منبع پایان نامه درمورد افغانستان، ظلم و ستم، شاه عباس اول، نادرشاه افشار

دانلود پایان نامه ارشد

در خدمت پاشاهان غوري(558-599) حکمراني برخي از بلاد غور روزگار ميگدراندند و از ميان آنان ملک رکن الدين بن تاج الدين از جانب سلطان محمد غوري(558-599) حکمراني برخي از بلاد غور و کوتوالي قلعه خيسار يافت؛389 و اوست که با هجوم مغول بر ايران مصادف شد؛ و او اطاعت چنگيز را پذيرفت و به هين جهت حکومت غور به انها تفويض شد و وي در سال 643ق در گذشت.390 بعد از او پسرش ملک شمس الدين محمد بجاي پدر نشست و با حاکمان مغول ايران و خانان مغول راه اطاعت پيش گرفت و دايره او وسعت يافت.391
آخرين پادشاه اين سلسله، ملک غياث الدين (771-783) سلطنت کرد و اين پادشاه اخير دچار حمله تيمور بر هرات و تسخير آن شهر بدست او در سال 783 و انقراض سلسه شاهان آل کرت گرديد.392
از متون تاريخي چنين ب مي آيد که آل کرت سني بوده است و رفتاتر آل کرت با شيعيان نسبتاً مناسب نبوده است . اسفزاري مينويسد:
در زمان غياث الدين پير عالي بن معز الدين (771-783)، خواجه علي مؤيد سربدار سبزواري، که مذهب شيعه داشت خروج کرد و قسمتي از خراسان را گرفت و سکه به نام خود زد. علماي هرات غياث الدين را که حنفي مذهب بود در برابر او بسيج کردند. غياث الدين براي دفع خواجه علي با لشکريانش به نيشابور رفت.393
در مجموع مي توان بيان کرد که، رفتار آل کرت با شيعيان باميان نيز همانند بقيه مذاهب قلمرو آل کرت بوده است ولي آل کرت همواره تحت تأثير عالمان سني مذهب بودند و شيعيان در مقابل دولت سني مذهب آل کرت در امان نبوده اند.
تيموريان(782-911) و شيعيان باميان
تيموريان مؤسس خاندان تيموري است. تيمور در لغت ترک به معناي آهن است وي در شهر ايلغار از قراي کش در سال 736ق. بدنيا آمد.394 تيمور وقتي با دختر خان مغول کاشغر، ازدواج کرد اقب «گورکان» يعني داماد را گرفت. وي لقبش رابه چنگيز مي رساند، تا از حمايت قبايل مغول برخوردار شوند.395 تيمور منطقه وسيعي شامل خراسان و هندوستان و عثماني تصرف کرد396. در نتيجه باميان نيز به تصرف آنان در آمد.
گذشته از سالهاي تثبيت قدرت تيمور که با خونريزي همراه بود، در سالهاي بعد سعي در جبران ويراني هايش کرد. اقدامات او نشانه گرايش او به تشيع را داشت. در روضه الصفا داستان تاجگذاري تيمور و گرفتن بيعت او ياد شده است ، احترام به اهل بيت (ع) و سادات بسيار انجام داد.397 جانشينان وي شاهرخ ميرزا نيز، به ائمه و امام زادگان ارادت خاص داشتند به طوري که مزارات اولياء الله را در سفر هميشه زيارت ميکرد.398 وي به امام رضا(ع) ارادت خاصي داشت در اوايل شعبان 821ق. به زيارت امام رضا(ع) رفته و قنديلي به اندازه سه هزار مثقال طلا ساخته و به عنوان نذر از گنبد امام آويزان کرد و مجاوران آن حضرت را نوازش و تکريم کرد.399 نويسنده منتخب التواريخ شاهرخ خان و همسرش را شيعه مي داند که تقيه ميکند و مسجدي که گوهر شاد آغا در مجاور حرم امام رضا ساخته را متذکر ميشود.400 تهمچنين جانشينان وي نيز با شيعيان رفتار خوبي داشتند و به اعتقاد تشيع احترام مي گذاشتند، مانند ابوالقاسم بابر(852-861)401 و بوسعيد(783-863)402 و سلطان سعيد بايقرا(873-911)403.
