منبع پایان نامه درمورد عرفان عملی، مفهوم خدا، عرفان نظری، سیر و سلوک

دانلود پایان نامه ارشد

.

فصل دوم:
مبانی نظری تحقیق

بخش اول (عرفان و تصوّف)
2-1-1. تاریخچهی گرایش انسان به خدا
مفهوم خدا یکی از بنیادیترین مقولههای زندگی بشری، و آدمی به عنوان یک فرد دیندار یا ملحد، همواره با این مفهوم روبرو بوده است.
«اندیشه خدا در میان انسانها به عنوان ایمان به غیب و اعتقاد به عالم ماوراء الطبیعه به طور کامل مشهود است و در این بُعد، همه ادیان، چه ادیان توحیدی و چه غیر توحیدی با یکدیگر وجه اشتراک دارند. تنها تفاوت اینجاست که در ادیان ابتدایی خدا به طور کامل و صحیح دریافت نمیشود، نه آنکه به هیچ وجه انسان ابتدایی از آن دریافتی نداشته باشد، به عبارت دیگر، مفهوم خدا در اجتماعات گوناگون، تحت تأثیر فرهنگ جامعه دچار تغییر و تحوّل میشود. البته این تغییر و تحوّل در مفهوم و برداشت از وجود خداست نه آنکه تغییر در اصل وجود او باشد» (نصری، 1373: 17) .
از بررسی اعتقاد انسانهای اوّلیّه به معاد و رستاخیز ـ که به صورت دفن اموات به اشکال مخصوص جلوهگر شده است ـ میتوان به گرایش انسانهای ابتدایی به خدا پی برد، زیرا اگر آنها اعتقاد به خدا نداشتهاند چگونه معتقد به عالم پس از مرگ که فرع بر گرایش به خداست بودهاند.
«انسانهای ابتدایی مواد خوراکی و وسایل ضروری حیات را در کنار مردگان قرار میدادند تا در حیاتی دیگر از آنها استفاده شود» (همان، 12) .
از منظر دین شناسانه و تاریخ ادیان میتوان به تحلیل تجلّیّات و ظهور گوناگون خدا در هر یک از دینهای خاص پرداخت و نامها و صفات خدا یا خدایان مختلف ادیان را بررسی و تحلیل کرد و از تطوّر تاریخی مفهوم خدا، سخن گفت و نشان داد که در طول تاریخ، بیشتر تلقّیهای ناقص و ناکارآمد از خدا، جای خود را به تلقّیهای جدید و کارآمدتر داده است.
«طرفداران نظریه تکاملی معتقدند که بشر در اعتقاد به خدا از سه مرحله تاریخی عبور کرده است:
1- مرحله ادیان ابتدایی: که خود به دو مرحله تقسیم میشود:
الف) مرحله توتمیسم: که در آن اعتقاد به تقدّس جاندار و بیجان رواج دارد.
ب) مرحله آنیمیسم: که در آن اعتقاد به تقدّس موجودات جاندار وجود دارد.
2- مرحله ادیان قدیم: مرحله چند خدایی، که در آن خدایان بیشمار حاکم بر سرنوشت بشر هستند.
3- مرحله ادیان توحیدی: مرحله یکتاپرستی، مرحلهای که بشر تنها یک خدا را میپرستد» (نصری، 1373: 20 – 21) .
«با مطالعه در عقاید دو قبیله از قبایل استرالیایی، ملاحظه میشود، افراد قبیله به خدایی اعتقاد دارند که از یک سلسله صفاتی برخوردار است که بزرگترین متفکّرین به خدای ادیان نسبت میدهند. این صفات عبارتند از:
1- ازلی، یعنی از ابتدا بوده است.
2- جاویدی، یعنی فنا به ذات او راه ندارد.
3- غیر مخلوق، یعنی کسی او را خلق نکرده است.
4- بینظیر و بیشبیه، یعنی همانندی ندارد» (همان، 13) .
این صفات نشان دهنده بسیاری از صفاتی است که ما امروزه به خدا نسبت می دهیم.
بنابراین بشر از نخستین روز حیات خود، گرایش به خدا داشته است. یعنی از ابتدای تاریخ خود، او را باور داشته واو را می پرستیده است.
پس عامل اساسی گرایش انسان به خدا فطرت است.
«از آنجایی که در درون انسان غرایز و فطریات گوناگونی هست، کششی درونی نیز در وی بوده و هست که از آن به نام «حسّ مذهبی» میتوان نام برد که وجود همین بعد روحی در روان افراد عامل اساسی گرایش بشر به خدا بوده و هست» (همان، 30) .

