منبع پایان نامه درمورد امام صادق، جامعه اسلامی، اهل بیت (ع)، حضرت محمد (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

آرمانهاي خود تلقي مي كردند، اما پس از اينكه عباسيان به خلافت رسيدند و اختلافات پنهاني آشكار شد، علويان شديداً دلسرد و نا اميد گرديدند (لاپيدوس، 1387 : 117) نا اميدي و دلسردي آن ها در اين حقيقت تلخ تاريخي ريشه داشت، كه علويان پس از استقرار عباسيان بر كرسي خلافت احساس كردند، آنان فريب خورده و خلافت، زيركانه از دست آنان ربوده اند. از همين جا بود كه دشمني بين عباسيان و علويان آغاز شد و علويان كه خلافت را حق خويش مي‌دانستند، عباسيان را نيز همانند امويان مي ديدند (ابراهيم حسن، 1388 : 741). البته در كنار اين واقعيتات تاريخي، مخالفت علويان با حكومت عباسيان، ريشه در باور و اعتقاد ایشان و رویکرد جدید عباسیان داشت. علویان فكر مي‌كردند در برابر ستم نباید خاموش بود و فريضه ی امر به معروف و نهي از منكر را نبايد زمين نهاد و براساس اين اعتقاد،تصاحب خلافت توسط عباسيان، مصداق منكر خواهد بود و لذا علويان آنان را به رسميت نشناخته و با ایشان بيعت نکردند ( طقوش، 1387 : 47).
شاید مهمترین عاملی که علویان را به میدان مبارزه با عباسیان کشاند، محروميت از حقوقشان بود (شريف القرشي، 1368، ج 1 : 430 – 434) كه پس از سرنگوني خلافت اموي و روي كار آمدن عباسيان،كوچكترين تغييري در آن صورت نگرفت،جز اينكه دشمنان بيدادگر علويان، تغيير اسم دادند (طباطبايي، 1360 : 28) « عباسيان نه تنها به وعده هاي اوليه خويش در مورد رفع مظلوميت از خاندان پيامبر و اجراي عدالت عمل نكردند، بلكه طولي نكشيد كه برنامه‌هاي ضد اسلامي امويان را با شدت و وسعت بيشتري دنبال نمودند. تا جايي كه شاعري به طعنه گفته است:« كاش ظلم و ستم بني اميه بر مي گشت و عدل و داد بني عباس به آتش دوزخ مي رفت» (پيشوايي، 1390 : 401 و خاكرند، 1390 : 430). به هر حال،با روي كار آمدن بني عباس دردي دوا نگرديد و وضع عمومي جامعه اسلامي به صورتي نامطلوب تر و به حال نارواتري افتاد (طباطبايي، 1360 : 20).
شايد بتوان عمده ترين علل تيرگي روابط، مخالفت ها و سرانجام قيام هاي شيعيان عليه عباسيان را در موارد زير خلاصه كرد : 1- خشونت بسيار عباسيان از همان آغاز، نسبت به شيعيان علي (ع) 2- به قتل رساندن ائمه هدي (ع) و بستگان آنان 3- تبعيت نكردن علويان از خلفاي عباسي(ابوالحسني، 1386 : 25). در مورد بند اخير، علويان پيوسته معتقد بودند كه خلافت حق ايشان است و عباسيان به ناحق عنوان خلافت پيامبر (ص) را به خود بسته اند و از سوي ديگر، عباسيان نیز در تعقيب و كشتار علويان از قدرت دولت خود دفاع مي كردند (ابراهيم حسن، 1388 : 752). عباسيان از همان اوايل خلافت خود نسبت به اولاد علي (ع) بي اعتنايي كردند و به شعراء دستور دادند كه فرزندان علي را مورد بحث قرار داده و حق خلافت را از آنان سلب نمايد، اين در حالي بود كه اصل انقلاب بدست اولاد علي (ع) پايه گذاري شده بود (مطهري، 1387 : 171).
از طرف دیگر عباسيان نيز با ذكر و استناد به دلايلي، خلافت را حق خود مي دانستند از جمله، دلايل آنها در اين زمينه اين بود كه : 1- اهل بيت پيامبر (ص) بودن 2- وراثت اعمام 3- واگذاري حق خلافت علويان به عباسيان 4- شكست علويان از عباسيان (الهي زاده، 1385 : 81-95).
عباسيان خود را جزو خاندان پيامبر (ص) و در زمرة اهل بيت مي دانستند و بر اين موضوع سخت پافشاري مي كردند. در نامه ايي كه منصور عباسي به محمد نفس زكيه، هرگونه فضيلتي را در انتساب وي به علي و فاطمه و… منكر شده و فضايل و حقوق اهل بيت را به خويش اختصاص داده است (كاظمي پوران، 1380 : 69). آنها مي گفتند، از پشت جدشان عباس بودن اهميتي بيشتر از نسل فاطمه، دختر بزرگ پيامبر(ص) دارند(فراي، 1363، ج 4 : 61). حتي در جايي براي اثبات حقانيت خلافت خود، به وصيت ابوهاشم به پسرمحمدبن حنيفه استفاده مي كردند، كه پس از او امامت از آن محمدبن علي بن عبدالله بن عباس خواهد بود (ابن خلدون، 1383، ج 3 : 2).
از همان روز اول، سفاح، با كلماتي كه در هنگام جلوس بر تخت خلافت بر زبان راند، خود را مناسب ترين نماينده هاشميان نشان داد و ادعاهاي فرزندان علي (ع) را مردود شمرد. (لمبتون، 1383، ج 1 : 163) گرچه گفته شده، سفاح در دوران خلافت چهار ساله ی خود به دلايلي از جمله: گرفتاري هايي كه با بازماندگان امويان داشت، همچنين احساس نيازي كه هنوز به علويان مي کرد، رفتار خشني با آن ها نداشت و بویژه با بني الحسن با نرمي و عطوفت رفتار نمود (اصفهاني، 1387 : 95-194). حتي هيچ شيعه اي را نكشت، آنطور كه خلفاي بعدي شكنجه دادند،او نداد (مغنيه، 1390 : 265). از دوران خلافت منصور بود، كه اولين برخوردهاي شديد و خونين علويان از جناح حسنيان با عباسيان بوقوع پيوست و روابط آنان را پيش از پيش تيره شد و اوج آن، در زندان هاشميه کوفه بود، كه به سخت ترين شکل ممکن، با سادات حسني برخورد شد. منصور دشمن قسم خوردة علويان بود. وي نابودي كل خاندان علي (ع) را انتظار مي كشيد و ترس و وحشتي عظيم را بر آنان مستولي كرد (كاظمي پوران، 1380 : 74). و در عصر خلافت او، علويان و شيعيان،دشمنان اصلي دستگاه خلافت قلمداد مي شدند (حيدري آقايي، 1385، ج 1 : 241).
وي اقدامات گوناگوني را براي به دام انداختن علويان، به ویژه حسنيان انجام داد (الهي زاده، 1385 : 68). و هر قدر از خلافت او مي گذشت فشار بر حسنيان بيشتر مي شد، تا آنجا که تعدادي از جمله محمد بن عبدا… مجبور شدند به كوه ها پناه ببرند (همان : 146) منصور در تمام مدت خلافت خود از تعقيب و تهديد فاطميان فارغ نبود و لذا پس از مرگش مخزن و چاه هايي يافتند كه عده زيادي از كشتگان طالبي در آن دفن شده بودند (طبري، ج 9 : 20). گفته می شود، منصور اولين كسي است كه بين خاندان علي (ع) با خاندان عباس تفرقه و جدايي انداخت، پیش از این، آنان يك جمعيت متشكل بودند (اميرعلي، 1366 : 220).
بنابراين، ملاحظه شد كه چگونه و به ترتيبي روابط حسنه،طولاني مدت و تاريخي هاشميان كه سالها در يك سنگر عليه حكام اموي مبارزه و تلاش مي كردند، پس از سقوط امويان به تيرگي گرائيد و هر روز نيز نسبت به قبل تيره تر مي شد و سرانجام آنان را به ستيزه در مقابل هم قرار داد. بطور کلی به نظر مي رسد، از مهمترين عوامل اين تيرگي روابط: خصومت،سوء استفاده و فرصت طلبی عباسيان در برابر سادگي و شايد خلوص عموزاده هاي خود بود که موجبات نارضايتي ودل خوری آنان را فراهم ساختند.

فصل سوم

اوضاع فکری – مذهبی جامعه اسلامی در
عصر صادقین(علیهما السلام)(114-183 هجری قمری)

3-1-زمینه های ظهور و گسترش فرقه ها و احزاب سیاسی،در دو قرن اول و دوم هجری قمری

در مورد اینکه چه عوامل و زمینه هایی از همان ابتدا، باعث ظهور فرقه ها و احزاب سیاسی گوناگون در جامعه اسلامی گردید، نظرات فراوان و متعددی وجود دارد. آنچه تاریخ گواهی می دهد و شواهد نیز آن را تأیید می نمایند: بی توجهی به نص الهی درباره امامت علی (ع)، جایگزینی افراد ناصالح در منصب امامت، در اختیار گرفتن دو نقش سیاسی و دینی جامعه ی اسلامی همزمان با هم و ناتوانی صاحب منصبان در پاسخگویی صحیح و منطقی به برخی از مسائل، از جمله مسئله ارث پیامبر، قتال و مهم تر از همه، پاسخ های ناصواب ایشان به مسائل کلامی، باعث ایجاد نارضایتی و سردرگمی عده ی از مسلمانان گردید.
در کنار موارد مذکور، جلوگیری از تدوین حدیث و نفوذ آثار فرهنگی یهود و تفسیرهای انحرافی از دین و مهم تر از این، کنار زدن اهل بیت از صحنه سیاسی جامعه، باعث گسترش دامنه ی اختلاف گردید و خوارج به سهم خود، مهمترین انشعاب فکری – سیاسی را بوجود آوردند. ( جعفریان، 1371:49-50).
اما مهمترین عاملی که موجبات اختلافات بیش از حد را بین امت فراهم نمود، مساله « امامت و خلافت » بود . دامنه این اختلافات آنقدر بالا گرفت، که به قولی، به هفتاد و دو فرقه منشعب شد و تنها چیزی که آنها را دور یک محور جمع می کرد، کلمه فرا گیر « اسلام » بود. ( دایرة المعارف تشیع، 9:1373 ).
از همان آغاز، برخورد با آثار مدوّن فرهنگ های مختلف و ترجمه آنها، ذهنیت جامعه اسلامی را در برابر سوالات جدیدی قرار داد، این در حالی بود که جامعه فاقد یک حرکت فرهنگی اصیل بود که بتواند به این سوالات پاسخی در خور دهد. در نتیجه مسلمانان در خطر التقاط، اثر پذیری و تزلزل قرار گرفتند. رواج اندیشه های الحادی و گرو های زندیقی در مناطق مختلف از جمله در خود مکه نشانه هایی از این خطر بود. (پیشوایی، 366:1390 ) عامل دیگری که موجبات انحراف را فراهم نمود، پیشی گرفتن حرکت های سیاسی بر حرکت های اعتقادی بود. این مسئله منطقه ی آسیب پذیری اعتقادی و زمینه ی انحراف سیاسی را پدید آورد. زمینه های انحراف در سده های نخستین بیش تر به فرقه سازی مذهبی انجامید. (همان :82 ).
فرقه های کلامی، اولین گروه های فکری بودند که در جامعه ی اسلامی به صورت مشخص شکل گرفتندو منظور از آنها، فرقه هایی هستند که مسائل اصلی و علت افتراق آنها با دیگران، مسائل مذهبی و کلامی و همچنین مسائل سیاسی بوده است. ( رضایی، 16:1391). عامل دیگری که در شکل گیری فرقه ها در دو قرن اول و دوم هجری نقش زیادی داشت،محدودیت ها و موانعی بود که بنی امیه و بنی عباس برای اهل بیت (ع) که سرچشمه های پاک اندیشه های الهی بودند بوجود آورده و میدان را در اختیار بدعت گذاران و فرقه سازان قرار دادند. سیاست امویان نابودی اندیشه اسلامی، در هم شکستن وجدان عمومی، از حساسیت انداختن احساسات مذهبی مسلمانان و در نهایت تخدیر شعور مردم بوده است ( خاکرند، 346:1390 و 352 ).در همین راستا دوری ائمه (ع) از عراق – سرزمین ظهور فرقه ها- سبب بروز برخی از انحرافات شد. از جمله، اعتقاد برخی از عراقی ها به امامت محمد بن حنیفه به عنوان امام مفترض الطاعه ( جعفریان، 702:1389 ).
به هرحال، در ایام یاد شده، جامعه و امت اسلامی از دیدگاه نظری و عملی سخت گرفتار انحرافات سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و دینی شده بود. عقیده ای روشن و خطوطی کلی وجود نداشت سیاست های امویان و عباسیان نیز، خود باعث دلیر شدن غالیان و صوفیان شده بود. نتیجه آن شد که حرکات غریبی به ظهور برسد و مبادی فاسدی شکل بگیرد. بطور کلی امت فرصت نمی یافت واقعیت اسلام را دریابد یا آن را زنده نگاه دارد. ( عادل ادیب، 182:1366 ).
اسامی مذاهب مختلفی که در زمان امام صادق (ع) وجود داشتند تا به 167 مورد یاد کرده اند، که همگی آنان زیر شاخه های فرقه های اصلی : معتزله، مرجئه، خوارج و شیعه قرار می گرفتند.( قانعی، 477:1379 ). نوبختی، فقط انشعابات شیعه را پس از رحلت امام صادق (ع) به شش فرقه بیان و نشان می دهد. ( جعفریان، 383:1384 ).
باید توجه نمائیم که در این زمان، تنها تشیع به سه شاخه مذهبی تقسم شده بود: شاخه ی افراطی که از کیسانیه ریشه می گرفت، گروه میانه رو که از تعلیمات زید پیروی می کرد و گروه تحت نفوذ شخص امام صادق (ع) ( جعفری، 312:1373 ).

3-1-1- امامیه
بحث امامت، گرچه یک بحث کلامی است، ولی دارای آثار فراوانی در فقه شیعه، بویژه فقه سیاسی آن است(پارسانیا،63:1376 ). در عین حال یکی از پیچیده ترین و بحث برانگیز ترین مسائل و مباحث تاریخ اسلام می باشد. به حدی بر سر این مساله در جهان اسلام منازعه و مباحثه درگرفته است، که برخی بی پروا، چنین ادعا کرده اند که : « ما سل سیف فی الاسلام علی قاعده دینیه مثل ما سل علی الامامه فی کل زمان، شمشیری که برای امامت در همه زمانها کشیده شد، برای هیچ اصل دینی از نیام بر نیامد » ( کمپانی زارع، 42:1387).
نوبختی نیزدر این ارتباط می نویسید : « از زمان رحلت حضرت محمد (ص) همه فرقه های اسلام – از شیعه و دسته های دیگر- در هر روزگاری و در حیات هر امامی و یا پس از در گذشت او، اختلافشان درباره مسئله امامت بوده است » ( نوبختی، 3:1381 ).
از نظر تاریخی نیز، آغاز پیدایش امامت، برای اولین

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد استفاده ابزاری، رسول خدا (ص)، پیامبر (ص)، ظلم و ستم Next Entries منبع پایان نامه درمورد پیامبر (ص)، شیعه امامی، امام صادق، تشیع امامی