منبع پایان نامه درمورد دوران کودکی، آثار ادبی، قرن نوزدهم، سلسله مراتبی

دانلود پایان نامه ارشد

ر رمانتیک، نیز به معنی دقیق ودرست آن، هنوز آغاز نشده بود. این دوره پرجوش و خروش و متلون وتوفنده را دوره پیش رمانتیسم نامیده اند. (جعفری،1378 :72) در نیمه اول قرن هیجدهم خوبی و بدی هر اثری را با پرگار عقل می سنجیدند و قواعدی که خیلی بیشتر و متعددتر از قواعد کلاسیک بود، برای ادبیات خلق می کردند و انتقاد را براساس آن بنا می نهادند. اما در نیمه دوم قرن، به جای این نوع انتقاد، انتقاد حسی رایج گشت و مخصوصا معتقد بودند که فلسفه و هندسه شعر را به سوی عاقبت خظر ناکی می کشاند.
در این دوره شاعران و نویسندگان مختلفی ظهورکردند که اغلب همان قالب های کلاسیک را برای آثارشان حفظ کردند، اما محتوی نوشته هایشان خبر از تحول تازه ای می داد و همین مشخصات تازه این هنر مندان را از معاصرانشان متمایز می ساخت. روش اخلاقی و ذوق ادبی و منابع الهام این هنرمندان نیز با کلاسیک ها تفاوت فاحش داشت. گذشته از اینکه احساسات را بر عقل ترجیح می دادند به حزن واندوهی که بعدها بر ادبیات رمانتیک حاکم شد متمایل بودند. در زندگی اجتماعی دوستدار زندگی روستایی و طبیعت وحشی و بدوی بودند. عده ای از آنان از اختلافات طبقاتی آزرده بودند در جستجوی آزادی و مساوات برآمدند. از طرف دیگر به یادگارها و سنتی که جنبه ملی داشت علاقه نشان می دادند و احترام می نهادند. از این رو قرون وسطی که مورد نفرت کلاسیک ها بود ارزش و احترامی پیدا کرد و از بوته فراموشی خارج شد. شعر هرچه رقیق تر و ساده تر و آزاد تر و صمیمانه تر بود بیشتر جلب نظر می کرد. برای خلق چنین آثاری در جستجوی منابع تازه تری برآمدند تا به جای ادبیات یونان وروم از این منابع جدید الهام بگیرند. (سید حسینی،1391 :170)به طور کلی ما قبل رمانتیسم به دوره ای گفته می شود که در آن تمایلات عاطفی وارد ادبیات شده و خودی در آثار نویسندگان نشان داده است. ولی نویسندگان، این احساسات جدید را اغلب در همان غالب های کهن به خوانندگان عرضه کرده اند و باید گفت دوره رمانتیسم وقتی شروع می شود که نویسندگان خوش قریحه و جسور طرز بیان جدیدی برای احسات خود ابداع می کنند. البته این حالت جدید حساسیت، به تدریج و به طور بطئی به مرحله رشد خود رسیده است و ماقبل رمانتیسم را باید دوره کودکی و بلوغ آن نامید. (سید حسینی،1391 :175)
4-2 مکتب رمانتیسم:
رمانتیسم بیش از اینکه یک جریان ادبی و هنری باشد، مرحله ای از حساسیت اروپایی است که نخست در اواخر قرن هیجدهم در انگلستان با (ویلیام بلیک، وردزورث، کالریج) و در آلمان با (گوته، شیلر، هولدرین) و سپس در قرن نوزدهم درفرانسه با (ویکتور هوگو، شاتو بریان، لامارتین) درایتالیا (مانتسسونی، لئو پارردی)، دراسپانیا با (سوریلیا) و درکشورهای اسکاندیناوی با (اولنشگر، تگنر و استاگنلیوس) ظاهرمی شود. (سیدحسینی،1391 :162)رمانتیسم در اصل یک جنبش مطلقا انقلابی است و شعار های آن همان سخنان فلسفلی و سیاسی است که در عصر روشنگری مطرح شده است: