منبع پایان نامه درمورد سهراب سپهری، شرق اندوه، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

است.(عماد،43:1378-41)
درپس درهای شیشه ای رویاها،╱در مرداب بی ته آیینه ها،╱هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم╱یک نیلوفر روییده بود.╱گویی او لحظه لحظه درتهی من می ریخت╱ومن در صدای شکفتن او╱ لحظه لحظه خودم را می مردم.(همان:119)
سپهری در هنگام سرودن این دفتر کم کم گام در راه مستقل خود می گذارد وآنچه بیشتر در این دفتر به چشم می خورد در بارۀ گناهکاری آدم وهبوط آدم به زمین و…است سهراب در این دفتر به دنبال راه گمشدۀ خود می گردد:
در پس درهای شیشه ای رویاها،/در مرداب بی ته آیینه ها، /هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم/ یک نیلوفر روییده بود./ گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت/ ومن در صدای شکفتن او/ لحظه لحظه خودم را می مردم.(هشت کتاب:119)
برخی از واژه های به کار رفته در این دفترعبارتند از:
جهنم سرگردان، نیلوفر، بی پاسخ، باغی در صدا، فانوس خیس، مرز گمشده ، سفر و…
سومین مجموعه سپهری، دفتر”آوار آفتاب” است.این دفترنسبت به دو مجموعه ی قبلی،تفاوت های زیادی داردوباآن،آشنایی سپهری باشرق بیشتر می شود.آوار آفتاب با فاصله هشت سال ازکتاب قبلی وی درسال 1340چاپ و منتشرشده است.این کتاب در برگیرنده 32 قطعه است.تمام شعرهای این دفترحکایت از سلوک بسوی روشنی و نور و لحظه های شادمانه حکایت دارد که در آسمان ضمیر شاعر برق می زند.(سیاهپوش،18:1375)
دوربودازسبزه زاررنگ ها╱زودق بسترفرازموج خواب.╱پرتویی آیینه رالبریزکرد:╱طرح من آلوده شد باآفتاب.(همان:157).
در این دفتر سپهری به جهان کمال یافتۀ خویشتن وارد می شود وآنگاه سهراب آرام وسبکبال می شود.
کلام عارفانۀ شاعر خود نشان دهندۀ این حالت روحانی است:
او به باغ آمد،درونش تابناک،/ سایه اش در زیرو بم ها ناپدید./ شاخه خم می شد به راهش مست بار،/ او فراتر از جهان برگ وبر./ باغ، سر شار از تراوش های سبز،/ او، درونش، سبز تر سر شارتر.(همان:181)
واژه های به کار رفته در این دفترعبارتند از:
راه گمشده، عطش تاریکی ، انتظار بیهوده، بی چراغی شب ها، غبار لبخند، آفت پژمردگی، شب تردید، بهار غم، میوۀ تاریک ، محراب، نیایش، سایبان آرامش و…
شرق اندوه چهارمین مجموعه شعرسهراب سپهری است که بافاصله ی سه سال بامجموعه آوارآفتاب سروده شده ولی همزمان باآن درسال 1340چاپ ومنتشرشده است.این کتاب شامل بیست وپنج قطعه کوتاه است،که ازنظرفرم ومحتوا نقطۀ عطفی درکارسپهری است.دراین دفتر،شاعر که مدت ها وزن را کنارگذاشته بودمجددابه نظم روی آوردوبرعکس دودفترپیشین حرف وگفتش روشن ترشده است.ابهامی که دردفترهای پیشین وجود داشت،دراین مجموعه به حداقل رسیده است.(ترابی،101:1376)
اشعار این دفتر به صورت عارفانه سروده شده اند ووزن آن نیز به صورت ضربی وتند است:
من سازم: بندی آوازم.بر گیرم ،بنوازم. بر تارم زخمۀ/” لا “می زن، راه فنا می زن.(هشت کتاب:237)
شرق اندوه داستان اندوهی است که درروح شرق ومشرق زمین نهفته است.این درد درتمام هنرهای ملل مشرق زمین ازجنوب شرق آسیا تاخاورمیانه وازملل کهن تاسرزمین های جدید،به شکل خاصی مشهود است.درشرق اندوه می توان حرکت غم های پنهان سپهری رالابه لای اندیشه های مذهبی اودید.عمق شعر سپهری رامی توان در حزن و رنج اودید.(عماد،228:1378)
باد آمد،در بگشا،اندوه خدا آورد.╱خانه بروب،افشان گل،پیک آمد،پیک آمد،مژده ز”نا”آورد.
