منبع پایان نامه درمورد اسماعیلیه، آثار منظوم و منثور، اسماعیلیان، آثار منثور

دانلود پایان نامه ارشد

برخی شاعران را لغو و عبث می‏شناخت بلکه کار این‏گونه شاعران را در ردیف حرفة خنیاگری می‏خواند و برای آن‏ها هیچ ارج و بهایی قائل نبود و این شاعران را به سختی محکوم می‏کرد و در ردیف فریفتگان می‏دانست (زرین‏کوب، 1378: 100-98).

3-5. سبک ناصرخسرو
ناصرخسرو در تبلیغ مرام، فراوان از «تأویل» بهره برده است چرا که تأویل دست‏مایة اکثر صاحبان مذهب زمانش بود.
ناصرخسرو به مخالفان که اهل سنّت بودند، سخت می‏تازید و آنان را ناصبی و دشمن حضرت علی(ع) خطاب می‏کرد.
ناصرخسرو، به واقع شاعری بود که از هیچ‏ چیز اِبا نداشت و از هیچ‏کس و هیچ‏چیز نمی‏ترسید و آن‏چنان به خود اطمینان داشت که حتی بسیاری از امیران و شاهان زمان خود را هم مورد خطاب و عتاب قرار می‏داد.
در پرخاشگری و انتقاد حدّ و مرزی نداشت. در دیوانش کم نیستند لغات و عباراتی که بی‏پروا و به‏طور واضح زشت و مستهجن بیان شده‏اند. لغاتی چون، خر، گاو، یأجوج و مأجوج، دجّال، شیطان، اوباش و … لغات بسیاری از این قسم فراوان در دیوان و قصایدش به کار برده است.
ناصرخسرو به واسطه دل بستگی و تعصّبی که به مستنصربالله خلیفه وقت و رهبر اسماعیلیه داشت، تا آن‏جا پیش رفت که از دایره مذهب و اخلاقیات خشک و منزوی خود پا فراتر نمی‏گذاشت.
از مهم‏ترین خصوصیات سبکی وی در آثارش طرح مسائل فلسفی و کلامی در شعر بود. شاید او تنها شاعری است که از حیث سبک و محتوا به «کسایی مروزی» می‏ماند.
در شعر ناصرخسرو می و معشوق جایی ندارند. او شعرش را نافذتر از چرخ پرستاره می‏داند و به آثار نظم و نثرش علی‏الخصوص «زاد المسافرین» و «وجه دین» خود فراوان می‏نازد.
مشرب فلسفی ناصرخسرو بر پایه فلسفه یونانی و مشأیی نو افلاطونی است. او خواهان جامعه‏ای چون مدینه فاضله است. جامعه‏ای به دور از رشوه‏گیری، فساد، تباهی و …
ناصرخسرو همواره از سوی اشاعره مورد خطاب و عتاب قرار می‏گرفت، چراکه بنیان‏های فکری‏اش بر پایه عقل و اختیار بود.
ناصرخسرومعتقد است که همه مظاهر آفرینش «خطّ خدا» نامیده می‏شود. در حقیقت جهان را دفتری پر از محتوای خطّ و خلقت خدا می‏دانست و اعتقاد داشت این خط را باید از «خانة» پیامبر آموخت و تنها در و راهگشای این خانه هم علی(ع) است.
ناصرخسرو «بهشت» را نماد انسان کامل و «جهنم» را نماد نفس انسان جاهل می‏داند عقاید ناصرخسرو بر پایه احکام دین استوار است.
«ناصرخسرو به واقع شاعری یگانه است. هم از لحاظ طرز فکر و هم از نظر شیوة شاعری. حتی می‏توان گفت او همان‏طور که می‏اندیشید، شعر گفته و همان‏گونه نیز زندگی و رفتار کرده است. به عبارت دیگر فکر و شعر زندگی ناصرخسرو به هم پیوسته است و همانندست، کرداری داشته مطابق اعتقاد خویش و شعری نمودار هر دو. نکتة ظریف و در خور دقّت تأثیر این زمینه ذهنی است در شیوة شعر او، یعنی می‏توان گفت: شعر ناصرخسرو از نظر محتوا و صورت، واژگان و آهنگ و اوج و فرود و شتاب و درنگ همان ساخت اندیشة اوست؛ در قالب وزن و کلمات» (یوسفی، 1376: 76).
«شعر ناصرخسرو هم از لحاظ درون‏مایه و مضمون پرخاش‏آمیز و مقاوم و تسلیم ناپذیرست، هم از نظر لفظ و آهنگ، به پاره‏های آهن سرخ شده‏ای می‏ماند که از زیر ضربات پتک آهنگری زورمند بر سندان برمی‏جهد، شراره است و شررافکن، و این همان انعکاسی است از روح آزرده و نستوه ناصرخسرو …» (همان: 77).
ناصرخسرو برای «سخن» اهمّیّت بسیاری قائل است. زبان شعری او در عین حال، که کاملاً متناسب با سبک خراسانی است رنگی از ذوق و طبع وی را دارد و ویژة خود او، برجسته و منفرد است(همان: 89).

