منبع پایان نامه درمورد بهداشت روان، بهداشت روانی، زندگی روزمره، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

و ناشی از سرچشمه روحانی ایمان باشد.زیرا اگر بنا شد که کار نیک هم از روی ریا و خودنمایی انجام شود و برای خدا نباشد،دوامی نخواهد داشت و بزودی از بین خواهد رفت.91
در اینجا این عبارت بسیار زیبا «رعایت حالت روح» را از استاد شهید مرتضی مطهری برداشت نمودم چون تعبیری بهتر و درخورتر از این برای این قسمت نیافتم.ایشان در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام به نقل از حضرت علی (ع) آورده اند،که همانطور که تن بر اثر زندگی روزمره و انجام امور مختلف و کار کردن خسته می شود،روح نیز به مانند او در اثر فکرهای بسیار سنگین،هجوم وسوسه ها و غرائظ و حساب سود و زیان امور و بر اثر تغییراتی که در درون فرد اتفاق می افتد غبار خستگی روی او می نشیند. پس همانگونه که مراقب تن و بدن خود هستیم باید مراقب روح خود باشیم و به او نیز استراحت دهیم و به اصطلاح شهید مطهری رعایت حال روح را باید بکنیم.92در زندگی بسیاری از عوامل هست که روح را خسته می کند به طوری که روح ناتوان می شود. از این رو باید سعی شود عواملی که باعث افسردگی روحی و روانی ما می شود کنار گذاشته شود.
رفتار و اعمال انسان بازتاب تاثیریافته درون اوست. به طور کلی انسان بافته و ساخته باورها و اعتقاداتی است که به مسائل دارد و همانگونه که فرد در درون خود می اندیشد و نسبت به کرامت نفس و عزت خود ایمان دارد همان موارد و عادات و اعتقادات باعث می شود که فرد از انجام کارهای زشت به دور و به انجام دادن کارهای مثبت تشویق شود.اظهار محبت و دوستی به دیگران و تواضع در برابر مردم از فروتنی درونی در برابر همنوعان شکل می گیرد که نمود آن در بیرون و در برخورد با دیگران مشاهده می شود.مقصود از فروتنی هم در اینجا مفهوم و مقایسه ای است که فرد در درون خود می کند و در برخی روایات نیز بدان توصیه شده است.93
بند اول: ایمان به خالق یکتا و بهداشت روانی
اعتماد و باور قلبی به خداوند یکی از راه های دستیابی به آرامش درونی و تسکین قلب است.فردی که خداباور است بهتر می تواند در جاده زندگی گام بردارد و در کارهایش موفق شود و داشتن باور به خدا همواره با توکل و امید به او میسر است.اینکه فرد ایمان داشته باشد هر اتفاقی که می افتد با اراده الهی است،کمتر مضطرب می شود وکمتر به فکر چرخاندن امور از راه های ناصواب می افتد.از موارد توکل به خدا ایجاد آرامش و اطمینان قلبی،حس اعتماد به نفس،شکل گیری عزت،عدم سلطه شیاطین و رفع منفی نگری است.94 «مَن یَتَوَکَّلُ عَلَی الله وَ هُوَ حَسبُه:هرکه بر خدا توکل کند خدا او را بسنده است.»95 ایمان به خالق باید به گونه ای باشد که فرد در همه حال بداند که کسی نگهدار اوست،کسی او را دوست دارد،و کسی بر اعمال و رفتار او ناظر است به مانند موسی(ع)که گفت:«فَلَمَّا تَرَاءَ الجَمعَانِ قَالَ اصحَابِ موسی آِنَّا لَمُدرَکُون،قُل کلّا اِنَّ مَعی رَبّی سَیَهدینَ:چون آن دو گروه یکدیگر را دیدند،یاران موسی گفتند:گرفتار آمدیم،موسی(ع)گفت:هرگز!پروردگار من با من است و مرا راه خواهد نمود.»96 ایمان و توکل به خدا یک نوع رابطه ایمانی ما بین بنده و معبود است.خدایی که به نیاز آفریده های خود آگاه است و برای رفع آن توانا و خیرخواه بندگان است و مطابق خیر و مصلحت آنان عمل می کند.انسان باورمند معتقد است و به دیگری نیز می آموزد که خداوند است که روزی ده است، اوست که عزت می دهد و اوست که عزت را از آدمی می گیرد،پس چنین فردی یک روان آرام و دلی امیدوار دارد و در برابر سختیها مقاوم تر است.97 انسان به هر چیز دیگری که دل بست چون ناپایدار و متغیر است زود امیدش به سردی و یاس می گراید چون هیچ مطلوبی قدرت آن را ندارد که مطلوبیتش را به طور دائم حفظ کند.اما امید داشتن به قدرت ماندگار و یک خالق مانا باعث می شود که حس میل به جاودانگی در درون انسان برآورده شود و عشق او به خالقش افزونتر گردد.98
همانطور که می دانیم عوامل روانی جرم زا بسیار در وقوع یک جرم موثر هستند که علّت آنهم نبود امنیت و آسایش روانی و داشتن ثبات و تکیه کردن به امور موهوم است.ایمان به خداوند در کاستن از این بار روانی و رسیدن به تعادل روحی بسیار موثر است.انسان مجموعه ای است از متضادها،در جایی عشق می ورزد و در جایی نقش یک انسان مجرم و بزهکار را بازی می کند،در جایی آرام است و در جایی خشن.امواج این گرایش ها هر لحظه از جایی سر بر می آورد و ایمان به خدا لنگرگاه و ساحلی است برای این رود خروشان.
