منبع پایان نامه درمورد امام حسن (ع)، امام سجاد، امام زمان (عج)، امر به معروف

دانلود پایان نامه ارشد

رويدادهاي پس از وفات پيامبر اسلام (ص)، بويژه شهادت امام علي (ع)، مرگ مشکوک امام حسن (ع) و شهادت جانگداز امام حسين (ع)، جامعه ي اسلامي را در يك التهاب و نگراني عميقی فرو برد. دينداران صاحب درد و آحاد مردم، منتظر فرصتي براي ابراز عقيده و بروز خشم و كينة خود نسبت به امويان و جبران كوتاهي هاي خود در حق اهل بيت بودند (كاظمي پوران، 1380 : 33).
قيام ها و حركت هايي كه در عصر اموي و نيمه هاي اول خلافت عباسي به وقوع پیوستند، از جمله می توان به : قیام مردم مدینه در سال 62،قیام توابین در سال 64هـ.ق، قيام مختار در سال 66 هـ . ق، قيام زيدبن علي در سال 122 هـ . قاشاره کرد (همان :39-42). به نظر می رسد، همه يا حداقل بسياري از این قيام ها، تحت تأثير قيام امام حسين (ع) صورت پذيرفته و پيام آن ها براي هميشة تاريخ آن بود كه : چنانچه سلطان ظالمي برخلاف سنت پيامبر عمل كند، بايد بر ضد او قيام نمود(عسكري، 1389، ج 2 : 660). به هرحال، هركدام از آنان توانستند به سهم خود آسيب هايي جدي بر پيكره و حیثیت حكومت بني اميه وارد كنند (احمدي، 1385 : 185).
يكي از اولين واكنش هاي مسلمانان، در برابر رفتار ظالمانة يزيد با اهل بيت پيامبر(ص) در كربلا، قيام مردم مدينه و واقعة حرّه بود، كه واكنشي از سوی مسلمانان در برابر تحقیر و اجحافات یزید در حق ایشان محسوب می گردید (كاظمي پوران، 1380 : 39).
يكي ديگر از قيام هاي شيعي كه پس از شهادت امام حسين (ع) صورت پذيرفت، قيام توابين بود. اين نخستين بازتاب قيام شكوهمند كربلا در ميان شيعه بود. در ميان آنان افرادي چون، هاني از ياران و تربيت يافتگان علي (ع) و سليمان بن صُرد خزائي وجود داشتند. ایشان خود را در شهادت امام حسين (ع) و اهل بيتش، مقصر مي شمردند(عميد زنجاني، 1369 : 124-125). گرچه سپاه ابن زياد در اطراف شام با توابين را روبرو شد و بسياري از ايشان در اين نبرد كشته شدند (ابن خلدون، 1383 : ج 3 : 1) اما اين حرکت، تأثير زيادي در رسوايي بني اميه و آگاهي بخشي به مردم داشت (كاظمي، پوران، 1380 : 40). هدف قيام توابين در دو چيز می توان خلاصه کرد: نخست، انتقام از قاتلين كربلا و امام حسين (ع) دوم، ريشه كن نمودن بني‌اميه و قلع و قمع نيروهاي‌متلاشي شده ی شام و خلع‌عبدالملك (عميدزنجاني، 1369 : 128).
از ديگر قيام هاي مردمي در عهد اموي، قيام مختار ثقفي در سال 66 ق . بود. نهضت مختار در زمان خلافت عبدالملك شکل گرفت(ابراهيم حسن، 1388 : 327). وي پنهاني كار خويش را آغاز نمود، و شيعيان را در محفل هايي خاص فراهم مي آورد و به عنوان نماينده ی محمدبن حنفیه، آنان را به سوي خود دعوت مي كرد، گرچه همين مسأله باعث ترديد شيعيان نسبت به او گرديد(جعفريان، 1389،ج 2 : 590).از آنطرف، گفته مي شود كه محمد بن حنفیه نيز به صورت سربسته از مختار حمايت نمود. بهرحال، مختار از مردم كوفه به عنوان اميرآنها بيعت گرفت. او سپس آنچه بايد براساس آن بيعت شود مطرح كرد از جمله : عمل به كتاب خدا، سنت پيامبر (ص)، انتقام خون اهل بيت، دفاع از محرومان (همان : 590 – 593).