در مجموع ميتوان گفت در دوران تيموريان يک فرصت عظيم براي تبليغ تشيع بوده است و تيموريان بخاطر تشيع کسي را محاکمه نميکرد و باميان نيز مانند ساير قلمرو آنان،از اين سياست مستثني نبوده است.
صفويان و شيعيان(907-1148ق.)
مؤسس اين سلسله شاه اسماعيل توانست اساس محکم وحدت ملي را بر پايه محکم مذهب شيعه بنا بگذارد.404 نسب صفويان به شيخ صفي الدين اردبيلي عارف معروف مي رسد.405 در اين سلسله «قزلباشاق» با کلاه سرخ رنگ با تاج دوازده رنگ(رمز آن دوازده امام است) نقش اساسي داشتند.406 شاه عباس اول قدرتمندترين پادشاه صفوي ميباشد.407سلسله صفويه در حقيقت پس از قيام محمود افغان و مسخر شدن هرات و مشهد بدست افاغنه و سقوط اصفهان در 1135ق. منقرض گرديد و پادشاهان بعد از اين فقط اسمي از آن بود408. در اين سلسله علماي بزرگ شيعه همانند علامه مجلسي و مير فندرسکي و صدرالمتأاهين و عبدالرزاق لاهيجي ميزيسته و مورد حمايت پادشاهان صفوي قرار ميگرفت. طبعاً مکانهايي که تصرف ميکردند نيز زمينه رشد شيعه را به وجود مي آوردند . قندهار و هرات و کابل را به تصرف خود در آوردند.409 اين تصرف باعث تقويت شيعه در منطقه باميان و مناطق مرکزي افغانستان شد.
عوامل ديگر گسترش تشيع تشيع، آمدن قزلباشان صفوي به افغانستان بود. استقرار نظام شيعي صفوي در ايران ساختار اجتماعي افغانستان را تحت تأثير قرار داد. در خلال لشکر کشي هاي نظامي صفويان به غرب و جنوب غرب و شمال افغانستان کنوني دسته جات زيادي از قزلباشان همراه با خانواده هاي خود به منطقه مذکور اعزام شدند و همانجا ساکن شدند،410 باميان نيز مانند نواحي ديگر از اين قزلباشان قطعاً تأثير مي پذيرفتند. در مجموع در دوران صفوي، شيعيان باميان روندي رو به رشد داشتند.

باميان از زمان احمدشاه دراني تا دوست محمدخان
احمد شاه دراني(1186ق) پس از قتل نادرشاه افشار، راهي قندهار شد و چون پدرش از بزرگان و خوانين ايل دراني بود، تمام خوانين و ريش سفيدان قبايل به اتفاق آراء وي را به عنوان پادشاه برگزيد و اکثر رؤساي قبايل و ايلات به اطاعت وي درآمد.411
احمدشاه وزيرش ولي خان را به برخي از قسمت هاي هزارستان فرستاد، ولي توفيقي بدست نياورد، با اين حال گاهي موقتاً موفق ميشد، بر باميان تسلط پيدا کند و فقط به گرفتن مقدار ماليات بسنده ميکرد در حاليکه هزاره‌هاي شيعه در باميان مستقل حکومت مي کردند.412
در زمان شاه زمان سدوزايي (1207-1186) فردي به نام «زينل خان» حاکم باميان بود. وي ساکنان باميان را در تنگنا قرار داده و به آنان ظلم و ستم زيادي ميکرد.413 گفته ميشود که سلطان محمود سدوزايي (1244ق) با حمايت فتح علي شاه قاجار به حکومت افغانستان رسيد. شاه محمود براي تنظيم امور مالي هزارستان مهمترين فرد دولت خود يعني وزير فتح خان را به باميان اعزام کرد و اين به معناي اهميت زياد و توجه آنان به مناطق شيعه نشين بود.414
