منبع پایان نامه درمورد عرفان عملی، سیر و سلوک، رعایت اعتدال، عرفان و تصوف

دانلود پایان نامه ارشد

به بعد غلبه قشر بر مغز و پیروزی ظاهر بر حقیقت، کمکم در مکتب تصوّف و بین متصوّفه شروع میشود »(همان، 324).
مثنوی جام جم اوحدی، مدرک گرانبهایی است که از ابتذال تصوّف در دوره ایلخانان و غلبه « ظواهر و رسوم و غرض کسب حظوظ نفسانی » بر « حقیقت و معنای تصوّف» حکایت میکند. او با لحن مزاحآمیزی پیران و مشایخ شیّاد و ریاکار را انتقاد کرده، میگوید :
پـیـر شیـاد دانـه پاشیـده گـرد او چـنـد نـاتـراشیـده
ریش را شانه زده پره زده سرکه بر روی نان و تره زده
(دیوان ، 610)
و شیخ واقعی را کسی میداند که آتش در مال دنیا و حبّ مال زند :
شیخ باید که سیم و زر سوزد تـا ازو دیـگـری نیـاموزد
(دیوان ، 611)
اوحدی در فصل « در فوائد سفر و آداب آن» وضع خانقاهها و درویشان روزگار خود را سخت انتقاد کرده آنها را به مارگیری و حقّه بازی و نیرنگ و دروغبافی و راحت طلبی و گدایی متّهم ساخته و حقیقت جویان وسالکان را از خوردن گول آنان بر حذر داشته و به سیر وسفر و مطالعه در آفاق و انفس تشویق کرده است :
بدر آی ای حکیم فـرزانه پـر نشایـد نشست در خانـه
چند در خانقـاه دود کنـی سفری کن مگر که سود کنی
نشود مرد پخته بی سفری تانـکوشی مباشـدت ظفـری
(دیوان، 557)
بنابراین تصوفی که رونق و رواج و پرورش و بست یافته « تصوّف خانقاهی » است ، اگرچه بارقههای تصوّف واقعی و عرفان عاشقانه نیز در این دوره نایاب نیست . و همچنانکه از گفتار خود اوحدی نیز بر میآید صوفیان همه زرق ساز و زنخ پذیر و همه مشایخ و پیران ، مدّعی بیعمل نبودهاند و همانطور که در مبحث (3-4) گفته شد این دوره از لحاظ وجود عرفای عالیقدری چون شیخ صفی الدین و عرفای شاعری چون شیخ محمود شبستری از ادوار مهم ایران اسلامی به شمار است ولی در هر حال اوحدی به اغلب و اکثر متصوّفه و اهل خانقاه در آن روزگار انتقاد داشت .
دربارهی مذهب و مشرب اوحدی باید گفت :
«مذهب و مشرب اوحدی، مذهب اکثریت آن روز ایران یعنی سنت بوده ،چه در جام جم چند جا هم خلفای اربعه را به احترام ذکر کرده و چاریار را ستوده است، ولی باید گفت که: چون درسیرو سلوک و تصوف قدم میزد، این اندازه اظهار دلبستگی به آئین سنت ، از راه متابعت اکثریت و مجاورت پادشاهان و درباریان سنی مذهب بوده است و غالب شعرای این دوسه قرن ناچار بودهاند اگرچه به ظاهر و بر خلاف عقیده تصوّف یا تشیّع خویش هم باشند، پیرو جماعت باشند. اما آنچه از قصاید و غزلیّات اوحدی شهود میگردد شاعری ظریف بوده و مشربی سلیم داشته است»(دیوان، مقدمه،22)
اوحدی گرچه سنی مذهب بوده، در منقبت امام علی(ع) قصیدهای دارد:
«بـرکوفـه و خـاک عـلـی، ای بـاد صبـح اربگـذری آنجا به حق دوستی کز دوستان یادآوری
علم از تو گشت اندوخته، شرع از تو گشت افروخته ازذوالفقارت سوخته، آیین کفر و کافری »
(دیوان،64)
همچنین در قصیده دیگری در منقبت امام حسین (ع) میگوید:
«این داغ سینه اسدالله و فاطمه اسـت یا باغ میوه دل زهرا و مرتضاست؟
ای دیده، خوابگاه حسین علیست این یا منزل معالی و معموره علاست ؟»
(دیوان،24)
آنچه که در اشعار اوحدی مشاهده میگردد، افکار عرفانی و تصوّف است که فکر او را از محدودیّت مطلق و تعبّد صرف آزاد ساخته، نفس پیردامان ضمیرش را از خس و خار اوهام پیراسته و به وحدت وجود نیز قایل بوده است.
«سـخـن عشق کـم خـریدار است ورنه معشوق بس پدیدار است
نیسـت گـر نیـک بـنگـری حـالی درجـهـان ذره ای از او خـالی »
(دیوان ،468)
اما قسمتی از اشعار اوحدی، مجموعهای از مسائل اخلاقی و اجتماعی است. این قسمت از اشعار او به مرکز اخلاق و اجتماع آن روز نزدیک شده و هر مبحثی را در نظر گرفته ، به وعظ و ذکر حقایق اخلاقی پرداخته است.
اوحدی شاعری آزاده و هنرمند در تصوف گاه و بیگاه طبقات متنعّم جامعه را مخاطب میساخته و آنان را به رعایت اعتدال و انصاف دعوت میکرده است :
«ای رنجکشیده که میراث میخوری بنگـر که کیستی تـو و مـال که میبری
مردم به دستگاه توانـگر نمیشونـد درویش را چون دست بگیری،توانگری»
(دیوان،62)
پی نوشت :
1-اسم پدر اوحدی (یعنی حسین) بر لوح مزار او ثبت شده است و در مآخذ دیگر مذکور نیست.(صفا،1378 :382)

