منبع پایان نامه درمورد باورهای دینی، میل جنسی، آرامش خاطر، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

اولادِکُم عَن ذَکِرَ اللهَ وَ مَن یَفعَلُ ذلکَ فَاولئِکَ هِمِ الخاسِرون: ای کسانی که ایمان آورده اید اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند و کسانی که چنین کنند زیانکارانند.»139 یا در جای دیگر در نهج البلاغه می خوانیم که ریشه همه هوس ها و خواستن های نابجا مال است:«المال مادَهٌ الشَّهَوات: مال ریشه شهوات است.»140 این حس سیری ناپذیر بشر برای کسب مال و ثروت انحرافات زیادی را با خود به همراه می آورد که از آن جمله حرص،طمع،ربا خواری،پایمال کردن حق،حس قدرت کاذب که هر کدام از آنها مقدمه ایست برای گرفتار شدن و گرفتار کردن دیگران به دامان شوم جرم.به همین دلیل باید این حس سرکَش،و این هوس مثل آتش،با مکانیزم هایی در کنترل فرد بیاید تا او بداند که این یک وسیله برای گذران زندگی است.مکانیزم هایی مانند زکات و خمس و کمک به ایتام و کمک به ساختن مساجد و مکاتب از آن جمله است.البته سیره و روش زندگی بزرگان دین نیز خود بزرگترین معلّم برای راهنمایی مومنان است.«وَ ما آتَیتُم مِن رِبَاً لِیَرِبُوا اَموالَ النَّاسِ فَلا یَرِبُوا عِندَ اللهِ وَ ما آتَیتِم مِن زَکوهٍ تُریدونَ وَجهَ اللهِ فَاولئکَ هُمُ ال مُضعَفون: سودی که شما به رسم ربا یا هدیه دادید که بر اموال ربا خوار بیفزاید نزد خدا هرگز نیفزاید بلکه محو و نابود شود و آن زکاتی که بی ریب و ریا از روی شوق و اخلاص به فقیران دادید،ثوابش چندین برابر شود و همین زکات دهندگان هستند که دارایی خود را بسیار افزون کنند.»141 نکته ای که در اینجا مهم است بدان پرداخته شود این است که دین با فعالیت اقتصادی نه تنها موافق است بلکه انسان را دائما به کسب روزی حلال و استفاده از کالاهایی که خداوند حلال شمرده تشویق نیز می کند(حتی در جایی کاسب را حبیب خداوند و کسی که در راه معاش خانواده اش تلاش می کند مجاهد در راه خدا دانسته است.«الشَّاخِصُ فِی طَلَبِ الرّزقِ الحَلَالِ کَالمُجاهِدِ فِی سَبیلِ اللهِ:جوینده روزی حلال همانند مجاهد در راه خداست»142 اما چیزی که مذموم و ناپسند است وابستگی به مال و ثروت و غافل شدن از یاد خداوند است که اثرات فردی و اجتماعی را به دنبال دارد.قرآن کریم افرادی که بیش از حد به فزونخواهی و افزودن مال می پردازند هشدار می دهد زیرا این کار باعث می شود مبدأ و معاد آدمی همین دنیا شود،چشم و گوش بسته می گردد و مال عقل و روح او را به تباهی و سیاهی بکشد. آنچنان که هیچ صدای مظلومی را نمی شنود و ثروتی که می توانست در جهت بهبود اوضاع اجتماعی و برآورده کردن نیاز بسیاری از افراد قرار بگیرد منحصرا در اختیار او قرار می گیرد که بسیار بیش از نیاز اوست.خداوند صریحا مال اندوزی و انباشت و ذخیره آن را مورد نکوهش قرار می دهد و به آنانی که این کار را می کنند وعده عذاب داده است143:«وَ الَّذِینَ یَکنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الفِضَّهَ وَ لَا یُنفِقُونَهَا فِی سَبیلِ اللهِ فَبَشِّرهُم بِعَذَابٍ أَلیم ِیَومَ یُحمَی عَلَیها فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکوَی بِهَا جّبَاهُهُم وَ جُنُبُهُم وَ ظُهورُهُم هذَا ما کَنَزتُم لِأَنفُسِکُم فَذوقُوا مَا کُنتُم تَکنِزون:و کسانی که زرو سیم می اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمی کنند،پس آنان را به عذابی دردناک مژده ده؛روزی که آن (زر و سیم) را در آتش دوزخ بتابانند و با آن پیشانیها و پهلوها و پشتهای آنان را داغ کنند (و گویند:) این است آنچه برای خویشتن می اندوختید.پس طعم آنچه می اندوختید بچشید.»144
بند چهارم: تعدیل جاه طلبی
در اسلام به جای اینکه انسان غریزه اش را سرکوب کند باید آن را تعدیل نماید.اینکه از نظر دین هیچ چیزی در این دنیا بیهوده آفریده نشده است و در هر چیزی حکمتی پنهان است سخنی قرآنی است.«وَ مَا خَلَقنَا السَّمَوَاتِ وَالأرضَ وَ مَا بَینَهُمَا لَاعِبی.»145حس برتری جویی،جاه طلبی نیز بیهوده نیست.به همین دلیل است که امروزه بشر کره خاکی را به تسخیر خود درآورده،به اعماق اقیانوس ها رفته و در سر سودای تصرف کرات دیگر را دارد. همه و همه از حس جاه طلبی و دیگر غرائظ انسان نشأت می گیرد.اما اگر همین حسی که با محیط پیرامونی و با طبیعت دارد بخواهد با افراد دیگر داشته باشد و بخواهد دیگران را تحت سیطره خود در بیاورد بسیار مذموم است.پس باید این حواس و غرائظ در انسان کنترل شود و به مسیر صحیح هدایت گردد.146 مانند میل جنسی که در انسان برای بقای نسل و رسیدن به آرامش روان در کنار همسر و رشد بعد روحی قرار داده شده ولی انسان آن را در مسیر دیگری ممکن است استفاده کند.پس ما در اینجا نباید بگوییم که میل جنسی یک شر ذاتی است،بلکه برای انسان بسیار هم مفید است ولی باید هدایت شود و در مسیر و موقع درست مورد استفاده قرار گیرد. یکی از دلایلی که بدست آوردن مقامات و پول و ثروت و شهرت و سایر شهوات نمی توانند برای انسان آرامش خاطر بیاورند و باعث راحتی انسان گردند این است که غالبا اینها با تضییع کردن حق دیگران و یا نارضایتی و بد رضایتی افراد به دست می آید،وهمین ناحقیها و عدم رضایت و دلخوریها باعث می شود که آرامش خاطر از انسان گرفته شود و ظلمی است که بر بنده خدا وارد می شود بدون شک در زندگی آن فرد جاه طلب و زیاده خواه نیز اثر دارد.حداقل آن این است که وجدان اخلاقی او را درگیر می کند به صورتی به شکل موضوع آزار دهنده ای همیشه همرام آن فرد خواهد بود.147
در قرآن کریم در موارد بسیاری صحبت از بازیچه بودن دنیا،عدم وابستگی به دنیا،و بی اهمیت بودن آن صحبت شده است. قرآن مقام دنیا را اینچنین در چشم انسان تصویر می کند بازیچه،لهو،دار غرور،تا توجه انسان را بسوی دیگری جلب کند و او را از اسارت طمع و جاه طلبی و بدست آوردن مقامات آن آزاد می کند.لهو چیزی است که آدمی را از امور مهم باز می دارد،سر انسان را گرم می کند تا او از مسائل دیگر غافل شود و اموری که انسان بدان منظور آفریده شده باز می دارد و آدمی را سرگرم موهومات غیر واقعی می کند.148 به طور مثال اگر بچه ای مدام مشغول بازیهای کامپوتری و تماشای تلویزیون و وقت گذراندن با دوستان خود شد دیگر نمی تواند به درس خود برسد که امری مهم برای او می باشد.«وَ مَاالحَیَاهُ الدُّنیَا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهوٌ:و زندگی دنیا جز لهو و لعب چیزی نیست»149
«وَ مَا الحَیَاهُ الدُّنیَا إِلَّامَتَاعُ الغُرُورِ: و زندگی دنیا جز کالای فریب چیزی نیست.»150
همین حدیث بسیار زیبا از امام علی(ع) کافیست که فرد باهوش به دنبال جاه و مقامات دنیایی نباشد:«دوستان خدا آنانند که به باطن دنیا نگریستند،هنگامی که مردم ظاهر آن را دیدند،و به فردای آن پرداختند،آنگاه که مردم خود را سرگرم امروز آن ساختند،پس آنچه را از دنیا ترسیدند آن را بمیراند،میراندند؛و آن را که دانستند بزودی رهایشان می کند،راندند،و بهره گیری فراوان دیگران را از دنیا خوار شمردند،و دست یافتنشان را بر بهره های دنیایی از دست دادن سعادت آخرت خواندند.151 روانشناسان معتقدند که تصّورات ذهنی انسان از دیگران در نوع ارتباط یا رفتار با دیگران موثر است.این که من در مورد دیگری چه فکری می کنم خود را بالاتر از او یا همسطح او میبینم. اگر خود را بالاتر ببینم این رفتار نتیجه اش توهین و تحقیر و برانگیختن عقده در آن فرد است.این حس جاه طلبی لوازمی را نیز در پی دارد که انسان را از خود و اجتماع اطرافش دور می کند.152 ثمره اش افزودن تکبر و غرور در “من” و مستعد ساختن دیگری به ارتکاب انواع جرم،خواه به طور مستقیم و علیه شخص متکبر و توهین کننده،خواه به طور غیر مستقیم مانند برطرف کردن عقده های حقارت فرد و کسب مقام و قدرت و ثروت از طرق نامشروع.
قرآن نمونه ای از انسانهایی را معرفی می کند که علاوه بر اینکه به کسب و کار مشغول هستند اما کار و تجارت آنها را از یاد خدا غافل نمی کند: «رجالٌ تَلمیهِم تِجارَتُ وَ لا بَیعُ مِن ذَکِرَ اللهِ وَ اَقامَ الصَّلاهِ وَ ایتاءِ الزَّکاهِ یَخافونَ یَوماٌ تَتَقَلَّبُ فِیهِ القُلُوبِ وَ البصار: انسان هایی که هیچ کسب و کار و تجارتی آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زکات غافل نکند،و از روزی می ترسند که دلها و دیدگان در آن روز دگرگون شوند.153 تمامی تلاش انبیا این بوده که با نفی هر نوع بندگی انسانها را بسوی آن معبود یگانه سوق دهند.154

مبحث دوم: مبانی اجتماعی
در این فصل به مبانی اجتماعی باورهای دینی مانند: زیستن مسالمت آمیز افراد در کنار یکدیگر و عدالت اجتماعی به عنوان یکی از شاخصه های باور دینی و اعتقاد مذهبی افراد و نقش اجتماعی آن می پردازیم.
گفتار اول: باورهای دینی و اتحاد و همزیستی مسالمت آمیز
جامعه ای که در آن انسان هایی رفتار و زندگی می کنند که برای هر کاری حکمی دارند و هر عمل آنها بازخواستی دارد و به اعمال آنان اجر و عقوبت و مزد تعلق می گیرد و هر کس در برابر اعمال خود مسئول می باشد و الگوها و نمادهای سازنده ای نیز دارند که از آنها تأسی می کنند حتما جهت آن جامعه به سمت سعادت خواهد بود.جامعه ای که تمامی افراد آن مسئول وقایع اتفاقی پیرامون خود می باشند،درکنار یکدیگر با آرامش زندگی کنند،از رحمت خداوند مأیوس نشوند و امید به بهبودی داشته باشند،هیچگاه روح جمعی آن جامعه شکست نمی خورد.اینگونه افراد هر کدامشان در تلاش برای بهبود اوضاع جامعه خود می باشند.این انتظاری است که از یک جامعه دینی می رود که درآن افراد یک جامعه با استعانت از خدا با وحدت خود در مسیر سعادت گام بر می دارند.در این جامعه همسایه از حال همسایه خبر دارد،اگر فردی به زندان رفت دیگر اعضای جامعه مانند آموزه های عدالت ترمیمی که نهادهای مدنی به یاری خانواده او می روند به آنها یاری می رساند تا خطر وقوع جرم از سر آن خانواده و اجتماع آن رفع شود.155 «یا ایُّها الَّذینَ آمَنوا اِصبَروُا وَ صابِروُا وَ رابِطوُا وَ اَتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفلِحونَ:ای کسانی که ایمان آورده اید،بردباری کنید و با هم سازش و پیوند کنید و از خدا پروا نمایید،امید است که رستگار شوید.»156 سعادت حقیقی وقتی در جامعه حاصل می شودکه پذیرش همگانی و روابط مسالمت آمیز،کامل و همه جانبه و از سوی همه افراد آن جامعه صورت پذیرد.دمیدن روح صداقت و پیوند با یکدیگر و پرهیز از پراکندگی و دعوت و یاری به نیکی ها در امور خیر باعث تعالی یک جامعه است.«وَ تَعاوَنوا عَلی البِرِّ وَ التَّقوی:و در نیکوکاری و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید.»157 انسان صالح انسانی است که خود را در قبال افراد دیگر جامعه مسئول ببیند و در جهت تعمیق پیوندها و رفع کدورت ها تلاش می کند و آسایش خود را در آسایش همگان می جوید.158
«وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لَا تَفَرَّقُوا:و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید،پراکنده نشوید…»159 «إُنَّمَا المُومُنُونَ إِخوَهٌ فَأَصلِحُوا بَینَ أَخَوَیکُم وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُرحَمُون:در حقیقت مومنان با هم برادرند،پس میان برادرانتان را اصلاح کنید و از خدا پروا بدارید،امید که مورد رحمت قرار گیرید.»160 از نظر باورهای دینی افراد دارای سلایق و تنوع افکار در یک جامعه کنار هم زندگی می کنند.این تنوع و تکثر افکار است که به جامعه رنگ می دهد اما وظیفه فرد دیندار این است که در کنار همه این افراد متنوع به صورت مسالمت آمیز و برادرانه زندگی کنند.«وَ لِکُلِّ وِجهَهً هُوَ مُوَّلَّیها:هر کسی را راهی است به سوی حق که بدان راه یابد و بدان قبله روی آورد.»161 یا در جای دیگر می فرماید:«قُل کُلٌ یَعمَلُ عَلَی شاکِلَهِ فَرَبِّکُم اَعلَمُ بِمَن هُوَ اَهدی سَبیلا:تو به خلق بگو که هر کس بر حسب ذات و طبیعت خود عملی انجام خواهد داد و خدای شما به آنکه هدایت یافته از همه کس آگاه تر است.»162 بنابراین بر مبنای رأفت اسلامی و همزیستی مسالمت آمیز ادب مسلمانی حکم می کند که مومن به تمسخر و استهزاء از آداب و رسوم و مناسک دیگران نپردازد و تخم نفاق و دشمنی را در قلب آنان نکارد و وظیفه سایر مذاهب هم این است که به طور مسالمت آمیز و به دور از مزاحمت و آزار در کنار آنها زندگی کنند تا یک جامعه ای متعالی داشته باشند.
در دین یکی از خصوصیات مومن حقیقی داشتن تساهل و روحیه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد درگیری ذهنی، کاهش اضطراب، تعلیم و تربیت، ایمان و عقل Next Entries منبع پایان نامه درمورد عدالت اجتماعی، اخلاق اجتماعی، باورهای دینی، معرفت خدا