باميان در زمان امير دوست محمدخان (1254-1279)
باميان درزمان دوست محمدخان نقش زيادي در فراز و نشيب قدرت دوست محمدخان داشت. وقتي در سال 1839م(1255ق) انگليسيها به حمايت از شاه شجاع بعضي از مناطق افغانستان را اشغال کردند، دوست محمدخان به باميان فرار کرد. وي از حمايت خانهاي کوهستان مطمئن بود. به همين دليل به سيغان رفته و در آنجا مخفي شد اما سپاهيان انگليس به فرماندهي کلنل لارنس و به راهنمايي حاجي خان کاکري براي دستگيري وي وارد باميان شدند، اما اثري از دوست محمد خان نيافتند، زيرا وي مخفيانه به ماوراءالنهر و بخارا فرار کرده بود.415
انگليسيها بعد از به قدرت رساندن شاه شجاع در سال 1839م(1255ق)416، براي جلوگيري از حمله و خطر احتمالي دوست محمد خان يک دسته از قواي نظامي را به باميان فرستاد. اين دسته از نظاميان، باميان و باجگاه را در سيغان تصرف کردند.417
نيروهاي انگليس در همه جاي افغانستان از جمله باميان قطعات نظامي برپا کردند و نيروهاي پياده و توپخانه درآنجا مستقر کردند و اين چنين با استحکامات نظامي خود و در اختيار گرفتن مناطق اصلي و سوق الجيشي قدرت اصلي را به دست گرفتند،418اما با استقرار انگليس، مردم هيچگاه تسلط نيروهاي بيگانه را نپذيرفتند و از هر گوشه و کنار به مقاومت پرداختند . در اين بين علما و روحانيت اصيل تشيع و تسنن مردم را جهاد عليه متجاوزين فراميخواندند. مردم خشمگين با استفاده از سلاح هاي ابتدايي که در اختيار داشتند بپاخاستند، سال 1841برابر 1257ق براي افغانستان سال پرحادثه اي بود و قواي انگليس در نقاط مختلف از جمله باميان مورد حملات کوبنده قرار گرفتند.419
دوست محمدخان پس از شنيدن قيام مردم عليه انگليس دوباره براي بدست گرفتن قدرت راهي باميان شد. وي براي جلب توجه و همراه کردن مردم با خود، عمل خودرا جهاد عليه بيگانگان معرفي کرد و مردم ساکن باميان دسته سته براي جنگ نزد او رفتند، اما دوست محمدخان با ديدن آنها که فقط پنج نفر تفنگ داشتند و بقيه کارد و چاقو و چوب در دست داشتند خطاب به آنها گفت:«خوب من از ديدنتان خوشحالم و به زودي در زمين آبايي تان باميان به جنگ خواهيم پرداخت».420
در اولين برخورد دوست محمدخان نيروهاي انگليسي را شکست داد، اما اين باعث شد که مکناتن قواي زيادي به فرماندهي جنرال ليل، کاپتان کونولي، برنس … مجهز به توپخانه و خمپاره از کابل به باميان بفرستد، و در نبرد سختي که ميان افراد اعزامي از کابل و دوست محمدخان رخ داد دوست محمدخان به دليل نداشتن امکانات و توپخانه شکست خوردند و بازهم فرار کرد.421 اين همکاري و همراهي مردم باميان با دوست محمدخان در حالي بود که، وي در زمان قدرتش بارها سعي درتصرف باميان و هزارستان نمود ولي مردم هزارستان با فداکاري و مقاومت دربرابر وي ايستادگي نمودند.
