منبع پایان نامه درمورد درد مزمن، کنترل قامت، گروه کنترل، سیستم عصبی

دانلود پایان نامه ارشد

پروتکل
و گروه کنترل………………………………………………………………………………………………………….44

فهرست نمودارها:
4-1 مقایسه میزان تاثیر تمرینات ثبات دهنده بر تعادل دانشجویان مبتلا به گردن درد
غیراختصاصی…………………………………………………………………………………………………36
4-2 مقایسه میزان تاثیر تمرینات ثبات دهنده بر میزان حس وضعیت دانشجویان مبتلا به
گردن درد غیراختصاصی………………………………………………………………………………….38
4-3 مقایسه میزان تاثیر تمرینات ثبات دهنده بر تعادل بین دو گروه تجربی بعد از اعمال
پروتکل و گروه کنترل…………………………………………………………………………………..41
4-4 مقایسه میزان تاثیرتمرینات ثبات دهنده برمیزان حس وضعیت بین گروه تجربی
بعد از اعمال پروتکل………………………………………………………………………………………43
4-5 مقایسه میزان تاثیر تمرینات ثبات دهنده بر درد در دو گروه تجربی بعد از اعمال
پروتکل و گروه کنترل……………………………………………………………………………………45

1-1مقدمه
گردن درد يكي از بيماري هاي شايع (بالغ بر 67 %) بويژه در كشورهاي صنعتي مي باشد كه اكثر گروه -هاي سني حتي افراد جوان را شامل می شود (صالح پور و همکاران 2011). شیوع این عارضه به صورت نگران کننده اي، باپیشرفت جوامع، در حال گسترش است. مدت ابتلا به این عارضه در اغلب موارد طولانی شده (حداقل تا 12 هفته ) و بیش از 12 هفته وارد مرحله مزمن می شود که در چنین مواردي به عنوان گردن درد مزمن به تشخیص می رسد (اکبری و همکاران 1388). در 70 درصد از بیماران گردن دردي تشخیص تعریف شده اي بر اساس ساختار درگیر وجود ندارد و علت پاتولوژیک
خاصی براي گردن درد این بیماران یافت نمی شود، در چنین مواردي به عنوان گردن درد غیر اختصاصی شناخته می شود (سلیمی و همکاران 1392).
گردن درد غيراختصاصي مزمن شايع ترين گردن دردی است که بیماران در اثر آن به کلينيک ها مراجعه مي کنند، که بدون علت پاتولوژي مشخص مثل فتق ديسک، فشار روي ريشة عصب و تغييرات تخريبي استخوان تعريف مي شود. تغييرات عملکرد حسي-حرکتي در اين نوع گردن درد شامل: درد و التهاب، افزايش واسطه هاي التهابي، خستگي، تغيير الگوهاي حرکت واختلال در عملکرد عضلات است که باعث تغيير در کميت و کيفيت اطلاعات حس عمقي اين ناحيه و بی تعادلی مي شود (سعادت و همکاران 2012).
سیستم کنترل وضعیت وتعادل یک مکانیزم مرکب و پیچیده است، که هماهنگی سه سیستم تعادلی شامل سیستم بینایی، سیستم دهلیزی و سیستم حسی پیکری در آن نقش بسزایی دارد. همکاری این سیستم ها با یکدیگر منجر به کنترل قامت و تعادل می شود (صادقی و همکاران 2009). مرور مقالات نشان مي دهد كه به دنبال ناراحتي هاي گردني، اختلال در حفظ قامت و كنترل تعادل بوجود مي آيد (صالح پور و همکاران 2011). گردن شامل مکانیسم هایی است که مستقیما در کنترل تعادل دخالت دارند و اتصالات خاصی بین گیرنده های گردن، سیستم بینایی، دهلیزی و سیستم عصبی سمپاتیک وجود دارد. از این رو سیستم حس عمقی گردن نقش مهمی در حفظ تعادل بدن ایفا می کند (کرنیل1 2002).
حس عمقی متشکل از حس وضعیت، حس حرکت وحس اعمال نیرو است که به درك آگاهانه ازوضعيت اندام در فضا اطلاق مي شود (فیل پیج2 2006). گيرنده های حس عمقی همراه با پيامهاي حس بينايي و دهليزي در تعامل با هم از طريق رفلکسهاي گردني- چشمي، سري-گردني، تونيک گردني و دهليزي- نخاعي، باعث هماهنگي بين سر و چشم و ثبات وضعيتي فرد مي شوند (سعادت 2012، تریلیون3 2008) و شامل گیرنده های مکانیکی موجود در مفاصل بین مهره های گردن،گیرنده های مکانیکی موجود در عضلات گردن، دوک های واقع در عضلات می باشد (توانای 2013) .
