منبع پایان نامه درمورد خودپنداره، صاحب نظران، عوامل بازدارنده، بازدارنده ها

دانلود پایان نامه ارشد

اينكه در چهره اي دور از واقع نشان داده مي شود. بدين ترتيب در اين رويكرد تأكيد عمده بر مسئله‌ي بزه ديدگي است. تأكيدي كه خود را در دو محور زير نمايان مي سازد:
– نخست ، نشان دادن اين نكته با تأكيد بر آزمون هاي تجربي كه چگونه برخي از گروه ها، آسيب پذيري خاصي در برابر جرم و ترس از جرم دارند.
– دوم ، نقد مفهومي مؤسسات كنترل جرم به سبب اقدام نكردن در جهت حمايت از گروه ها.
حاصل آنكه در قلمرو و جرم شناسي، مناظره هايي در اين باب وجود دارد كه: چه چيز را بايد سنجيد و اين سنجش را چگونه بايد انجام داد؟ اين مناظره ها نيز در نهايت بازتاب مرزبندي هاي اصولي است كه در اين رشته و دقيقاً درباره ي خود تعريف جرم وجود دارد. (داگلاس و هينز، 1383: 56).

ديدگاه اثبات گرايان:
رويكرد اثبات گرايي بر ايده ي فهم علم تجربي از جرم و بزهكاري تكيه دارد. در اين رويكرد، همچنين فرض برآن است كه بين «بهنجار» و «كجرو»، تمايزي خاص وجود دارد. وانگهي رويكرد ياد شده مي كوشد تا با مطالعه ي عواملي خاص بپردازد كه موجب شكل گيري رفتارهاي كجروانه يا مجرمانه است. يكي از مشخصه‌هاي رويكرد اثبات گرايي، انديشه تعيين يافته بودن رفتار است. اين مضمون، بدان معناست كه در نگاه اثبات گرايان، اعمال و رفتار افراد را اساساً عوامل و نيروهاي خارج از كنترل مستقيم آنان شكل مي دهد. بر همين اساس رفتار، بازتاب انواعي از اثرگذاري هاي خاص بر فرد به حساب مي آيد؛ خواه اين اثرگذاري هاي ماهيتي زيستي داشته باشد و خواه ماهيتي رواني و اجتماعي .اين رويكرد همچنين بر آن است كه مجرمان با يكديگر متفاوتند. حاصل آنكه نگرش اثبات گرايي به جاي اينكه افراد را از بعد توانمندي هاي يكسان يا حقوقي مساوي آنان بنگرد، به عنصر تفاوت تأكيد مي كند. عنصري كه خود آن را بازتاب اوضاع و احوال متفاوتي مي شمرد كه هر شخص را تحت تأثير دارد(همان منبع 108).

نظريه هاي يادگيري اجتماعي:
مجموع صاحب نظراني كه موضوع يادگيري اجتماعي را مطرح ساخته اند بر اين باورند كه كج رفتاري و هم نوايي طي فرايندهاي مشابه ياد گرفته مي شوند و كج رفتاري نتيجه يادگيري هنجارها و ارزش هاي انحرافي بويژه در چهار چوب خرده فرهنگ ها و گروه هاي همسالان است.
بنابراين نكته اصلي در اين نظريه ها اين است كه افراد كج رفتاري را در طول تعامل خود و طي فرآيندهاي خاصي كه توضيح داده خواهد شد، ياد مي گيرند( صديق سروستاني ، 1387: 480- 47) .

