منبع پایان نامه درمورد صنایع دستی، بیکاری پنهان، درآمد ملی، کشورهای در حال توسعه

دانلود پایان نامه ارشد

از مفتولهای نقره ، طلا و مس به کمک ابزار و وسایل ساده فلزکاری نظیر : حدیده ، انبر ، قیچی ، کوره ی مخصوص و. . . است.
مینا کاری : در اینجا مراد ساخت بدنه ی فلزی ، لعاب کاری ، پخت ، نقاشی و پخت مجدد اشیا در کوره است که تمامی این مراحل به کمک ابزار و وسایل ساده و استفاده از طرح های اصیل و سنتی در مرحله نقاشی انجام می پذیرد.
ساخت اشیا مستظرفه هنری : در اینجا منظور ساخت اشیا و وسایل ظریفه ای است که در آنها عامل هنر به مراتب بیش از فنون تولیدی دخالت دارد و شامل نگارگری ، نقاشی روی صدف ، نقاشی روی چرم ، لاکی روغنی و تذهیب می شود.
ساخت زیور آلات : در اینجا مراد ساخت و تولید انواع جواهرات محلی و همچنین انواع زیورآلات و دیگر زیور آلات با استفاده از طلا ، نقره و انواع آلیاژ است.
ساخت سایر فراورده های دستی : منظور ساخت سایر محصولات دستی نظیر : فیروزه نشانی (فیروزه کوبی)، طلاکوبی روی فولاد ، انواع عروسک های محلی ، تخت کشی گیوه و. . . است که با ابزار و وسایل دستی و با استفاده از طرح های سنتی ساخته و پرداخته می شود ( یاوری ، 1389).

5-1-2- نقش صنایع دستی در توسعه اقتصادی – اجتماعی جامعه

صنایع دستی دارای اثرات قابل ملاحظه ای در برطرف کردن و یا تخفیف و تعدیل مسائل اجتماعی و توسعه اقتصادی دارد ، ضمن آنکه نقش فرهنگی صنایع دستی نیز حائز اهمیت فراوان است. بدون تردید یکی از دلایل مهم در توجیه جنبه های مثبت صنایع دستی مربوط به اثرات آن در مبارزه با انواع بیکاری ، به عنوان یکی از مسائل پیچیده و بغرنج کشورهای رو به رشد از جمله ایران است. بیکاری انواع مختلفی دارد که افزون بر بیکاری آشکار باید از بیکاری پنهان و بیکاری فصلی نام برد. بیکاری پنهان و فصلی بیشتر در ممالکی که دارای اقتصاد مبتنی بر کشاورزی هستند به چشم می خورد و بدیهی است که اگر در کوتاه مدت برای آن چاره ای اندیشیده نشود به ناچار نیروی کار به مهاجرت دست خواهند زد و مهاجرت بی رویه به شهرها ، خود به وجود آورنده بسیاری از مشکلات فعلی کشورهای جهان سوم از جمله کشورمان است (اطلس ملی صنایع دستی ،1380).

تولید صنایع دستی یک بخش جدا نشدنی از فعالیت بسیاری از خانوارهاست که با آن ایجاد شغل و کسب درآمد می کنند. همچنین در بسیاری از کشورها صنایع دستی مشخصا درون جوامع آنها گسترش یافته است. صنایع دستی نه تنها موجب اشتغال پاره وقت یا تمام وقت برای میلیونها نفر در سراسر جهان شده است بلکه به حفاظت از ویژگی های فرهنگی و قومیتی آنها نیز کمک کرده است. محققان بر این باورند که تولید صنایع دستی و هنرهای سنتی ویژگی های قومیتی را احیا کرده واز آنها حمایت می کند و به این ترتیب موجب تقویت فرهنگهای محلی در جوامع پیشرفته می شود. بعلاوه تولید صنایع دستی توسط قومیتها باعث تشویق استفاده از مهارتهای سنتی در حال انقراض شده و جوامع را در کنار یکدیگر نگاه می دارد (لی و همکاران،2008)15.