(همان:231)
شعرهای شرق عارفانه تر از آنند که دیگران را آسان به خود راه بدهند وعارفانه تر از آنکه صمیمانه باشند شاعر در اوج تعیین است ونیازی نمی بیند که دیگران را هم در ایین تعیین با خود شریک بداند.زیرا در اینجا مقامی نیست که غیر را در آن راه باشد.(امامی،44:1371)
باد انگیز،درهای سخن بشکن،جاپای صدا می روب./هم دود”چرا”می بر،هم موج”من”و”ما”و”شما”می بر.(همان:238)
برخی از واژه های مورد استفاده در این دفتر عبارتند از:
پرتو محراب، شبنم ستارگان، چشم تماشا، خلوت زیبایی، قطره گوارا، شور زیبا، آب تجلی، راز ازلی،رویای بی آغاز، باغ فنا، جادۀ بی رنگی و…
حجم سبزپنجمین وارزشمند ترین کتاب شعر سهراب سپهری است واوج شعر وی است که از ارزش های ویژه ی ساختاری ومعنایی بر خوردار است.این مجموعه در بهمن ماه 1346به چاپ رسید و شامل25 قطعه است.از ویژگی های این مجموعه :کاربرد جملات زیبا وجذاب،زیبایی محسوس شعرها، نمایانگر درون سپهری هستند،خواننده احساس خستگی نمی کند و اشعار این منظومه در بر گیرنده ی جهان بینی شاعر یا دنیای مطلوب سهراب سپهری هستند.حجم سبز یادگار روزهای سبز سپهری است وبا صدای پای آب مکمل یکدیگر هستند.حجم سبز اوج شعر سپهری است.دراین مجموعه شاعر با تمام حساسیّت ها،به آرامش روحی دست می یابدوخود را فاتح آن حالت روحی می داند.(عماد،309:1378و308)
حجم سبز تلاش به ثمر رسیده شاعردر بیان مقصود خویش است.این مجموعه ارزشمند که نهایت پختگی سپهری را به تصویر می کشد،از برجسته ترین آثار شعر معاصر است.این اثر بیشترین بهره گیری را از طبیعت کرده است.
می روم بالا تا اوج، من پراز بال وپرم.╱راه می بینم در ظلمت،من پراز فانوسم.╱من پراز نورم وشن╱ من پراز دارو درخت.╱پرم از راه، از پل،از رود ازموج.╱پرم از سایه ی برگی در آب:╱چه درونم تنهاست.(هشت کتاب:337و336)
سپهری شاعری است که طبیعت راخوب می شناسد،آب وگل وگیاه ودرخت وهمه در شعرهای او جان می گیرند وحرکت می کنند ودر حقیقت کلام او حرکت طبیعت ورقص اشیاء وتبسم واژه ها وانیساط ولطف تصویر هارا در خود جمع کرده است. کلمات در شعرش زنده هستند وهمۀ اشیاءطبیعت در سخن او به سماع بر می خیزند.(سیاهپوش،60:1373و59)
سپهری نه به خود توجه دارد ونه به جمع ،تا در جرگۀ شاعران اجتماعی در آید. اوشاعری است که در دنیای شاعرانۀ خود غرق است وچنان غرق است که همه چیز را فقط از دیدگاه هنر وشعر می بیند واوبه همه چیز رنگ شعر می دهد تمام اشیاء برای او معنویت دارد در عمق اشیاء فرو می رود وبه آنها زندگی می -بخشد وازاین رو همیشه در شعر های اواشیاء همان طرف قرار دارد که روح،برای سپهری تمام ذرات عالم می توانند دارای معنویت،روح،عاطفه واحساس باشند. سپهری شاعر لحظات شفاف حیات است او به حوادث زمین بی اعتنا است ودر شعر او بازتاب خشونت اجتماعی بشر کمتر به چشم می خورد. اوبه دنیا عین خوش بینی ورضا می نگرد.(سیاهپوش،80:1373)