فصل چهارم: یافته های تحقیق
(عرفان و انسان کامل در دیوان اوحدی مراغه ای )

4-1. عرفان در دیوان اوحدی
در فصل دوم، بخش اوّل، در باب عرفان و تصوف، انواع عرفان و مراحل مقامات و احوال و سایر مسائل عرفانی توضیح داده شد. در این بخش در قسمت اوّل، مسائل گفته شدهی عرفانی مذکور را، در اشعار اوحدی مورد بررسی قرار میدهیم.
در مرحله اوّل، گامهایی را که اوحدی در وادی سیر و سلوک برداشته و حالات و مقاماتی از عرفان را که در شعر خود منعکس کرده، در عرفان عملی بررسی میکنیم.
و در مرحله دوم، عقاید و نظرات اوحدی در باب عرفان نظری بررسی خواهد شد.

4-1-1. عرفان عملی
عرفان عملی عبارتست از بیان سیر و سلوک انسان الی الله، به عبارت دیگر، بیان حالات و مقامات انسان در سیر به سوی حق. اکنون برخی از این حالات و مقامات که در اشعار اوحدی آمده است، بررسی میشود:
4-1-1-1. طلب
نخستین مرحله از مراحل مقامات و احوال «طلب» است.
طلب به معنی خواستن است، در این مرحله انسان باید ابتدا خود را بشناسد تا بتواند خدای را بشناسد زیرا که انسان تجلی خداوند است. خداوند در قرآن میفرماید: «ای کسانیکه ایمان آوردهاید نفس خود را دریابید وقتی که شما راه را یافتید دیگران که گمراه میشوند به شما زیانی نخواهند رساند»
(مائده/105)
«در زمین آیاتی برای جویندگان یقین است و در وجود شما آیا نمی بینید ؟»(ذاریات /51)
«دوش طلبکار دوست گشتم و گفت اوحدی کانچه طلب می کنی دور مرو، کان تویی»
(دیوان /406)
پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «اعرفکم بنفسه، اعرفکم به ربه» کسانی از شما خدا را بهتر میشناسد که خود را بهتر بشناسد.
اینکه اوحدی، یافتن و طلب دوست را در خود و شناخت خود می داند، بدان سبب است که او دل انسان را همچون جامی جهان نما میبیند که همه چیز در آن دیده و یافت میشود:
«زین آفرینش آنچه تو خواهی، زجزوکل در نفس خود بجوی که جامی جهان نماست»
(دیوان/33)
در نظر او، دل روشنای خانهی تحقیق طلب است. انسان تصویر رحمانیّت خداوند است و اینکه خداوند تمام نعمات را فقط برای انسان آفریده است. او درمان و داروی دردها رادر خود میداند؛ لذا باید ابتدا خود را شناخت:
«خانـه ی تحقیـق را مـاه شبستـان تـویی انـفـس و آفـاق را میـوه ی بستـان تویـی
از ره صـورت تـو را آدم خـاکیست نـام چونکه به معنی رسی صورت رحمان تویی
داروی دردی که هست از در غیری مخواه درد دل خـویش را دارو و درمـان تـویـی
در کـرم آبـاد جود بـر سر خـوان وجـود اول نعمت تو راسـت آخر مهمـان تویـی»
(دیوان/406)
4-1-1-2. تهذیب اخلاق
سالک برای شناخت خود باید به تهذیب نفس بپردازد. یعنی از تعلّقات دوری گزیند. جام جهان نمایی که اوحدی انسان را بدان مینامد باید صیقل خورده و جلا یابد تا بتواند خود و بواسطه ی آن خدا در آن دیده شود و این زمانی مقدور است که انسان از بند تعلقات رهایی یابد و حتی از خود نیز بگذرد:
«این جام را جلی ده و خود را درو ببین سری عظیم گفتم، اگر خواجه در سراست
لیکن تو را چه طاقت دیدار خویشتن؟ کز بنـد خویشتن دل دون تـو برنخـاست»
(دیوان/33)
سالک برای رسیدن به مرحله تهذیب و تکمیل نفس باید از چندین منزل عبور نماید که آن را مقامات سالک خوانند:
4-1-1-3. توبه
«توبه» نخستین منزل از منازل مقامات است:
«توبه بازگشتن و رجوع از چیزی است و روی آوردن به چیزی کامل و عالی، و توبه به حسب شرع
ندامت از معاصی است و حقیقت توبه آنست که سالک راه خدا از آنچه مانع وصول اوست به محبوب حقیقی خود از مراتب دنیا و عقبی، اعراض نموده، روی توجه به جانب حق آرد.» (سجادی، 1350: 140-141)
«فَتابَ عَلیه انَّه هُوالتَّوابُ الرَّحیم» (بقره/37) «به درستیکه خداوند توبهپذیر و مهربان است »
در نظر اوحدی توبهای مورد قبول است که از ته دل و واقعی باشد و بعد از توبه دیگر بازگشت به گناه نباشد:
«دست دادی که توبه کردم زود دست دادی و دل نداد چه سود؟
… تا که در لذّتـی، بـده دادش چو گذشتی، دگر مکـن یـادش»
(دیوان/569)
اوحدی توبهای را کامل میداند که از جانب خدا باشد، یعنی، تا عنایت و لطف حق نباشد، انسان قادر به هیچ کار حتی توبه نیست، توبه واقعی چون از جانب خداست، انسان را از تعلّقات بهدور ،و نور الهی را بر دل مینشاند:
«توبه تا خود کنی تو، خام آید توبه کایزد دهد تمام آید
توبه چون باشد از خلل ها دور از محبت به دل درآید نور»
(دیوان/569)
4-1-1-4. حیرت
از مراحل مقامات و احوال «حیرت» است.
«تحیّر، سرگردانی در بحر توحید و وادی عشق است، ثمرهی تفکّر، تحیّر است که بنده در دریای بیکران احدیّت سرگردان شود و محو جمال و جلال جبروت الهی شود، در دریای وجودش نظر به کنه نتوان کرد، که هر چه در وجود است، همه نوری از انوار قدرت عظمت او، بنده در مقام جلال و جبروت او گوید: خداوندا، شرمسارم من را از این سرگردانی رهایی بخش» ( همان، 122)
اوحدی در وادی عشق، سرگشته و مست و متحیّر است.
«ندانمت که چه افیون فکندهای در می که باز عادت ما حیرتست و سرگشتن»
(دیوان/315)
او این سرگردانی و حیرت را بخاطر پیمان عشقی میداند که در روز ازل با معشوق بسته است:
«مـرا گفتی کـز آنجـا آگهـی چیست؟ چـه می پرسی که مـن حیرانم اینجا
مـرا بـا دوسـت پیمـانـی قدیمست بــدان پیونـد و آن پیمـانـم اینجـا»
(دیوان/104)
و او معتقد است تنها عنایت و فیض حق است که میتواند او را از این تحیّر و سرگردانی رهایی دهد:
«مگر که فایض رحمت کند به خلق نظر وگرنـه وای بدین تشنگان وادی آز!»
(دیوان/54)
4-1-1-5. فنا و بقا
«فنا و بقا» مرحله ای از مراحل مقامات و احوال است.
کسیکه از مرحله حیرت بگذرد به مقصد رسیده و در خدا فنا میشود و همه او

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد غیاث الدین، دوره ایلخانی، سلطان محمد، شیخ محمود شبستری Next Entries منابع پایان نامه درمورد ایالات متحده، ایالات متحده آمریکا، سیاست خارجی، تفکیک قوا