارشد

فارس با انگليسي‌ها مربوط به يک سال بعد از حوادث سووشون يعني سال 1323 است و نويسنده ـ يا به اشتباه يا به عمد ـ رويدادهاي اين دو سال را با يکديگر ترکيب کرده است. 144 البته جاي اين مناقشه‌ي جدي وجود دارد که داوري گلشيري نه تنها با داوري سووشون بلکه با نگاه زمانه‌اي که سووشون در آن پرورده‌ شده تفاوت دارد. روح زمانه در دهه‌ي چهل و چند دهه پيش از آن و دهه‌اي بعدتر از آن به استعمار به عنوان علت العلل همه بدبختي‌ها و عقب ماندگي معطوف است. نگاه گلشيري اساساً نگاهي امروزين‌تر است و پس از فروکش کردن بسياري اضطراب‌ها و هيجان‌هاي اجتماعي پديد آمده است. نگاهي كه در مطالعات آکادميکي چون ما چگونه ما شديم دکترصادق زيباکلام به روشني يافتني است زيباكلام مي‌کوشد اين نگاه جاي گير شده در اذهان عمومي را به نقد بکشد و اين پرسش مهم را پيش بکشد كه آيا توجه و تأکيد بي‌اندازه به استعمار منجر به اين بليه‌ي عظيم‌تر نشده که از بيماري‌ها و کاستي‌هاي خود و جامعه‌مان چشم بپوشيم. البته اين نظر منتقدان بسياري دارد و هنوز جامعه‌ي ما در قضاوت و تعامل استعمار و تمدن مغرب زميني‌ دچار تشتت و ابهام است.
قحطي شديدي که در سووشون روايت مي‌شود و جا به جا از زبان زري و يوسف وصف آن را مي‌شنويم، يکي ديگر از موارد به هم ريختگي زماني است. بي‌شک قحطي با اين شدتي که در سووشون مي‌بينيم از پيامدهاي جنگ اول جهاني بوده است. اگر چه ممکن است در جنگ دوم نيز به علت حضور قشون خارجي و شريک شدن آن‌ها در محصولات کشاورزان ايراني، مردم با کمبودهايي روبه رو شده باشند اما هيچ گاه اوضاع تا به اين حد که در سووشون آمده است، تلخ و ناگوار نبوده است. البته ممکن است اين جا به جايي‌ها کاملاً عمدي و براي گريز از سانسور باشد که در آن روزگار ترفندي رايج به شمار مي‌رفت. همان‌طور که دانشور روز مرگ يوسف را به همين دليل از بيست و هشتم مرداد ـ روز سقوط دکتر مصدق ـ به بيست و نهم تغييرداده‌، از فضاي جنگ جهاني اول براي توصيف چگونگي وضع زندگي مردم، روحيات، آرزوها، خواسته‌ها و مبارزاتشان در طول جنگ دوم جهاني ياري گرفته است.145 البته روايت مؤثر صحنه‌هاي قحطي بي‌ترديد بي‌بهره از جنبه‌هاي نمادين نيست و اين جا به جايي به قصد اغراق و نيز پرهيز از زمان مند کردن کامل صحنه‌ها کاملاً با رويکرد نمادين اين صحنه‌ها که بياني از فلاکتي است که جامعه‌ي ايراني و به ويژه محرومان را دربرگرفته بود. در اين زمينه نيز روح زمانه، به ويژه زماني که سووشون در حال پروردن بود تاثير قطعي دارد. توجه به صحنه‌هاي دل‌خراش و غم‌انگيز جامعه که وجهه‌ي همت روايت ناتوراليستي بود در اين زمان رواج داشت. گلشيري هم چنين کوشيده با نماياندن تناقض‌هايي در وقايع مربوط به پدر يوسف ما را به اين نتيجه برساند که جا به جايي‌هاي زماني صورت گرفته درباره‌ي شخصيت “حاج‌آقا” صرفاً به خاطر تلاش دانشور براي آميختن شخصيت او با پدر آل احمد است. 146 اگر سخن گلشيري پذيرفتني باشد اين نمونه نيز آميزش فضاي بيرون از شيراز و زمانه‌ي مورد نظر دانشور در رمان با موقعيتي ديگر است. موقعيتي که نويسنده بدان تعلق دارد. زيرا اين جا به جايي نهايتاً به سوداي آميزش شخصيت يوسف با جلال است.
