منبع پایان نامه درمورد روشنفکران، عصر مشروطه، ناسیونالیسم، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

از ورطه نزاع با اشراف، زمینداران، تجار بزرگ، رؤسای قبایل و معتمدان محلی، روحانیان متنفذ و صاحب منصبان نظامی عبور کند و ناگزیر باید در پناهدست آهنین دیکتاتور مصلح جای گیرد و به رشد و گسترش خودادامه دهد. تداوم وضعیت گذار از سنت به تجدد، گسترش شهرنشینی، رواج صنعت و… زمینه هایی است که به طور طبیعی تداوم رمانتیسم ادبی را خصوصا در سال های آغازین این دوره موجب شده است. (جعفری،1386: 193،194)
از لحاظ فکری، در سرآغاز این دوره میراث مشروطه همچنان الهام بخش جامعه ایران است؛ میراثی که در واقع، نوعی خردگرایی و روشنگری انقلابی بود و به ناسیونالیسم مثبت و امید بخشی دلبستگی داشت و از گرایش های رمانتیک اجتماعی نیز بی بهره نبود. بعدها در حدود سال های اواسط حکومت رضا شاه این فرهنگ و اندیشه متکی به نهضت مشروطه به تدریج از طریق حکومت استحاله و بی رمق شد و به تدریج اکثرروشنفکران بجز کسانی که هوادار حکومت بودند از آن فاصله گرفتند. در واقع، فرهنگ و ادبیات سال های آغازین این دوره، از یک سو، تداوم فرهنگ و ادبیات مشروطه است، و ازسوی دیگر هسته های اولیه فرهنگ و ادبیات جدیدتر دوره های بعد را تشکیل می دهد. البته در کنار این دو گرایش، جریان های متفاوت کلاسیک گرا نیز حضور دارند. گرایش های رمانتک دوره دوم فاقد یکپارچگی و وحدت نسبی رمانتیسم عصر مشروطه است. در عصر مشروطه، در کنار گرایش های مختلف رمانتیک، رمانتیسم اجتماعی غالب ترین و پررنگ ترین جریان رمانتیک به شمار می آید. (همان، 194،195)
در دوره دوم (عصر رضا شاه) در میان گرایش های مختلف رمانتیک دست کم سه گرایش یا سه جریان قابل مشاهده است:
الف: رمانتیسم طبیعت گرا که عمدتا در اوایل این دوره دیده می شود و هرچند اغلب جریان ها و چهره های رمانتیک به نوعی به طبیعت نیز توجه دارند، اما نیمای رمانتیک خلاق ترین چهره این گرایش به شمار می آید.
ب)رمانتیسم ناسیونالیستی که شکل مبالغه آمیز ناسیونالیسم عصر مشروطه است و تا اواسط این دوره در اغلب آثار ادبی دیده می شود. و از اواسط این دوره به بعد روشنفکرانی که با حکومت همراه نبودند به تدریج آن را رها می کنند.
ج)رمانتیسم احساساتی و اخلاق گرا که از همان سال های آغازین این دوره خصوصا در آثار داستانی دیده می شود و در سال های بعد، همچون رمانتیسم ناسیونالیستی با ایدئولوژی رسمی دوران آمیخته می شود و به تدریج روشنفکران جدی و اجتماعی عصر از آن فاصله می گیرند. (همان،196)
رمانتیسم ادبی این دوره، همچون رمانتیسم عصر مشروطه، تا سال های میانه حکومت رضاشاه، هم به لحاظ تاثیر مثبت آن در نوآوری های ادبی و هنری و رشد ادبیات جدید فارسی و هم به لحاظ کارکردهای اجتماعی، نماینده اصلی روح ادبی عصر به شمار می آید، و هرچند در این دوره گرایش های غیر رمانتیکی همچون واقع گرایی و نئوکلاسیسم هم وجود دارند، ولی جریان رمانتیک رگه اصلی تر و شاخص تر ادبیات عصر را تا حدود سال های 1310 شکل می دهد .پس از آن نیز در میان آثار بسیاری از شاعران و نویسندگان و بخصوص در آثار ادبی عامه پسند همچنان حضور خود را حفظ می کند.
