منبع پایان نامه درمورد رسانه های نوین، تاریخ هنر، زندگی روزمره، تحلیل تطبیقی

دانلود پایان نامه ارشد

متاثر باشند.
– استفاده از رسانه های نوین به عنوان دستاورد های نوین جامعه ی صنعتی، گزینه های بسیاری را در زمینه های مختلف به هنرمندان ارائه می کند اما این مهم به این معنا نمی تواند باشد که استفاده از آنها به عنوان نفی سایرین خواهد بود. به طور مثال بدیهی است که استفاده از رنگ و بوم به مفهوم نفی عکاسی نیست تنها برخوردی متفاوت در راستای خلاقیت است.
– آشنایی با رسانه های نوین را می توان همتای سواد آموزی در اعصار گذشته دانست. چرا که این رسانه ها نقشی بسیار مهم در زندگی انسان معاصر بازی می کند و عدم آشنایی با این پدیده می تواند به معنای بی سوادی در عصر حاضر تلقی شود. هنرمند به عنوان یکی از تاثیرگذار ترین اقشار جامعه موظف است در بالا بردن هر چه بیشتر سطح سواد خود کوشا باشد تا به بالاترین کیفیت موفق به ایفای نقش خود شود.
1-5 مدل تحقیق:
در این تحقیق تلاش بر این است که در ابتدا به کلیات بکارگیری رسانه های نوین در عرصه های بین المللی و چگونگی جایگزینی این رسانه ها به عنوان ابزار بیان در گستره ی دنیای هنر و سپس به مختصات حضور رسانه های نوین در عرصه ی خلاقیت های نوین زن هنرمند ایرانی پرداخته و به نقاط اشتراک و افتراق در حوزه ی خلاقیت های این هنرمندان پرداخته شود.

1-6 تعاریف عملیاتی متغیر ها و واژه های کلیدی:
هنر جدید، رسانه های نوین، هنر مفهومی، هنر اجرا، هنر چیدمان، هنر ویدئو، هنر زمینی، هنر اینترنتی
1-7 روش تحقیق:
بنابر عنوان و موضوع انتخاب شده که مبنی بر رویکرد های نوین رسانه ای تنی چند از هنرمندان معاصر زن ایرانی است، لذا لازم دیده می شود که علاوه بر مطالعه ی مکتوبات، نقد ها و شرح و توصیفاتی که در رابطه با این هنرمندان، در گذشته صورت گرفته است، به انجام مصاحبه هایی حضوری و مستقیم با این هنرمندان نیز پرداخته شود. این مصاحبه ها و گفتگو ها با همکاری این هنرمندان صورت گرفته و در ارائه ی مطالبی هر چه موثق تر و نزدیکتر به واقعیت به این رساله یاری رسانده اند.
بنابراین این تحقیق به صورت کتابخانه ای و میدانی و مصاحبه ای به انجام رسیده است. روش اجرای این تحقیق، تحلیل تطبیقی و توصیفی- تحلیلی در نظر گرفته شده است.
1-8 محدودیت ها و مشکلات تحقیق :
همانطور که از عنوان تحقیق بر می آید، رویکرد های نوین رسانه ای در زمان معاصر مورد بررسی است، لذا به علت معاصریت این امر منابع مکتوب در این زمینه در دسترس نبوده و یا در محدوده ی مقالاتی پراکنده و نقد هایی کوتاه می باشد. بنابراین مطالب ارائه شده ای که از منابع مکتوب و کتب مرجع استخراج شده اند، بسیار محدود و با جستجوی بسیار صورت گرفته اند. بدیهی است که اینگونه تحقیقات با این دسته عناوین که حاکی از رویکرد های معاصر هستند، فاقد پیشینه ی وسیع بوده و همانطور که از واژه ی معاصر بر می آید ریشه ای در تاریخ و یا مطالعاتی با گستره ی وسیع نداشته و انجام تحقیقاتی همچون رساله ی پیش رو، در جهت پر کردن فضاهای خالی در رابطه با این موضوعات می باشد. باشد که توسط این تحقیق، برگی به این تاریخچه ی در دست تدوین، افزوده شود.

