منبع پایان نامه درمورد رفتار انسان، اوقات فراغت، قرن نوزدهم، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

زيرا آنان بر سازمان هاي كنترل اجتماعي مانند خانواده و مدرسه تمركز نموده و معتقدند كه جوانان مرتكب رفتار بزهكارانه مي شوند به دليل اين كه برخي از نيروهاي اجتماعي بازدارنده انحراف اجتماعي از بين رفته يا كاركرد آنها ضعيف شده است؛ بنابراين، بزهكاران به طور نسبي از نظر اجتماعي از كنترل خارج شده اند. آنها به تعلقات فرد به نهادها و سازمان هاي اجتماعي مانند خانواده و مدرسه متمركز شده و چنين تعلقاتي معمولاً توسط ميزان واكنش متقابل بين فرزندان و كيفيت چنين گسستگي و همچنين تعامل ميان دانش آموزان و معلماني اندازه گيري مي شود.
هيرشي( 1969) اين سؤال را مطرح مي كند كه چرا با توجه به وجود بسياري از فرصت ها و فشارها براي ارتكاب بزهكاري و جرم، اكثر مردم در بسياري از مواقع شهروندان قانون مدار هستند؟ پاسخ ميرشي به اين سؤال تقيد اين افراد به جامعه است كه داراي مؤلفه هاي زير است:
1- تعلق و تقيد نسبت به اشخاص عادي مانند والدين و معلمان
2- تعهد به رفتار عادي مانند انتظارات آموزشي و تربيتي كه مدرسه از دانش آموز دارد.
3- شمول مردم در فعاليت هاي قراردادي و متداول مانند گذراندن اوقات فراغت با خانواده
4- اعتقاد به هنجارهاي عادي مانند رعايت قوانين رانندگي
پاسخي كه به اين سؤال مهم داده مي شود اين است كه آنچه كه موجب هم نوايي مي شود اعمال كنترل اجتماعي بر افراد است كه جلوي كج رفتاري را مي گيرد. بنابراين فقدان يا ضعف كنترل اجتماعي علت اصلي كج رفتاري است(صديق سروستاني، 1387).
هيرشي معتقد است كه احتمال بزهكاري هنگامي كه اين تقيدات و متعهدات ضعيف شود، بيشتر است .با بيان تعلق منظور هيرشي اين است كه فرد نسبت به افرادي كه با آنها پيوند نزديكي دارد، داراي احساساتي است كه اين احساسات موجب مي شود به آنچه درباره رفتارش مي انديشند مراقب باشد.بنابراين كنترل بزهكاري با تعلقات جوانان نسبت به والدينشان پيوند مي خورد.
باز هم اين مسئله مطرح است كه بزهكاري در حال افزايش است. علل افزايش بزهكاري بايد بطور دقيق مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد و بر حسب نوع بزهكاري و عواقب آن براي نوجوانان،براي رفع علل پديد آمدن چنين انگيزه هاي كوشيد(خليلي شوريني ، 1377).

