منبع پایان نامه درمورد سبک زندگی، تغییر رفتار، بهبود کیفیت

دانلود پایان نامه ارشد

ی افزایش سلامت افراد به حساب می آیند. راهبردهای ارتقاء سلامت، نقش بالقوه ای در بهبود کیفیت زندگی از زمان تولد تا مرگ دارند. همچنین این مسئله باید مورد تأکید قرار گیرد که ارتقاء سلامت مستلزم تغییر در سبک زندگی است. زمانی که تغییر لازم در سبک زندگی اتخاذ گردید، هوشیاری کامل برای تضمین حفظ این روند و نیز تعدیل تغییرات مناسب تکاملی و محیطی، باید مد نظر قرار گیرد(60).
رفتارهای ارتقاء دهندهی سلامت به عنوان الگویی از عملکرد و شناخت تعریف میشود که هدفش ارتقاء سطح سلامتی، خود شکوفایی و عملکرد افراد میباشد. این رفتارها که هم سلامتی را ارتقاء داده و هم به پیشگیری از بیماری ها توجه می کند، در سبک زندگی افراد تثبیت میگردند(72). رفتارهای ارتقاء دهندهی سلامت به علت داشتن توانایی بالقوه برای پیشگیری از ایجاد و پیشرفت بیماری های مزمن، کاهش بیماری زایی، بهبود کیفیت زندگی و کاهش بار مراقبت بهداشتی در جامعه از اهمیت خاصی برخوردار هستند(73). بنابراین ارتقاء سلامت، بهترین استراتژی برای پیشگیری از بیماری های غیر واگیر میباشد و بهترین زمان برای پایه ریزی فعالیت های ارتقاء دهندهی سلامت یا سبک زندگی سالم، دوره جوانی است(42).
برنامه های ارتقاء سلامت بر رفتارهایی مانند: ورزش مرتب، مصرف غذاهای مغذی، فائق آمدن بر استرس، پرهیز از دخانیات، الکل، مواد مخدر، ایجاد روابط صمیمی با دوستان، زندگی در منطقه ای با هوای پاک و داشتن هدف در زندگی تأکید دارد(74). طی قرن گذشته، تغییر و تحولات زیادی در حیطه سلامت روی داده است که شامل تغییر و تحولات جمعیتی، تغییر الگوی بیماری ها، تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. شناسایی این تحولات و الگوهای مربوطه برای تمامی دست اندرکاران حیطه های بهداشتی و درمانی به منظور برنامه ریزی مناسب، لازم و ضروری است(75).
اجزاء ارتقاء سلامت شامل پیشگیری، آموزش بهداشت و سیاست عمومی سلامتی است. پیشگیری اغلب پیشگیری شامل فعالیت هایی جهت توقف وضعیت ضعیف بهداشتی قبل از شروع بیماری است؛ اما در حقیقت این اصطلاح بعد وسیعی را در بر میگیرد. برای پیشگیری سه سطح اولیه، ثانویه و ثالثیه در نظر گرفته شده است. پیشگیری اولیه از احتمال شروع بیماری توسط کشف گروهی از عوامل خطرزای بیماری از طریق ارائه اطلاعات، آگاهی و مشاوره جلوگیری میکند(مانند ایمن سازی). پیشگیری ثانویه که هدف آن کوتاه نمودن دوره بیماری و پیشگیری از پیشرفت بیماری است(مانند ارائه آموزش تغذیه سالم برای بیماران دیابتیک). پیشگیری ثالثیه که هدفش محدود نمودن اثرات و عوارض بیماری یا فرآیند بیماری است(مانند توانبخشی بیماران قلبی). پیشگیری اولیه نقش مهمی در ارتقاء سلامت دارد اما پیشگیری سطح دوم و سوم، بیشتر به قلمرو پزشکی و درمان مربوط میشود(71).