عضلات ناحية گردن بيشترين ميزان دوک عضلاني در بدن ( ۲۰۰ دوک در هر گرم) درمقايسه با تعداد دوک عضلاني ناحية کف دست( ۱۶ دوک در هرگرم) را دارا هستند. از طرفي طرز قرارگيري دوک -ها درعضلات گردن متفاوت از ديگر عضلات بدن است. دوک ها در عضلات به صورت موازي يا در امتداد هم قرار مي گيرند، دوک ها در ناحية گردن اکثرا در امتداد هم قرار مي گيرند. عقيده بر اين است که اين نوع دوک ها براي افزايش اطلاعات ايستا از اين عضلات هستند، بنابراين تراکم بالا و شکل خاص دوکهاي عضلاني گردن، اهميت اطلاعات حس عمقي و نقش کليدي اين ناحيه را در وضعيت سر، تعادل بدن و کنترل حرکت چشم آشکار مي سازد (تریلیون 2008).
مطالعات انجام شده نشان داده اند که، شيوع گردن درد در خانم ها بيشتر از آقايان است. 15درصد جمعیت زنان و 10درصد مردان در مقطعی از زندگی خود به گردن درد مزمن مبتلا می شوند(جوانشیر 1389). علیرغم مساوی بودن وزن سر زنان و مردان، قدرت عضلات گردن زنان حدودا نصف مردان است که احتمالاً عضلات نسبتا ضعیف زنان، منجر به بروز سندرم خستگی عضلانی و در نتیجه شیوع بالاتر گردن درد می گردد (معروفی و همکاران 1390). بطوریکه در ناحیه گردن، تقریباً % 20 وزن سر توسط ساختمان استخوانی–لیگامانی کنترل می شود و بقیه آن، یعنی قسمت اعظم وزن سر توسط عضلات پارااسپاینال تحمل می گردد. بدیهی است باضعف این عضلات، ثبات ستون فقرات گردن مختل و باعث درد می شود (چا4 2010). دردهاي عضلاني مي توانند اثرمهاري بر عضلات كنترل كننده ثبات داشته باشند و چون عضلات گردن در ارتباط با سيستم وستيبولار و چشم نقش عمده اي در حفظ و نگهداري راستاي عمودي بدن دارند، دچار مشكل شده و اين امر بر روي عضلات ضدجاذبه به ويژه عضلات ساق پاو نيز در استراتژيهاي كنترلي(استراتژی مچ پا) سرايت ميكند (صالح پور 2011 ). در حضور درد، کنترل و ثبات ستون فقرات گردنی به خطر می افتد (سلیمی و همکاران 1392).
بنابراین از آنجایی که عضلات ثبات دهنده گردن در ایجاد وضعیت مناسب در سرو گردن اهمیت دارند، بدیهی است که این عضلات در ایجاد ثبات در طی یک فعالیت دینامیک نیز تاثیر داشته باشند. در صورت وجود درد این عضلات آتروفی شده وکارایی مناسب را ندارند. از طرف دیگر ، سندي مبنی بر وجود نگرش درمانی استاندارد براي درمان بیماري وجود ندارد، هیچ کدام ازنگرش هاي محافظه کارانه فعال و غیرفعال ، اگرچه به صورت گسترده اي تجویز می شوند؛ موثر نبوده اند اخیراً محققان نشان داده اند که روش هاي چندعاملی (روش هاي اصلاح وضعیتی ، درمان هاي دستی ، روانشناسی ، روش هاي آرام سازي) نسبت به روش هاي قدیمی (امواج ماوراي صوت و تحریک الکتریکی ) در بیماران با درد مزمن گردن باعث کاهش بیشتر درد و برگشت سریع به کارمی شود (اکبری و همکاران 1388). با توجه به اینکه تمرین درمانی بعنوان روشی موثر همواره مورد توجه محققین بوده است روش تمرین درمانی ثباتی در مورد اختلالات ستون فقرات موضوع بسیاری از مطالعات جدید در زمینه درمان عوارض اسکلتی-عضلانی این ناحیه بوده است و تمرين ثبات دهنده گردن روشي است که براي بهبود مکانيسم هاي دروني ستون فقرات طراحي شده است و سبب ثبات فقرات گردن و آسيب ناپذيري آن مي گردد (اکبری 1388). بنابراین از آنجایی که تحقیقات کمی در این زمینه صورت گرفته و زنان بیشتر از مردان در معرض مبتلا به گردن درد هستند، هدف از تحقیق حاضر تاثیر 8 هفته تمرینات ثبات دهنده بر میزان درد، تعادل و حس وضعیت گردن در دختران مبتلا به گردن درد غیراختصاصی دانشگاه شهید باهنر کرمان خواهد بود.

