منبع پایان نامه درمورد تقسیم سود، سود سهام، سیاست تقسیم سود، سود تقسیمی

دانلود پایان نامه ارشد

به عنوان ینفعان اصلی شرکت با این چالش مهم روبرو هستند که چگونه می توانند بر عملکرد مدیران نظارت داشته باشند.تضاد منافع در شرکتهای سهامی بحرانی را ایجاد می کند به نام بحران نمایندگی.برای کنترل نمایندگی مدیران در شرکتها وحصول اطمینان از ایفای مسئولیت و پاسخگویی و حمایت از حقوق سهامداران می بایست مکانیزم های نظارتی و قانونی برای مسئولیت پذیری و پاسخگویی در شرکتها ایجاد می شد.در این باره نظریه نظام راهبری شرکتی(حاکمیت شرکتی) به عنوان یک عامل انگیزش مهم در جهت کنترل رفتارمدیران مطرح شد.تعیین وظایف و اختیارات هریک از ارکان شرکت و نهادینه کردن اصل شفافیت و افشائ اطلاعات از مهمترین اصول نظام راهبری شرکتی به شمار می آید که در کاهش تضاد منافع مدیران با سهامداران بسیار موثر است(سیداحمدی سجادی¸ 1388).تعاریف حاکمیت شرکتی در یک طیف قرار دارد که در یک سمت طیف دیدگاه محدود است که به رابطه بین شرکت و سهامداران محدود می شود که این الگو در قالب تئوری نمایندگی بیان می شود در طرف دیگر طیف دیدگاه گسترده است که در قالب تئوری ذینفعان بیان می شود(بنویدی¸ 1385).
2-14)مفهوم سیاست تقسیم سود:
شركت هاي موفق معمولاً از سودآوري بالايي برخوردارند. سود كسب شده توسط شركتها مي تواند در دارايي هاي عملياتي سرمايه گذاري شود، در راستاي تحصيل اوراق بهادار جديد به كار رود، براي بازپرداخت بدهي ها مورد استفاده قرار گيرد و يا اين كه بين سهامداران توزيع شود که به این حالت تقسیم سود می گویند(آميدو و آبور77 ¸2006).
پرداخت سود سهام به صاحبان سهام عادی یکی از راههایی است که شرکت می تواند بدان وسیله مستقیما بر ثروت سهامداران اثر گذارد بنابراین، هدف از اجرای چنین سیاستی تعیین نقشی است که آن سیاست در به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران ایفا می کند. از آنجا که سیاست تقسیم سود تحت تاثیر عوامل متعددی قرار می گیرد، پرداخت سود به سهامداران به معنی به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران نخواهد بود(هندلی78 ¸ 2008). سیاست سود تقسیمی¸ سود خالص شرکت را یه دو بخش تقسیم می کند:سود انباشته و سود تقسیمی. سود انباشته جریان نقدی مورد نیاز جهت تامین مالی سرمایه گذاریهای شرکت را فراهم می کند.شرکتی که معمولا سود تقسیمی به صورت نقدی پرداخت می نماید و همچنین برای تامین مالی فرصتهای سرمایه گذاری به نقدینگی نیاز دارد¸ مجبور خواهد بود تا از منابع خارجی مانند اوراق قرضه یا انتشار سهام جدید استفاده نماید.بنابراین سیاست سود تقسیمی شرکت هم بر تامین مالی بلند مدت و هم بر ثروت سهامداران تاثیر می گذارد (پندی79 ¸ 2001).سیاست سود تقسیمی می تواند اطلاعاتی را درباره عملکرد شرکت فراهم کند و بر قیمت سهام و رفتار سرمایه گذاران تاثیر بگذارد.به همین دلیل در دنیای واقعی مدیران مالی شرکت هنگام تدوین سیاست سود تقسیمی باید به فرصتهای سرمایه گذاری آتی شرکت نسبت به منابع داخلی سرمایه تصمیم گیری نمایند و بین سود تقسیمی فعلی و رشد آینده تعادل برقرار کنند تا ثروت سهامداران حداکثر شود (بینر80 ¸ 2001).