در این راستا،گروه هاي متعددي از جمله، گروه توبه گذاران و موالي شيعه به مختار پيوستند و او به كمك آنها عامل كوفه كه فرستاده ی ابن زبير بود از آنجا بيرون كرد (ابراهیم حسن، 1388 : 329) به همين دليل ابن زبير، مصعب را به جنگ مختار فرستاد و سرانجام پس از جنگي خونين بين آندو، مصعب فاتح شد و مختار و سپاهش شكست خوردند و كشته شدند (همان جا).
البته در منابع مختلف،در مورد شخصيت مختار روايات گوناگون و متفاوتي آمده است. برخي او را كذّاب، مدعي امامت و قدرت طلب خوانده اند. بعضي نيز از او دفاع كرده اند، ولي به هر حال، ماجراي تقيه و رعايت اين اصل محوري شيعه، در دوران امويان و بعداً عباسيان و همچنين وجود احاديث جعلي و ساختگي در آن عصر، موجب شده كه قضاوت در مورد وي مشكل و يا با احتياط و محافظ كاري صورت گيرد.
اما پس از قيام امام حسين (ع)، شاهد بروز سليقه ها و رویکردهای متفاوتي ميان علويان هستيم. فرزندان امام حسن (ع) برخلاف امام سجاد و محمدبن حنفیه، كه سياست مخاصمه (يا حداقل دوري و تقيه) با امويان را در پيش گرفتند، سياستي معتدل و واقع گرايانه تر اتخاذ نمودند. البته برخی اوقات حسنيان نيز به دلایل گوناگونی مورد تعقيب بودند.(الهي زاده، 1385 : 59). يكي از قيام هاي شاخة حسيني در اواخر عصر امويان، قيام زيدبن علي بن حسين (ع) و همچنين قيام فرزند او، يحيي بود، كه يكي در كوفه به سال 122 هـ .ق و دیگری در خراسان به سال 125 هـ . ق به وقوع پيوستند و هر دو قیام، پس از مدت اندكي توسط امويان سركوب و مدعيان آن به دار آويخته شدند. البته، گفته مي شود كه همين قيام سادات حسيني بود كه زمينه هاي فكري قيام سادات حسني را در سالهاي بعد فراهم ساخت(حكيميان، 1368 : 64).
برخلاف دوران بني اميه، در عصر عباسيان فرزندان امام حسن مجتبي (ع) در رأس قيام هاي ضدحكومتي قرار گرفتند. قيامهايي نظير : « نفس زكيه»، « قتيل باخمري »،« شهيد فخ »، «صاحب ديلم » و « ادريسيان »، همه از سوي سادات حسني رهبری شدند (كاظمي پوران، 1380 : 83).
گرچه رگه هايي از ناخالصي و انگيزه هاي شخصي و غيرالهي در پاره اي از اين قيام ها وجود داشت، اما هدف بيشتر آنها احقاق حق از دست رفته و امر به معروف و نهي از منكر در مقابل خلفاي ظالم عباسي بود (همان جا).