1-2 تعريف مسئله و بيان سؤالهاي اصلي تحقيق

گردن درد یکی از شایع ترین و دردناک ترین شرایط اسکلتی عضلانی است. محدوده شیوع آن در طول عمر از 14درصد تا 71 درصد می رسد (تساکیدزیدیس5 2013). گردن درد می تواند حاد، تحت حاد یا مزمن باشد. درد یا ناتوانی تا 4 هفته حاد، 12-4 هفته تحت حاد و بیشتر از 12 هفته مزمن نامیده می شود (پالمگرین6 و همکاران 2009).
در مطالعات نشان داده شده که 30% از مردان و 43% از زنان گردن درد را یکبار در طول زندگیشان تجربه می کنند. یکی ازعلل افزایش شیوع گردن درد در زنان ممکن است بعلت قدرت کمتر عضلات در زنان نسبت به مردان باشد (احسانی 1390).
در مطالعه هاکالا و همکاران در سال 2005 بر روی ارتباط استفاده از کامپیوتر و افزایش درد گردن و شانه، بیان شده که استفاده بیش از دو ساعت در روز از کامپیوتر به عنوان حد آستانه برای بروز گردن درد می باشد. (افتخار سادات 2013)
همچنین برای اکثر گردن دردها، یک بیماری زمینه ای و یا ساختار غیر طبیعی وجود ندارد این نوع گردن درد،گردن درد غیر اختصاصی نامیده می شود (تساکیدزیدس7 2013). ساختارهای متعدد گردن و مناطق اطراف مثل عضلات، ساختارهای مفصل، لیگامنت، رباط ها و ساختار عصبی ممکن است منبع گردن درد غیراختصاصی باشند (اکبری و همکاران 1388). دلیل گردن درد غیراختصاصی همچنان نامشخص است در حالیکه اغلب خود محدود شونده است ولی به شدت می تواند عملکرد روزانه را محدودکند و در طولانی مدت باعث درد، مرخصی استعلاجی و ناتوانی قابل توجهی شود (تساکیدزیدیس 2013). کاهش دوره های استراحت نسبی عضلات باعث تغییرات گردش خون، اختلال در هدایت اکسیژن ، دفع مواد زائد و درد عضله می شود. اکثر این تغییرات در فیبرهای نوع یک وعضلات تونیک اتفاق می افتد که به طور مداوم فعالند (لیدرمان8 2010).
در مطالعه ای شیوع درد گردن در افراد در حال تحصیل 46% بوده است ، از آنجا که استفاده از لپ تاپ در بین دانشجویان افزایش یافته است ، سبب خم شدن بیشتر گردن به جلو و درد گردن می شود ( افتخار سادات 2013).
بعد از درد، بی ثباتی و مشکلات قامت در میان شایع ترین نشانه های مواجه بیماران با گردن درد مزمن است.کنترل قامت و تعادل شامل حس عمقی، وستیبولار و سیستم بینایی است (لافوند92008). مکانیسم هایی که قامت را کنترل می کنند بسیار پیچیده هستند و شامل طیف گسترده ای از ساختارها،آوران محیطی(یعنی حس عمقی، محرک خارجی و آوران بصری)، سیستم عصبی مرکزی و عضلات موثر هستند. تغییرات در هریک از این مولفه ها، (مثل حس عمقی گردن)، می تواند باعث اختلال در تعادل شود. تخریب حس عمقی گردن اغلب با گردن درد مزمن ارتباط دارد. چندین مطالعه نشان دادند که اختلال در حس عمقی گردن باعث مختل شدن پایداری و کنترل قامت در بیماران مبتلا به گردن درد مزمن می شود(یاهیا10 2009).
حس عمقی گردن نقش مهمی را در کنترل قامت بوسیله فراهم کردن اطلاعات مربوط به موقعیت سر و جابجایی نسبی تنه فراهم می کند. بعبارت دیگر دیده شده است که بین گیرنده های حس عمقی ریشه خلفی نخاع گردن و هسته های دهلیزی، ارتباط وجود دارد این رابطه در هماهنگی چشم و دست، درک تعادل و تنظیم وضعیت بدن نقش ایفا می کند(لافوند 2008).
شکایت های مربوط به عدم تعادل بیماران گردن دردی به صورت بی ثباتی، عدم امنیت و سبکی سر است. این افراد بجز موارد شدید که سرگیجه را تجربه می کنند، از اختلال در تعادل ایستای خود، آگاه نیستند. دلیل احتمالی اختلال در تعادل در مطالعات، نقص اطلاعات حسی در این ناحیه و پدیده عدم انطباق حسی در تعامل باسیستم بینایی ودهلیزی بیان شده است(کریستجانسون 112009).
با توجه به مطالعات موجود بنظر منطقی می رسد که وقتی عملکرد گردن به هر دلیلی مختل شود،کنترل وضعیت بدن نیز متاثر شده و علائمی مثل سرگیجه و عدم تعادل بوجود آید (توانای 2013). بطوریکه عملکرد ثباتی عضلات ضدجاذبه گردن در افراد با درد گردن متاثر می شود. فیبرهاي تونیک این عضلات نقش حمایتی پاسچرال ضدجاذبه دارند. این فیبرها تحت تأثیر عدم استفاده و مهار رفلکسی و درد قرا

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد آزمون فرضیه، گروه کنترل، ویژگی های فردی، کینماتیک حرکت Next Entries منبع پایان نامه درمورد درد مزمن، سیستم عصبی، درون داده، کنترل وضعیت