بیان آزاد حساسیت ها و تایید حقوق فردی. (همان،162)در نیمه اول قرن هیجدهم در نیمه اول قرن هیجدهم، طبقه اشراف و اصیل زادگان رفته رفته قدرت و اعتبار خود را از دست می دادند مخصوصا از لحاظ اخلاقی و فساد و انحطاط آنها روز به روز ظاهرتر می شد. کسانی متجدد و وشایسته شمرده می شدند که عیاش و خودپسند تر بودند و بی اعتنایی بیشتری به قوانین نشان می دادند. اشراف مشغول هرزگی و ولگردی بودند و وضع اقتصادی رفته رفته خرابتر می شد. هزینه زندگی بالاتر می رفت و موازنه مالی بهم می خورد. دیگر اطاعت مطلق و تسلیم محض نسبت به هر گونه زور گویی واستبدادیک طبقه فاسد، کار مضحک و بی فایده ای شمرده می شد و طرز تفکر مردم با آنچه نویسندگان کلاسیک می خواستند، فاصله پیدا کرده بود. دیگر نویسندگان حاضر نبودند به بهانه اینکه هر گونه اعتراض و اظهار عقیده جدیدی مخالف اصول کلاسیک است، دلشان را به اطاعت از چند اصل فرسوده و تعبدی خوش کنند. در این دوره مردم احساس کردند که باید در مورد مسائل مختلف زندگی بحث و مجادله کنند و برای بهتر ساختن وضع زندگی خوداحتیاج به اطلاعات عمومی پیدا کردند. تعداد روزنامه ها افزون تر گشت. مردم به به دانستن زندگی ساکنان سایر کشورها و سایر قاره ها علاقمند شدند. سیاحت نامه هاو نوشته هایی که اطلاعاتی درباره زندگی سایر مردم روی زمین داشت، خواستاران فراوان پیدا کرد. زیرا قرن هفدهم گرفتار جهل بود و قدرت تجزیه و تحلیل اثبات مسائل را نداشت. درآن دوره یک «طبیعت جاودان» و یک «عقل لاتغیر» وجود داشت. اصول کلی و ثابتی تعیین شده بود و چون از مخالفت با این اصول سخنی در میان نبود، مردم احتیاجی به تفکر و تجزیه و تحلیل نداشتند، ورعایت اصول نیز بسیار آسان بود. اما تغییر وضع اجتماعی سطح فکر مردم را نیز تغییر داد. (همان،165،166)
در نیمه اول قرن هیجدهم، اروپائیان پی بردند که دنیا متنوع تر از آن است که تصور می کردند، دیگر احتیاجی نداشتند که نصایحی درباره رعایت چند اصل ثابت و اطاعت از چند دستور خشک بشنوند. می خواستند طرز تفکر و هنر و ادبیات و همچنین زندگانی اجتماعی خود را از روی قضاوت صحیح و هوش و فراست تنظیم کنند. در این دوره فلاسفه ای از نظیر مونتسکیوو ولتر پیدا شدند و آثاری از قبیل «روح القوانین» و «نامه های فلسفی» و «قرن لوئی چهارده» به وجود آوردند. البته هیئت حاکمه نیز بیکار نمانده و به مبارزه با فلاسفه برخاسته بود و هر اثری را که مخالف اخلاق تشخیص داده می شد، هم نویسنده و هم ناشر آن به مرگ محکوم می شدند. اما فشار عمومی سد محکمی در برابر اجرای چنین قوانینی بود. در نیمه اول قرن هیجدهم، مردم دچار بدبختی و پریشانی بودند ودر میان این آشوب، احتیاج شدیدی به اصلاحات احساس می کردند و از این جهت نویسندگان و متفکران به طبقه بورژاوزی کوشش خود را بر ضد سنن اشرافی به کار می بردند. تا پایان نیمه اول قرن هیجدهم موفقیت هایی هم بدست آمد. (همان ،166)