2-15) تقسیم سود شرکتها:
تقسيم سود شركت ها همچنان براي محققان مالي، پيچيده و معماگونه است و از دو جنبه بسيار مهم قابل بحث است. از يك طرف، عاملي اثرگذار برسرمايه گذاري هاي پيش روي شركت هاست. تقسيم سود موجب كاهش منابع داخلي و افزايش نياز به منابع مالي خارجي مي شود. از طرف ديگر، بسياري از سهامداران شركت، خواهان تقسيم سود نقدي هستند از اين رو، مديران با هدف حداكثر كردن ثروت سهامداران همواره بايد بين علايق مختلف آنان و فرصت هاي سودآور سرمايه گذاري تعادل برقراركنند. بنابراين، تصميمات تقسيم سود كه از سوي مديران شركت ها اتخاذ مي شود، بسيار حساس و داراي اهميت است(هاشمی و رسائیان¸ 1388). سياست شركت در زمينه سود تقسيمي، ازعواملي است كه بر ارزش شركت مؤثر است(ویگند81 ¸ 2009 ). اساس و پايه پرداخت سود تقسيمي، كسب سود به طور منظم است. شركتي كه نتواند به طور منظم سود كسب كند؛ به طور حتم، نمي تواند سياست تقسيم سود منظمي داشته باشد(براو و همکاران82 ¸ 2005). همچنين، پرداخت سود نقدي منوط به داشتن وجه نقد كافي است در واقع، شركت ها زماني سود نقدي توزيع مي كنند كه جريان نقد كافي براي توزيع سود را داشته باشند(دنیس و اسبو83¸ 2008). همچنین سود تقسيمي راه حل بالقوه تضاد نمايندگي است(براکمن و اونلو ¸ 2009). شرکتها نسبت پرداخت سود خود را با توجه به عوامل مختلفی تعیین می کنند از جمله: وضعیت نقدینگی¸ دیون شرکت¸ توانایی شرکت در دستیابی به بازارهای پول و سرمایه¸ علایق سهامداران¸ سود شرکت به عنوان منبع تامین مالی محتوای اطلاعاتی تقسیم سود¸ هزینه انتشار¸ فرصتهای سرمایه گذاری و محدودیتهای قانونی (راس و همکاران84¸ 2002).
2-16) سیاستهای متداول تقسیم سود:
به طور کلی سیاستهای مختلفی که شرکتها برای تقسیم سود می توانند اتخاذ کنند¸ عبارتند از:
1)سیاست تقسیم سود منظم
2)سیاست تقسیم سود نامنظم
3)سیاست تقسیم سود باقیمانده
2-16-1) سیاسیت تقسیم سود منظم:
در این روش مدیریت در پرداخت سود از یک سیاست منسجم و منظم پیروی می کند و سعی می کند بتواند وجود نوسان در سود طی سالهای مختلف¸نظم در پرداخت سود سهم حفظ گردد.شرکتهای تابع چنین سیاستی برای استمرار نظم در پرداخت سود سهام¸ معمولا در دوره هایی که درآمد شرکت بالاست و از نقدینگی خوبی برخوردار است با اندوخته کردن مبالغی از درآمد¸کسری وجوهی را که برطبق سیستم پرداختی خود باید توزیع نمایند¸ جبران می کنند.
داشتن چنین سیاستی می تواند به دلایل مهم باشد:
اولا:چنین سیاستی باعث افزایش وفاداری سرمایه گذاران به شرکت می شود.
ثانیا:پرداخت سود باعث افزایش اعتماد بازار نسبت به شرکت و مدیریت آن می گردد.به طوریکه امکان تامین مالی از طریق بازار و از طریق فروش سهام جدید یا اوراق قرضه را تسهیل می کند.
ثالث:باعث گسترش مالکیت می گردد و بدین وسیله احتمال از دست دادن کنترل را تا حدود زیادی منتفی می سازد.
رابعا:این چنین سیاستی به نفع خرده سرمایه گذاران می باشد¸زیرا سهم متناسبی از کنترل شرکت را برای آنان حفظ می نماید.