ساترلند و پيوند افتراقي:
نظريه پيوند افتراقي اودين سادرلند مشهورترين نظريه از مجموع نظريه هاي جامعه پذيري يا يادگيري در مباحث كج رفتاري اجتماعي است. نكته ي اصلي نظريه ي ساترلند اين است كه افراد به اين علت كج رفتار مي شوند كه تعداد ارتباط هاي انحرافي آنان بيش از ارتباط هاي غير انحرافيشان است. اين تفاوت تعامل افراد با كساني كه ايده هاي كج رفتارانه دارند نسبت به افرادي كه از ايده هاي هم نوايانه برخوردارند(يعني ارتباط بيشتر آنان با كج رفتاران يا ايده هاي كج رفتاري) علت اصلي كج رفتاري آنهاست (همان منبع: 49-48).
خلاصه اي از رويكرد ساترلند به مسئله ي كج رفتاري را به دليل اهميت فراوان آن نقل مي كنيم:
1- كج رفتاري يادگرفتني است نه ارثي و نه محصول بهره هوشي پايين يا آسيب مغزي و امثال آن .
2- كج رفتاري در تعامل با ديگران آموخته مي شود.
3- بخش اصلي يادگيري كج رفتاري در حلقه ي درون گروه روي مي دهد و رسانه هاي جمعي و مطبوعات نقش دوم را ايفا مي كنند.
4- يادگيري كج رفتاري شامل آموختن فنون خلاف كاري رسميت و سوي خاصي از انگيزه ها، كشش ها و گرايش هاست.
5- به سمت و سوي خاصي ،انگيزه ها و كشش ها از تعريف هاي مخالف و موافق هنجارها، ياد گرفته مي‌شود.
6- فرد به دليل بيشتر بودن تعريف هاي موافق تخلف، به نسبت تعريف هاي موافق با هم نوايي يا هنجارها، كج رفتار مي شود.
(اين نكته كليدي ساترلند است).
7- پيوندهاي افتراقي ممكن است از نظر فراواني دوام، رجحان و شدت متفاوت باشند.
8- فرآيند يادگيري كج رفتاري از طريق تعامل، يا كج رفتاران و هم نوايان ، ساز و كارهاي مشابهي با هر نوع يادگيري دارد.
9- كج رفتاري را كه فرد تجلي نيازها و ارزش هاي كلي است نمي توان با همين نيازها و ارزش هاي كلي تبيين كرد(ساترلند و كرسي ، 1998).

نظريه انتقال فرهنگي كج روي ساترلند:
ساترلند درباره ي چگونگي فرهنگ كج روي معتقد است كه رفتار انحرافي مانند ساير رفتارهاي اجتماعي از طريق معاشرت با ديگران يعني منحرفان آموخته مي شود. بر اساس اين ديدگاه، رفتار انحرافي نه منشا ارثي دارد ونه روان شناختي؛ بلكه شخص كاملاً آن را از ديگران فرا مي گيرد. همان گونه كه همنوايان از طريق همين ارتباط با افراد سازگار، هنجارها و ارزش هاي فرهنگي آن گروه و جامعه را پذيرفته اند، خود را با آن انطباق مي دهند. بنابراين نه تنها دوست و گروه هاي مرجع بر همنوا نشدن يا هنجار شكستن افراد تأثير مي گذارند؛ بلكه حتي در نوع رفتارهاي انحرافي و جرايم ارتكابي افراد نيز نقش تعيين كننده اي دارند. اين ديدگاه توجه دارد كه فرد منحرف تنها با هنجار شكنان و فرد همنوا تنها با افراد سازگار ارتباط ندارد؛ بلكه هر انساني با دو دست اين افراد سروكار دارد. اما اين كه كدام يك از اين دو گروه فرهنگ خود را بر ما منتقل مي كنند و تأثير مي گذارند به عوامل ديگري نيز بستگي دارد كه اين عوامل عبارتند از :
1- شدت تماس با ديگران: احتمال انحراف فرد در اثر تماس با دوستان يا اعضاي خانواده منحرف خود به مراتب بيشتر است ازاثر تماس با آشنايان يا همكاران منحرف خود.
2- سن زمان تماس: تأثير پذيري فرد از ديگران در كودكي و جواني بيشتر از زمان هاي بعدي است.
3- نسبت تماس با منحرفان در مقايسه با همنوايان : هر چه ارتباط و معاشرت با كج رفتاران نسبت به همنوايان بيشتر باشد به همان ميزان احتمال انحراف بيشتر خواهد بود.

