منبع پایان نامه درمورد افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

شما يکي و پدر ومادر شما يکي است، همه شما از آدم ، و آدم از خاک است، همانا گراميترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست، و عرب را بر عجم فضيلتي نيست جز به تقوي».238
بعد از رحلت پيامبر نيز عدالت در جامعه کم رنگ شده بود و وقتي خلافت به دست علي(ع) رسيد سعي در اجراي عدالت در جامعه داشتند که زياده خواهان در قالب ناکثين و مارقين و قاسطين عليه امام علي(ع) برخاستند و نگذاشتند که عدالت واقعي را اجراکند. چنانچه مغيره هميشه با مقايسه بين عمر و علي(ع) از عدالت طلبي امام علي(ع) ناراضي بود و ميگفت:«علي (ع) تمايل و مهربانيش به موالي بيشتر بود و عمر برعکس از آنها خوشش نمي‌آمد».همين عدالت طلبي ائمه معصومين بود که مظلومين به تشيع گرايش پيدا کرد.
د. جايگاه اهل بيت (ع) در قرآن و روايات
در قرآن کريم به بالاترين جايگاه اهل بيت پيامبر(ص) يعني مقام عصمت و پاکي آنان اشاره دارد و آيه تطهير اشاره به همين معنا دارد، که مقصود از( اَهلَ البَيت ) در اين آيه (اصحاب کساء) يعني پيامبر اکرم (ص)، علي(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسين(ع) هستند. اين نظريه از سوي جمعي از صحابه، برخي از مفسران اهل سنت239و همه مفسران شيعه240، مطرح شده و مستند به شواهد و رواياتي فراواني از پيامبر(ص) و صحابه و برخي از همسران پيامبر(ص)241 است.
روايات زيادي از پيامبر عظيم الشأن در مورد اهل بيت (ع) در منابع فريقين از طرق مختلف وارد شده است که در اين جا به ذکر دو نمونه اکتفا مي شود:
الف. حکيم بن سعد مي گويد: نزد ام سلمه از علي بن ابي طالب نام برديم . ام سلمه گفت: آيه تطهير ، درباره او، علي(ع) نازل شده است. ام سلمه گفت: پيامبر به خانه من آمد و فرمود به هيچ کس اجازه ورود نده، پس فاطمه (س) آمد ومن نتوانستم مانع از رفتن او نزد پدرش شوم. به دنبال او حسن (ع) آمد و نتوانستم از رفتن او نزد جد و مادرش جلوگيري کنم. آنگاه حسين (ع) آمد و جلو اورا نيز نتوانستم بگيرم. همه آنها در گليمي گرد پيامبر(ص) حلقه زدند و پيامبرخدا عبايي راکه بر دوش داشت برآنها افکند و سپس فرمود اينان، اهل بيت منند. خدايا هرگونه پليدي را از آنها دور کن و کاملا پاکشان گردان. پس هنگامي که بر گليم حلقه زدند، آيه تطهير نازل شد، گفتم : اي پيامبر خدا من چه ؟ به خدا سوگند، پيامبر نفرمود آري؛ بلکه فرمود:«تو در نقطه درستي هستي».242
ه. پذيرش اسلام همراه تشيع توسط غوريان
مناطق کوهستاني غور داوطلبانه در زمان خلافت اميالمؤمنين (ع) به اسلام گرويدند243 و اين امر زمينه اي شد براي گسترش تشيع در مناطق مرکزي هزاره جات مانند باميان.
