منبع پایان نامه درمورد جامعه پذیری، اجتماعی شدن، دختران نوجوان

دانلود پایان نامه ارشد

و شدت این تعصب کاسته می شود.
رقابت: نوجوان برای اینکه منزلت و مقام خود را در بازی ، تحصیل و فعّالیّت ثابت و محکم کند با همسالانش به رقابت می پردازد (شعاری نژاد، 1374 :37 ).

2-1-9- تغییر رفتار اجتماعی در دختران نوجوان
رفتار اجتماعی دختران نوجوان در بسیاری موارد با پسران تفاوت دارد. که مهمترین مراحلی که دختران نوجوان در رشد اجتماعی خود از آغاز نوجوانی تابزرگسالی می پیمایند، عبارتند از:
مرحله اطاعت: این دوره پیش از نوجوانی آغاز و تا اوایل آن ادامه می یابد . مشخصات اساسی آن بدین قرار است که دختران تابع نظرات بزرگان خانواده و خویشاوندان می شوند و می خواهند با نشان دادن رفتار حیا و تظاهر به خجالت و کمرویی ، افراد خانواده و والدین خود را خوشنود سازند.
مرحله اضطراب و تشویش: این مرحله از اوایل نوجوانی تا پانزده سالگی ادامه می یابد و با اضطراب هیجانی و اختلال تعادل مشخص می شود. بدین معنا که دختر نوجوان در واکنش به انگیزه های ساده زیاده روی می کند، چنانکه نسبت به امور بسیار ساده و بی اهمّیت گاهی قهقهه می زند و گاهی به شدت عصبانی می شود. سپس یک نوع حالت یأس و غمگینی به خود می گیرد، یا در توجهّ و پرداختن به خود و ظاهر آرایی افراط می کند و سپس به تدریج به همان سیرت اولیه اش بر می گردد.
مرحله تقلید از پسران: این دوره در پانزده سالگی آغاز می شود و گاهی تا شانزده یا هفده سالگی ادامه می یابد. دختران نوجوان در این مرحله از حیث رفتار و روش گفتگو از پسران تقلید می کنند. همین رفتار ظاهراً عجیب دختران نظر بعضی از فلاسفه جدید و گروهی از روانکاوان را به خود جلب کرده است و آنان معتقد شده اند که زندگی به شکل عمومی خود، همواره به سوی نیرو و قدرت جريان دارد و مردانگی مظهر این قدرت است. از این رو، زن عصر جدید در بیشتر کارهایش از مردان تقلید می کند، صرف نظر از درستی و نادرستی این عقيده، امر مسلم و غیر قابل انکار این است که دختر نوجوان در رشد اجتماعی خود این مرحله را می پیماید و گاهی رشد او در همین دوره متوقف می شود در نتیجه، بعد از آن در طول زندگی روش و رفتار مردانه به خود می گیرد ( نجاتی، 1376 :40).

2-1-10- نشانه های فرد رشد یافته اجتماعی
انسانی که از نظر اجتماعی رشد یافته است به راحتی می تواند با استفاده از مهارتهای اجتماعی با دیگران رابطه برقرارکرده، زندگی کند و سازگاری داشته باشد. رشد اجتماعی مهم ترین جنبه ی شخصیّتی افراد است . هر قدر فرد سازگارتر و دارای روابط اجتماعی قوی تری باشد، می تواند از نظر شخصیتی و شغلی در زندگی اجتماعی موفق تر باشد.
از دیدگاه وایتزمن (1980) انسان رشد یافته ی اجتماعی دارای ویژگی های زیر است:

1- استقلال
یکی از نخستین نشانه های رشد اجتماعی، استقلال است که به معنای توانایی انجام کارها بدون کمک گرفتن از دیگران مي باشد. استقلال یا آزادی نتیجه ی دو عامل است: نخست، احساس توانایی فرد در هدایت اعمال خود، یعنی عدم احتیاج به دیگران برای انجام کارها و دوم اعتمادی که خانواده ی فرد به او پیدا می کند که این هم باز به علت توانایی هايي است که از خود بروز می دهد. درآمد شخصی، داشتن حساب پس انداز شخصـی برای مواقع ضــروری، احساس استقــلال را تقویت کرده و آن را افزایش می دهد. استقلال در تصمیم گیری ها از مهم ترین ویژگی های انسان رشد یافته ی اجتماعی است.
2- پذیرش مسئولیت
یک انسان رشد یافته ی اجتماعی حتی اگر به آسانی بتواند از انجام کارها سرباز زند، باز هم چنین کاری را نکرده و از پذیرفتن مسئولیت استقبال خواهد کرد. در انجام این امر عواملی مانند: داشتن پشتکار و توانایی، کوشش مداوم و امیدواری بسیار تأثیر دارد.

3- میانه روی
مشخصه ی اصلی بلوغ اجتماعی میانه روی است . انسان رشد یافته ی اجتماعی لذّت ها و حتی کار خود را متعادل نگه می دارد. او هر چند بتواند ساعاتی از وقت خود را صرف تفریح و لذّت بردن بکند، اما هرگز چنین نمی کند و ساعات معینی را برای کارکردن و ساعاتی را برای تجدید قوا و تمدّد اعصاب خود در نظر می گیرد.

4- امیدواری و خوش بینی
برای بریدن از دنیای بدون مسئولیت و سبک بالي کودکی و ورود به مرحله ی بزرگسالی، که روز به روز هم نیاز به پذیرش مسئولیت های بیشتر دارد، واقعاً باید روحیه ای قوی داشت.
کسانی که شخصیت های مستحکم و استوار داشته و به رشد واقعی رسیده اند، در مواقع نا امید کننده ی زندگی خود را نمی بازند و به فعّالیّت های خود ادامه می دهند و در صورت تکرار شکست، باز هم فعالیّت خود را از سر می گیرند. انسانی که از نظر اجتماعی و عاطفی به بلوغ رسیده است در مسائل اساسی زندگی موضع گیری می کند و در حرکت به سوی نیک روزی بشر، سهمی مثبت به عهـده می گیرد.

5- شوخی و بذله گویی
آخرین نشانه ی بلوغ اجتماعی فرد این است که در موقعیّت های مختلف زندگی عادی و غیر عادی و هم چنین غیر جدی زندگی به صورت سهل گیرانه و آسان برخورد کرده و در بعضی از مواقع با حفظ روحیه ی شوخی و بذله گویی با مسائل برخورد می کند. (وایتزمن ، 1375 :37-29) .