صنایع دستی به علت داشتن مزایایی نظیر کارطلب بودن آن ،سادگی فن و عدم احتیاج به آموزش فنی وسیع و تاثیر چشمگیر آن در افزایش سطح اشتغال و امثال آن بیش از هر فعالیت اقتصادی دیگر زمینه برای توسعه و پیشرفت دارد. به خصوص در مناطق روستایی و عشایری صنایع دستی می تواند به عنوان دومین منبع درآمد و در پاره ای از مناطق کشور به عنوان مهمترین عامل کار و درآمد به حساب آید (اطلس ملی صنایع دستی،1380).

همچنین خلق صنایع دستی فرصتی در اختیار مردم بومی قرار می دهد تا تنوع فرهنگی خود را برای عموم به نمایش بگذارند و آن را ارتقا دهند و از ویژگی های قومیتی و فرهنگ های سنتی خود حفاظت کنند. این موضوع می تواند برای گروه های فرهنگی اقلیت بسیار حیاتی باشد زیرا که آنها در معرض از دست دادن ویژگی های فرهنگی و قومی منحصر به فرد خود هستند ، بسیار آسیب پذیر بوده و مستعد یکپارچه شدن با فرهنگ غالب می باشند. تولید صنایع دستی بومی فرصتی را فراهم می آورد تا با استفاده از مهارتها و روشهای سنتی که در حال انقراض هستند، از میراث فرهنگی حمایت شود. صنعت گران صنایع دستی تولید کارگاهی را با محصولات سنتی خانه محور ترکیب می کند تا ارزش های سنتی و ارزش های فرهنگی معاصر را یکپارچه کنند (لی و همکاران،2008).

6-1-2- اثرات تولید صنایع دستی بر اقتصاد ملی

از جمله اهداف اصلي دولت در بخش اقتصاد، افزایش تولید و درآمد ملی، رشد اقتصادی، رسیدن به اشتغال کامل و کاهش نرخ بیکاری، ثبات قیمتها، توسعه صادرات و افزایش درآمدهای ارزی است. کشورهای در حال توسعه در اجرای برنامه‌های مورد نظر خود با مشکلات زيادي همانند رشد بی‌رویه جمعیت، وجود انواع مختلف بیکاری و در نتیجه پایین بودن سطح درآمد گروه زیادی از مردم، كمبود سرمایه داخلی و نبود منابع مالی کافی برای اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی جهت فراهم آوردن امکان بهره‌برداری بهینه از منابع انسانی، طبیعی کشور روبرو هستند. با توجه به کاهش منابع درآمد ملي، که اساساً متکي به درآمد حاصل از صدور نفت بوده، و شدت يافتن آهنگ رشد جمعيت که تعداد متقاضيان در بازار کار را هر ساله به طور روز افزوني افزايش مي‌دهد، در حال حاضر اولويتها ايجاب مي‌کند، صرف‌ نظر از طرح هاي زيربنايي و اساسي کشور، در زمينه توليد روي طرحها و پروژه‌هاي کاربر يا کارطلب بيشتر تکيه داشته باشيم تا طرحهايي که عمدتاً سرمايه‌ بر و به ‌ويژه ارزبر مي‌باشند. در اين راستا صنايع‌دستي با توجه به ويژگيهايي که دارد شايد بيش از هر فعاليت توليدي ديگري با شرايط موجود مطابقت داشته باشد و از اين‌رو مي‌توان نقش شايسته‌تري در برنامه‌ريزي آينده کشور براي آن در نظر گرفت که از آن جمله افزايش سهم توليد ناخالص ملي خواهد بود (معاونت صنایع دستی).
تولید صنایع دستی موجب رشد اقتصادی در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه شده است. صنایع دستی باعث ایجاد شغل تمام وقت و یا پاره وقت برای میلیونها نفر در سراسر جهان شده است. محصولات صنایع دستی می توانند یک منبع اولیه یا مکمل درآمد برای بسیاری از خانواده ها باشند به همین دلیل برای آسایش مالی خانواده ها و جوامع بسیار مهم است. فروش سوغاتی های محلی باعث ایجاد ارتباط با اقتصاد محلی می شود و تولید چنین محصولاتی موجب اشتغالزایی بارزی در مناطق مختلف خواهد شد. صنعتگران صنایع دستی باید به دنبال بازارهای جدید برای محصولاتشان باشند تا امرار معاش کرده و ویژگی های فرهنگی خود را حفظ نمایند (پوپلکا و لیترال،1991).