در دوران پيش از حاکميت غوريان بر باميان نيز دست کم منطقه غور سرزميني با مردم و حاکميت محب اهل بيت (ع) در جوار باميان بود و مسائل فرهنگي حد و مرز نمي شناسد.طبعاً مي توان انتظار داشت که همجواري غور با باميان مي توانست دست کم تقويت کننده انديشه تشيع در منطقه باميان باشد. گفتني است که، سخن برخي پژوهشگران که تنها منطقه غربي غور که از باميان دور بوده مسلمان شده و محبت اهل بيت را داشتند244، قابل قبول نيست. چرا که گزارش هاي تاريخي گوياي حاکميت امراي شنسبي در همان دهه هاي نخستين ورود اسلام بر کل بلاد غور و حتي جبال غور است.245
به نوشته جوزجاني، مورخ روزگار سلاطين غوري:«ايشان (غوريان) را شنسبيان خوانند، به نسبت پدري که بعد از فرزندان ضحاک در غور بزرگ شد… و غالب ظن آن است که در عهد خلافت اميرالمومنين علي رضي الله بردست علي کرم الله وجه ايمان آورد و از وي عهد و لوايي بستد، و هرکه از خاندان او به تخت نشستي، آن عهد و لوايي بدو بدادندي و محبت ائمه و اهل بيت مصطفي صل الله و سلم، در اعتقاد ايشان راسخ بود.»246وي مي افزايد که غوريان از جمله موالي علي(ع) به حساب مي آمدند.247
فخرالدين مبارک شاه248 در قطعه شعري به اين موضوع اشاره کرده است:
به اسلام در هيچ منبر نماند که بر وي خطيبي همي خطبه خواند
که بر آل ياسين به لفظ فصيح نکردند لعنت به وجه صريح
ديار بلندش از آن شد مصون که از دست ناکسان بُد برون
ازين جنس هرگز دروکس نگفت نه در آشکار نه اندر نهفت
نرفت اندرو لعنت خاندان برين بر همه عالمش فخردان
همين پادشاهان با دين و داد بدين فخر دارد بر هر نژاد249
همين پافشاري بر طرفداري از اهل بيت باعث کينه امويان شد و غوريان بارها متهم به ارتداد و بي ديني شدند، به گونه اي که در اوايل خلافت امويان (47هجري) موردهجوم سنگين قرار گرفتند و و خسارت زيادي را تحمل کردند و عده اي زيادي نيز به اسارت رفتند.250غوريان پاسخ فشارهاي خلفاي اموي را باشرکت در نهضت ابومسلم خراساني دادند که باشعار «الرضا من آل محمد» آغاز شد؛ چنان که در گزارش جوزجاني آمده است: «امير فولاد غوري حشم غور رابه مدد ابومسلم برد ودر تصرف آل عباس و اهل بيت نبي {تلاش} بسيار نمود مدت ها عمارت منديش و فرماندهي بلاد جبال و غور مضاف بدو بود.»251
يکي از دلايلي که بعدها غوريان توسط سلطان محمود غزنوي متهم به کفر و فساد شد همين گرايش هاي شيعي آنان بود؛ زيرا سلطان محمود خود را موظف به مقابله و مبارزه با گروه‌هاي شيعي مي ديد.
سلطان محمود به بهانه کفر غوريان که در اين زمان زير فرمان سوري ها قرار داشتند، لشکري عظيم به جانب غور فرستاد و پس از درگيري شديد و کشتن حدود ده هزار نفر آن ديار را به تصرف در آورد وبه نوشته جرفادقاني لشکريان سلطان محمود غزنوي « همه (جنگجويان) غوري را بر مضاجع قتل خواب نوشين بخوابانيدند و پسر سوري را اسير کردند و اموال و اسلحه ايشان که کابراً عن کابرٍبلکه کافرا عن کافرٍ ميراث رسيده بود، به غنيمت بياوردند و شعار اسلام در آن بقاع و اصقاع ظاهر شد.»252
ظاهراً در طي قرن اول و دوم غوريان نوعاً پيرو يکي از فرقه هاي شيعه بودند. اما به تدريج و تحت فشار دولتهاي سني، امراي غور و عمده مردم از زمان هارون الرشيد به تدريج به تسنن گراييد؛ هرچند که آنان اظهار محبت به اهل بيت را هيچگاه ترک نکردند، زمينه عاطفي بستري براي گسترش مجدد تشيع در ميان مردم غور در دورههاي بعد، وقتي که غوريان تشيع را قبول کردند و همچنين زمينه اي شد براي مناطق مجاور که با تشيع آشنا شود

نتيجه فصل اول
1. باميان که نام او در اوستا بنام باميکا آورده شده، در گذشته دور بسيار آباد بوده است. باميان بر روي رشته کوه هندوکش واقع شده است که کوههاي سر به فلک کشيده و معادن غني و چشمه هاي آب گرم زيبايي دارد.
