منبع پایان نامه درمورد بهزیستی روانشناختی، سلامت روان، پذیرش خود، زندگی خوب

دانلود پایان نامه ارشد

سلامت بوده و هدف اصلی فرد در زندگی، شکوفاسازی قابلیت های خود است. اغلب روانشناسان و روانپزشکان و محققان بهداشت روانی جنبه های مثبت سلامت را نادیده می گیرند(سلیگمن، 2003). سلامتی روانی مفهومی چند بعدی است که علاوه بر بیمار نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی را نیز در بر میگیرد(لارنس، 1991).
نظریه هایی مانند نظریه ی خودشکوفایی مازلو، کارکرد کامل راجرز و انسان بالغ یا بالیدگی آلپورت در شکل بندی مفهوم سلامتی روانشناختی، این فرض بنیادین را پذیرفته و از آن بهره جسته اند(رایان و دیسی ، 2001) به دنبال ظهور این نظریه ها و جنبش روانشناسی مثبت که در سلامتی روانی بر وجود ویژگی های مثبت و رشد توانایی های فردی تأکید داشتند، گروهی از روانشناسان به جای اصطلاح سلامتی روانی از بهزیستی روانشناختی استفاده کرده اند. زیرا معتقدند این واژه بیشتر ابعاد مثبت را به ذهن متبادر می کند(ریف وسینگر، 1998). در روانشناسی مثبت به جای تاکید بر شناسایی و مطالعه کمبود های روان و کاستی های رفتاری و ترمیم یا درمان آنها به شناخت و ارتقاء وجود مثبت و نقطه قوت انسا تاکید شده است (روبینز، 2008). در این راستا مدل هایی مانند مدل جاهودا ، مدل بهزیستی ذهنی داینر و مدل بهزیستی روانشناختی ریف تدوین شده اند که در تعریف و تبیین سلامت روانی به جای تمرکز بر بیماری و ضعف بر توانایی ها و داشته های فرد متمرکز هستند(کمپتون ، 2001). مدل ریف از مهمترین مدل های حوزه ی بهزیستی روانشناختی به شمار می رود. ریف بهزیستی روانشناختی را « تلاش برای کمال در جهت تحقق توانایی های بالقوه ی واقعی فرد» می داند. در این دیدگاه بهزیستی به معنای تلاش برای استعلا و ارتقا است که در تحقق استعدادها و توانایی های فرد متجلی می شود(ریف، 1995). او و همکاران تلاش کردند بر اساس مبانی فلسفی(کسانی مثل ارسطو و راسل ) ملاک های زندگی مطلوب یا اصطلاحاً « زندگی خوب 51» را تعیین و دسته بندی کنند.
تحقیقات در خصوص زندگی خوب به وسیله کارهای عمده ریف توسعه یافته است.(ریف،1989). خانم ریف چهار چوب نظری بهزیستی را بر اساس یک ادبیات گسترده توسعه داد.مهمترین چشم انداز او این بود : نظریه های گستره عمر(بعنوان مثال ،نظریه اریکسون، 1959) ،نظریه های کلنیکی بر رشد شخصی (بعنوان مثال،مازلو،1968)؛ راجرز؛1961؛الپورت،1961) وتدوین های مثبت سلامت روان بوسیله جاهودا(1958).بعلاوه ، خانم ریف بینش های بر گرفته از تحقیقاتش در طول دورهای رشد زندگی را انسجام بخشید (ریف،1995؛ریف وکیس،1995) و براساس یک دیدگاه گسترده فلسفی برای تعریف زندگی خوب تلاش کرد (بکر52،1992). او استدلال می کند که همه این دیدگاه ها محتوی معیارهای مشابه و تکمیل کننده ی عملکردهای روانشناختی مثبت هستند. یک وجه مشابه مهم آنها این است که معیارهای همگی آنها براساس بهزیستی است.درحقیقت، این دیدگاه یک مدل جدیدی از سلامت را بر اساس مفهوم سلامت بعنوان « نه تنها عدم بیماری بلکه حضور چیزهای مثبت» توسعه داده است(سازمان جهانی بهداشت53،1984؛ ریف و سینگر، 1998).در این مدل، خانم ریف شش بعد مرکزی را متمایز ساخته و همچنین یک پرسشنامه را طراحی ساخته که اکنون به طور گسترده به وسیله محققان علاقمند به بهزیستی مورد استفاده قرار می گیرد. ابعاد مشتق شده نظری سلامت روانشناختی مثبت شامل پذیرش خود، ارتباط مثبت با دیگران، خودمختاری، کنترل محیط، داشتن هدف در زندگی و رشد شخصی است.