آغاز قرن نوزدهم را باید شروع عصر جدیدی در ادبیات اروپا دانست. اضطرابها و تکانه های ناشی از انقلاب فرانسه به اغلب کشور های اروپا سرایت کرد و نیرو های پنهان طبقه متفکر و روشنفکر بیدار ساخت. مهاجرت هایی که روی داد ذوقها و اندیشه های مختلف را در هم آمیخت، در این عصر انسان جدیدی بوجود آمد که طرز تفکرش به هیچ وجه به انسان قرن هفدهمی شباهتی نداشت. چنان که می دانیم که جریان رنسانس تحت تاثیر اشراف بود و عصر کلاسیک عصر حکومت واحد و تسلط سلسله مراتبی بود. اما این دوره جدید که باید آن را عصر رمانتیک نام داد عصر طبقه بورژاوزی شمرده می شد. در این عصربخصوص اشرافیت همه نفوذ خود را از دست داد. سالن های در خشان ادبی و فرهنگستان ها دیگر تاثیر زیادی در سرنوشت هنرمندان و آثار نداشتند، بلکه روزنامه های ادبی اهمیت بیشتری پیدا کردند و مخصوصا در سی سال اول قرن در انگلستان و فرانسه ماهنامه های ادبی مهمی منتشر شد. اغلب آثار ادبی منظوم یا منثور قبلا در روزنامه ها انتشار می یافت و مایه شهرت نویسنده می گشت. نویسندگان وشاعران از طبقات مختلف مردم بودند و قلمرو آثار ادبی نیز وسعت می یافت. کتابهایی در باره تاریخ و سیاحت و سیاست و هنر و علوم و جامعه شناسی نوشته شد. مقام اجتماعی هنرمندان بالا رفت و حتی اغلب آنان می خواستند کاری کنند که در سر نوشت طبقه خود حتی همه مردم موثر واقع شوند . در این دوره بود که ادبیات رمانتیک در کشور های مختلف اروپا یکی پس از دیگری تجلی نمود. (همان،176)رمانتیسم که در اواخر قرن هیجدهم در انگلستان به وجود آمده بود، بعدا به آلمان رفت و پس از مدتی یعنی در سال 1830 وارد فرانسه واسپانیا و روسیه گردید و تا سال 1850 برادبیات اروپا حاکم بود. (همان،177)
1-4-2 اصول مکتب رمانتیسم :
اگر بخواهیم هنگام معرفی این مکتب قواعد و اصول ثابتی برای آن بیان کنیم، مسلما دچار اشکال خواهیم شد. زیرا رمانتیسم برخلاف کلاسیسم مکتب بسیار پیچیده و آشفته ای است. مکتب کلاسیک قواعد واصول معینی داشت که اغلب پیشوایان بزرگ آن درباره آن اتفاق نظر داشتند، ولی برعکس، رمانتیک ها اغلب درباره مکتب خود آراء مغایری دارند و اصولی که آنها را باهم متحد ساخته است، نامفهوم و اغلب متضاد است. (سید حسینی ،1391 :178 )
در اینجا به برخی از اصول اساسی این مکتب اشاره می کنیم:
1-1-4-2 آزادی:
سال 1830 سال انقلاب ادبی است. در این سال ویکتور هوگو و دوستانش به پیروی ازدستورهایی که قبلا در مجله خودشان درج شده بود، رمانتیسم را به عنوان مکتب آزادی و هنر معرفی کردند. هنرمند رمانتیک برای خواهش ها و احتیاجات روح خود اهمیت قائل است و می گوید آنچه به هنرمند الهام می بخشد و معنی و مفهوم زندگی شمرده می شود «عشق و علاقه» است و این علاقه باید آزاد باشد. اگر هنرمند به علت فشار جامعه و قوانین اخلاقی و یا براثر موهومات به عقب رانده شود و نیروهای او پنهان و مکتوم بماند حق دارد درباره جامعه و قوانین آن داوری کند و حکم بدهد و محیط و اخلاقی که که برای رشد خود او مساعد باشد به وجود آورد. ادبیات می تواند هر گوشه ای از زندگی را، چه زیبا و چه زشت، چه عالی و چه دانی، موضوع بحث خود قرار دهد. از هر دوره تاریخ و از هر گونه مناظر دنیا می تواند استفاده کند. (همان ،179)