یکی از عوامل مهمی که آرامش روانی فرد و روان آدمی را بر هم می زند اضطراب و پریشانی افراد است.در این دنیای متلاطم عوامل و مسائل بسیاری است تا انسان را نگران کند و آرامش را از فرد بگیرد.اساسا انسان از اینکه موقعیتش در خطر قرار بگیرد یا تهدید شود نگران می شود.انسان موجودی است که باید به چیزی تکیه کند وگر نه هر لحظه احساس می کند که در معرض از دست دادن و خطر قرار دارد.توصیه دین این است که وی باید واقعیت های جهان هستی را بپذیرد و تکیه گاه و امید خود را جایی قرار دهد که هیچگاه فرو نریزد.وجودی باشد که هیچگاه تنهایش نگذارد و به او کمک کند که در واقع تکیه به منبع لایزال الهی و امید به آن یگانه است که در انسان اطمینان و آرامش بوجود می آورد و انسان دلش گرم می گردد.99 «أَلا إِنَّ أَولیَاء اللهِ لَا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لآ هُم یَحزَنُون:آگاه باشید به درستی که دوستان خدا،نه ترسی بر آنان هست و نه آنان محزون می گردند.»100 این عدم ترس و عدم محزون شدن که بارها در قرآن تکرار شده است معرف آن است که داشتن ایمان به خالق یکتا سکون و آرامش را به روانی که خود او خلق کرده است باز می گرداند.افراد در سایه این پناه و آرامش از بسیاری از خواستن های بیجا و تکیه بر امور ناپایدار خودداری کرده و این اعتماد به نفس بسیار به آنان کمک می کند.
بند دوم: خدمت به خلق خدا و بهداشت روانی
از نظر ویکتور فرانکل ماهیت وجودی انسان از سه عنصر تشکیل شده است:معنویت،آزادی و مسئولیت.و کسی دارای سلامت روان و روح است که این سه عامل را تجربه کرده و در خود پرورش داده باشد.همچنین او معیار سنجش معنادار بودن زندگی را کیفیت آن می داند نه کمیت آن،و انسان کامل بودن را در چیزی یا کسی فراسوی خود بودن می داند.به نظر او کسی که در خود به دنبال هدف است به شکست می رسد.تحقق انسان و انسانیت را رشد خود نمی داند بلکه چیزی بالاتر از آن یعنی از مرز توجه به وجود خویشتن گذشتن از خود فراتر رفتن و جذب معنا و منظوری شدن می داند.بی شک در کتاب انسان در جستجوی معنا او همین هدف را دنبال می کند که باید به همنوع کمک کرد و انسانی که کنج عزلت می نشیند به حقیقتی نمی رسد.101
یاری و کمک در دین مبین اسلام نه تنها یک فضیلت و ارزش در بین مسلمانان بلکه یک حق و وظیفه بر گردن دیگر مسلمانان به عنوان برادران و خواهران دینی شمرده می شود.یکی از مبانی امدادگری اسلامی رفع رنج و آلام انسانهای دیگر است که یک ارزش محسوب می شود.102 «تَعاوَنوا عَلی البّرِّ وَ التَّقوی:همواره در نیکی پرهیزکاری با هم همکاری کنید»103موحد و مومن امیدوار است که با کار و خدمت به همنوع خود اولاً:اسباب پیشرفت و ترقی اقتصادی،فرهنگی و اجتماعی جامعه را فراهم می آورد و در راه تعالی اجتماعی گام بر می دارد،ثانیاً:امید دارد که در آخرت نیز از نعمتها و پاداش های الهی نیز بهره مند گردد.ثالثاً: با این کار رضایت و خشنودی خداوند را جلب کرده باشد.104 همه این عوامل باعث آرامش روحی و روانی فرد می شود.شخصی که از عملکرد خود راضی است دِینی به جامعه و افراد آن حس نمی کند از یک بهداشت روانی و یک رضایت درونی وصف ناپذیری برخوردار است.چنین شخصی درگیریهای درونی و تضادهای فکری با خود ندارد. همواره خود را مدیون به جامعه و بار گرانی بر روی دوش آن حس نمی کند و از بسیاری امراض روحی و انحرافاتی که ممکن است بر اثر این امراض و احساس کم ارزشی در جامعه حس کند به دور می ماند.
