منبع پایان نامه درمورد امام صادق، امام سجاد، رسول اکرم (ص)، امام سجاد (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

فاطمي و عالم و زاهد و شجاع و سخي و قيام به شمشير باشد و از اولاد امام حسن(ع) يا امام حسين(ع) باشد.207
اسماعيليه
اسماعيليه يک فرقه مهم شيعه است که بعد از شهادت امام صادق(ع) (148ه.) به وجود آمدند آنان معتقد به امامت اسماعيل فرزند امام صادق(ع) يا فرزند اسماعيل به نام محمدبن اسماعيل هستند208. اسماعيل بزرگترين فرزند امام صادق(ع) امام غايب است209. با آنکه وي در زمان حيات امام صادق از دنيا رفت و امام صادق نيز بر وفات وي افرادي را گواه گرفت. ولي عده اي از شيعيان امامت را براي اسماعيل به عنوان امام غايب و يا براي پسر او محمد مستور دانستند. به باور آنها اسماعيل يا محمد بن اسماعيل امام هفتم است.210
فطحيه
کساني که قائل به انتقال امامت بعد از امام صادق(ع) به پسرش عبدالله افطح که پسر بزرگتر بود، معتقد است.211 پيروان او معتقد است که امام صادق(ع) را عبدالله افطح غسل و کفن کرده است ونماز خوانده است، و امانت‌هايي که امام به بعضي از ياران خود داده بود که فرموده بود که هرکس اين امانت ها را در خواست کند او امام بعد از من است که آنها را عبدالله افطح طلب کرده است. او هفتاد روز بعد از شهادت پدر، فوت نمود و فرزند پسري نداشت.212 اما وقتي شيعيان نزد او رفتند و با پرسشهايي درباره حلال و حرام و نماز از او سؤال کردند او نتوانست پاسخ بگويد شيعيان از او برگشتند.213 چون عبدالله را سري پهن بود و به قولي پاهايي پهن داشت او را افطح خواندند.214
واقفيه
گروهي که کشته شدن امام موسي کاظم(ع) را انکار ميکند و ميگويند که خدا او را نزد خودش به آسمان برده است، و هنگام قيامش دگر باره او را باز ميگرداند. همگي آنرا واقفه نامند، زيرا بر موسي بن جعفر(ع) وقوف کردند که او امام قائم است و پس از وي چشم براه امامي نبوده و به امام ديگري نگرويدند.215
سطوح شيعه
برخي از پژوهشگران تشيع را از نظر ميزان گرايش به اهل بيت به سه دسته تقسيم نمودند وبراي تشيع سطوح سه گانه اي را ذکر کرده اند که عبارت است از:
الف . تشيع سياسي
ب. تشيع اعتقادي
ج. تشيع عاطفي (دوستي اهل بيت)216
آنچه در اين رساله مطرح است همه فرقه شيعه اعم از اماميه و زيديه و ديگر فرق شيعه و نيز همه سطوح، اعم از تشيع سياسي، اعتقادي،و عاطفي را شامل ميشود.
2. ورود اسلام به باميان
پيش از پرداختن به بحث «ورود اسلام به باميان» لازم است که ياد آور شويم که همانگونه که از بحث جغرافياي سياسي تاريخي باميان گذشت، منطقه باميان همچون ديگر مناطق و ولايات ديگر ايران در عصر ساسانيان داراي حکومت محلي بوده که موسي خورني (478م.)، حاکمان محلي باميان را «شير باميان» معرفي مي کند.217
از مجموع گزارشهاي مربوط به شيران باميان چنين برمي آيدکه شيران باميان تا اواخر قرن چهارم هجري به حاکميت خود ادامه دادند. پس از تصرف باميان توسط البتکين غزنوي (384ه.ق.) و اسارت شير باميان در جنگ218، ديگر اسمي از اين سلسله شنيده نشده است.