بر طبق گزارش مرکز تجارت جهانی در سال 2010 صنایع دستی یکی از بخش های مهم ایجاد اشتغال در بخش غیر رسمی است. برای افراد کم درآمد تولید صنایع دستی می تواند فرصتی جهت افزایش درآمد محسوب شود. در اغلب کشورهای در حال توسعه از تولید صنایع دستی در کنار شغل اصلی به عنوان درآمد مکمل خانوار استفاده می شود. برای این افراد تولید صنایع دستی فرصتی جهت کاهش فقر محسوب می شود (گزارش مرکز تجارت جهانی،2010).
تولید صنایع دستی اساسا متکی بر منابع داخلی است ، از این رو به طور معمول بیش از نود درصد ارزش داده ها در این رشته که به طور عمده شامل نیروی کار،مواد اولیه ی مصرفی و ابزار و وسایل کار است در داخل کشور قابل فراهم شدن است وطبعا هرگونه افزایش در میزان تولید و فروش فراورده های دستی اثر مستقیمی در ازدیاد ” تولید ناخالص ملی ” دارد. صنایع دستی در درآمد ملی هند سهمی معادل چهارده درصد را دارا بوده است و بسیاری از کشورهای رو به رشد سهم صنایع دستی در درآمد ملی را بین هشت تا شانزده درصد ذکر کرده اند. بر اساس آخرین برآوردها سهم صنایع دستی در درآمد ملی ایران حدود پنج درصد است (یاوری،1389).
همچنین صنایع دستی به دلیل کوچک بودن ابعاد اقتصادی واحدهای تولید کننده و عدم تمرکز قدرت در دست یک یا چند واحد تولیدی به تامین دموکراسی اقتصادی کمک زیادی خواهد کرد. همین خصوصیت صنایع دستی موجب می شود که قسمت عمده منافع حاصله از تولید به طبقات کم در آمد اجتماعی تعلق گیرد و این امر به خصوص در کشورهای رو به رشد که نابرابری های اقتصادی و اجتماعی آنها به مراتب بیشتر از کشورهای پیشرفته است کمک قابل ملاحظه ای به توزیع عادلانه تر درآمدها و تامین تعادل اجتماعی خواهد نمود (اطلس ملی صنایع دستی، 1380).
تولید هنر و صنایع دستی که از مهارت های موجود بهره می برد نیازمند سرمایه گذاری کمی است و موجب ایجاد درآمد و استقلال مالی شده و به افراد این امکان را می دهد که در جوامع محلی خود کار کنند و همچنین از سنت های خود پاسداری کنند. فراهم آوردن چنین شرایطی بسیار آسانتر از ایجاد شرایط مهاجرت به شهرهای بزرگ است با وجودی که فرصت های اشتغال بیشتری در این شهرها برای آنان فراهم است اما از فرهنگ سنتی آنان چیزی باقی نمی ماند ( لی و همکاران، 2008).
تخمین زده شده است که به تنهایی در آسیا بیش از 20میلیون نفر به طور تمام وقت در تولید صنایع دستی مشارکت دارند. برای تعدادی از کشورهای در حال توسعه ، صادرات صنایع دستی در طول سالها 4 برابر سریعتر از درآمدهای کلی حاصل از تجارت رشد داشته است. اهمیت اقتصادی فروش صنایع دستی برای ملل توسعه یافته ای مانند استرالیا نیز بسیار مشهود است چرا که در این کشور تولید هنر و صنایع دستی به منبع اولیه اشتغال و مهمترین فعالیت اقتصادی برای بسیاری از جوامع فقیر و محلی استرالیایی تبدیل شده است. براساس ارقام منتشره توسط مرکز تحقیقات اقتصادی در کشورهای در حال توسعه 49. 