اين جا به جايي‌ها و نا هم خواني‌هاي زماني اگر چه ممکن است در يک روايت کاملاً تاريخي يا رمان‌هايي که کاملاً برپايه‌ي رخدادهاي تاريخي‌ نگاشته مي‌شوند و تنها بيان هنري گذشته‌ي يک ملتند، ضعف به شمار آيد اما در سووشون به هيچ روي اين‌گونه نيست. سووشون تاريخ نيست که اثبات اين موارد از ارزش آن بکاهد. دانشور همچون نويسندگان رئال تنها قصد بيان واقعيت‌‌ها را نداشته است. او در روايت خود تخيل و واقعيت را به هم درمي‌آميزد و به شيوه‌ي داستان‌هاي مستند گونه Documentary Fiction عمل مي‌کند، کاري که بعدها آن را در جزيره‌ي سرگرداني و ساربان سرگردان پي مي‌گيرد. 147 در اين شيوه، نويسنده روايت خود را براساس حوادث و اتفاقات مستند پي‌مي‌گيرد ولي خود را به آن محدود نمي‌کند و تخيل خود را رها مي‌‌کند تا در جاي جاي روايت نفوذ کند و بر آن تأثير بگذارد. بدين ترتيب اثري که با اين شيوه آفريده مي‌شود تنها تاريخ و وقايع مستند نيست بلکه تاريخي است که نويسنده به اختيار خود در آن دست برده و آن را به ميل خود تغيير داده و جا به جايي‌هايي در آن صورت داده است. 148
سووشون در بستر زماني سال‌هاي جنگ جهاني دوم جريان دارد و بازتابي از تسلط قواي بيگانه، نا امني شهرها و روستاها، قحطي، بيماري‌هاي مسري و مرگ و مير، شورش عشاير و … است. با اين همه روح روايت گويي به حوزه‌ي ديگري تعلق دارد. مي‌توان گفت که “وقايع 1322 براساس روح حوادث سال‌هاي 1340 تا 1348 بازسازي شده است. 149” نويسنده با عينک دهه‌ي چهل به وقايع سال 1322 مي‌نگرد و مي‌‌کوشد تا وقايع زمان تاريخي رمان را در پرتو وقايع زمان خلق رمان و يا برداشت‌هاي آل‌احمد از اين وقايع تعبير و تفسير کند.
“در نتيجه طرحي که براي حل معضلات در همان سال وقوع حوادث رمان پيش چشم خواننده گذاشته مي‌شود، همان طرحي است که مثلاً در در خدمت و خيانت روشنفکران و حتي غربزدگي او شکل گرفته بود.” 150
در حقيقت دانشور روايت‌گري نيست که براي پروردن روايتي که با او فاصله‌ي زماني دارد يک‌سره از پيرامون و زمينه‌ي اجتماعي زمانه‌اش جدا شود و در مقطع زماني‌اي که به روايت آن مشغول است، مستغرق شود.
توضيح اين نکته ضرورت دارد که افکار و ديدگاه‌هاي زمان نگارش رمان تا آن‌جا حق وارد شدن به زمان رويدادهاي رمان را دارد که در روايت داستان خدشه‌اي وارد نشود و نويسنده نخواهد حکم‌ها و انديشه‌هاي امروز خود را، مثلاً آنچه را که تا سال چهل و هشت به درک آن رسيده است، بر اثر تحميل کند. در اين زمينه گلشيري معتقد است توجه‌ بيش از حد به نقش مخرب انگليسي‌ها در عوض ناديده گرفتن گرايش مهمي که در شيراز سيدنورالدين نماينده‌ي آن است و بعدها سيدضياء الدين گرداننده‌ي اصلي آن مي‌شود، اين است که نويسنده افکاردهه‌ي چهل خود را ـ که تا حدود زيادي تحت تاثير آل‌احمد است ـ به دهه‌ي سي تعميم داده است. 151 با اين همه زاويه‌ي روايت و نگاه زنانه‌ي روايت و قهرمان آن، آشکارا نشان از آن دارد که سووشون چنان که گلشيري انتظاردارد نمي‌تواند در مسائل سياسي جامعه‌ي ايراني عميق شود و شخصيت‌هاي سياسي ـ تاريخي را تجزيه و تحليل کند. به هر روي در گفتمان گلشيري به اين مساله ـ نگاه زنانه و متمايز سووشون ـ چندان که بايد توجه نشده و به نظر مي‌رسد نقد او بي اما و اگري نباشد.