اما درباره چگونگي و زمان ورود اسلام به منطقه باميان، اولين گزارش مرتبط با منطقه باميان در دوره اسلامي، مربوط به اعزام سپاه اسلام توسط خليفه دوم به فرماندهي احنف بن قيس است. در اين زمينه آمده است که احنف بن قيس، منطقه تخارستان را که شامل باميان نيز ميگردد تصرف کرده و ربعي ابن عامر را والي خراسان قرار داد.219 طبق اين گزارش، ورود اسلام به باميان، مقارن ورود اسلام به خراسان و در حدود ورود اسلام به خراسان و در خدود سال 23 هجري اتفاق افتاده است.
در گزارش ديگري آمده است که لشکريان اعزامي از سوي حجاج ثقفي (متوفاي 96ه.ق.) مرکز باميان را فتح کردند و غنايم فراواني شامل، تعدادي از معابد و مجسمه هاي آن را منهدم کرده، زيورآلات و اشياءقيمتي آنرا به غارت گرفتند، طبق نوشته هاي مسعودي صدبار شتر از طلا و اشياء قيمتي آن براي حجاج فرستاده شد.220
همچنين در منابع يگري آمده که در عصر منصور عباسي(136-158ه.ق.) اولين شير باميان به دست مزاحم بن بسلطام در عهد خلافت منصور عباسي به اسلام گرويدند. مزاحم دختر او را براي پسرش حسن نکاح کرد. وقتي فضل بن يحيي برمکي به خراسان آمد، پسر شير باميان را که حسن نام داشت به فتح غوربند (دره غوربند که از چاريکار به طرف مغرب و به گدر گاه شيبر باميان مي پيچد و غير از نطقه غور است.) همت گماشت و او با گروهي آن منطقه را فتح کرد . فضل بعد از پدر اورا به پادشاهي باميان مقرر داشت.221
گزارش ديگري نيز ميگويد که، باميان دو بار مورد حمله صفاريان قرار گرفت. دفعه اول درسال 256 توسط يعقوب ليث غارت شد؛ چنانچه عبد الحي گرديزي مينويسد: «يعقوب ليث صفاري باميان را بگرفت اندر سنه 256و نوشاد بلخ را ويران کرد.»222
در دايرة المعارف فارسي ذيل کلمه باميان آمده است: «امراي باميان ظاهرا در زمان عباسيان به اسلام گرويدند و تا قرن سوم هجري معبد بودايي بزرگ در آن بود که يعقوب ليث صفاري آن را خراب کرد و بت هايش را به بغداد فرستاد. بار ديگر در سال 257 باميان مورد حمله عمرو بن ليث برادر يعقوب قرار گرفت.223 چنانچه مسعودي در مروج الذهب نوشته است:
در سال 283هجري هدايايي از جانب عمرو بن ليث صفاري(براي خليفه عباسي در بغداد) فرستاده شد که از آن جمله صد مهار اسب خراساني و شتران تيزروبارکش فراوان و صندوقهاي بسيار و چهار ميليون درهم به همراه بت رويين(از جنس فلز زرد رنگ) که به شکل زني ساخته شده بودبا چهار دست و حمايل نقره مرصع به جواهر سرخ و سفيد آويخته بر آن و در برابر آن بت هاي کوچکتري قرار گرفته بودند. 224
مي‎توان از مجموع گزارشات استفاده کرد که از ورود اسلام به باميان همزمان با ورود اسلام به بقيه خراسان بوده است، يعني در سال 23 هجري، به دست احنف بن قيس؛ ولي اين روند ادامه داشته و در زمان منصور گروههاي ديگري از جمله شيران و خاندانهاي وابسته به آنان و عموم عوامل حکومتي به اسلام گرويدند، تا اين که در زمان صفاريان تمامي ريشه هاي آيين بودا ريشه کن مي‌شود.

3.زمينه هاي گسترش تشيع در باميان
الف. دوري از مرکز خلافت
مناطق شرقي ايران قديم، يعني افغانستان فعلي و جنوب آن به علت دوري از مراکز خلافت اموي، يعني شام، مستعد گرد آمدن ناراضيان و ستمديدگان گرديد. در اين زمينه، همان گونه که مناطق شرقي، به ويژه باميان و غورمخالفان بني اميه بودند، شيعيان نيز مي توانستند از اين ويژگي جغرافيايي منطقه استفاده کنند و در فضايي امن تر به ترويج انديشه تشيع دست بزنند. لذا، در طول سالهاي متمادي بر اثر شدت فشار و اختناق امويان عمال خونريز آنها شيعيان از کوفه پراکنده شدند وبه مناطق دور دست از جمله خراسان و غور و باميان مهاجرت نمودند که مکان امني براي آنها محسوب ميشد.
يعقوبي مي نويسد:
پس از شهادت زيدبن علي بن الحسين (ع) شيعيان به جنبش آمدند روز به روز اين حرکت سريع و گسترده تر مي شد. آنان مرتب جنايت و ستمگريهاي بني اميه را براي مردم بيان مي کردند، از ظلم هاي آنان به خاندان پيامبر(ص) سخن مي گفتند تا جايي که ديگر شهري در مشرق نمانده تا از جنايات بين اميه بي خبر بمانند225.
به هرحال دوري از مرکز و خفقان اموي زمينه مناسبي را در ابراز عقيده شيعي در خراسان و غور وباميان فراهم آورده بود.

ب. مظلوميت اهل بيت (عليهم السلام) و شيعيان
به طور طبيعي و فطري مردم از ظلم و ظالم نفرت دارند و کم يا زياد با مظلوم همراهي ميکنند. به علاوه، قضاوت عمومي نيز اين است که فکر ومرامي که اين ظلم را تجويز ميکند، نيز مرام و انديشه باطلي است. اين در حالي است که اهل سنت و شيعيان پس از رحلت رسول اکرم (ص) همواره از سوي حاکمان وقت، از خليفه اول و دوم و سوم گرفته تا معاويه و يزيد و پس از آنها در معرض ظلم بودند، به خصوص بعد از سال 40 هجري اختناق و خفقان شديدي بر خاندان پيامبر(ص) و شيعيان حاکم شد، و اين سياست ظالمانه زمينه را براي حرکت و مهاجرت به سوي سرزمينهاي شرق آماده مي کرد. شکايت شيعيان نزد امام سجاد (ع) از ظلم و ستم امويان وضع اسفبار شيعيان و پراکنده شدن ايشان در بلاد مختلف را منعکس ميکند؛ عده اي از شيعيان نزد امام سجاد آمدند و از شدت فشار و خفقان شکايت کردند و گفتند:«يابن رسول الله مارا از شهرهايمان پراکنده کردند و باکشتار فجيع مارا نابود کردند و اميرالمومنين (ع) رابر منبر رسول خدا لعن کردند، اگر ما اعتراض ميکرديم مي گفتند اين ترابي است اورا ميزدند و حبس مي کردند»226.
ابن زياد مردم را در مسجد جمع ميکرد و از آنان ميخواست از علي(ع) بيزاري بجويند و هرکسي امتناع مي کرد فرمان مي داد خانه اش را ويران کند.227
حجاج بن يوسف ثقفي يکي از حکام اموي است که شيعيان بسياري را به جرم شيعه بودن به فجيع ترين شکل به شهادت رسانيد، مانند«يحي بن ام طويل» که از ياران مخلص امام سجاد بود که به همين جرم حجاج دست و پاي او را قطع کرد، و سپس وي را به شهادت رسانيد.228
حجاج حربه اي براي بني اميه بود که مخالفان انها را سرکوب کند که عمده ترين آنها شيعيان بودند. در مدت بيست سال فرمانروايي حجاج، به غير از کساني که در ميدان جنگ کشته شده بودند،تعداد کساني که زير شکنجه يا بوسيله دژخيمان وي کشته شده بودند، بالغ بر صد و بيست هزار نفر بودند. هنگام مرگ وي در زندان مشهور وي، پنجاه هزار مرد و سي هزار زن زنداني بود که سي هزار انها عريان بودند و زنان و مردان را يک جا زنداني ميکرد و زندانهاي وي بي‌سقف بود، تا زندانيان از گرماي تابستان و سرماي زمستان در امان نباشند.229
سياست تبعيض نژادي حکومت امويه و فرق بين عرب و عجم بسيار گسترده و ناراحت کننده بود براثاث اين سياست در حکومت بني اميه، موالي230 که عمده مصداق آنها ايرانيان بودند، مورد آزار قرار گرفتند و از تمام حقوق و شئون اجتماعي محروم بودند؛ اصولا توهين و تحقير با نام موالي همراه بود. موالي از هر کار آبرومند محروم بوده و کارهاي سخت جامعه به آنها واگذار مي شد231. موالي حق نداشتند دختري را حتي از ميان صحرا نشينان عرب اختيار کنند اگر احيانا چنين کاري مخفيانه انجام ميشد، طلاق و جدايي را بر زن، زنداني وتازيانه را بر مرد تحميل مي کردند، چنانچه مردي از موالي با دختري از قبيله قيس ازدواج کرده بود حاکم مدينه حکم به جدايي زن از شوهر داد و مرد را دويست تازيانه و تراشيدن سر و ريش و ابرو محکوم کرد232. اگر کسي از موالي مي خواست زن بگيرد، بدون اطلاع پدر و مادر وکسان دختر، اورا به عقد خود درمي‌آورد ، تا از طرف حاکم توبيخ نشود.233خال کوبي داغ کردن دست موالي توسط حجاج يکي ديگر از راههايي بود که جهت تحقير موالي انجام ميشد234.هيچ غيرعربي نميتوانست امام جماعت شود235.امويان در جمع آوري و وصول خراج در ولايات خراسان و غئر باميان که از ولايات دور افتاده نسبت به سرزمين هاي عرب عب به شمار مي آمد غالبا با خشونت رفتار مي کردند . لبه تيز تيغ حکام بني اميه متوجه موالي بود و خشونت و قساوت در اخذ ماليات و هدايا باعث بروز و افزايش نارضايتي مردم اين خطه از دستگاه بني اميه مي گرديد. مردم تا آنجا که مي توانستند از حاکميت متابعت نمي کردند تا آنجا که نقل شده است، بعضي از خلفاء اموي معتقد بودند که بايد در مناطق شرقي بلاد اسلامي با تازيانه و شمشير حکومت کرد236.
چنانکه نوشته اند :« عنصر غالب سپاه مختار که به خونخواهي امام حسين (ع) در کوفه قيام کرده بودند، ايرانيان بودند ، به نحوي که گفته اند در لشکر گاه مختار، که موالي هسته عمده لشکر وي بودند، جز زبان فارسي به گوش نميرسيد»237.
ج. عدالت خواهي و مساوات طلبي اهل‌بيت (ع)
فطرت انسان خواهان و مساوات ميان همه اقوام و نژاد هاست و هرگونه تبعيض قومي را دشمن ميداند .طبعا هواداران و پرچمداران يک فکر و انديشه همچون تشيع، آنگاه که در برابر جريانهاي هوادار تبعيض، پرچم عدالت و مساوات را بر مي‌افرازند، در ميان توده‌ها، به ويژه آنها که رنج تبعيض را بر دوش مي کشند، جاذبه زيادي دارند و مردم به آنان گرايش پيدا مي کنند.
پيامبر اسلام (ص) جامعه اي بنا نهاد که در آن همه اقوام و نژاد يکسان بودند و آنچه موجب برتري بود ايمان و تقوي بود.پيامبر(ص) ميفرمود: «اي مردم همانا خداي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد افغانستان، آداب و رسوم Next Entries منبع پایان نامه درمورد امام رضا (ع)، افغانستان