2-1-11- جامعه پذیری4
2-1-11-1 مفهوم جامعه پذیری
جامعه پذیری فرآیندی است که طی آن شخص با محیط اجتماعی که در آن زندگی می کند آشنا شده و از آن تأثیر می پذیرد. مسلماً ارزش ها، هنجارها و سنت های جامعه، در زندگی و شخصیّت هر یک از اعضاء آن تأثیر می گذارد و این امر با توجّه به جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند متفاوت است.
کوهن 5 (1978) جامعه پذیری را عبارت از سازش و انطباق رفتار (فرد) با شرایط و پدیده های متنوع جامعه می داند (کوهن، 1369 :20). جامعه پذیری به معنای همسازی و همنوایی فرد با ارزش ها، هنجارها و نگرش های گروهی و اجتماعی است . همان طور که بروم و سلزنیک (1968) به این عقیده اند که اجتماعی شدن فرا گردي است كه به واسطه آن هر فرد، دانش و مهارت هاي اجتماعي لازم بر مشارکت موثر و فعّال در زندگی گروهی و اجتماعی راکسب می کند (علاقه بند،1386 :90).
مجموعه این ارزش ها، هنجارها، نگرش ها، دانش ها و مهارت ها فرد را قادر می سازد که با گروه ها و افراد جامعه، روابط و کنش هـای متقـابل داشته باشد. فـراگرد اجتماعی شدن، امری مستمر و مادام العمـر می باشد.
به هر صورت منظور از اجتماعی شدن آن است که فرد تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی طوری تربیت شود که آداب و رسوم جامعه، حالات، عواطف، عقاید و افکار آشکار و پنهان آن را از آن خود بداند و موافق همین عوامل عمل کند و رفتار او مورد قبول جامعه باشد.
با توجه به دیدگاه جامعه شناسان در مورد تعريف جامعه پذیری می توان دریافت ؛که اگر جریان اجتماعی شدن در جامعه برای فرد صورت نپذیرد و فرد با گرایش ها، اندیشه ها ، انگاره ها، مهارت ها، رفتارهای مورد پسند جامعه و نقش هایی را که تعیین کننده رفتار اجتماعی است از طریق تماس با دیگران آشنا نشود؛ نمی تواند نقش های اجتماعی در جامعه را برعهده بگیرد و در نتیجه نمی تواند با نقش های پایگاه خود در گروه های مختلف اجتماعی سازگاری و انطباق پیدا کند. لذا جامعه پذیری جریانی ضروری و پل ارتباطی آموزش ارزش ها، هنجارها و مهارت های اجتماعی به افراد جامعه می باشد.
البته جامعه پذیری مفهومی کاملاً نسبی است یعنی هدف آن اجتماعی شدن در یک جامعه و فرهنگ خاص می باشد. به علاوه می توان گفت که جامعه پذیری عامل انتقال فرهنگ یک جامعه از نسلی به نسل دیگر است و به این وسیله به ثبات جامعه نیز کمک می کند.

2-1-11-2- هدف های جامعه پذیری
همان طور که بیان شد اجتماعی شدن در عین حال که فرآیندی عام است ، خاص نیز می باشد. یعنی این که هر جامعه ای با توجّه به شرایط و مقتضیات خود تلاش می کند افراد را طوری پرورش دهد که هر یک از افراد به صورت اجتماعی بار آیند تا بتوانند عملاً با زندگی گروهی و اجتماعی هم سازی کنند.
جامعه پذیری دارای هدف ها و مقاصد مشترکی است که مهم ترین آن ها عبارتند از:
آموختن قواعد و نظامات اساسی ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، از آداب و عادات و رفتار روزمره گرفته تا روش های عملی و ایجاد نظم و انضباط در رفتار و کردار افراد جامعه است.
هر جامعه ای تلاش دارد تا همواره اعضای جدید خود را ضمن جامعه پذیری مطابق هنجارهای گروهی بار آورد. به همین سبب است که هر جامعه ای همنوایی اجتماعی را مطلوب و ناهمنوایی اجتماعی را نامطلوب می داند. انضباطی که طی فراگرد اجتماعی شدن در رفتار افراد ایجاد می گردد، چنان عمیق است که حتّی اعمال فیزیولوژیکی فرد را تغییر می دهد.
جامعه پذیری ، ایجاد امید و آرزو به عبارت دیگر ایجاد نگرش در فرد است. بر این اساس هر جامعه ای، به تدریج در هر یک از اعضای خود، خواست ها ، امیال، آرزوها و آینده نگری هایی که متناسب با سن، جنس و پایگاه اجتماعی و دلبستگی گروهی یا منشأ خانوادگی اوست، القا می کند.
هدف سوم جامعه پذیری هویت آفرینی است. یعنی فراگرد جامعه پذیری از طریق برآوردن خواست ها، آرزوها، امید ها و سوداهای فردی یا ممانعت از دست یابی فرد به آنها برای او هویت6 می آفریند.
در جوامع سنتی فرد بر اساس پیشینه ی خانوادگی و طبقه ی اجتماعی هویت خود را به دست می آورد. برای مثال بسیاری از آداب و رسوم ویژه طبقه اشراف بود که کسی حق کسب آن ها را نداشت. امّا در جامعه ی صنعتی هویت فردی طی زندگی از طریق فراگرد جامعه پذیری و بر اساس فعّالیّت ها و توانایی های فرد که در جامعه از آزادی عمل و اختیار بیشتری برخور دارند تا حد زیادی کسب می شود.
یکی دیگر از هدف های اجتماعی شدن، آموختن نقش های اجتماعی، انتظارات و گرایش های وابسته به آن ها است. هر یک از نقش های اجتماعی چه محقق و چه محوّل، انتظاراتی را به همراه دارد . فردی که آن نقش را ایفا می کند با آگاهی هایی که از طریق «یادگیری اجتماعی» صورت گرفته، می داند که چگونه باید آن نقش را بازی کند و قواعد و اصول آن چیست. مردم از نقش او چه انتظاراتی دارند و به عکس. یعنی مردم می دانند که هر نقش و ایفا کننده آن چه وظایفی دارد و چگونه باید آن نقش را بازی کند و همواره آن را زیر نظر دارند. زیرا جامعه به تدریج در جریان جامعه پذیری، شیوه های نقش بازی کردن و انتظاراتی که باید از آن نقش داشت را به او آموخته است.
5- هدف دیگر جامعه پذیری آموختن مهارت ها7 است. تنها از طریق اکتساب و یادگیری مهارت ها است که افراد می توانند در جامعه منشأ اثر واقع شوند و در خدمت جامعه قرار گیرند. چه، فردی که فاقد مهارت های لازم و مورد نیاز جامعه باشد از لحاظ اقتصادی غیر مولد و بی فایده است و نسبت به جامعه بیگانه می باشد . بدین جهت در هر جامعه ای آموختن مهارت ها به وسیله آموزش و پرورش رسمی، اساسی ترین وظیفه امر اجتماعی کردن افراد است (قرائی مقدم،1380 :194-189) ( علاقه بند،1386 :94-91).