در این دوره آشنایی با ادبیات اروپایی و ترجمه آثار شاعران و نویسندگان غرب که از دوره قبل آغاز شده بود، با وسعت و گستردگی بیشتری ادامه یافت. در میان مطالب ترجمه شده این عصر آثار گوناگونی از دوره های مختلف فرهنگ و ادبیات غرب، از یونان باستان تا اوایل قرن بیستم دیده می شود؛ اما تحت تاثیر سنت ادبی دوره قبل و فضای رمانتیک این عصر، ترجمه آثار مربوط به رمانتیسم اروپایی و خصوصا فرانسوی همچنان بخش قابل توجهی از آثار ترجمه شده را به خود اختصاص داده است . همچنین در این دوره نیز نوشته های گوناگونی برای معرفی و شناساندن رمانتیک های اروپایی به قلم و صاحب نظران ایرانی انتشار یافته است. (جعفری،1386 :196،197)
نیما مهم ترین شاعر رمانتیک این دوره است. نیما رامی توان با شعر «افسانه» اش آغازگر شعر رمانتیک در ایران قلمداد کرد. نیما به تعبیر شفیعی کدکنی سرشاخه نوعی برداشت از رمانتیسم اروپایی محسوب می شود و تحت تاثیر رمانتیسم فرانسه است. برخی از مهم ترین آثار رمانتیک نیما در سال های آغازین شاعری او در ابتدای قرن حاضر سروده شده اند، ولی گرایش رمانتیک نیما، علی رغم تصور اغلب هنرمندان و روشنفکران، صرفا اختصاص به این آثار ندارد و رگه های رمانتیک و بازتاب آن در شخصیت نیما تا سال های پایانی او به شکلی ملایم تداوم می یابد. البته اوج رمانتیسم نیما در همان سال های اولیه شاعری اوست. (همان،199)مهم ترین خصوصیت نیما طبیعت گرایی نسبتا سالم آن است. رمانتیسم نیما از رمانتیسم بیمارگونه دوره بعد کاملا متمایز است و هرچند می توان آن را از پاره ای جهات مثل اصالت، طبیعی بودن و خودجوش بودن، دنباله رمانتیسم دوره مشروطه به شمار آورد، ولی برخلاف رمانتیسم دوره اول، توجه کمتری به جنبه های آشکار اجتماعی دارد و خصوصا به ناسیونالیسم دوره قبل کاملا بی اعتناست و از نظر هنری و ادبی نیز در سطح متعالی تری قرار دارد. رمانتیسم نیما به گونه ای شگفت از دو نحله و رگه رمانتیک عصر خود او یعنی رمانتیسم احساساتی و رمانتیسم ناسیو نالیستی فاصله گرفته است و عمدتا طبیعت گرا است. به هر حال، رمانتیسم نیما اوج هنری رمانتیسم در کل ادبیات معاصر محسوب می شود. (همان،200)
سه شعر «قصه رنگ پریده»، «ای شب» و «افسانه» شاخص ترین شعر های رمانتیک نیما به شمار می روند که تاریخ سرودن آنهاسال های 1299 تا 1301 است. (همان،237)«افسانه» نه فقط مهم ترین شعر رمانتیک نیما، بلکه از جهاتی، هنری ترین و عالی ترین نمونه شعر رمانتیک در ادبیات جدید فارسی است. اهمیت این شعر به آن اندازه است که برخی از صاحب نظران نیما را «شاعر افسانه» و این شعر را مانیفیست شعر رمانتیک دانسته اند. (همان،250)نیما این منظومه را ثمره آشنایی خود با زبان فرانسه می داند وتاثیر وی از شاعران رمانتیک اروپایی به ویژه لامارتین و آلفرد دو موسه و لرمانتوف را می توان در آن مشاهده کرد. چند صدایی بودن این منظومه، هویت مرموز و ناشناخته افسانه، ابهام هنری، طبیعت گرایی و انعکاس احساسات انسانی در آن، اظهار ملال