شرکتها در پیروی از سیاست تقسیم سود منظم از روشهای متفاوتی استفاده می کنند که مهمترین آنها عبارتند از:

روش درصد ثابتی از سود سهم
به پرداخت سود به عنوان نسبتی ثابت از درآمد هر سهم نسبت payout گفته می شود.(خادم موخر¸علی اکبر¸1380). در این روش مبلغ ثابتی سود به هر سهم در سال تعلق می گیرد. این مبلغ معمولا در طی چند سال ثابت می ماند و تازمانی که مدیریت شرکت مطمئن نباشد که خواهد توانست برای چند سال آتی سود هر سهم را افزایش دهداین مبلغ را ثابت نگه می دارد (اسلامی بیدگلی¸ 1385).
روش مبلغی ثابت
برطبق این سیاست¸ موسسه بطور ثابت مبلغ قطعی و معین به عنوان سود سهام بدون توجه به نوسانات سود سالیانه¸ برای هر سهم می پردازد.در حقیقت با پیروی از این سیاست شرکت مبلغ ثابتی را بین سهامداران توزیع خواهد کرد¸ حتی اگر در سال مزبور زیان داشته باشد(خادم موخر¸ 1380).
پرداخت سود سهم ثابت+سود سهم متغیر
برخی شرکتها برای بهره گیری از مزایای هر دو روش تقسیم سود ثابت و متغیر¸ ترکیبی از دو روش را در تقسیم سود اتخاذ می کنند. مدیریت در این روش یک درصد سود ثابت را روی ارزش اسمی سهام اعلام می کند و معمولا این نسبت را چندین سال ثابت نگه می دارد. منتهی در موقع تسهیم سود بر حسب آنکه چه مبلغ از سود تقسیم نشده باقی مانده باشد¸ مدیریت تصمیم می گیرد که یک سود اضافی را تسهیم کند. معمولا افراد محافظه کار و شرکتهای سرمایه گذاری نظیر بیمه ها از این سیاست تسهیم سود استقبال می کنند(اسلامی بیدگلی¸ 1385).
روش پرداخت درصدی از ارزش بازار
تاکید این روش بر روی حجم بازدهی سرمایه گذاری سهامداران می باشد. چون نرخ بازدهی بر اساس قیمت بازار سهام محاسبه می گردد¸ لذا مدیریت در پیروی از این روش سود سالانه را بر اساس درصدی از قیمت بازار پرداخت می نماید درصد پرداختی در این روش تا اندازه زیادی به قیمت سهم شرکت بستگی دارد¸ چنانچه قیمت سهم بسیار بالا باشد واضح است که درصد پرداختی کم تعیین می گردد و بالعکس (خادم موخر¸ 1380).

روش درصدی از ارزش اسمی:
یکی از سیاستهایی که کمتر مورد توجه است پرداخت درصدی از قیمت اسمی به عنوان سود سهام می باشد.این سیاست به تنهایی نمی تواند اطلاعات مفیدی در اختیار سهامداران قرار دهد. ولی به هر حال در شرکتهایی که حجم درآمد ناچیز است و در ضمن ارزش اسمی سهم نیز پایین می باشد¸ اگر چنانچه درصد اعلان شده مورد توجه قرار گیرد¸ درصد مزبور بالا می باشد اگرچه در کل حجم دریافتی هر سهامدار در چنین حالتی ناچیز خواهد بود(خادم موخر ¸ 1380).
2-16-2) سیاست تقسم سود نامنظم
در این روش مدیریت در پرداخت سود سالانه روش مشخصی نداشته و از هیچ قاعده ای استفاده نمی کنند.پرداخت سود ارتباطی با درآمدهای سالانه شرکت نداردو صرفا به دلیل وضعیت خاص در شرایط جاری¸ سود سهام پرداخت می نماید.به دلیل عدم وجود معیار مشخصی در اینگونه شرکتها برای تقسیم سود¸ معمولا عواید زیادی¸ ممکن است در سیاست توزیع سود آنان دخیل باشند که جمله مهمترین آنها:
الف-وقتی که درآمدهای شرکت منظم و غیرقابل پیش بینی است. و محیط شرکت متغیر و متلاطم باشد.