از نظر کانت فعلی اخلاقی است که از هرگونه غرض و قید و شرطی مبرا باشد و هیچ منظوری جز انجام آن کار یا وظیفه در میان نباشد.این احساس ناشی از نوعی حس دگر دوستی یا دگرخواهی در انسان است.اصولا اعمالی که انسان انجام می دهد بر اساس نفع شخصی و سودی است که عاید او می شود و این امر هم بر مبنای غریضه انجام می گیرد.انسان کاری که انجام می دهد بر مبنای نفعی است که به او می رسد یا ضرری است که از او دفع می شود،لیکن انسان تنها موجودی است که از خیر رساندن به دیگران احساس لذت می کند.مثلا اگر کسی را می خنداند باعث خوشحالی خود او نیز می شود یا ممکن است حتی خود را به خطر بیندازد تا جان یا مال دیگری را نجات دهد.این تفاوت انسان با سایر موجودات است.105 از طرفی تقویت روحیه خدمت و کمک به خلق باعث می شود که دیگران را دوست بدارد و از حسادت که یکی از انحرافات و گرایشهای منفی انسان به شمار می آید به دور بماند. حسادت مانند غیرت است در انسان ایجاد کینه و خشم می کند و شخص حسود آرامش و سکون ندارد و اگر حسادت زیاد باشد به تنفر می کشد که موجب بسیاری از گناهان و جرائم می گردد.
بند سوم: شکر نعمات الهی و بهداشت روانی
برای شکر مفاهیم و تعاریف زیادی را در نظر گرفته اند.مانند اظهار نعمت،شناخت نعمت و شادمانی و سرور نسبت به آن،تشکر به خاطر نعمات و ….مراتب سه گانه شکر هم شامل: قلبی و زبانی و عملی است.مراد از شکر قلبی این است که انسان همواره یادش باشد که این نعمات و برکات از سوی چه کسی است و پیوسته یادآوری کند که از سوی خداوند این نعمات ارسال شده و قلبش از این موضوع آرامش گیرد. این ارتباط درونی باعث تاثیر در روحیه و روان آدمی شده و یک روان آرام و ستایشگر به وجود می آورد.شکر زبانی نیز قرائت اذکار مختلف و عبادات است که این امر باعث می شود که علاوه بر اثرات بیرونی و بر اجتماع زبان نیز عادت به تشکر از خالق بنماید.و در نهایت تشکر عملی آن است که داده های خداوندی را در مسیر درست و مورد خواست او مصرف کند.106
به طور کلی نگاهی عمیق و دقیق به مواهب الهی و نعمت ها و برکاتی که خداوند به انسان ارزانی کرده است علاوه بر حس شکر گزاری عشق به خالق این مواهب را نیز در فرد زنده می نماید.اینکه انسان در مقابل این همه نعمت شگفت قرار می گیرد کاری از دست او برنمی آید جز آنکه با تمام وجود خدای این نعمت ها را شکر کند.این شکرگزاری اثرات فراوانی بر روی روح و روان خود آدمی دارد و در آرامش و تسکین او بسیار موثر است.افراد شاکر اکثرا نیمه پر لیوان را می بینند و یکی از عوامل به وجود آوردن جرائم و انگیزه های اصلی آن که همانا کمبود ها و نداشته های انسان است در این افراد به شدت ضعیف می گردد.آنها در مقابل سختیها و طوفان های زندگی مقاومند و با قلبی مطمئن به مصاف مشکلات می روند.اما آنان که خدا را پرستش نمی کنند و او را سپاس نمی گویند از این حقیقت غافل اند که تمام این نعمت ها و آفرینش از منشاء لایزال الهی نشأت گرفته و آن را به حوادث طبیعی و علمی و اتفاق نسبت می دهند.این افراد همواره در یک ناآرامی به سر می برند و هر لحظه امکان این که همه چیز یکباره به پایان برسد را می دهند. به همین دلیل دائما در اضطراب و نگرانی هستند.پیامبران الهی نیز برای تحریک و بیدارکردن حس حق شناسی مردم و متوجه کردن آنها به پدید آورنده این نعمت ها و شکر گزاردنشان به طرق مختلف به استدلال و توصیف نعمت ها و یادآوری مواهب الهی پرداخته اند.107 برای نمونه حضرت هود(ع) برای اینکه حس شکرگزاری قوم عاد را تحریک کند و آنها را به اطاعت و شکرگزاری درآورد می گوید:«بپرهیزید از خدایی که شما را به نعمت هایی که می دانید امداد کرده است،شما را به چهارپایان و نیز پسران (برومند) امداد فرموده و باغ های خرم و سرسبز و چشمه های آب جاری در اختیارتان نهاده است.»108 یا حضرت صالح (ع) نیز در مقابل قوم ثمود به برشمردن نعمت های الهی می پردازد تا از این طریق نیز آنان را به شکر به درگاه الهی ترغیب نماید.ایشان می فرمایند:«او خدایی است که شما را از زمین آفرید و عمران و آبادی زمین را به شما سپرد و قدرت و وسائل آن را در اختیارتان قرار داد.«(هود/61)یا حضرت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد از خود بیگانگی، قرآن کریم، هویت یابی، بحران هویت Next Entries منبع پایان نامه درمورد ترک فعل، اصول اخلاقی، وجدان اخلاقی، تعلیم و تربیت