فصل دوم : مطالعات نظری

مقدمه
هنر قرن بیستم، هنری است که گستردگی کنونی اش را مدیون هنرمندانی ساختار شکن و با جسارت و همچنین پیشرفت لحظه ای تکنولوژی در زمینه های مختلف است. تکنولوژی ای که پیشرفت خود را بی دریغ در کفه ی اخلاص قرار داده و هنرمندان قشری هستند که یکی از بیشترین بهره ها را از این مقوله برده اند. چگونگی ورود این رسانه ها به دنیای هنر و برخورد های آغازین هنرمندان با این رسانه ها به مثابه ابزار بیان هنری، یکی از مقاطع پر فراز و نشیب و همچنین متنوع تاریخ هنر معاصر است.

2-1 تاریخچه ی آغاز به کارگیری رسانه های نوین به مثابه ابزار بیان هنری
رسانه های نوین مشخصه ی تمام نمای هنر قرن بیستم، در چگونگی تحولات در تغیر زبان بیان و ابزار بیان است. هنر قرن بیستم تمایز خود را در ابداع هنرمندان در استفاده از ابزار های متفاوت بدست آورد.
ابتدا هنرمندانی چون ژرژ براک6 و پیکاسو در اوایل قرن بیستم با استفاده از اشیای آماده بر روی بوم، آثار خلق شده بر روی بوم را فرا تر از نقاشی دو بعدی با رنگ و مدیوم ها ی متداول گسترش داداند. همین امرباعث تحولات و راه گشای دید نوینی در برخورد با اثر هنری با ابزار های جدید و غیر معمول که تا آن زمان تجربه شده بود، شد. در این اثنا سبک های انتزاعی، سوررئالیسم، مفهوم گرایی و… بوجود آمد که همگی به نوعی نقاشی به شکل سنتی را دچار دگرگونی می کرد.
در این زمان تغیر بیان، هنرمند را به سمت تغیر ابزار بیان نیز سوق داد و هنرمند دیگر در صدد بازنمایی طبیعت و عین گرایی ( به هر شکل و سبکی ) نبود واین گونه بود که هنرمند تعریف و بیان شخصی خود را در خلق آثارش مد نظر قرار داد. هنرمند به دنبال مدیوم ها و وسایلی برای خلق اثرش بود که زندگی او را بیشتر می نمایاند. هنرمند در تلاش برای بازنمایی واقعیت زندگی اش در همان زمان بود و در راه رسیدن به این هدف اشیای حاضر آماده7، تیکه هایی از ابزارهای روزمره و در کل اشیا و موادی که انسان در طول زندگی اش، حتی در طول یک شبانه روز از زندگی اش با آنها سر و کار داشت، بیشترین بار معنایی را برای هنرمند به ارمغان می آورد و نزدیکترین جلوه از تصویری که هنرمند قصد بیانش را داشت به او عرضه می داشت.
رفته رفته گسترش و پیشرفت فناوری و تکنولوژی، این دستاوردها را نیز به گوشه ای از روزمره ی انسان ها تبدیل کرد و تکنولوژی، بهترین و آشنا ترین و آسان ترین و در دسترس ترین راه برای ارائه ی بیان شخصی هنرمند شد. چرا که همانطور که علم و تکنولوژی حاصل از آن ارتقا میافت، خلاء ایجاد شده در ارتباطات انسان ها نیز از او پیشی می گرفت و در نتیجه تکنولوژی و دستاورد هایش مونس و یار بی دریغ انسان ها می شد. عکس، فیلم، روزنامه، تابلو های تبلیغاتی الکترونیکی و … اشیایی بودند که راه ارتباط با مخاطب را به بهترین نحو در ذات خود داشتند و سهم بزرگی را در زندگی انسان این عصر به خود اختصاص داه بودند.
هنرمند که به عنوان یک شهروند نیز دستخوش این پیشرفت ها بود و نیز به خوبی تاثیرات و جایگاه تکنولوژی را در زندگی اش درک می کرد، ابزار جدیدی را در دست خود می دید. در واقع گستردگی دید هنرمند از تحول صورت گرفته در انتقال از عینیت به سمت بیان شخصی هنرمند، دست او را در انتخاب ابزارش چنان باز می کرد، که هنرمند می توانست دنیایی از رسانه ها را به عنوان ابزارش برگزیند و از این رو ابزار هایی که در دست هنرمند قرار گرفت، ابزار هایی آشنا، روزمره و آمیخته با روح زمان هم خودش و هم مخاطبش بود و هنرمند هر وسیله ای را از منظر خود بکار می گرفت و به بیان دیگر، پیشرفت تکنولوژی و فناوری روز دنیا، پیشرفت ابزار بیان هنرمند تلقی می شد.
یکی از مهمترین و شاخص ترین هنرمندانی که در این روند تاثیر عمیقی داشت بی شک ” مارسل دوشان8 ” است. در اصل مارسل دوشان با انتخاب ابزار هایش، به نوعی تعریف دیگری از هنر و زیبایی شناسی را ارائه داد. تعریفی بسیار گسترده تر و عمیق تر. اساسا تاکید دوشان به اشیاء و درونمایه ی اشیاء از منظر مصرف کنندگان آنها بود تا ارائه ی مفهومی از بیرون.
در اصل دوشان ایده هایش را به نمایش می گذاشت و می فروخت ( که در ابتدا این امر به گونه ای غیر ممکن بود اما با پیشرفت این دیدگاه و جایگاهی که در جامعه ی هنری معاصرش پیدا کرد این وضع رفته رفته تغیر کرد که در ادامه به شرح آن خواهیم پرداخت. )
بنابراین شروع این جنبش توسط مارسل دوشان صورت گرفت و با تلاش هنرمندان دیگری همچون رابرت راشنبرگ9، جوزف بویز10، جان کیج11، مرس کانینگهام12، دیوید تادور13، دیمن هرست14 و … گسترش و مقبولیت یافت.