برخی از واژه های به کار رفته در این دفترعبارتند از:
بیشۀ نور، صمیمیت سیال فضا، پشت دریاها، ورق روشن وقت، پرهای زمزمه، پیراهن تنهایی، سوره تماشا، تپش باغ خدا، تپش سایۀ دوست، فرصت سبز حیات و…
ما هیچ ما نگاه،آخرین مجموعه شعر سهراب سپهری است این کتاب شامل 14قطعه می باشد.ظاهراً سپهری در دورانی که این شعرها را سروده از آن حال وهوای ساده طبیعی ودر عین حال آمیخته با نوعی تاملات عارفانه جدا شده وحسی که آنگونه طبیعت رامی چشید ومی بوئید حساسیت خود را از دست داده وبه نوعی کلی گویی بسیار انتزاعی می افتد.که هم زبان وایماژها وهم اندیشۀ آن بسیار انتزاعی است.(همان: 26و25)
باز که گشتم،زن دم درگاه بود╱با بدنی از اندیشه های جراحت.╱حنجره جوی آب را ،قوطی کنسرو خالی زخمی می کرد.(هشت کتاب:416).
یا:
ای عجیب قشنگ!╱با نگاهی پر از لفظ مرطوب╱مثل خوابی پر از لکنت سبزیک باغ،╱چشم هایی شبیه حیای مشبک،╱پلک های مردد،مثل انگشت های پریشان خواب مسافر!╱زیر بیداری بید های لب رود.
(همان:448).
بعد از دفتر مرگ رنگ دیگر یأس وناامیدی از اشعار سپهری رخت بر می بندد، اما در دفتر ما هیچ ما نگاه دوباره ناامیدی وافسردگی در اشعار او به اوج خود می رسد. شعر های این دفتر سخت وپر از ترکیبات غریبند. برخی از واژه های به کار رفته در این دفتر عبارتند از:
گنجشک محض، نبض درخت، امتداد وقت، نزدیک انبساط، بوی خاک فنا، ته بودن، سفرۀمأوس، مکث زیبا، ابتدای خدا، هوش محزون، سمت خیال دوست، معراج اشیاء و…
مجموعه اشعار سپهری نمودار سیر تکاملی بینش شاعرانه-عارفانه است. سپهری از هرگونه موضع گیری سیاسی- اعتقادی چه مذهبی وچه غیر مذهبی می گریزد.
ارتباط سپهری با جهان وجهان آفرین،ارتباطی بی واسطه می نماید؛ همان ارتباطی است که میان برگ درخت وریشۀ اوبرقرار است.سپهری همۀ ادیان را مطالعه کرده اما هیچ یک نردبان معراج او نیست.(معصومی عمرانی،98:1367)
کریم امامی عقیده دارد:” سپهری البته با دیدی عرفانی وفلسفی به جهان می نگریست وبرای افزایش آگاهی خود پیوسته مشغول مطالعه بود”(امامی،13:1371) از دیدگاه شفیعی کدکنی”دید عارفانۀ سپهری هیچ ارتباطی با تصوف سنتی وسلفی ما ندارد،بلکه کم وبیش تحت تأثیر تصوف بودایی وتصوف شرق دور-چین وژاپن است.”(شفیعی کدکنی،79:1359و78).آبشخور اصلی واساسی سپهری در شعر افکار عرفانی وعارفانه شرق دور است.(عابدی،322:1376).