سابقة فعاليت سياسي حسنيان به حسن به حسن (ع)– حسن مثنی- مي رسید و پس از وي فرزندش عبدالله، معروف به « عبدالله محض »، ادامه دهندة فعاليت پدر بود. عبدالله فرزند خود محمد را براي قيام و رهبري جامعه ي اسلامي در آينده آماده كرد و حتي او را مهدي امت خواند(مقاتل الطالبيین، 1378 : 205). در مورد ادعاي مهدويت براي محمد بن عبداله از سوي مورخان و صاحبنظران، اظهار نظرهای فراوان و متضادي شده است. گاهي گفته می شود، كه خود محمد چنين ادعايي نداشت، بلكه از طرف پدرش به دلايلي به عنوان مهدي معرفي شد (خاكرند، 1390 : 389).در جايي دیگر آمده، مهدويت يكي از شیوه های معمولي براي بيان احساسات عمومي عصر بود (همان، 288 و جعفري، 1373 : 307). برخي نيز عقيده دارند، كه محمد نفس زكيه، از قيام ناموفق زيدبن علي درس گرفت، چرا كه وی ادعاي مهدويت نكرد ولذا نتوانسته بود نظر و توجه شيعيان منتظر را جلب كند، به همین جهت، محمد براي جذب زيديه و شيعيان معتزلي و غلات، آن هم از طرف پدرش به عنوان مهدي معرفي شد (خاكرند، 1390 : 389). همچنين استفاده و استعمال اين لفظ در تاريخ اسلام مسبوق به سابقه بوده و براي پيامبر (ص) حضرت علي(ع)، امام حسين، محمدحنفیه، عمربن عبدالعزيز بکار رفته بود(الهي زاده، 1385، 116 -119).
به هرحال حسنيان ايده ها و طرح هايي را مطرح كردندكه، نمي توانست با آراء ديگر شاخه هاي علوي دیگر(بویژه حسينيان) هماهنگي داشته باشد. تفاوت در تاكتيك مبارزه، تفاوت جوّ سياسي- اجتماعي عصر قيام حسنيان با حسينيان، همچنين تنوع هواداران حسنيان گوشه اي از اين تفاوت ها بود (همان: 71).
نخستين كساني كه از علويان در برابر حكومت عباسيان قيام نمودند، محمدبن عبداله و برادرش ابراهيم، از شاخة حسني بودند (طقوش، 1387 : 48). پس از آن نيز از همين شاخه، افرادي چون حسين بن علي (شهيد فخ) و يحيي بن عبداله و برادرش ادريس قيام نمودند. اين شاخه از سادات علوي موفق به تشكيل دولت هايي نيز در گوشه و كنار از جمله دولت ادراسه در مغرب اندلس، دولت آل طباطبا در كوفه، دولت علوي فاطمي در شمال آفريقا،مشعشيان در خوزستان و دولت زيديه در يمن و طبرستان شدند(حكيميان، 1368، 69). اما بيشتر قيام ها و قيام كنندگان اوليه آن ها شكست خوردند و كشته شدند.
در مورد علل ناكامي و شكست آنان، مورخان بر روي چند نكته اتفاق نظر دارند : نخست، ضعف رهبري دوم، ناهماهنگي و ناهمگوني نيروها سوم، عدم برنامه و طرحي صحيح براي قيام (محرمي، 1386: 164) البته علاوه بر موارد ياد شده : عدم مقبوليت عمومي رهبران قيام، نامناسب بودن مكان و جغرافياي قيام (بصره و حجاز)، كمبود امكانات قيام كنندگان برعكس امكانات و تدابير عباسيان از جمله عوامل ديگري بودند كه نقش زيادي در ناكامي هاي قيام هاي علويان از شاخه حسنيان در دوران عباسيان داشتند.