و خستگی از عشق، داشتن ساختار ارگانیک، برخورداری از بافت و شکل بلند آن همچون منظومه های بلند اروپایی مهم ترین عناصر رمانتیک این شعر محسوب می شود. (اکرمی،خاکپور،1389: 232،233)افسانه از همان سال سرروده شدن آن بر شعر معاصر ایران تاثیری پایدار نهاده است. خود نیما به تاثیر این شعر بر«سه تابلوی مریم» اثر میرزاده عشقی اشاره کرده است و می گوید که آن شعر «به طرز آثار من نزدیک بود.» آرین پور تاثیر «افسانه» بر«کفن سیاه» و «سه تابلو» عشقی و «دو مرغ بهشتی» شهریار را یاد آوری کرده است. (جعفری،1386: 253)
3-1-1-3 شعر رمانتیک در دهه بیست و سی :
شعر رمانتیک در اواخر دوره پیش به دنیا آمد، اما دوره کودکی، نوجوانی و تا بزرگسالی خودش را در سال های بعد از شهریور 1320 می گذارند. در این دوره است که شعر رمانتیک بر دیگر «ایسم ها» غلبه می کند و طیف گسترده ای از شاعران به سرودن چنین اشعاری تمایل دارند، دهه بیست، دوره شکوفایی شعر رمانتیک است و دهه سی، روز بازار این نوع شعر. وقایع پس از کودتای سال 32 به آتش رمانتیسم دامن زد و این شد که در این دو دهه، شعر رمانتیسم، برفراز سایر «ایسم ها» قرار گرفته است و همه تحت الشعاع آن قرار دارند. رمانتیسم، در این دوره، شاخه فرعی هم پیدا می کند و در دوره بعد این گرایشی شدن مکتب خودش را مشخص تر و بهتر نشان می دهد. دو شاخه اصلی آن عبارتند از رمانتیسم فردی و رمانتیسم اجتماعی. اولی، غیرسیاسی، عاشقانه ـ عمدتا از نوع عشق جسمانی و در مواردی اروتیک، برکنار از دغدغه های اجتماعی و اندیشه های انقلابی است و دومی، برعکس، به فعالیت های اجتماعی، مبارزه، سیاست، عشق به آزادی و انقلاب و اهداف انقلابی اصالت می دهد. معشوق، در اینجا نه زیبارویان گیسوافشان که مفاهیمی همچون عدالت و آزادی و مردم و مضامینی از این قسم بود. (زرقانی،1384: 342)
فریدون توللی یکی از مهم ترین شاعران این دوره است. او در سال 1325شعر«مریم» را در مجله سخن چاپ می کند. آرتور جان آربری این شعر را به زبان انگلیسی ترجمه کرد و درباره آن نوشت: «مریم اثر توللی را با آنکه که در نگاه نخستین نظر یک شعرکاملا اروپایی جلوه می کند. در حقیقت، تعبیر تازه ای از موضوع آبتنی شیرین، شاهکار نظامی، است که همواره مورد توجه هنرمندان و نقاشان بوده است، کلمات رنگین وجذاب این قطعه نیز خواننده را به یاد آثار نظامی می اندازد، ولی طرز پرداختن شعر مزبور و نکاتی که در توصیف مناظر شبانگاهی با تمام روشنیها و سکوتها و نواهای آن به کار رفته است، در ادبیات ایران کاملا جنبه ابتکارو تازگی دارد». همان حال و هوای و زبان و بیانی که برشعر های افسانه نیما، سه تابلوی ایدآل عشقی و ماه در مرداب خانلری حاکم است در شعر مریم توللی نیز دیده می شود. «شعر مریم» تاثیر عمیقی برمدرنیست های محافظه کار می گذارد و توللی را تا حد رهبری این جریان پیش می برد… . سال 25 سال اوج گیری شعر رمانتیک محافظه کار است». درست است توللی در سالهای آغازین شاعری خود گرایشهای سیاسی و اجتماعی