نمودار ‏21 شش فاکتور بهزیستی روانشناختی براساس مدل ریف
مطالعه ی وضعیت جمعیت ها و گروه های سنی و جنسی مختلف، مورد توجه پژوهشگران این حوزه قرار داشته است. نتایج بررسی ها نشان داده اند بهزیستی روانشناختی و مؤلفه های آن در هر برهه ای از زندگی و در رابطه با ویژگی های جمعیت شناختی وضعیت متفاوتی دارند و این عوامل قادرند سطح بهزیستی روانشناختی را تحت تأثیر قرار دهند(ریف و کیس ، 1995). بررسی های انجام یافته حاکی از ارتباط آن با ویژگی هایی مانند سن، جنسیت، تحصیلات و شغل بوده اند. علاقه به متغیر سن در بهزیستی روانشناختی به دلیل علاقه ی روانشناسان به رشد مادام العمر می باشد(ریف ، 1989). علاوه بر این سن و تحصیلات نشان دهنده ی نوعی جایگاه در ساختار اجتماعی می باشند که می توانند بر این متغیر اثر گذارند(کیس، شموخین، ریف، 2002).
پژوهش ها نشان می دهند وضعیت فرد در مؤلفه ها در سنین مختلف تفاوت دارد. مؤلفه های احساس تسلط بر محیط و خودمختاری با افزایش سن افزایش می یابند(خصوصاً در فاصله جوانی تا میانسالی). در مقابل، مؤلفه های احساس هدف در زندگی و رشد شخصی با افزایش سن به سوی بزرگسالی کاهش می یابند. بیشترین کاهش در فاصله بین میانسالی تا پیری رخ می دهد. اما در مؤلفه ی پذیرش خود، تفاوت های سنی مشاهده نشد و یافته های مؤلفه ی ارتباط مثبت با دیگران متناقض بوده است(ریف وکیس، 2003 ، کووان، 2003). نتایج مطالعات مربوط به تفاوت های جنسیتی در متغیر بهزیستی روانشناختی متفاوت بو ده اند. پژوهش شلدون والیوت(شلدون ، ایلوت، 1999).حاکی از نبود تفاوت معنی دار در متغیر فوق بین دوجنس بوده است. اما چاو (2007) در مطالعه ی خود نشان داد زنان دانشجو دارای سطح بالاتری از بهزیستی روانشناختی در مقایسه با مردان دانشجو هستند. آن ها دارای خودپنداره مثبت تر، ارتباط مثبت با دیگران و ارتباط نزدیک با دوستان بودند و پیشرفت تحصیلی بیشتری داشتند. بسیاری از محققان اعتقاد دارند وجود منابع حمایتی و تنش زای متفاوت، سبک های متفاوت تعاملی و ارتباطی ، انتظارات دیگران، شیوه های مقابله با تنش متفاوت ونقش های جنسیتی متفاوت برای هر جنس ، قادرند سلامت وروانی را به صورت مثبت یا منفی تغییر دهند(لینگو، 2000). وانگ و میائو معتقدند زنان و مردان در ابعاد مختلف بهزیستی روانشناختی با هم متفاوتند. زیرا منابع استرس و امکانات متفاوتی در اختیار هر جنس قرار دارد که باعث به وجود آمدن تفاوت در وضعیت سلامتی آن ها می شود(ونگ، میاو، 2007). شغل و تحصیلات نیز به عنوان یک متغیر جمعیت شناختی در بررسی های گوناگون مورد توجه بوده اند.