ج) روايت نمادين سووشون:
هر چند سووشون رماني است عميقاً معاصر و گره خورده با جامعه‌ي ايران سده‌ي بيستم اما استعداد آن را دارد که از مقطع زماني مورد توجهش فراتر رود و به مدد اشارات تاريخي، اساطيري و حتي افسانه‌اي روايتي مربوط به تاريخ اجتماعي ايران قلمداد مي‌شود.
آنچه تاکنون به بررسي آن پرداختيم، بيشتر به ارتباط سووشون با دوران خاصي از جامعه‌ي ايران ـ سال‌هاي 1323 و تا حدودي دهه‌ي چهل ـ باز مي‌گشت، اکنون مي‌خواهيم گامي فراتر نهيم و مناسبات سووشون را با کل جامعه‌ي ايران در گستره‌ي زماني فراخ‌تري،‌ به بيان ديگر “ايران تاريخي” بسنجيم.
سووشون علاوه بر آن‌که رماني تاريخي است و حقايقي چند از تاريخ ايران را ـ در محدوده‌ي زماني خاصي ـ به نمايش مي‌گذارد، به مدد بيان رمزي و نمادينش، از وابستگي به زماني خاص مي‌رهد و با نگاهي شامل به کل تاريخ ايران توجه مي‌کند و گاه حتي مرزهاي جغرافيايي را نيز ناديده مي‌انگارد و پنداري از شهر و کشوري جهاني سخن مي‌راند. بدين ترتيب مي‌توان دو قرائت متفاوت از سووشون و البته هم زمان و توأمان به دست داد. قرائت‌هايي که با وجود اختلاف‌هاي بسيار، کاملاً از هم جدا نيستند و خويشاوندي‌هايي دارند. نخست قرائتي که از رمان تنها به همان ماجراها و حوادثي که در سطح روي مي‌دهد، بسنده مي‌کند و آن را به عنوان ماجرايي جذاب دنبال مي‌کند. شايد بيشتر خوانندگان سووشون در همين لايه‌ي سطحي درنگ کنند و نتوانند معنا و هدفي را فراتر از آن متصور شوند. 152
حال آن‌که راوي سووشون در پس رويدادهايي که پيکره‌ي بيروني و ظاهري رمان را تشکيل مي‌دهد، معنايي بس عميق‌تر، شامل‌تر و تاريخي‌تر را درنظر دارد. معنايي که فهم آن قرائتي ديگر و نگاهي موشکافانه‌تر مي‌خواهد و تنها در برابر خوانندگان آزموده، حجاب از چهره‌ برمي‌دارد، از پس نمادها و رمزها بيرون مي‌خزد و خود را مي‌نماياند. ذهن مخاطب در آغاز مشغول همان معناي قريب و آشکار مي‌شود، اما اندکي بعد مي‌تواند آرام آرام حضور معنايي بعيد و دور از دسترس‌ همگان را حس کند و براي فهم آن در لابه لاي رخدادها و اوج و فرودهاي روايت جستجو کند. اما دست‌يابي به معناي پنهان و ثانوي داستان به هيچ روي به منزلـه‌ي فراموشي يا تحقير آنچه در سطح گذشته و در حقيقت راهنماي مخاطب است براي رسيدن به آن معناي نهفته، نيست.