سپهری اغلب به رنج متمایل است تا شادی. “در عرفان هندی،کارما(Karma) یعنی زایش دوباره،زایش دوبارۀ هستی،از این رو که جهل وغفلت است وغفلت هست چون درد موجود است،پس همه چیز درد است وهمه چیز گذراست”(شایگان،62:1383و61)
شعر سپهری، شعری پرخواننده است ودر سالهایی شکل گرفت وبه اوج رسید که بخش هایی از جامعۀ ما به ویژه مخاطبان او،در تب وتاب مبارزات سیاسی، اجتماعی وفرهنگی علیه رژیم شاه، مبانی فکری ومفاهیم اساسی فرهنگ خود را می ساختند.سپهری را شاید بتوان نمونه ای از یک هنرمند دانست که در دوران کمال شعر خود،نه تنها تحت تأثیر آن فضا قرارنگرفت،بلکه بی اعتنا به آن همه تب وتاب وشور سازندگی وخلاقیت،در جهان دیگری سیر کرد.(ساور سفلی،201:1388و200)
سپهری جهانی را می آفریند که در آن ناممکن ها ممکن می گرددواورابطۀ انسان وجهان را وارونه می کند وحدیث دیده ها وشنیده های خود را تنها با گوش های آشنا در میان می گذارد به همین خاطر ابهامی رابر شعرش حاکم می نماید وتغیراتی دشوار را در کارش ذکر می کند.
سپهری اصولاً شاعری رومانیسیست است…چنین شاعری آدم احساساتی ونابخرد وبیماروهپروتی نیست،رومانتی سیسم واژه ای مرده نیست…پویا وزنده ورویان است که در جنبه های عرفانی وطبیعت ستایی وبدوی گرایی نمود می یابد،ودر آن هنر به صورت دریافتهای اشرافی وتخیلی دیده می شود وحقیقتی برتر از واقعیت ومنطق واینجا واکنون را بیان می کند.(دستغیب،83:1385)
شعر سپهری ستایش زمین وطبیعت است وهمۀ موجودات آن از جمله خود شاعر برتری ویژه بر سایر پدیده های طبیعی ندارند:
ابری نیست/ بادی نیست/ می نشینم لب حوض:/ گردش ماهی ها،روشنی، من،گل، آب./ پاکی پوشۀ زیست.(هشت کتاب: 336و335)
سپهری همیشه در آرزوی زمانهای کودکی یا نخستین است وهمواره از دوران کودکی با شیفتگی خاص یاد می کند “رو آوردن به دوران کودکی ودوران پیش از تاریخ،فصل مشترک کلیۀ آثار رومانتیستی است.”(حسینی،12:1373)
جهانی که سپهری همیشه در آرزوی آن است جهانی قدسی وما ورایی است که درآن: انسان در سمت پرنده
فکر می کرد وبا نبض درخت ،نبض او می زد.او می خواهد که از دنیای علمی ودود گرفتۀ امروز،به دوران کودکی وآرامش نخستین دست یابد اما او تنها باید با حسرت از آن دوران یاد کند:
روزی که ،دانش لب آب زندگی می کرد،/ انسان ، در تنبلی لطیف یک مرتع/ با فلسفه های لاجوردی خوش بود./ در سمت پرنده فکر می کرد./ با نبض درخت ، نبض او می زد./مغلوب شرایط شقایق بود/مفهوم درشت شط/ در قعر کلام او تلاطم داشت.(همان: 424)
انسان خوشبخت در جهانبینی سپهری ،انسانی است که هنوز آلودۀ دانش نشده است،همان انسان اساطیری که در معصومیت نخستین زندگی میکند.
طبیعت در آثار رومانیسم ها به صورت معبد تصویر می شود وپیاله ای می شود برای دیدن عکس رخ یار، یعنی تجلی ذات خداوند در ذره ذرۀ جان جهان.(امامی،عابدی،263:1376)
سپهری نیز به عنوان یک شاعر رومانیسم به دنبال این است که نشان دهد ذره ذرۀ طبیعت جزء و نشانه ای از وجود

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد نقض قرارداد، مطالبه خسارت، جبران خسارت Next Entries دانلود پایان نامه درمورد نقض قرارداد، مطالبه خسارت، اجرت المثل