2-2 پایه گذاری اجرا
اتفاق، کنش و اجرا های زنده، در میان نقاشان، ابتدا توسط جکسون پولاک15 که رنگ را روی بوم می پاشید و یا بدن خود و یا همکارانش، رنگ را به روی بوم نقش می داد و یا لوچیو فونتانا16 که بوم را پاره می کرد و دستی دیگر از این ابداعات، به دنیای هنر وارد شد. اما این اتفاقات هنوز در غالب نقاشی و بر روی بوم اجرا می شد. در این مقطع زمانی بود که فعل نقاشی و چگونگی نقاشی کردن بر موضوع چیره شد.
تحت تاثیر این اتفاقات هنرمندان دیگری که این رویداد ها را مورد استقبال قرار می دادند، به گسترش و استفاده ی هر چه بیشتر از این آزادی در بیان و ابزار، دامن زدند. هنرمندانی همچون رابرت راشنبرگ، جوزف بویز، آلن کاپرو17، جرج ماتیو18، ایو کلاین19، استوکو تاناکا20، جین تینگلی21، پیر مانزونی22، اوتو موهل23 و… .
تحولاتی که در دهه ی شصت در حال رخ دادن بود باعث شد نقاشی رفته رفته راه خود را در جهت فاصله گرفتن از بوم طی کند و به برخورد هایی بپردازد که مخاطب و اثر هنری را با هم تلفیق می کرد و مخاطب را به نوعی در اثر هنری دخیل کرد و آنرا به عنوان جزئی از اثر مورد بررسی قرار داد.
پس از اینکه در نیمه ی دهه ی 60 کلمنت گرینبرگ24 منتقد، مقید بودن به امپرسیونیسم انتزاعی را زیر سوال برد و به نوعی قداست آن را از بین برد، هنرمندان در پی از میان برداشتن این چارچوب ها و کسب آزادی های بیشتری که در بیان هر چه نزدیک تر با روح زمانه به آن احتیاج داشتند، جدایی خود را از بوم نقاشی اعلام کردند.
جدایی از بوم و شکستن قید و بند ها و دستیابی به آزادی های آن زمان، هنر را به سمت کارهایی سوق داد که اکنون آنرا هنر اجرا می شناسیم.
در آن زمان اتفاقاتی که در زمینه ی رقص و رسانه رخ داده بود، ذهن هنرمند را به تلفیق دستاورد های معاصر، رهنمون شد. تلفیقی از تئاتر، فیلم، هنرهای تجسمی، رقص و هر ابزار دیگری که روح آن زمان را در خود داشت. یکی از پیشگامان این پدیده ی نوین، رابرت راشنبرگ بود. یکی دیگر از هنرمندانی که این دو هم آمیختگی را استقبال کرد جون جونس25 بود که دغدغه اش مسائل مفهومی، فرهنگی، روانی و نیزاجرایی بود. او اجرا هایش را با فیلم و ویدئو خلق کرد. دوربین فیلمبرداری به بیش از یک ابزار برای هنرمند تبدیل شد. هنرمند آنرا به نوعی همراه و دوست خود می دید. ظبط کردن تصاویری از خلوت و تنهایی هنرمندان در زندگی روزمره شان به عنوان اثر هنری هنرمند، گواه این امر است و گاه روند فیزیکی خلق یک اثر هنری، خود به یک اثر اجرایی مبدل می شد.
ویتو اکونچی26 یکی از هنرمندانی بود که دوربین فیلمبرداری را ابزاری مناسب برای خود یافت. از دیگر هنرمندانی که از ظبط تصاویر و تلفیق آن با صوت و اجرا بهره بردند و به خلق آثارشان پرداختند می توان به بروس نومن27، نام جون پایک28 و جون جونس اشاره کرد.