2. مردم بومي باميان هزاره است که در سالهاي قبل از حمله اسکندر در اين مکان زندگي مي کرده است. زبان مردم باميان فارسي بوده است.
3. باميان ميان کوشانيان و ساسانيان دست به دست شد تا اين که، زمامداران محلي به چندين قرن حکومت راندند. در دوران منصور اعراب بر باميان مسلط شدند ولي ملک باميان «شير باميان » در حکومت خود ابقا کردند. بعد از آن با هجوم غزنويان شيران منقرض شدند و سپس سلسله غوريان و بعد از آن خوارزمشاهيان بر باميان مسلط شدند. چنگيز باميان را با خاک يکسان کرد. بعد از مغولان (ايلخانان)، به مدت چند قرن باميان تحت نفوذ بابريان بود. سپس صفويان و بعد از آن افشاريان بر باميان مسلط شدند.
4. در باميان دو بت بزرگ، سرخ بت و خنگ بت وجود داشت، که يکي از آنها 53متر و ديگري 35متر بود. دين بودا تا قبل از قرن اول در باميان رواج داشت، ولي با هجوم مسلمانان و از بين رفتن معابد بودايي،کم کم دين اسلام رواج پيدا کرد.
5. باميان بر سر جاده ابريشم واقع شده است که هزاران تاجر از آنجا عبور مي کرده است، و همچنين هزاران معابد تأسيس شد. حملات مکرر و تخريب باميان همچنين کم شدن عبور تاجران از اين منطقه، درآمد شهر باميان کم شد و به علت کفاف ندادن محصولاتش، جمعيت اين شهر رو به کاهش نهاد.
6. امروزه در باميان آثار تاريخي و معادن بسيار غني وجود دارد که به علت بي توجهي دولت بدون استفاده مانده است.
7. ورود اسلام از جهت سياسي در دوران خليفه دوم همزمان با بقيه خراسان بدست احنف بن قيس انجام شد و وي ربيع بن عامر را حاکم تخارستان و باميان کرد، گرچه در دوران منصور گروههايي اسلام را پذيرفتند.
8. دوري از خلافت و مظلوميت اهل بيت و عدالت خواهي و مساوات طلبي اهل بيت و جايگاه آنان در قرآن و شيعه شدن غوريان، زمينه گرايش مردم باميان به تشيع شدند.

فصل دوم :
زمان و چگونگي ورود تشيع به باميان و عوامل گسترش آن

1. زمان ورودتشيع و نقش صحابه و تابعين
منابع حاکي از آن است که ورود تشيع به باميان مقارن فتح اين منطقه توسط مسلمانان بوده است؛ چرا که فتح منطقه خراسان و از جمله ناحيه طخارستان که باميان نيز جزئي از آن محسوب ميشود253، توسط قبايلي صورت گرفته که تشيع در ميان آنها پر رنگ بوده است. بلاذري به طور مکرر از فتوحات احنف بن قيس تميمي در منطقه خراسان و تخارستان خبر داده است.254 بلاذري همچنين به حضور پرچم قبيله بني تميم در سالهاي پس از مرگ يزيد بن معاويه و شورش عبدالله زبير خبر مي دهد.255 همچنين در طي گزارش هاي مجدد خراسان، حضور خزاعي ها در جريان اين گزارش شده است.256 چنانکه ميدانيم تشيع در ميان قبيله بني تميم و قبيله بني خزاعه پررنگ بوده است257 و احنف بن قيس از فرماندهان امام علي(ع) در جريان جنگ صفين بوده است.258
افزون بر اين، از جمله شخصيت هاي معروف شيعه که در جريان فتح خراسان حضور داشتند بريده بن حصيب اسلمي و ابو برزه اسلمي و خالد بن ابوبرزه اسلمي بودند.259 بي ترديد حضور اين شخصيت ها و صحابه معروف که راوي احاديث نبوي، از جمله حديث غدير بوده است،260 نقش بارزي در گسترش تشيع در منطقه شرق داشتند،مخصوصاً با توجه به اين گزارش حاکم نيشابوري، صاحب مستدرک متوفاي 405 ه.ق. در کتاب «معرفه علوم حديث» که مي نويسد:«متقن ترين احاديث نبوي در سراسر خراسان که در آن زمان خراسان شامل ناحيه باميان نيز ميشده است261، احاديثي است که از طريق بريده اسلمي به ما رسيده است»262.