بطور کلی، می توان دوران امامت ائمه شیعه دوازده امامی از امام علی (ع) تا پایان غیبت صغری را، بر اساس اوضاع و شرایط متفاوتی که شکل یافته و مواضعی که آن بزرگواران در شرایط جدید در پیش گرفته بودند، به سه دوره اصلی ذیل تقسیم بندی نمود:
اول : دوره امام علي تا امام حسين (ع)
دوم : دوره امام سجاد تا امام كاظم (ع)
سوم : دوره امام رضا تا امام زمان (عج)
در اولین مرحله، بیشترین اهتمام ائمه (ع) رو برو شدن با اصل صدمه ی انحراف و همچنین باز گرداندن روح جنگجویی به امت اسلامی بود.در حالیکه سعی پیشوایان در مرحله دوم،دادن شکلی متمایز به شیعه، البته بدون آنکه در اصل و ماهیت با نقش گروه نخست اختلافی داشته باشد. پیشوایان این مرحله، تمام مساعی خویش را به کار بردند تا یک چهار چوب تفصیلی را برای توده شیعه ترسیم نمایند و از خلال شرایط دقیق اجتماعی، بهترین برنامه ممکن را ارائه دهند(عادل ادیب،166:1366-168). به هر حال، در همین مرحله دوم بود كه فرقه هاي شيعی چون : زيديه، اسماعيليه و گروه هاي فكري ديگري چون : غلات، معتزله و صوفيه ظاهر شدند. در اين ايام ائمه (عليهما السلام) شيوه اي در پيش مي گيرند كه با اوضاع و احوال اجتماعي سياسي مطابقت داشته باشد، و لذا به كارهاي فكري – فرهنگي و تربيت كادر تشكيلاتي شيعه مي‌پرداختند و از اقدام نظامي مستقيم و آشكار براي احقاق حق خويش، به دلايلي خودداري مي نمودند(کاظمی پوران،218:1380 ).در اين دوران، ائمه (ع) باتحريف هايي كه ريشه در اعماق افكار و رفتار مردم پيدا كرده بود، مبارزه كردند. در واقع قيام ائمه در اين عصر، يك نوع قيام و نهضتي فكري – فرهنگي عليه تحريفاتي بود، كه حداقل از ابتداي دوران امويان بتدريج در لايه هاي فكري و ديني بيشتر مردم و آحاد جامعه اسلامي خودنمايي مي كرد (طارمي، 1342: 94).
يكي از مشكلاتي كه پس از ممانعت حاکمان از تحقق ولایت معصومین (علیهما السلام)، گریبان گير عالم اسلام و مسلمانان شد، از بين رفتن مرجعيت علمي اهل بيت و تعطيلي مدرسه تعليم و تربيت ايشان بود و لذا تمام تلاش ائمه (علیهما السلام) بر اين استوار بود كه اين امر مهم را دوباره احياء و مرجعيت الهي خويش را در جامعه ساري و جاري سازند (طباطبايي، 1360، 24). در عين حال،ایشان اگر شرايط جامعه مناسب بود و اقتضاء مي نمود،شاید دست به قيام و شمشير مي زدند، اما اگر شرايط خلاف اين را نشان مي داد آن بزرگواران، صبر را اصلح بر قيام به شمشير مي دانستند، كه سيرة حضرت علي (ع) در دوران بيست و پنج ساله ي خانه نشيني اش مثال و مصداق بارز اين ادعاست (قانعي، 1379، 78و377). يا صلح مصلحتي امام حسن (ع) با معاويه يكي ديگر از موارد و شرايطي بود كه امام را مصمم ساخت تا عزم خويش را بر تربيت شيعيان براي آينده‌ي تشيع يعني براي جانبازي در كربلا و در پاي منبر و مجلس درس امام باقر و صادق(علیهما السلام) جزم وبکار گیرد (همان : 379).
اصولاً بايد بين حركت هاي سياسي و اعتقادی تشيع تفاوتي اساسي قائل شد و اين ريشه در ماهيت متفاوت ايندو را دارد. حركت اعتقادي، حركتي تدريجي و نياز به تفكر و ممارست دارد، ولي حركت سياسي، سريع و آني مي باشد و در اين عرصه اگر حركت سياسي پيشتازي كند،بدون تردید موجبات انحراف آن فراهم مي گردد و لذا يكي از مهمترين نقش هايي كه امامان پنجم و ششم در اين ارتباط ايفا كردند، با كار فرهنگي و ارشادي خود سعي نمودند جلوي آن انحرافات ايستادگي كرده و به تبيين امور بپردازند (خاكرند، 1390: 399).
سؤال این است، كه اگر پيامبر(ص) دويست و پنجاه سال زندگي مي كرد در چه جهتي حركت مي‌نمود؟ عمل و جهت گيري ائمه جانشینانان ایشان نيز همان گونه بود. هدف و سيره ائمه همان سيره پيامبر (ص) بود. البته به اقتضاي زمان و با در نظر گرفتن تاكتيك ها و شيوه اي خاص در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد جامعه اسلامی، آیات و روایات، پیامبر (ص)، اجتماعی و فرهنگی Next Entries منبع پایان نامه درمورد امام سجاد، امام صادق، امر به معروف، امام سجاد (ع)