2-1-2. عرفان و تصوّف
عرفان معرفتی است مبتنی بر حالتی روحانی و توصیف ناپذیر که در آن حالت برای انسان این احساس پیش میآید که ارتباطی مستقیم و بیواسطه با وجود مطلق یافته است.
«عرفان طریقه معرفت در نزد آن دسته از صاحبنظران است که برخلاف اصل برهان، در کشف حقیقت به ذوق و اشراق بیشتر اعتماد دارند تا بر عقل و استدلال. این طریقه در بین مسلمین تا حدّی مخصوص صوفیه است و در نزد سایر اقوام برحسب تفاوت مراتب به نسبت ظروف زمانی و مکانی خاص، نامهای مختلف دارد که آن همه را امروز تحت عنوان «میستی سیسم» یا «اهل سرّ» میشناسند» (زرین کوب، 1353: 9) .
«عرفان یعنی شناسایی، و مراد شناسایی حق است و نام علمی است از علوم الهی که موضوع شناخت آن حق و اسماء و صفات اوست. عرفان و شناسایی حق به دو طریق میسّر است، یکی به طریق استدال از اثر به موثّر و از فعل به صفت و از صفت به ذات. و این مخصوص علما است، دوم طریق تصفیه باطن و تخلیه سرّ از غیر و تحلیه روح، و آن طریق معرفت خاص انبیا و اولیا و عرفا است» (سجادی، 1350: 330) .
عرفان به عنوان یک دستگاه علمی و فرهنگی دارای دو بخش است :
2-1-2-1. عرفان عملی
عبارتست از آن قسمت که روابط و وظایف انسان را با خودش و با جهان و با خدا بیان میکند و توضیح میدهد. عرفان در این بخش مانند اخلاق است. این بخش از عرفان، علم سیر و سلوک نامیده میشود. در این بخش توضیح داده می شود که سالک برای اینکه به قلّه رفیع انسانیّت، یعنی توحید برسد از کجا باید آغاز کند و چه منازل و مراحلی را باید به ترتیب طی کند و در منازل بین راه چه احوالی برای او رخ می دهد و چه وارداتی بر او وارد میشود.
«عرفان عملی جسورانه ترین کمال مطلوب و والاترین اشتیاق روحانی درحیات دینی است. عرفان عملی روابط و وظایف انسان را با خود و با اجتماع و با خدا بیان میکند و مانند علم اخلاق است. سالک باید مقامات و منازلی را طی کند تا به قلّهی رفیع انسانیّت برسد و باید بداند که وصول به این درجه، به عقل و اندیشه نیست و کاربردی و حاصل مجاهده و تهذیب نفس است. یعنی سالک متحرّک و پویاست و از هر چه بیاغازد باید به خداوند انجامد … در عرفان عملی کوشش بیوقفهی سالک برای بازگرداندن کثرت به وحدت و گذشتن از وجود ممکن و فانی و رسیدن به وجود متعال است» (انصاری، 1382: 17) .
متصوّفه راه عملی عرفان را در پیش میگرفتند و به طی طریق مراحل میپرداختند که در نهایت منجر به نایل شدن به معرفت و حقیقت میگشت.