همچنین مطالعات نشان داده است افرادی با تحصیلات دانشگاهی و سطوح بالا از نظر نیمرخ بهزیستی روانشناختی در سطح مطلوبتری نسبت به افرادی با تحصیلات پایین تر قرار دارند. علاوه بر این با افزایش تحصیلات، بهزیستی روانشناختی هم افزایش می یابد(مارکوس، ریف، کروهان، پالمراشیم، 2004). از نظر کیس(2000 ) افرادی که سطوح مطلوبی از بعد بهزیستی اجتماعی را دارا باشند دید مثبتی به ذات بشر دارند، به افراد دیگر اعتماد می کنند و معتقدند مردم می توانند خوب باشند(کیز، 2003، 2004، 2005). در تعداد زیادی از پژوهش ها رابطه بین معنویت و بهزیستی روانشناختی بررسی شده است. در پژوهشی رابطه مقابله معنوی و خوشبختی معنوی را با سلامت روان مورد بررسی قرار دادند که نتایج حاکی از رابطه مثبت و معنی دار بین مقابله معنوی و سلامت روانی بود( بهرامی و حسنی 1384). گلبار یزدی، آقا محمدیان شعر باف, موسوی فر و معینی زاده (1391) نشان دادند که درمان براساس مدل بهزیستی روانشناختی باعث کاهش استرس و افزایش بهزیستی روانشناختی می شود (ظریف گلبار یزدی, آقا محمدیان شعر باف, موسوی فر و معینی زاده, 1391). در پژوهشی نشان داده شد که جهت همبستگی بین معنویت و بهزیستی روانشاختی یک رابطه معنادرا وجود دارد، بطوریکه با افزایش مذهب درونی ،بهزیستی روانشناختی نیز افزایش میابد و نیز جهت گیری مذهبی قابلیت پیش بینی بهزیستی روانشناختی را دارد. (مداحی, صمدزاده, وکیخای فرزانه, 1390).
در تحقیقی نشان داده شد که تعداد فرزندان و بهزیستی روانشناختی میزان رضایتمندی زناشویی را پیش بینی می کنند همچنین نتایج نشان داد که قدرت پیش بینی بهزیستی روانشناختی به همراه سن زنان در میزان رضایتمندی زناشویی قوی تر است (ایمان و یادعلی جمالویی, 1391). ابزاری که خانم ریف جهت بررسی میزان بهزیستی روانشناختی برای پژوهشگران علاقمند به بررسی بهزیستی روانشناختی تهیه کرد پرسشنامه ای 84 سئوالی بود. منیع(1389) در مقاله خود با عنوان« بررسی ساختار عاملی مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف در بین دانشجویان دانشگاه ارومیه» به بررسی ویژگی روانسنجی آزمون 84 سئوالی بهزیستی روانشناختی ریف پرداخت. که نتایج حاکی از بالا بودن ضریب پایایی در تمام مولفه های این آزمون بود. (میکائیلی منیع, 1389). میکائیلی منیع(1389) در پژوهشی دیگر به بررسی وضعیت بهزیستی روانشناختی دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه ارومیه پرداخت و نتایج این پژوهش حاکی از تفاوت معنی دار بهزیستی روانشناختی بین دو جنس بود و تنها در مولفه هدفمندی در زندگی پسران نسبت به دختران وضعیت بهتری داشتند و نیز تفاوت معنی داری بین سنین مختلف وجود نداشت. در بررسی نقش بهزیستی روانشناختی در پیش بینی نگرش به شایعه نشان داده شد که بهزیستی روانشناختی می تواند پیش گو کننده مناسبی بدین منظور باشد سپاه منصور, دلاور و صفاری نیا، 1390) یافته های احمدیان, جمهری, احدی و فرخی(1390) نشان داد، اثر مستقیم پنج عامل بزرگ شخصیت بر بهزیستی روانشناختی تایید نشد، اما اثر غیر مستقیم آنها از طریق ارضای نیازهای روانی تایید شد.