آموزش بهداشت، یکی از کارآمدترین روش های مداخله است. اگر مردم به اندازه کافی درباره بیماری ها آگاهی داشته باشند و تشویق شوند که احتیاط لازم را به موقع به کار برند، می توان از بروز تعداد زیاد بیماری ها با مداخله های پزشکی مختصر پیشگیری کرد. بنا بر تعریف سازمان جهانی بهداشت، آموزش بهداشت عبارت است از تشویق و ترغیب افراد برای قبول و نگهداری رفتار و اعمالی که برای ادامه زندگی سالم ضروری است و همچنین به کار بردن عقل و منطق برای استفاده از خدمات بهداشتی که در دسترس آنان است(71). همچنین آموزش بهداشت، بارها به عنوان فرآیند ارائه اطلاعات و توصیه و تسهیل گسترش اطلاعات و مهارت ها برای تغییر رفتار، تعریف شده است. تغییرات اصلی در رفتار مربوط به سلامت مثل کاهش مصرف سیگار و کاهش روند گسترش ایدز، فقط با تأثیرات مثبت بسیج همگانی آموزش بهداشت قابل توجیه است(76). در واقع می توان گفت که آموزش بهداشت، انجام فعالیت های مختلفی است که برای ایجاد تغییر، تبدیل و ابقاء رفتار بهداشتی صورت می گیرد(71).
سیاست عمومی سلامتی شامل اقدامی مناسب برای حفظ سلامتی و پیشگیری است که فرهنگ بهداشت عمومی را میسازد. مهم ترین وجه تمایز آن، تأکید بر ملزم نمودن بخش بهداشت جهت همکاری با سایر بخش ها و سازمان ها است(71).
برنامه های خوب ارتقاء سلامت به صورت تصادفی ایجاد نمی گردند. این برنامه ها، نتیجهی یک کار طاقت فرسا بوده و پیرامون یک مدل کاملاً متفکرانه و ادراکی، سازماندهی میشوند. تعدادی از مدل های موجود در طی سال ها توسعه و تکامل یافته اند. اگرچه این مدل ها دارای عناصر مشترکی هستند، لیکن این عناصر ممکن است برچسب های متفاوتی داشته باشند. در واقع، با وجود اینکه، اصول پایه ای که موجب شکل گیری مدل های مختلف می شوند مشابه هستند ولی تفاوت های مهمی در ترتیب، تأکید و تفهیم اجزای اصلی آن ها وجود دارد(60). به طور کلی این تئوری ها و مدل ها در دو گروه طبقه بندی میشوند؛ گروه اول آن هایی هستند که در برنامه ریزی، اجرا و ارزشیابی برنامه های آموزش یا ارتقاء سلامت به کار میروند، که به آن ها مدل های اجرا یا برنامه ریزی گویند. گروه دوم شامل تئوری ها یا مدل هایی هستند که بر تغییر رفتار تأکید میکنند که به آن ها تئوری یا مدل های فرآیند تغییر گویند. مدل ها، برای کمک به درک افراد از یک مسئله خاص در یک موقعیت ویژه، به ترسیم شماری از تئوری ها می پردازد(66). مدل ها برای آموزش دهندگان بهداشت، چهارچوبی را فراهم می کنند تا در آن به خلق طرح هایی برای برنامه ها دست بزنند. برخلاف تئوری ها، مدل ها سعی در توضیح فرآیند های زمینه ای یادگیری ندارند، بلکه تنها به بازنمایی آن ها می پردازند. از مهمترین مدل های برنامه ریزی می توان به مدل پرسید – پروسید30، رویکرد چند سطحی به جامعه، سی دی سینرژی31، ابزار پاسخ و بررسی بازاریابی اجتماعی، مدل تعمیم یافته طرح ریزی برنامه و بسیج شدن برای عمل از طریق برنامه ریزی و مشارکت ها و از مهمترین مدل های فرآیند تغییر شامل مدل اعتقاد بهداشتی32، تئوری رفتار برنامه ریزی شده33، مدل فرا نظری34 و مدل فرآیند اتخاذ احتیاط35 میباشند.(60).