نظريه انگ زني:
نظريه انگ زني كه رويكرد كنش متقابل هم ناميده مي شود، عمدتاً به پيامدهاي تعامل بين كج رفتار و جامعه هم نوا، بويژه عوامل رسمي كنترل اجتماعي مي پردازد. انگ زني نظريه اي فرايندي است و تحليل هاي آن بر واكنش هاي ديگران. كساني كه قدرت تعريف رفتار كسي و ا نگ زدن به او را دارند، نسبت به افراد يا كنش ها و ارزيابي منفي از آن متمركز است و دو جزء عمده دارد: 1) تعريف كج رفتاري 2) پيامدهاي اعمال كنترل اجتماعي در مورد آنان كه كج رفتار تعريف شده اند. نظريه انگ زني در واقع صورتي است از نظريه كنش متقابل نمادين.
انگ زني در تعريف اينكه چه رفتاري بهنجار است از دو ايده اصلي مطرح در كنش متقابل نمادين بهره گرفته است: 1- متقابل بودن كنش: كج رفتاري هم مثل هر نوع رفتار انساني ديگر؛يك كنش جمعي است كه بيش از يك نفر در آن دخالت دارند. بر اين اساس و برخلاف آنچه اثبات گريان گفته اند، نبايد تنها بر شخص كج رفتار تأكيد كرده، بلكه بايد بر كنش متقابل آن شخص به اصطلاح كج رفتار و ساير مردم (هم نوايان) توجه داشت. در واقع اين دو پيوسته با هم اند و يكي بدون ديگري وجود ندارد(بكر28، 1974).
2- نمادين بودن كنش: كنش متقابل بين شخصي به اصطلاح كج رفتار و هم نوايان تحت فرمان معناهايي است كه آنها به كنش هاو واكنش هاي يكديگر نسبت مي دهند. اين معنا ها همان نمادها يعني ژست ها، تفسیر ها ، تعريف ها يا انگ هايي است كه مردم به يك كنش نسبت مي دهند و از خود كنش مهمترند. اين رويكرد كج رفتاري را مفهومي ساخته جامعه مي داند؛ يعني گروهي در جامعه با تصويب قوانيني كه تخطي از آنها كج رفتاري محسوب مي شود؛ مفهوم كج رفتاري را مي سازند. اين منظر كج رفتاري، ويژگي رفتاري كه انجام شده نيست بلكه نتيجه ي اعمال قوانين و مجازات هاي مربوط در مورد فردي است كه آن را انجام داده است. كج رفتار كسي است كه اين انگ (انگ كج رفتاري) به طور موفقيت آميزي در مورد او به كار رفته و كج رفتاري عملي است كه ديگران آن را چنين تعريف كرده باشند(سروستاني، 1387) .
در نتيجه نظريه انگ زني سؤال نمي كند كه علت كج رفتاري چيست؟ بلكه به جاي چنين سؤالي كه خاص اثبات گرايان است مي پرسد: 1) چه كسي به چه كسي انگ كج رفتار مي زند؟ 2) پيامدهاي اين انگ براي انگ خورده و انگ زننده چيست؟ اين سؤال ها به تعبير كنش متقابل نمادين يعني ،اين كه چه كسي رفتار چه كسي را كج رفتاري تفسير مي كند و چطور اين تفسير بر رفتار هر دوي آنها تأثير مي گذارد؟ نظريه انگ زني در پاسخ به سؤال اول، كساني را قادر به انگ زني مي داند كه نماينده قانون، نظم و اخلاق رايجند و به هر كسي كه از قانون و اخلاق مزبور تخلف كند، انگ كج رفتار مي زنند. پليس، قضات، زندان بانان، روان پزشكان، مسؤلان بيمارستان هاي رواني و ساير عوامل كنترل اجتماعي از چنين قدرتي بهره مندند. نمونه هاي انگ خوردگان هم معمولاً فقرا، مجرمان، بزهكاران جوان، معتادان به مواد مخدر و الكل، بيماران رواني و امثال آنها هستند ( شور، 1980).