یافته های شکری, شهر آرای, دانشور پور و دستجردی(1386) جهت تعیین نقش تعهد هویت و بهزیستی روانشناختی موُید تاثیر گذاری این متغیر بر عملکرد تحصیلی بود. در یک بررسی رابطه پذیرش اجتماعی و نقش جنسیتی (آندروژنی) با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان دختر نشان دادند که بین پذیرش اجتماعی با بهزیستی روانشناختی ونیز بین آندروژنی با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان دختر رابطه مثبت معناداری وجود دارد (عسگری, احتشام زاده و پیرزمان, 1389). در مقاله ای با عنوان «رابطه سبک های مقابله با استرس و سطوح سازش روانشناختی با فرایند بهبود بیماران قلبی و عروقی » نشان داده شد که سطح بهزیستی روانشناختی با بهبودی ادراک شده بیماران رابطه معنی داری نداشت، اما سطح درماندگی روانشناختی با بهبودی ادراک شده بیماران رابطه منفی معنی داری داشت(بشارت, پورنگ, پورطبایی, پورنقاش تهرانی, 1387). بشارت(1387) در طی بررسی رابطه نارسایی هیجانی با اضطراب، افسردگی، درماندگی روانشناختی و بهزیستی روانشناختی در یک گروه 306 نفری از دانشجویان رشته های مختلف دانشگاه تهران نشان داد که نارسایی هیجانی با شاخص بهزیستی روانشناختی همبستگی معنا داری دارد. طی یک بررسی جهت مقایسه بهزیستی روانشناختی و رضایتمندی زناشویی در گروهی از زنان یافته ها حاکی از این بود که زنان بارور در بهزیستی روانشناختی و مولفه های آن چون پذیرش خود ،رابطه مثبت با دیگران ،خودمختاری ،زندگی هدفمند ،تسلط بر محیط و رشد شخصی دارای شاخص های بالاتری بودند(حاتملوی سعد آبادی و هاشمی نصرت آباد, 1391)
دستجردی, فرزاد و کدیور(1390) در بررسی نقش پنج عامل بزرگ شخصیت در پیش بینی بهزیستی روانشناختی دریافتند که صفت سازگاری، مولفه روابط مثبت با دیگران و پذیرش خود را پیش ونیز صفت وظیفه شناسی، مولفه استقلال را بینی نمود. صفت روان رنجور خویی، مولفه استقلال، روابط مثبت با دیگران، رشد فردی و هدفمندی در زندگی را پیش بینی کرد. و ضریب بتا نشان دهنده قدرت پیش بینی هر شش مولفه بهزیستی توسط برون گرایی بود. در پژوهش چماله(1390) نیز بعد روان رنجوری از ابعاد پنج عامل شخصیت پیش بین منفی و معنی دار بهزیستی روانشناختی بود.و ابعاد برون گرایی ،گشودگی ،توافق پذیری و وظیفه شناسی بطور معنی داری پیش بینی کننده بهزیستی روانشناختی بودند.هنچنین یافته او نشان داد که پنج عامل شخصیتی با واسطه بخشایش می تواند بر بهزیستی روانشناختی تاثیر گذار باشند.

2-3 کیفیت زندگی
2-3-1 کیفیت زندگی ( Quality Of Life) :
آغاز بحث کبفبت زندگی به زمان ارسطو باز می گردد که در کتاب نیکو ماخس به موضوع سعادت انسانی می پردازد اینکه سعادت چیست ؟ عبارت از چه فعالیت هایی است و چگونه می توان سعادت مند شد ؟
او زندگی خوب را معادل شادکامی ( Happiness) در نظر می گیرد و در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد رضایتمندی، رضایتمندی زناشویی، رضایت زناشویی، مذهبی بودن Next Entries منبع پایان نامه درمورد رضایتمندی زناشویی، رضایتمندی، روابط زناشویی، کیفیت زندگی