مدل های ارتقاء سلامت متعدد، ساده و مردم پسند هستند و در آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت کاربرد دارند. این مدل ها چون قلمرو وسیعی را شامل میشوند به طور دقیق تعریف و تبیین نشده اند و دائماً در حال تحول هستند(71).
مدل های ارتقاء سلامت، محرکی برای بررسی مجدد رفتار و فرضیه های زمینه ای آن میباشند. این مدل ها، ارتقاء سلامت را به صورت یک موضوع داوطلبانه که بر اصول و سنت های مختلف استوار است، ترسیم میکنند و بر این موضوع اجمال نظر دارند که همه رویکرد ها بسته به محتوای خود اعتبار دارند و با هم در ارتباط متقابل هستند و در ارتباط نزدیک به هم بیشترین تأثیر گذاری را دارند. توسعه و گسترش مدل های تحلیلی ارتقاء سلامت اقدامی برای کمک به تجزیه و تحلیل مسائل میباشد(71). در کنار مدل های برنامه ریزی، مدل هایی وجود دارند که آموزش دهندگان بهداشت میتوانند از آن ها برای طراحی مداخلات آموزش بهداشت مناسب جهت کمک به تغییر رفتار در جمعیت های آسیب پذیر استفاده نمایند. هر یک از این مدل ها نیز همانند مدل های برنامه ریزی در برخی موقعیت ها با توجه به سطح تأثیر برنامه های آموزش بهداشت کارایی بهتری دارند(68).
ارتقاء سلامت به وسیله مردم و با همراهی مردم و نه فقط برای مردم صورت میگیرد. هیچ فردی به تنهایی نمیتواند بر کلیه ی عواملی که سلامت وی را تحت تأثیر قرار میدهند، کنترل داشته باشد. بنابراین ارتقای سلامت نه تنها شامل اعمال و اقداماتی است که به سوی تقویت مهارت ها و ظرفیت های افراد هدایت میشود بلکه به تقویت ظرفیت گروه ها، سازمان ها و جوامع برای رویارویی با شرایط اجتماعی و اقتصادی زیر بنایی و محیط های فیزیکی مؤثر بر سلامت، منجر میشود(70).
بسیاری از اندیشمندان، سبک زندگی را چگونگی زندگی افراد تعریف کرده اند. در واقع سبک زندگی نشان دهنده جلوه بیرونی ادراک از خود و محیط زندگی و انتخاب های او در زندگی روزمره است. سبک های زندگی در چارچوب تعامل بین افراد و معنایی که در این تبادل رد و بدل می شود، ظهور می یابد. سبک زندگی به لحاظ ماهیت، موضوعی اجتماعی است به این معنا که حامل پیام هایی برای دیگران است. به این اعتبار، پیروی کردن از یک سبک زندگی خاص از سوی افراد، ارزش ها و جهت گیری های خاصی را به دیگران منتقل می کند و نشان می دهد که دیگران باید در برابر فرد چه رفتاری داشته باشند. همچنین سبک زندگی انتخابی است که در محدوده متغیرهای ساختاری صورت می گیرد. سبک زندگی متمایز کننده افراد و گروه ها است. برخی اندیشمندان معتقدند سبک زندگی، آن نوع رفتارهایی را شامل می شود که قابل مشاهده و معنادار هستند، به طوری که باعث تفاوت بنیادین میان گروه های اجتماعی مختلف می شوند. اما برخی دیگر معتقدند که سبک زندگی علاوه بر رفتارها، شامل ارزش ها، نگرش ها و عقاید نیز می شوند(77). سلامتی تحت تأثیر عوامل مختلفی از قبیل ژنتیک، عوامل اجتماعی، سبک زندگی، فعالیت های جسمانی و خدمات بهداشتی یا به عبارت دقیق تر، خدمات درمانی می باشد که با تعدیل در سبک زندگی(عدم استعمال دخانیات، رعایت رژیم غذایی، داشتن فعالیت بدنی، استراحت کافی و ادامه دادن به فعالیت های اجتماعی) سلامت ارتقاء می یابد(78). سبک زندگی سالم روشی از زندگی است که سبب تأمین، حفظ و ارتقاء سطح سلامت و رفاه فرد می گردد(10). و نیز فعالیت های عادی و معمول روزانه است که افراد آن ها را در زندگی خود به طور قابل قبول پذیرفته اند، به طوری که این فعالیت ها روی سلامت تأثیر می گذارند(2).