نیز از خود نشان می دهد و فی المثل شعر «شیپور انقلاب» را می سراید و پیش از آن نیز قطعاتی به نظم و نثر به نام «التفاصیل» که مایه های طنزآمیز نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی داشت، منتشر می کند، اما می بینیم که خیلی زود از سرودن چنین اشعاری دست می کشد و به تغزل گرایی و رمانتیک سرایی روی می آورد. مهم تر از آن اگر خوب دقت کنیم درمی یابیم که توللی حتی در همان اشعار به ظاهر اجتماعی نیز دهنیتی غنایی و رمانتیک دارد. (حسین پور،1387: 135)
در سال 1329 توللی حاصل کارهای چند ساله خود را جمع می کند و در مجموعه ای به نام «رها» منتشر می سازد. این مجموعه یکی از شاخص ترین مجموعه ها در بین مجموعه های شعری جریان نو سنتی و رمانتیک است و شاعران نوسنتی خاصه چهار پاره سرایان پس از توللی به شدت تحت نفوذ و تاثیر این اثر هستند. در آغاز این اثر مقدمه ای مفصل آمده است که دیدگاههای شاعر را درباره شعر و شاعری منعکس می کند و براساس همین مقدمه می توان توللی را دومین نظریه پرداز جریان رمانتیک میانه رو پس از خانلری دانست. او در این مقدمه نخست به سنت گرایان می تازد و دلایل نسبتا پذیرفتنی ای در رد دیدگاههای آنان ارائه می دهد. این دلایل به دور خلاصه چنین است:
الف) الفاظی که سنت گرایان در شعر خویش ازآن بهره می گیرند مربوط به زندگی امروزی نیست، بلکه الفاظی است که به واسطه مطالعه در دیوانهای شعرای بزرگ به ذهن و زبان و بیان آنها راه یافته است.
ب) عنصر زمان و مکان در شعر سنت گرایان مبهم و بی هویت است .
ج) مفاهیم و مضامین شعری در نزد سنت گرایان کلیشه ای است؛ گویی که آنها براساس جدول از پیش تعیین شده ای شعر می نویسند؛ یعنی در شعرآنها «سرو» مظهر آزادگی و «لاله» نماد داغداری، «سوسن» سمبل زبانبازی و «زلف» مظهر سیاهی و… است.
د) محتوا در شعر این شاعران تابع شکل است و نه شکل تابع محتوا… .
پس از این انتقادها، توللی اعتراض خود را متوجه نیما و طرفداران او می کند. او که خود در آغاز سخت تحت تاثیر افسانه نیما بود، بتدریج که نیما از حال و هوای افسانه جدا می شود و به سمت شعر نو پیش می رود، از نیما و پیروان او فاصله می گیرد ؛ تا جایی که در مقدمه رها کاملا از شیوه شعر سرایی نیما تبری می جوید. (همان،136،137)
از دیگر شاعران این جریان می توان به نادر نادر پور، گلچین گیلانی، هوشنگ ابتهاج، فریدون مشیری، نصرت رحمانی، فریدون کار، مهدی سهیلی، حسن هنرمندی، اسماعیل شاهرودی، حمید مصدق، فروغ فرخزاد، محمد ظهری، سیاوش کسرایی، محمدعلی اسلامی ندوشن، سهراب سپهری، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و … اشاره کرد.

فصل چهارم

تصویرها و توصیف های رمانتیک در اشعار فریدون مشیری

1-4 عشق:
یکی از موضوعات اصلی رمانتیسم عشق است. در شعر کلاسیک محبوب صورت کلی و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد اجتماعی و سیاسی، ادبیات فارسی، آزادی خواهی، ادبیات فرانسه Next Entries منبع پایان نامه درمورد شگفت انگیز