بريده در زمان هجرت پيامبر(ص) از مکه به مدينه، مسلمان شد ازآنجا به بصره رفت واز بصره به خراسان رهسپار شد تا اينکه در زمان حکومت يزيد بن معاويه در مرو ازدنيا رفت و فرزندانش همانجا ماندگار شدند.263 مورخ ديگر مي‌گويد پس ازآنکه بصره فتح شد وبصورت شهر درآمد در زمان حکومت عثمان براي جهاد به خراسان رفت وتا آخر عمر همانجا ماند ودر زمان حکومت يزيد سال 63(ه.ق)در مرو ازدنيا رفت.264 ودر همانجا مدفون است.265 ابن اثير آمدن بريده را اين گونه بيان مي‌کند:
… عده پنجاه هزار مرد جنگى با خانواده و زن و فرزند با او همراه كرد كه آنها از شهر كوفه و بصره برگزيده شدند و در ميان آنها بريدة بن حصيب و ابو برزه كه هر دو از ياران پيغمبر بشمار مى‏آمدند، بودند. آن عده در خراسان سكنى و اقامت نمودند.266
از اين گزارشات بدست مي آيد که بريده در رأس اين لشکر پنجاه هزار نفري وارد سرزمين افغانستان شده ودر همانجا ماندگار شده است. طبيعي است که حضور چنين شخصيت شيعي و با نفوذ، در يک سرزمين داراي برکات فراوان خواهد بود که يکي از آنها، گسترش محبت اهلبيت است. بريده اسلمي از شيعيان مخلص و باوفاي اميرالمؤمنين بود . او از جمله کساني است که در تشييع ودفن حضرت زهرا(س) که بر اساس وصيت آن حضرت شبانه و پنهاني به خاک سپرده شد _حضور داشت. اين مسئله نشان مي دهد که بريده از ياران نزديک وخواص اهلبيت: بوده است.267 به گفته طبرسي ، بريده يکي از آن دوازده نفري بود که منکر خلافت خليفه اول شد وعليه او احتجاج کرد. او در حضور ابوبکر آيه استرجاع را تلاوت نمود وعرض کرد: آيا فراموش کرده‌اي يا خودرا به فراموشي زده‌اي؟آيا يادت نيست که پيامبر(ص) فرمود: علي اميرالمؤمنين است و او را اميرمؤمنان معرفي کرد؟268
پس به جرأت مي توان گفت، حضور يک چنين شخصيت شيعي واز پيروان و محبان اهلبيت، در خراسان تأثير زيادي در گسترش محبت اهلبيت در خراسان و از جمله باميان ، داشته است. حاکم نيشابوري، بريده را يکي از معتبرترين راويها مي‌داند . او مي‌نويسد:«متقن ترين اسناد محدثان خراسان ، اسنادي است که

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد افغانستان، آداب و رسوم Next Entries منبع پایان نامه درمورد امام رضا (ع)، افغانستان