“چرا که سطح ظاهري انتزاعي صرف يا نشانه نيست (همچون اغلب نشانه‌هاي شعرهاي به ظاهر نمادين يا سمبليک دهه‌ي چهل با نشانه‌هايي چون صبح، شب، خورشيد، زمستان و غيره) تا به مجرد رسيدن به سطح باطني آن، سطح ظاهري فراموش شود.” 153
نماد در همان حال که معنايي ديگر را در ذهن تداعي مي‌کند و يا جانشين معناي ديگر مي‌شود، معناي خود را هم حفظ مي‌کند. 155 آنچه نويسنده را به سمت نماد پردازي و استفاده از سمبل مي‌کشاند، جدا از گرايش به ايجاز و فشردگي بيان، “اختناق و فشار رژيم‌هاي مستبد و خودکامه” است که نويسنده را از بيان صريح و روشن عقايد باز مي‌دارد. نويسنده براي گريز از سانسور ناچار نظرات و عقايد خود را “در لفافه و لباس نماد” يعني به شيوه‌‌اي نامستقيم بيان مي‌کند. 155 چيزي که در جزيره‌ي سرگرداني از زبان هستي نيز آن را مي‌شنويم : “علت تمثيلي بودن و استعاره‌اي بودن ادبيات يکي سانسور است.” 156 در سووشون محاکمه‌ي افسري که از جنگ به يوسف پناه برده بود و همانندي‌هايي با محاکمه‌ي‌ خليل ملکي داشت157 ، سانسور مي‌‌شود اما روز شهادت يوسف که بيست و هشتم مرداد و يادآور سقوط مصدق بود به بيست و نهم مرداد تغيير مي‌يابد و همچنان باقي مي‌ماند و تنها مخاطبان دقيق مي‌توانند به آن پي برند. اما به‌کارگيري همين نمادها که شايد در آغاز براي گريز از سانسور و رهايي از اختناق به ادبيات راه يافت و نويسنده از آن‌ها تنها براي بيان عقايدش سود مي‌جست، در برخي موارد به عميق‌تر شدن درون مايه‌ي اثر مي‌انجاميد و همين امر نويسندگان بسياري را به سمت نماد کشانده است. آن‌ها به اين سودا که با به کارگيري رمز مي‌توانند اثري عميق و تاثير‌گذار خلق کنند، نوشته‌ي خود را لبريز از نماد ساخته‌اند. 158 حال آن‌که نماد بايد به صورتي کاملاً طبيعي در اثر پديدار شود تا بتواند تاثيرگذار باشد. در يک اثر موفق، نماد به خودي خود و به طور طبيعي همراه ديگر عناصر داستان ظهور مي‌کند و ديگر نيازي نيست که نماد يا نمادهايي را به زور وارد آن کرد.
“نکته‌ي مهم و اساسي اين است که هر نمادي بايد به صورت کاملاً طبيعي در آثار ادبي نمودار شود. آن‌چه در رمان‌‌هاي بزرگ و برجسته به‌کار رفته، در واقع نوعي نمادگرايي طبيعي است. نمادگرايي مي‌تواند تقريباً در تمام اجزاء يک رمان رخ بنمايد.” 159
دانشور، رمان خود را در سال‌هايي نوشت که نمادگرايي و کاربست رمز و سمبل در ميان شاعران و نويسندگان رواج داشت. آغازگر اين شيوه را در ادبيات معاصر نيما يوشيج دانسته‌اند و شاملو، اخوان ثالث، فرخزاد و ابتهاج در شعر راه او را ادامه دادند. در قلمرو داستان‌نويسي نيز نمادگرايي از خصيصه‌هاي اصلي سبک روايت دوره‌ي معاصر به شمار مي‌آيد. از نمونه‌هاي مشهور مي‌توان از داستان کوتاه قفس (از مجموعه‌ي داستان انتري که لوطيش مرده بود) چوبک، نون والقلم جلال‌آل‌احمد و بوف کور هدايت ياد کرد. دانشور علاوه بر برخي از داستان‌هاي كوتاهش در سووشون و بعدها جزيره‌ي سرگراني، از نمادپردازي بهره بسيار برده است.160او با استفاده از نمادهايي كه گاه خودآگاه و گاه ناخودآگاه در رمانش آورده روايت را

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد عوامل بازدارنده Next Entries منابع تحقیق درباره مدیریت موجودی، حاکمیت شرکتی، ساختار مالکیت