نظريه هاي كنترل اجتماعي:
نظريه كنترل نيز در تحليل و تبيين كج رفتاري هاي اجتماعي از نظريه هاي با نفوذ در حوزه ي جامعه شناسي انحرافات اجتماعي و جرم بوده است. اين نظريه علت اصلي كج رفتاري را نبود كنترل اجتماعي مي داند. فرض اصلي اين است كه همچنان كه فرويد گفته است؛ افراد به طور طبيعي تمايل به كج رفتاري دارند و اگر تحت كنترل قرار نگيرند چنين مي كنند. (ركلس، 1973: 57-55). و كج رفتاري اشخاص بيشتر از آن كه ناشي از نيروهاي محرك به سوي ناهنجاري باشند، محصول عدم ممانعت است( ناي ، 1985: 9-3).
اين درست نقطه ي مقابل فرض نظريه هاي يادگيري و فشار رفتار است كه كج رفتاري را ناشي از شرايط اجتماعي خاص (شكاف اهداف و ابزار مقبول اجتماعي و تجربه يادگيري از ديگران) مي دانند. نظريه هاي يادگيري رفتار مستقيماً مي پرسند كه علت كج رفتاري چيست؟ اما نظريه كنترل مستقيماً مي پرسد كه علت هم نوايي چيست؟ زيرا آنچه كه موجب كج رفتاري است فقدان همان چيزي است كه موجب هم نوايي مي شود.
نظريه كنترل اجتماعي براين پيش فرض استوار است كه براي كاهش تمايل به رفتار بزهكارانه و مجرمانه بايد افراد كنترل شوند. اين نظريه همچنين رفتار انحرافي را عمومي و جهان شمول دانسته آن را نتيجه كاركرد ضعيف ساز و كارهاي كنترل اجتماعي و كنترل هاي شخصي و دروني مي داند؛ بنابراين بزهكاري و جرم از يك سو، محصول عوامل فردي كنترل نظير خود پنداره هاي منفي، ناكامي، روان پريشي و اعتماد به نفس پايين است، و از سوي ديگر نظام هاي كنترل ناقص اجتماعي و فقدان تعهد نسبت به نهادهاي بنيادين اجتماعي مانند: خانواده و مدرسه به رفتار انحرافي منتهي مي شود. در تبيين انحرافات اجتماعي انديشمندان نظريه كنترل بر عوامل كنترل شخصي و دروني و عوامل كنترل اجتماعي تأكيد نموده اند. (ريد22، 2000).
به طور كلي نبود كنترل هاي شخصي و اجتماعي ،موجب پيدايش بزهكاري و جرم مي گردد. كنترل هاي اجتماعي از كنترل هاي رسمي نظير قانون و كنترل هاي غير رسمي همچون ضمانت هاي اجتماعي منتهج مي شود. برخي از مقوله هاي كنترل براي تحليل بزهكاري جوانان به شرح زير است:
1- كنترل مستقيم: كه والدين آن را از طريق تنبيه و تشويق اعمال مي كنند.
2- كنترل غير مستقيم: كه به وسيله آن نوجوانان از رفتار بزهكارانه خوداري مي كنند؛ زيرا اين رفتار ممكن است موجب نگراني و نااميدي براي والدين يا ديگران باشند كه با آنها روابط نزديك دارند.
3- كنترل دروني، كه به وسيله ي آن آگاهي از احساس تقصير و گناه و شرم جوانان را از درگير شدن در رفتار بزهكارانه باز مي دارد.
ركلس23 (1961) بر اين موضوع تأكيد مي كند كه در جامعه تنوعي از فرصت ها براي همنوايي و ناهمنوايي وجود دارد، ولي همه افراد فرصت هاي غير قانوني را برمي گزينند؛ بنابراين نظريه هاي اجتماعي ساختاري كه بر دسترس پذيري فرصت هاي غير قانوني و قانوني، وجود خرده فرهنگ ها، پايگاه اقتصادي و اجتماعي، تراكم جمعيت و متغيرهايي از اين قبيل تأكيد مي كنند، نمي توانند همه رفتارهاي انحرافي را تبيين كنند. آنچه نياز به دانستن است ،اين است كه چرا اين متغيرها بر روي برخي از مردم تأثير مي گذارند، ولي سايرين تحت تأثير اين عوامل قرار نمي گيرند و از رفتار انحرافي پيروي مي كنند. وي بر اين باور است كه ساختار اجتماعي خارجي باز دارنده اي است كه افراد را همنوا با هنجارهاي اجتماعي مي سازد و عوامل كنترل دروني نيز وجود دارد كه فرد را در مقابل انحراف از هنجارهاي اجتماعي جامعه محافظت مي كند.
كنترل هاي شخصي:
بازدارنده يا كنترل هاي دروني با توانايي هاي دروني براي نظارت بر «خود» شخص ارجاع داده مي شود. خودانگاره، خودپنداره و خود ادراكي از مؤلفه هاي توانايي هاي دروني است كه زمينه را فراهم مي سازد تا فرد خودش را به عنوان فردي مسئول درك نموده و مسؤلانه عمل كند و در نتيجه مرتكب رفتار انحرافي نشود. سطح بالاي اهداف و آرمان ها و آرزوهاي هماهنگ و همخوان با ارزش ها و قوانين جامعه از عوامل بازدارنده بزهكاري و جرم است. اين عوامل در جهت كمك به افراد به منظور پرهيز از تخطي از قوانين عمل مي كنند. تأكيد بر «فراخود» به عنوان عامل كنترل تمايلات غريزي يا «نهاد» كه در نظريه روانكاوي زيگموند فرويد مطرح شده در درك بزهكاري و جرم و كنترل آنها قابل توجه است؛ زيرا در مطالعه تجربيات اوليه جامعه پذيري در كودكان مي تواند مؤثر واقع شود. نظريه پردازان كنترل شخصي براي عوامل دروني نظير احساسات شخصي جوانان، وسواس، خودپنداره، ناكامي و اعتماد به نفس بيش از عوامل اجتماعي اهميت قائل است. (ركلس، 1961، كاپلن24؛ 1978) آنان بر اين باروند كه همچنان كه فشارهاي خارجي نظير: فقر ، بيكاري، شرايط زندگي، تبعيض نژادي، قوميت، خرده فرهنگ ها و جذابيت رسانه هاي گروهي مي تواند در كاهش كنترل افراد در گرايش به رفتار بزهكارانه و مجرمانه مؤثر واقع شود، فشارهاي دروني مانند: تنش ها، لذت جويي های آني، احساس بي كفايتي، ترس ها و ضايعات مغزي نيز در اين زمينه مؤثرند.