در سال 1843ميلادي (1259) در جريان قيام عمومي مردم بر ضد انگليس و کشته شدن شاه شجاع و اعدام مکناتن، انگليسي ها که مهره خود را از دست داده بود، دوست محمدخان را طلبيده و امارت افغانستان را به وي را به او پيشنهاد کردند و اونيز که منتظر چنين فرصي بود، تمام شرائط و خواسته هاي انگليسي ها را قبول کرد و براي بار دوم به قدرت رسيد به اين ترتيب سردار محمداکبر خان به دستور پدر نيروهاي خود را از جلال و کابل در حالي که تظاهر به جنگ ميکردند بيرون کشيد و اجازه داد که،تا نيروهاي انگليس وارد کابل شوند و ابروي از دست رفته خود را با سوزاندن چندمنطقه که قيام از آن شروع شده بود، باز يابد و خود به باميان رفت.422
بعد از کشته شدن مکناتن، وزير اکبر خان تعداد 30 اسير انگليسي را از کابل، لغمان و غزنه به باميان فرستاد و صالح محمدخان آنان را مخفي کرد. وقتي نيروهاي انگليس و افسران بلند مرتبه، قصد ترک افغانستان و هندوستان را داشتند، قبل از آن به باميان رفته و با تحويل گرفتن اسراي خود ، از افغانستان خارج شدند و اين گونه امير دوست محمدخان در سال 1843م(1259ق) براي بار دوم پادشاه افغانستان شد.423
در جريان تصرف باميان توسط انگليس از جاسوسان زبردست استفاده شد که به تمام راهها آشنا بود . موهن لال از جاسوسان هندي انگليسي با فراگرفتن زبان انگليسي و دري به عنوان «ميرزا قلي کشميري» خدمات زيادي براي انگليس انجام داد. وي در جريان آزاد سازي اسراي انگليسي در باميان تلاش زيادي کرد.424
دوست محمدخان بعد از قدرت گيري مجدد در اولين فرصت، يکي از پسرانش به نام «محمد اکرم » را با سپاهي براي جمع آوري ماليات به هزارستان فرستاد و امير زاده با تحف و هداياي بسيار به کابل برگشت.425 پس از آن اکبر خان را به بسوي هزارستان اعزام داشت و باميان را در سال 844م(1260) به کابل ملحق ساخت.426
مدتي نيز محمد شريف يکي ديگر از پسران دوست محمد خان حاکم باميان بود ولي وي در سال 1267قمري تبديل شد.427
باميان دردوره امير شيرعلي
پس ازمرگ دوست محمدخان در سال 1863م (1279ق) جنگهاي داخلي براي بدست گرفتن قدرت آغاز شد. در اين زمان فردي بنام«محمد حسين خان» حاکم کل هزارستان که در يکاولنگ مستقر بود از محمد عظيم خان که بر ضد امير شيرعلي خان فعاليت ميکرد، حمايت مي‌کرد، اما با فراخواندن نيروهاي مسلح افغاني به مرکز، آنان همراه مأمورين و نمايندگان حکومتي براي حفظ جان خود پابه فرار گذاشتند، زيرا بر اثر ظلم و ستمهايي که در زمان فرزندان دوست محمدخان مرتکب شدند و به دنبال شورش مردم بر ضد آنان، مجبور به فرار شدند و قدرت محمد حسين خان نيز در يکاولنگ کاهش يافت.428
امير شيرعلي خان پيرو سياست نرمش در هزارستان بود، او کوشش ميکرد، تا از قدرت فئودالها براي تحکيم پايه هاي قدرت خويش استفاده کند. او سعي کرد که هزاره ها را به قدرت خويش نزديک کند، تا درآينده از آنها استفاده کند، به هين جهت محافظين خود را از ميان هزاره ها انتخاب کرد و گروههاي مخصوصي از هزاره‌ها را وارد نيروهاي خود کرد.429
باميان در دوران عبد الرحمن خان(1319-1297)
هزارستان، در طول تاريخ حکومت مرکزي کابل، هميشه به طور

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد سلطان محمد، افغانستان، منابع معتبر، غازان خان Next Entries منبع پایان نامه درمورد افغانستان، سلطان محمد، حقوق انسان، ظلم و ستم