2-3 جنسیت و اجرای رسانه ای
اعتراض های شدید فمینیستی29 به نقش های محدود زنان، بخشی از الگو های فرهنگی جنبش های آزادی خواهانه در سراسر جهان بود که قشر دانشجویان، مردم رنگین پوست و همجنس گراها را شامل می شد. هنرمندان فمینیست در ارائه ی اجرا های خود دو هنرمند زن آن زمان یعنی جون جونس و کارول شنیمان30 را الگو قرار دادند.
یکی از هنرمندان فمینیست آن زمان، هنرمندی آلمانی بنام اولریک روزنباخ31 بود که اجرا های زنده ی ویدئویی را در بر داشت که با صحنه های گرافیکی تلفیق می کرد و یا اجرا هایی چند رسانه ای داشت که به منشاء کنش فمینیستی مبدل شد با نام ” نداشتن قدرت، یعنی داشتن قدرت “. در این اثر خود هنرمند در یک توری گیر افتاده است و تصاویری از تاریخ هنر و فرهنگ عامه در پس زمینه به نمایش در می آمد.
یکی دیگر از زنان هنرمند این جنبش اورلان32 است. اورلان هنرمندی فرانسوی است که توسط فیلمبرداری از جلسات اطاق عملش که در اصل خود را با این جراحی ها، باز پیکر تراشی می کند به خلق اثر پرداخت. او در این آثار از روانشناسی چهره نگاری استفاده کرد و مجموعه آثاری با عنوان ” تناسخ اورلا

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد رسانه های نوین، زنان ایرانی، زنان ایران، هنر معاصر Next Entries منبع پایان نامه درمورد مجسمه سازی، معماری سنتی، زیبایی شناختی، زندگی روزمره