ديدگاه صاحب نظران ساخت گرادرزمينه فرهنگ بزهكاري
نظريه كلووارد و اوهلين «خرده فرهنگ بزهكاري»
كلووارد و اوهلين29 (1972) معتقدند كه هنجارهاي اجتماعي دو جنبه دارند. يك جنبه آنچه بايد انجام داد و يك جنبه آنچه نبايد انجام داد. آنچه عمل صحيح است ضد آن عمل نادرست محسوب مي شود. هنجارها مرز مابين عمل درست و نادرست را مشخص مي كنند؛ بنابراين مجرمي كه به دزدي يا فريب ديگران دست مي زند در واقع راه جديدي كشف نمي كند؛ بلكه آنچه هنجارها منع كرده اند انجام مي‌دهد. اين كه جوانان بيشتر دوست دارند آنچه جامعه منع كرده است انجام دهند، اساس بسياري از نظريه‌هاي جرم جوانان قرار گرفته است.
اين توضيحات به هيچ وجه واقعيت را بيان نمي كند؛ زيرا ميزان دسترسي نسبي جوانان را به راه هاي غير مجاز در نظر نمي گيرند. عوامل ديگري در اين ميان سهم دارند كه شناخته شده نيستند؛ به همين شكل آرزوي بزهكار حرفه اي شدن كافي نيست كه فرد بزهكار حرفه اي شود. همان گونه كه راه هاي مشروع نيل به هدف براي فرد فراهم نيست، راه هاي غير مشروع نيز حاضر و آماده در مقابل وي قرار ندارند كه بتواند به انتخاب دست بزند( شامياني،1385).
منظور كلووارد اين است كه بر خلاف تصور امكان اجراي همه نقش هاي بزهكارانه به آساني براي همه افراد فراهم نيست. تنها در مناطقي كه جرم و جنايت ريشه دوانده و نهادينه شده است، شرايط يادگيري نقش بزهكارانه فراهم است. در اين مناطق جوانان در سنين مختلف به كارهاي بزهكارانه اشتغال دارند. در اين صورت امكان آموزش، كسب مهارت ها و انتقال ارزش هاي بزهكارانه را در دسترس جوانان قرار مي‌دهد. آماده شدن براي ايفاي نقش، به معناي آن نيست كه جوان حتماً به آن اشتغال پيدا كند. يك محدوديت مهم اين است كه همه كساني كه اين گونه تمايلات را دارند و در ارتباط با گروه هاي حرفه اي قرار مي گيرند، مورد نياز گروه هاي حرفه اي نيستند. تعداد آنها بيش از نياز گروه هاي حرفه اي است؛ بنابراين، تعداد محدودي از آنها بر حسب برخي معيارها گزينش مي شوند و بقيه با وجود كسب آموزش هاي لازم از رسيدن به مرحله حرفه اي حذف مي شوند .از اين رو كساني تا مرحله ي حرفه اي پيش مي‌روند كه واجد برخي خصايص روان شناختي باشند و نيز دسترس به عوامل اجتماعي لازم را داشته باشند. كلووارد و اوهلين در مطالعه ي خود به دسترسی عوامل اجتماعي مساعد براي گژ رفتاري توجه دارند و در اين راه به مطالعه مشخصات خرده فرهنگ گروه هاي بزهكار دست مي زنند( شامياني،1385).

ساخت اجتماعي مناطق جرم خيز از نظر كلو وارد و ارهلين:
كلوارد و اوهلين نوع بزهكاري مناطق جرم خير را به چگونگي دسترسي آنها به وسايل غير مجاز مربوط مي كنند. به نظر آنان نوع بزهكاري و ميزان دسترسي ساكنان به راه حل هاي غير مجاز را ساخت اجتماعي تعيين مي كند. نوع جرم ارتباط با راه حل هايي دارد كه دسترس آنهاست. كلووارد و اوهلين30 براي توضيح فرضيه ي خود به مطالعه مناطق جرم نيز دست زده اند(شامياني،1382).