كنترل اجتماعي:
اكثر تحقيقات ،بازدارنده ي شخصي و دروني را در رفتار انحرافي به ويژه در بزهكاري جوانان، مؤثر مي‌دانند؛ ولي در شرايطي كه عوامل اجتماعي و محيطي نظير: خانواده، مدرسه و گروه هاي همسالان فعال هستند، عوامل دروني و شخصي به تنهايي قادر به كنترل رفتار فرد نيستند؛ بنابراين، در پاسخ به اين سؤال كه چه عواملي سبب مي گردد كه جوانان مرتكب رفتار بزهكارانه شوند، برخي از نظريه پردازان كنترل اين نوع رفتار را بر اساس ميزان تعلقات و تغييرات جوانان نسبت به نهادها و سازمان هاي اجتماعي مانند: خانواده، مدرسه و گروه هاي همسالان تبيين مي نمايد (ني25 ، 1958، هيرشي26، 1969؛ اليوت27؛ 1988)آنان بر اين باورند كه تعلق خاطر و تقيد نسبت به نهادها و سازمان ها مي تواند جوانان را در گروه هاي رسمي ادغام نموده و موجب كنترل فردي و اجتماعي گرديده و رفتار افراد را منظم نمايد. در دهه هاي اخير نظر صاحب نظران كنترل نظير ني، هيرشي و اليوت در زمينه بازدارنده هاي اجتماعي به عنوان ديدگاهي مسلط بر تبيين بزهكاري جوانان مورد توجه جامعه شناسي انحرافات قرار گرفته است؛

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد مواد مخدر، مصرف مواد، مصرف کنندگان، نشانه های محیط Next Entries منبع پایان نامه درمورد رفتار انسان، اوقات فراغت، قرن نوزدهم، صاحب نظران