2-1-4-2 شخصیت:
هنرمند رمانتیک، به دنبال آزادی از قید قواعد کلاسیک فرمانروائی «من» را در هنر مستقر می سازد و به وسیله هنر خواهشهای دل و رنجهای روح خود را بیان می دارد ولی این روش هنرمند را نباید دلیل خودستائی او و فرار از بشریت دانست . قبلا هنرمند کلاسیک برای توصیف «انسان کلی» قهرمانی را از میان افسانه ها و اساطیر برمی گزید، اما هنرمند رمانتیک خویشتن را به جای قهرمان افسانه ای می گذارد و نمونه همنوعان خویش قرار می دهد.(همان،180)
3-1-4-2 هیجان و احساسات:
هنرمند رمانتیک پیش از آنکه بر مبانی معقول و خردگرایانه تکیه کند به خواستهای حسی و خرد گریزی گرایش داشت. آلفرد دو موسه در سال 1824 می گفت: باید هذیان گفت. آنچه باید بیان کرد هیجان شاعر است و آنچه باید بدست آورد هیجان مردم. (ثروت ،1390 :95 ) دل باید بی قید و بند سخن بگوید و بی قید و بند فرمان براند. شاعر موهای آشفته را بدست باد سپرده، شنل سیاهی بر دوش، زیر سایه بیدی در روشنایی ماه و در کنا برجی ویران و با دلی که بی شک بر اثر عشق بد فرجامی شکسته است با خویشتن خلوت می کند و غرق رویا می شود. ادبیات رمانتیک چنین قیافه قراردادی را تعمیم داده وتوده مردم را با آن آشنا ساخته است. اندوه رمانتیک از دیدن گذشت بیرحمانه زمان شدت می یابد. این اندوه معمولا زائیده توقعات تسکین ناپذیرقلبی است که در جهانی بی احساس و بی ایمان گرفتار شده است. (سید حسینی،1391 :180 )
4-1-4-2 گریز و سیاحت:
آزردگی از محیط و زمان موجود و فرار به سوی فضاها یا زمانهای دیگر، دعوت به سفر تاریخی یا جغرافیایی، سفرواقعی یا بر روی بالهای خیال، یکی دیگر از مشخصات آثار رمانتیکهاست. (ثروت ،1390 :96 )
5-1-4-2 کشف و شهود:
هنرمند رمانتیک تخیل و امید و آرزو و معجزه را جانشین حقیقت می سازد و پیش از تقلید پایبند تصور است. هنر خود را با مبالغه می آمیزد، یعنی آنچه که هست نمی گوید بلکه از آنچه که باید باشد بحث
می کند. او از طریق کاوش درذهن خود دنبال کشف ناشناخته هاست. (ثروت ،1390 :96 )
6-1-4-2 بازگشت به آغاز و دوران کودکی و طبیعت دست نخورده:
در ادبیات دوران رمانتیسم، هم کودک و هم پاکی های او را عزیز می دارند و هم خاطرات و یادهای دوران کودکی دائما برای شاعران و نویسندگان تداعی می شود. این یادمان های کودکی از یک سو یادآور پاکی و صفا و صمیمیت است و از سوی دیگر، چون بیانگر معصومیتی زوال یافته و بهشتی گمشده است، موجب اندوه می شود.این توجه خاص به کودک و دوران کودکی در اغلب آثار رمانتیک ها دیده می شود. (جعفری، 1378 :91،92 )
7-1-4-2 مرگ اندیشی:
شاعران مکتب رمانتیک آن چنان از مرگ، ملال،گور و زوال سخن گفته اند که این نوع اشعار، به نام «مکتب شعرگورستان» معروف شد. شعرهای «افکار شبانه» از ادوار یانگ، «گور»

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد طبیعت گرایی، قرون وسطی، آزادی خواهی، اعاده حیثیت Next Entries منبع پایان نامه درمورد ایده آلیسم، ذهن گرایی، پراگماتیسم، کانون توجه