ب-شرکت دارای سهامدارن محدود و متجانس باشد.
ج-ضعف های ناشی از مدیریت محافظه کارانه.
د-بورس اوراق بهادار غیر فعال بوده و نقش کمی در سرمایه گذاری ملی داشته باشد (وستون85¸ 2006).
2-16-3) سیاست تقسیم سود باقیمانده
شرکتها در رابطه با تقسیم سود خود بطور کلی از دو دیدگاه متفاوت می نگرند: یک دیدگاه به چگونگی تقسیم سود به عنوان یک متغیر فعال و در جهت افزایش قیمت سهام و در نتیجه حداکثر کردن ثروت سهامدران اعتقاد دارد.از این دیدگاه امکان دسترسی آسان به بازار اوراق بهادار در هر زمان برای شرکت وجود دارد و در صورت نیاز مالی شرکت می تواند به راحتی از طریق صدور سهام جدید و یا اوراق قرضه این نیاز را تامین نماید.
دیدگاه دوم اعتقاد براین دارد که شرکتها همیشه دسترسی سهل الوصفی به بازارهای اوراق بهادار نداشته و معمولا در راه تامین نیازهای مالی خود از این بازارها با مشکلاتی مواجه هستند.این دیدگاه در وهله اول به سود شرکت به عنوان یک وسیله مهم و راحت برای تامین مالی نیازهای سرمایه گذاری می نگرد.در این دیدگاه به سود سهام به عنوان وجوه باقیمانده غیر فعال که صرفا از طریق پروژه های سرمایه گذاری قابل قبول تعیین می شود توجه می گردد (وستون¸ 2006 ).
2-17) شکلهای مختلف پرداخت سودسهام:
علاوه بر اعلام سود سهام نقدی¸ شرکت جهت تقسیم سود بین سهامداران راههای دیگری نیز دارد.این راهها عبارتند از:سود سهمی¸ خرد(تجزیه) کردن سهام و بازخرید سهام.
1)سود سهمی: هنگامی مطرح میشود که هیئت مدیره اجازه توزیع سود سهام عادی بین سهامداران فعلی را می دهد.اثر این کار افزایش تعداد سهام در دست شرکت می باشد.
2)تجزیه کردن سهام: خرد کردن سهام تغییری در سهام در دست می باشد که از طریق یک کاهش یا افزایش نسبی در ارزش اسمی سهام صورت می گیرد. انجام این کار فقط ارزش اسمی و تعداد سهام در دست هستند که تاثیر می پذیرند و سرمایه پرداخت شده و سود انباشته هیچ تغییری نمی کند.
3)بازخریدسهام: زمانی صورت می گیرد که شرکت سهام عادی خود را بازخرید کند.
2-18) نظریه های تقسیم سود:
نظريه هاي مختلف در ارتباط با سياست تقسيم سود بيان می شود.
1)نظريه بي ارتباطي سود تقسيمي: ميلر و موديگلياني86 (1961) مدلي را ارائه نمودند كه نشان مي داد ارزش شركت براساس دارايي ها و جريان نقد ايجاد شده توسط داراييها تعيين مي شود، نه بر اساس روشي كه جريان هاي نقد به سهامداران توزيع مي شود(ويگند و بيكر¸ 2009) در مدل آ نها اثر پرداخت سود سهم روي دارايي ها با ابزارهاي ديگر تأمين مالي خنثی می شود.
2) نظريه علامت دهي: نظريه علامت دهي به دنبال آن است كه دليل تمايل شركتها به پرداخت سود را تبيين كند. طبق اين مدل، سياست

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد هیئت مدیره، صاحبان سهام، تئوری نمایندگی، حاکمیت شرکتی Next Entries منبع پایان نامه درمورد رقابت بازار، رقابت در بازار، رقابت در بازار محصول، سود سهام