کاکرهام36 سبک زندگی سالم را اینگونه تعریف می کند: سبک زندگی، الگوهایی از رفتارهای سالم مبتنی بر انتخاب های مردم و مطابق با موقعیت زندگی آنان است. فعالیت هایی مثل استفاده از الکل، سیگار کشیدن، بستن کمربند ایمنی و امثال آن می توانند موقعیت زندگی یک شخص را تقویت یا تضعیف سازد. به عبارت دیگر سبک زندگی سالم مجموعه ای از انتخاب های افراد متناسب با موقعیت های زندگی است و این انتخاب ها بر روی سلامت تأثیرگذار است(79).
در حال حاضر، سبک زندگی به عنوان یکی از شاخصه های اصلی بهداشت که ارتقاء مثبت آن، ارتقاء سلامت را به دنبال خواهد داشت و به عنوان منبعی با ارزش جهت ارتقاء سلامت و بهبود کیفیت زندگی می باشد(46). سبک زندگی به طور مستقل و به میزان قابل ملاحظه ای پیشگویی کننده بیماری های مزمن متعدد و مرگ و میر هستند(80). از دیدگاه واکر37، سبک ارتقاء دهنده سلامت یک الگوی چند بعدی از خودکارآمدی و حفظ و نگهداری یا ارتقاء سطح رفاه و خود شکوفایی کامل اشخاص می باشد. و از این رو رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و رفاه روانی اجتماعی از تعیین کننده های مهم وضعیت سلامتی هستند. این رفتارها بر روی خطرات بعدی در جهت ایجاد اختلالات مرتبط با سبک زندگی نیز تأثیر گذار است. به طوری که در ایالت متحده و کانادا در حدود 50 درصد از همه هزینه ها با سبک زندگی ناسالم، ارتباط دارد. با توجه به اینکه ارتقاء سلامت نشان دهنده توانمند سازی مردم در شناخت عوامل تأثیر گذار بر سلامت فردی و اجتماعی و تصمیم گیری صحیح در انتخاب رفتارهای بهداشتی و در نتیجه رعایت سبک زندگی سالم می باشد و تا زمانی که مردم نتوانند عوامل مؤثر بر سلامت خود را کنترل کنند، ارتقاء سلامت به مفهوم کلی آن تحقق نمی یابد لذا انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت یکی از بهترین راه هایی است که مردم می توانند توسط آن سلامتی خود را کنترل نمایند و نیز راهکاری برای رسیدن به هدف ملی سلامتی است(81).
در گذشته، عامل بسیاری از بیماری ها و به تبع آن مرگ و میرها، عفونت بوده است. در اواخر قرن نوزده با تغییراتی که در سبک زندگی افراد اتفاق افتاد، این نوع بیماری ها کاهش یافته و جای خود را به بیماری های مزمن داده است که که برخی از آنها را نمی توان با دارو درمان نمود. بیماری های مزمن اغلب بر حسب شرایط زندگی ناسالم ایجاد شده اند. این بیماری ها را می توان از طریق تغییر در سبک زندگی کاهش داد(79). بنا بر اعلام سازمان جهانی بهداشت، 70 تا 80 درصد از مرگ و میرهای کشورهای توسعه یافته و 40 تا 50 درصد از مرگ های کشورهای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد سبک زندگی، تغییر رفتار، قانونگذاری Next Entries منبع پایان نامه درمورد فعالیت جسمانی، سبک زندگی، اضافه وزن