2-1-2-2.عرفان نظری
«عرفان نظری یعنی جهان بینی عرفانی، بینش عرفانی، یعنی آن نظری که عارف و عرفان درباره جهان و هستی دارد … این دیگر نظر است درباره خدا، هستی، اسما و صفات حق و درباره انسان » (مطهری، ج 1376 : 14).
صوفیان بیشتر به صورت انفرادی در کنج خلوت به عبادت مینشستند زیرا همانگونه که بیان شد برای رسیدن به حقیقت از کشف و شهود بهره میبردند و برای واقع شدن چنین حالتی میبایست به صورت انفرادی به خلوت روی میآوردند.
جنبه نظری تصوف اسلامی، نزد «عین القضاه همدانی» و «ابن عربی» و «شبستری»، و جنبه عملی آن نزد «غزالی» و «شیخ شهاب الدین عمر سهروردی» و «مولوی» به عالیترین صورت تقریر میشود واحوال و مقامات امثال بایزید و شبلی و ذوالنون و بوسعید، لطایف تجربی آن را نشان میدهد» (انصاری، 1382: 19) .

2-1-3. تصوّف، اصل و منشأ آن
«تصوّف مصدر باب تفعّل به معنی «صوف پوشیدن» و «پشمینه پوشیدن» است و آن بدان سبب بود که جماعت صوفیان لباس خشن و پشمی میپوشیدند [1].
تصوّف از قرن دوم هجری در کشورهای اسلامی پدیدار شد و ریشهی اسلامی دارد و نخستین کسی که به عنوان صوفی مشهور شده و این لقب را گرفته، ابوهاشم صوفی (متوفی 150 هـ ق) بوده است»[2] (سجادی، 1379: 601) .
به تحقیق نمیتوان تاریخ پدید آمدن این طریق را تعیین کرد، زیرا ظهور و نشر افکار و عقاید مکتبها تدریجی است نه ناگهانی و زهد وانقطاع از دنیا و ترک لذایذ زودگذر، که از اصول تصوّف است پیش از دوران اسلامی میان پیروان بیشتر ادیان و آیینها مانند عیسویان، مانویان، بودائیان و زردتشتیان معمول بوده است.
«درباره منشأ غیر اسلامی برای تصوّف اسلامیان، فرضیه های گونه گون اظهار گشته است. عدهای منشأ عمده آن را آیین مجوس دانستهاند. عدهای آراء هندوان و مذاهب برهمنان را در سخنان متصوّفه قوی یافتهاند … بعضی محقّقان هم در بیان منشأ تصوّف راههای دورتر رفتهاند و به تاثیر حکمت نوافلاطونی توجّه ورزیدهاند» (زرین کوب، 1353: 13) .
مناسبت داشتن مبادی و اصول در تصوّف اسلامی با پارهای از افکار و عقاید غیر اسلامی و شاید تاثیر پذیرفتن از آنها، ممکن است به عنوان منشأ تصوف بشمار آید:
«چنان که اندیشه تجرّد و توکّل صوفیه بی شباهت به اخلاق و آداب راهبان عیسوی نیست، همچنین فقر و سیاحت و سبحه و کشکول و مقامات صوفیه، یادآور نظایر و امثال آنهاست در نزد فقرای بودایی. احوال ابراهیم ادهم، داستان بودا و سرگذشت مشهور یوذاسف و بلوهر را به خاطر میآورد و سخنان ذوالنون مصری در باب معرفت، از خیلی جهات با تعالیم افلاطون ارتباط دارد» (همان،14) .
«با این همه تصوّف اسلامی در عین شباهت بارزی که با این گونه مذاهب غیر اسلامی دارد، نه پدید آورنده هیچ یک از آنهاست و نه مجموع همه آنها. چیزی است مستقل، که منشأ واقعی آن اسلام و قرآن است» (همان، 14) .
در تعریف تصوّف گفته اند:
«تصوّف طریقتی در دین اسلام است که آدمی را از جزیی به کلی، از کثرت به وحدت و از صورت به ذات فراتر از صور هدایت میکند و عملاً آدمی را قادر میسازد تا حقیقت توحید را تحقّق بخشد حقیقتی که همواره وجود داشته و خواهد داشت و مبنای اسرار و زیربنای عهد ازلی مابین خداوند و انسان قبل از خلقت مادّیات است. اصطلاح «اَلستُ»، به آیه قرآنی «اَلستُ بِرَبِّکُم» (اعراف / 172) و رابطه انسان با خدا قبل از آفرینش جهان دلالت دارد (نصر،1382: 58 و 59) .
تصوّف آدمی را از مرتبه مادون (اسفل السافلین) حرکت میدهد تا دیگر بار او را به مقام کمال ازلی (احسن تقویم) بازگرداند.
«هدف تصوّف این است که انسان را در عمق و ذات هستیش و نیز درهمه استعدادهایی که در ذات «انسان کامل» گنجانده شده تکامل و جامعیّت بدهد. انسان به عنوان خلیفه خداوند بر روی زمین و مجلّای «اسماء و صفات خداوند» تنها با ایمان به این ذات و از طریق اخلاص میتواند به سعادت نائل گردد» (همان، 74) .
«محور و رکن تعالیم صوفیان، دو آموزه وحدت وجود و انسان کامل است، در نظرگاه تصوّف همه اشیاء مجلاّی اسما و صفات الهی هستند و هستی خود را از احدیّتی میگیرند که تنها اوست و بس. ولی آدمی تنها رکن و محور عالم هستی است که می تواند اسما و صفات حق را به نحو اتمّ و اکمل و آگاهانه ظاهر کند» (نصر، 1382 : 63) .
« تصوّف یادآور عهدی است که بین خدا و انسان بسته شده و به لطف آن احد الست، انسان تا زمانی که در فطرت خود باشد در طلب خداوند است . انسانی که این عهد و هویت حقیقی خود را به یاد میآورد ، همواره به فطرت و در نتیجه به جستجوی خداوند ، وفادار است چرا که حق تعالی از پیش در صمیم وجود او حضور دارد (همان، 71) .
در نهایت امر میتوان این گونه نتیجه گرفت که صوفیه به شیوه عملی عرفان روی آورده و با زهد و ریاضت مسیر عرفان را طی نموده و به پشت سرگذاشتن مقامات یکی پس از دیگری مبادرت ورزیده اند:
«تصوف جنبهی عملی عرفان است و صوفی با سیر و سلوک و کسب مقامات و نیل به احوال، میتواند به مشاهده رسد و حق را به دیده دل ببیند» (انصاری، 1382: 19) .

2-1-4. مقامات و احوال
اصل عرفان و تصوّف را عقیده بر آن است که برای طی نمودن طریق سلوک و رسیدن به حقیقت با کشف و شهود باید از مراحلی عبور نماید و این مراحل دارای سلسله مراتبی بوده که سالک راه حق میبایست مرحله به مرحله به ترتیب از آنها عبور کرده ، از هر مرحله سربلند بیرون آید.
«اهمّیّت مقامات، احوال و فضائل روحانی که جان باید تجربه و کسب کند، به این دلیل است که مشخص کننده مراتب عروج جان به سوی خداوند است و در واقع، هر فضیلتی مقامی است که باید جان آن را طی کند و به طور پیوسته آن را تجربه نماید» (نصر، 1382 : 115) .
2-1-4-1. مراحل مقامات و احوال
در هر مرحله از مراحل سلوک، سالک میبایست از ناخالصیها خالص شده ، آزمایشهای سخت هر مقام را با زهد و ریاضت به انجام رساند، البته صوفیه به این اندیش

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد انسان کامل، وحدت وجود، عرفان عملی، عرفان نظری Next Entries منبع پایان نامه درمورد عشق و محبت، هدایت و رهبری، عرفان و تصوف، منطق الطیر