5 درصد نیروی انسانی فعال در این بخش مشغول کارند. در مناطق روستایی و شهرهای کوچک 59. 7 درصد این گروه کارکنان را زنان تشکیل می دهند. 57. 7 درصد آنها در گروه سنی 41-15 سال قرار دارند ، 51. 5 درصد آنها مسئولیت اداره خانواده های متشکل از 3 تا5 نفر را بر عهد دارند ، 12 درصد آنان تحصیلات تا سطح کاردانی داشته و 28. 3 درصد آنان از مناطق دیگر کوچ کرده اند (ضرغام،1385).
به طور کلی می توان اثرات اقتصادی تولید صنایع دستی را اینگونه خلاصه کرد(اطلس ملی صنایع دستی ایران،1380):
بالا بردن سطح اشتغال
بدون تردید یکی از دلایل مهم در توجیه جنبه های مثبت صنایع دستی مربوط به اثرات آن در مبارزه با انواع بیکاری است ، بیکاری یکی از مساﺋل پیچیده و بغرنج کشورهای رو به رشد است که مولود افزایش سریع جمعیت است ، در بین انواع بیکاری متداولترین آن در ممالک در حال توسعه ، بیکاری پنهان است . مخصوصاً در آن دسته از کشورها که هنوز ساختمان جامعه ی کشاورزی و روستایی به صورت سنتی و کهن باقیمانده است بیکاری پنهان کاملاً به چشم می خورد، بنابر این ضرورت دارد تا امکانات اشتغال برای این نیروی ظاهراً دارای کار ولی واقعاً بیکار فراهم شود چرا که در غیر این صورت با ورود ماشین آلات کشاورزی بیکاری پنهان به بیکاری کاملاً آشکاری تبدیل می شود که اگر امکان به کار گیری افراد در محیط روستا نباشد ناچار نیروی کار به مهاجرت دست خواهند زد و مهاجرت بی رویه به شهر ها خود به خود به وجود آورنده ی بسیاری از معضلات فعلی کشورهای جهان سوم از جمله کشورمان است زیرا نیروی مهاجرت کننده به شهر ها اغلب به علت فقدان امکانات کافی برای جذب آنان در بخشهای مولد ، به کارهای کاذب شهری می پردازند و مشکلات موجود در زمینه های بهداشت ، مسکن ، آموزش را نیز شدت می بخشد. (همان)
حتی هرگاه بخش کشاورزی دارای نیروی انسانی زاﺋد نباشد باز به علت خصوصیات بارز فعالیت مزبور که فصلی بودن آن است، کشاورز در مدتی از سال ( حدود ٦ماه ) بیکار و غیر مولد است که با مکانیزه شدن کشاورزی این زمان افزایش یافته و گاه به 8 ماه نیز می رسد و مسلم است که برای ماههای بیکاری کشاورزان وخانواده ی آنان باید فکر اساسی شود زیرا در غیر این صورت با توجه به بیکاری آنان از یک طرف و ناکافی بودن درآمد حاصل از کشاورزی برای اداره ی خانواده پر جمعیت روستاﺋی از طرف دیگر ، روستاییان چاره ای جز مهاجرت به شهر ها نخواهند داشت. (همان)
امروزه به تجربه ثابت شده است که ایجاد امکانات رفاهی نظیر : آب ، برق ، جاده و برخی از تسهیلات آموزشی و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد صنایع دستی، ایجاد و توسعه، مناطق روستایی، ارزش افزوده Next Entries منبع پایان نامه درمورد صنایع دستی، کشورهای پیشرفته، تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه