منبع پایان نامه درمورد امام سجاد، امام صادق، امر به معروف، امام سجاد (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

هر زمان (خامنه اي، بي تا: 16).
گاهی اوقات ديده شده، در تحليل زندگاني ائمه ی بزرگوار ششم و هفتم (علیهما السلام)، وظيفه و نقش آنان را خلاصه به امور فرهنگي و ديني کر ده اند و با اين تفسير، محدوده ی عمل آنان كوچك و جزئي، و به گونه ای ايشان را از احقاق حقوق مسلم خويش براي امر ولايت و رهبري، بي توجه نشان داده اند، كه اين امر با واقعيات و مسلّمات تاريخي فاصله ی بسياري دارد. چگونه ممكن است شخصي صرفاً كاري فرهنگي و ديني انجام دهد ولي سالها در زندانها و تحت نظر و كنترل شديد حكام جور باشد، در نهايت هم به شهادت برسد.به نظر نمی رسد با ذكر چند يا چندين حديث و حكم ديني خطري براي حكومت ايجاد می شود كه آن ها بخواهند آنچنان با ائمه رفتار نمايند، يا حتي از ارتباط ساده ايشان با مردم جلوگيري كنند. به علاوه امام ششم(ع) بيش از چهار هزار شاگرد داشت كه علناً و رسماً نزد ايشان تلمذّ مي كردند و چگونه براي آن بزرگوار مزاحمتي ايجاد نشد؟ شاید، نگاه و عمق حركت ائمه (ع) فراتر و گسترده تر از امور صرفاً فرهنگي و تبليغي بوده باشد. آنان درصدد ايجاد جامعه اي متحول و پويا با ريشه هاي عقيدتي قوي بودند كه بتواند بر باطل بتازد و مدافع حق باشد. اما نكته اي كه هيچگاه نبايد فراموش شود و به حاشيه رانده شود، موقعيت سنجي و در نظر گرفتن زمان مناسب است كه ائمه(ع) را ملزم مي نمود تا شيوة كار خويش را بر اساس آن تنظيم و هدايت نمايند، و اين مهم را نبايد به منزله تعطيلي امر به معروف و نهي از منكر توسط آن بزرگواران تلقي نمود(كاظمي پوران، 1380 : 237 به بعد).
ائمه اطهار (ع) هر يك به طريقي، اين وظيفه الهي خويش را انجام مي دادند. امام سجاد (ع) از راه دعا و رساندن پيام واقعه ی كربلا، ائمه باقر و صادق (علیهما السلام) از طريق علوم و معارف اسلامي، امام كاظم نيز باز در آن شرايط سخت و زندان، مسير و شيوه پدر بزرگوارش را پيگيري نمودند (قانعي، 1379 : 385-86).
البته در كنار همه اين نقش ها و فعاليت هاي عميق ائمه معصوم (ع)، يك بُعد ديگر مبارزات آنان، مبارزه غيرمستقيم يا همان مبارزه منفي بود،كه در آن ظاهري متفاوت از هدفي كه دنبال مي نمودند، نشان داده مي شده، مي توان گفت كه: نشر معارف اسلام راستين، تبيين احكام و عقايد و معرفي مخالفان، همچنين ذكر فضائل والاي اهل بيت از ابعاد اين نوع مبارزه غيرمستقيم بود (رستميان، 1381 : 298).
اما شبهه اي كه مطرح مي شود اينست كه چرا ائمه (ع) با مخالفان خود رفتارها و برخوردهاي متفاوتي داشتند. واقعيت اين بود، كه ائمه خود را موظف به رعايت اصولي الهي مي دانستند، كه از طرف خداوند تعيين شده بود، نه براساس شريعت متفاوت خويش كه خواسته باشند سلیقه ها و نظرات خود در اين واكنش ها جاري و ساري سازند (خليلي، 1385: 171-172). به علاوه، تفاوت ظاهري ائمه، ريشه در چند عامل از جمله : 1- شيوة خاصي كه قدرتهاي جائر در زمان هر يك از ائمه در پيش گرفته بودند. 2- شرايط اجتماعي، سياسي و فرهنگي جامعه در عصر هر امام 3- هر يك از ائمه بنابر علم مكنون الهي، سرنوشت و تكليف خاصي بر عهده اش بود كه مي‌دانسته و انجام مي داد(عميد زنجانی، 1369 :113 به بعد).
يكي ديگر از اصولي كه همة ائمه (ع) به آن پايبند بودند، هدفمند بودن مبارزات آنان بود. بدين معني كه نزد ايشان مبارزه هدف اصلي حركت سياسي نبود، بلكه هدف حفظ سنت و اصول و انتقال پيام به نسل هاي آينده و آزاده بود و لذا اگر مبارزه ی رو در روي ايشان را به اين هدف مهم نمي رساند و ممكن بود اساس را نيز از بين ببرد به همكاري محدود، يا به تقيه كه وظيفه اي شرعي در حركت هاي سياسي بود متوسل مي شدند (پارسانيا، 1376 : 73).به هر حال، در رهبريهاي الهي و معنوي هدف بالاتر و ارجمندتر از حفظ مقام و موقعيت است و رهبر براي اين برانگيخته شده كه به هدف تحقق بخشيده و چنانچه بر سر مبارزه دو راهي قرار گيرد، بايد اصول و اساس را انتخاب و بقيه را رها كند(سبحاني، 1390 : 165) . مقابله با انحرافات و بدعت هاي زمانه، كه توسط فرقه ها و گروه‌هاي مختلف رواج و شيوع پيدا كرده بود. يكي ديگر از شيوه هاي ائمه (ع) بود(همان : 58). مقابله و پاسخگويي به اهل حديث و جعلياتي كه در اين زمينه صورت مي گرفت و همچنين رد تفاسير و برداشت هاي عاميانه و غلطي كه از احاديث اصلي صورت مي پذيرفت،بخشي از ابعاد اين مبارزات فكري ـ فرهنگي و مقابله با انحرافات موجود بود (جعفريان، 1371 : 51-52).
درهرحال، ائمه معصومين (ع) در سخت ترين شرايط از بيان حق و دفاع از آن خودداري نكرده و به هر شيوه ممكن، به اظهار و اقدام آن همّت گماشتند. البته اين به آن معنا نيست كه از نظر آن بزرگواران، مثلاً امربه معروف و نهي از منكر يك تعبّد محض است و همچون خوارج عقيده داشته باشند كه انسان حق ندارد حساب و منطق را در آن وارد كند و بايد كوركورانه و با چشم بسته امر به معروف و نهي از منكر كند، حتی اگر يقين به عدم نتيجه مثبت داشته باشد. ائمه (ع) معتقد بودند خداوند به چنين امر به معروفي دستور نداده است، از نظر ايشان چون امربه معروف و نهي از منكر يك مبارزه بود و مبارزه نياز به تاكتيك دارد، نياز به وسيله دفاعي دارد، يعني بزن و كوشش كن نخوري. پس مي بينيم كه از نظرایشان مبارزه شرايط و منطقی دارد و بايد بر اساس آن رفتار كرد (مطهري، 1377: 104). همانطور كه قانون جاذبه زمين براي خويش قانوني دارد، زمان و تاريخ نيز قانوني دارد، بايد آنرا كشف كرد و شناخت، رهبر زمان شناس و آگاه به مقتضيات زمان، در شبهات سياسي و غيرسياسي به روشني وظيفه خود را در هدايت و امامت تشخيص مي دهد و مورد هجوم امور مشتبهه قرار نمي گيرد، چنانچه امام صادق فرمود : زمان شناس را امور مشتبه غافلگير نمي كند (ري شهري، 1376 : 230-31). به عنوان مثال، مي توان سكوت حضرت علي (ع) پس از خلافت ابوبكر را در همین قالب توجيه و تفسير كرد، او که از كشته شدن نمي ترسيد، بلكه اقتضاي زمان و پيامدهاي عدم سكوت خويش را در نظر مي گرفت و از هرگونه حركت حساب نشده پرهیز نمود، تا جامعه ي نوپاي اسلامي دچار پراكندگي و بحران نشود.همة ائمه پس از وي نيز از اين ويژگي و زمان شناسي برخوردار بودند. بر اين اساس، اگر امام حسين (ع) زمان امام حسن بود با معاويه صلح مي كرد و اگر امام حسن در عصر يزيد بود و رهبري جامعه ي اسلامي را بر عهده داشت همان كار سيدالشهداء(ع) را انجام مي داد. اصولاً راز غيبت طولانی حضرت حجت (عج) نيز در شرايط و اقتضاي زمان است(همان : 233-35).
نكته ديگري كه در اينجا يادآوري آن ضروري بنظر مي رسد، اين است كه همه ائمه طاهرين (ع)، تمام حركت هاي سياسي – اجتماعي خود را با توجه به فشار و اختناق سياسي حاكمان وقت و يا اوضاع و شرايط سخت زمان و براساس يك اصل مهم شرعي و قرآني بنام «تقيه» انجاممی دادند (كاظمي پوران، 1380 : 215). و اصولاً يكي از انواع مبارزه ها، مبارزه در حال تقيه است كه شخص، مبارزه ی پنهان و در حالت استتار را در دستور كار خويش قرار مي دهد. يا به تعبيري تقيه بيشتر زدن و كمتر ضربه خوردن است (نصيري، 1389 : 195). گفته مي شود توسل و پناه بردن ائمه (ع) و شيعيان به تقيه خود دليلي است بر عظمت بافت فكري ايشان، چرا كه آنها با تفكر و انديشه، روح و عقايدشان را از دشمنان مسخ شدة خود كه از خدا نمي هراسند و براي كشتن مخالفان حرجي ندارند حفظ مي‌كنند (شريف القرشي، 1387 : 182).
هر انديشمند آگاه و مُنصفي اگر به تاريخ ائمه نظري اندازد،آنان را مجموعه اي به هم پيوسته و واحدي مي يابد كه همه اجزاي آن دقيقاً با يكديگر مرتبط بودند و نقش هر يك نقش ديگري بود، گرچه ظاهري متفاوت داشتند، ولي اگر بكوشيم خصوصيات آنها را به عنوان كل بدست آوريم، همه تناقضات و اختلافات برطرف مي شود. حكمت و درايت از مهمترين عواملي بود كه ائمه در آن روزگار در سيره خويش در نظر داشتند و به همين جهت ديده مي شود كه در ابعاد زمان و مكان، روشي خاص را ترجيح مي دادند، تا امر دعوت درست انجام گيرد و صورت واقعيت پيدا كند(عادل اديب، 1366: 24-25).
به تعبيری ديگر، همه ائمه (ع) در صفات با هم مشترك هستند و همه نور واحدند، مقتضيات زمان آنان فرق مي كرده است و لذا صفات و رفتارهای متفاوت از آن ها ظهور كرده است (اعيان الشيعه، ج / 4، باب الصادق: 483 و كاظمي پوران، 1380 : 213-214).

2-2- بازخوانی سیره سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ائمه اطهار، از امام سجاد تا شهادت امام موسی کاظم(علیهماالسلام)(61-183 هـ.ق)

دوره امامت امام سجاد، زماني بود كه جامعه وارث دوران پرفراز و نشيبي شده بود. كج انديشي، فرصت طلبي، عدالت گريزي و دنياپرستياز ويژگيهاي آن بود و خلفاي اموي بيشترين استفاده را از اين شرايط، براي افزايش قدرت و نفوذ خود بردند. شايد عصر اختناق بهترين تعبيري باشد كه بتوان بر اين دوران گذاشت. در اين عصر خلفاء آشكارا قداست تعاليم اسلامي را در هم شكسته و پا بر روي تمام اصول اسلامي گذاشتند(نامعلوم، 1389 : 82).
فعاليت هاي سياسي امام سجاد (ع) در زمينه هايي چون : بيان مرجعيت و تبيين جايگاه امام، زنده نگه داشتن نهضت عاشورا، افشاگري عليه امويان سفارش به بردباري بود (همان: 90). وي با بهره گيري از دعا به يك نوع مبارزه و مقابله بسيار حساب شده و ظريفانه با خلفاي اموي پرداخت و سعي در اصلاح و هدايت جامعه ی منحرف شده و رفاه زده خويش نمود. امام توانست از دعا براي بيان بخشي از عقايد خود استفاده كند و دگر بار جامعه را به تحرك وادار نماید. گرچه مقصود ظاهري اين دعاها عبادي و معرفتي بود، اما لابلاي اين تعبيرات،مفاهيم سياسي و اجتماعي عميقي وجود داشت (جعفريان، 1384 : 273-75). به علاوه، اين دعاها در آن هنگامه هاي غرور و عصيان، همچون داروي شفابخش موثري بود كه مي توانست آگاهي، غنا و قدرت را به دل هاي شكسته هدیه کند (صفايي حائري، 1388 : 208-210). از آنطرف در برخي منابع آمده است كه آن امام از برخي نهضت ها و قيامها از جمله نهضت مختار حمايت مي كرد و حتي رهبران آن را مورد تفقد و مرحمت قرار داد (الغدير، 1387، ج 2 : 343).
دوران زندگي امام محمد باقر (ع) نیز بطور كامل ادامه ی منطقي دوران زندگي امام سجاد(ع) بود. اكنون دعوت شيعه در بسياري از اقطار كشورهاي اسلامي مخصوصاً عراق و حجاز و خراسان ريشه دوانيده و قشر وسيعي را به خود متوجه ساخت و بتدريج مي‌توانست به صورت يك پيوند فكري و عملي كه از آن به يك تشكيلات حزبي تعبير كرد (خامنه اي، بي تا : 33-34).
امام باقر در دوران امامت الهي خويش سعي زيادي كرد تا درس رازداري و كتمان اسرار و افزايش قابليت هاي دروني را به شيعيان بياموزد. لذا يكي از كساني كه از اين مسير به عنوان صاحب راز امام درآمد و شهرت يافت، جابرجعفي بود (همان : 40).
در اواخر سلطنت بني اميه و اوايل حكومت بني عباس، فرصت خوبي بدست امام محمد باقر و همچنين امام صادق (ع) افتاد كه علوم اهل بيت را تحقيق نموده و منتشر سازند. اثر خدمت آنان، اين همه احاديث فراوان است كه كتابخانه هاي اسلامي را بي نياز نموده است(مغنيه، 1390 : 265).
امام باقر (ع) معتقد بودند كه فعاليت هاي فكري، فرهنگي، سازندگي افراد، يا ايجاد تشكل و رهبري يك نهضت پنهاني كه آميخته با قهر و تعرض باشد مي تواند قيام تلقي گردد. و لذا از آن امام شنيده شد كه خطاب به فرزندش ابی عبدا… (ع) فرمودند : بخدا قسم وي قيام كنندة آل محمد است…. شايد تحت تأثير همين بيانات بود كه انديشه ي قيام و خلافت امام صادق (ع) در ميان شيعيان خاص نير رواج يافته بود (خامنه اي، بي تا : 61-62).
به هر حال بيشترين تكيه امام باقر(ع) بر فعاليت هاي فکری ـ فرهنگیبود. كاري كه در عين حال، هم شالوده ريزي ايدئولوژيك بود و هم تقيه ي سياسي، اما اين تاكتيك حكيمانه، هرگز موجب آن نشد كه وي سمت و سوی كلي حركت امامت، كه همانا ايجاد نظام اسلامي و علوي است براي ياران و شيعيان خويش مطرح نسازد (همان : 49). امام محمدباقر(ع) اساس فرهنگي و فكري يك جنبش انقلابي و مكتبي را در ميان امت نهاد، ولي اين امور بايد به گـونه اي تمـركز مي يـافت. لذا، زيـد وارد صحنه شـد تا اين

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد امام حسن (ع)، امام سجاد، امام زمان (عج)، امر به معروف Next Entries منبع پایان نامه درمورد امام صادق، صفات خداوند، ظلم و ستم