2-1-11-3 عوامل مؤثر بر جامعه پذیری
عواملي كه در فرایند جامعه پذیری و یا اجتماعي شدن موثرند، عبارتند از:
1- خانواده
2- گروه همسالان
مدرسه
4- رسانه هاي جمعي

2-1-11-4-رابطه اجتماعي شدن و مهارت هاي اجتماعي
كسب مهارت هاي اجتماعي يكي از عناصر اجتماعي شدن آدمي دركليه فرهنگ ها ست. ليكن در دو سه دهه ي اخير مورد توجه دانشمندان قرارگرفته است . از ميان نظريه هاي مختلف ، نظريه يادگيري اجتماعي بيشتر به اين مسئله پرداخته است (نظري نژاد، 1375: 15).
جوامع از طريق فرايند اجتماعي شدن ، اعضاي خود را وادار مي سازند تا به روش هاي اجتماعي قابل قبول رفتار كنند.
اجتماعي شدن فرايندي جامع است كه تقريباً هر نوع رفتار ، حتي مهارت هاي تكنيكي را تحت تأثير قرار مي دهد. در تمام فرهنگ ها ، شرط لازم براي اجتماعي شدن، داشتن گروهي از رفتارهاي اجتماعي است كه شيوع وسيع تري دارند. به نظر مي رسد درتمامي فرهنگ ها، سعي مي شود تا بعضي از شيوه هاي همكاري ، شراكت و ياري كردن را به افراد بياموزند . بنابراين ، رفتار دوستانه و پرهیز از رفتار پرخاشگرانه ، از جمله «اهداف» اجتماعي شدن در تمامي فرهنگ ها ست (کرین ، 1384 : 262).
در فرايند

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد رشد اجتماعی، روابط اجتماعی، جنس مخالف Next Entries منبع پایان نامه درمورد مهارت های اجتماعی، مهارت اجتماعی، مسئولیت پذیری