نظريه ي فشار:
نقطه ي شروع در نظريه ي فشار،اين تصور است كه جرم اصولاً پديده ي اجتماعي است. اين نكته بدين معناست كه اين نظريه بر نوعي فهم جامعه شناختي از رفتار هاي فردي وگروهي استوار است؛يعني فهمي كه عملي خاص مانند جرم را به نوعي فرايند ها وساختار هاي فرا گير اجتماعي مرتبط مي بيند و بر آن است كه اين فرايند ها و ساختار ها، آن عمل را شكل مي دهد(داگلاس و هينز31،1383:ص141).
نظريه ي فشار به جاي پرداختن به دو بعد روان شناسي فردي يا خصیصه هاي زيستي،مدعي است كه موجبات شكل گيري جرم را بايد در درون اجتماع جست و بدين ترتيب در نگاه اين نظريه،يك «مجرم» يا«كج رو» محصول نوعي نظم اجتماعي خاص است.
به بيان ديگر، نظريه ي فشار مدعي است اعمال و ارزش هاي مجرمان را اصولاً نيروها و عوامل فراگير موجود در سطح جامعه تعيين می کنند. هم چنين اين دسته از افراد،چندان مجالي براي صورت دادن گزينش هاي آگاهانه درباره ي گزينه هاي اجتماعي در دسترس خود را ندارند. نظريه ي فشار عمدتاً با تكيه بر مفاهيم متعارف به تعريف جرم مي پردازد اما اين پديده را صرفاً به چشم رفتاري نمي نگرد كه نقص رسمي مجموعه قوانين به حساب آيد(يعني مواردي كه سابقه ي محكوميت در دادگاه ها،بيانگر آن است).بلكه دو مفهوم جرم و كج روي را در ابعاد فراگير تر مورد توجه قرار مي دهد. به تعبير دقيق تر اين نظريه،هر گونه سر پيچي از وفاق عمومي موجود درباره ي ارزش ها و هنجار هاي جامعه را جرم مي داند؛ افزون بر اين ادعا مي كند كه با تكيه بر تعريف ياد شده و با توجه به بالا بودن شمار اعمالي كه نظام جزايي رسمي از كشف آنها ناتوان است، آنچه از اهميت برخوردار مي شود آن است كه با توسل به شيوه هاي جايگزين از جمله بررسي هاي پيمايشي به بزه ديدگان و هم چنين مطالعات خود گزارشي به سنجش پديده ي جرم بپردازيم.
در خصوص علت جرم، سخن اصلي نظريه ي فشار آن است كه بايد اين پديده را ناشي از گسست اجتماعي يا فرايند هاي اجتماعي به حساب آورد كه نشان دهنده ي وجود نوعي فشار اجتماعي در درون جامعه است. اين ديدگاه هم چنين بر آن است كه فشار ها يا سر چشمه هاي تنش، طبيعتي اجتماعي دارد نه فردي. به این معنا كه علت جرم را بايد در درون آن دسته از ساختار هاي اجتماعي يا نظام هاي ارزشي ديد كه اين آسيب اجتماعي فراگير،بهترين تبيين درباره ي جرم و عنوان مسئله اجتماعي به دست مي دهد.(وايت و هينز32،1386؛112).

شهرنشيني:
جرايم شهري بخشي از ناهنجاري هاي اجتماعي اند كه در نتيجه ي پيدايش شهرنشينی و تشديد تشكيلات ناشي از آنها پديدار گشته و در سطوح مختلف خود موجب آسيب هاي ساختاري و كاركردي براي جامعه شهري مي شود.تاريخچه نظرها و ديدگاه هايي كه راجع به آسيب هاي شهري مطرح است، به پس از انقلاب صنعتي و به ويژه نيمه دوم قرن نوزدهم باز مي گردد. از نظر علماي اجتماعي كشور آلمان همچون زيمل و تونيس رشد شتاب آلود شهرها همراه با ظهور تغييرات اجتماعي جديدي كه بر فلسفه مادي گرايانه مبتني بود، مقدمه تباهي شهرها را فراهم كرد(موسوي ، 1378).
در نيمه ي اول قرن بيستم، مقارن با رشد شتاب آلود شهري و افزايش بی رويه ي ناهنجاريهاي اجتماعي، بررسي هاي جغرافيایی ناهنجاري هاي شهري و شناسايي كانون هاي جرم خيز از مسائل مهم مباحث اجتماعي گرديد. پایه گذاران مكتب شيكاگو همچون رابرت پارك، ارنست برگس و رودريك مكنزي معتقد بودند كه مراكز و مناطق مركزي و مناطق گذار شهرها به علت تراكم فوق العاده ي فعاليت هاي عمومي مهاجرت نيروهاي انساني، تنوع قومي و نژادي، جهت ناپايدار و بي ثبات و افزايش تمايزهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي موجب جدايي گزيني كالبدي قضايي شده و مستعد رفتارهاي منحرفانه مي‌شوند(محسني ، 138).
تأثیر شهرنشيني با بزهکاری از نظريه ابن خلدون و اميل دوركيم

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد خودپنداره، صاحب نظران، عوامل بازدارنده، بازدارنده ها Next Entries منبع پایان نامه درمورد بهداشت روان، آموزش مهارت، بهداشت روانی، جرایم خشونت آمیز