3-6. عقیده و مذهب ناصرخسرو
ناصرخسرو به مذهب اسماعیلیه معتقد بود. مذهب ناصرخسرو پیش از آن، حنفی بوده است. وی با تبلیغ «مؤید فی الدّین» که از مقرّبان خاص و از بزرگترین فقیهان متکلم خلیفه فاطمی، مستنصربالله بود، به مذهب اسماعیلیه در قاهره گروید؛ و از آن‏جا به بلخ رفت و مراحل تبلیغ را تا آن‏جا پیش برد که از طرف خلیفه وقت، لقب «حجّت خراسان» را گرفت و به اکثر نقاط و ممالک اسلامی فرستاده شد. اگرچه او مورد سرزنش اهل سنّت قرار می‏گرفت، ولی تبلیغات ناصرخسرو در مازندران و خراسان منجر به ایجاد فرقه خاصی از اسماعیلیان به نام فرقه «ناصریه» شد.
اسماعیلیه در دعوت خود مراحل خاصی را رعایت می‏کردند و دعات آنان برحسب درجات معیّن می‏شدند. آخرین مرتبه معتقدین به این مذهب مرتبه «حجّت» بود که بین دعات تنها عدّة معدودی موفق به کسب این رتبه می‏شدند و در این میان دو ایرانی این مذهب را داشتند؛ ناصرخسرو و حسن صباح.

3-7. آثار منظوم و منثور ناصرخسرو قبادیانی
ناصرخسرو هم مانند بسیاری از شاعران و نویسندگان پیشین خود دارای آثار منظوم و منثور بی‏شماری است و چندین رساله مهم و با ارزش به نثر پارسی هم از خود بر جای نهاده است.
اگرچه برخی از این آثار صرفاً به او نسبت داده شده است و در انتساب و صحّت آن‏ها به ناصرخسرو تردید وجود دارد، ولیکن بی‏شک، بسیاری از همین آثار منظوم و منثور که در دسترس قرار دارد به سبب جزالت و در کمال فصاحتی که در آن‏ها موجود است، ارزش بسیار زیادی به این آثار داده و از این حیث آثار بی‏نظیری هستند.
لازم به ذکر است، برخی از این آثار به سبب کهنگی عبارات و کلمات و هم‏چنین وجود اصطلاحات خاص دینی و مذهبی، خواننده صاحب ذوق و مخاطب خاص خود را می‏طلبد و ممکن است محتوای این آثار برای همه نوع مخاطب قابل تفهیم نباشد و ایجاد ملالت کند. این آثار عبارتند از:

3-7-1. آثار منظوم
1-دیوان اشعار
دیوان ناصرخسرو شامل ده هزار بیت در قالب قصیده و قطعه، مجموعه‏ای کامل از مضامین قرآنی است که مشتمل بر حکمت، پند، اخلاق و موعظه است. بسیاری از مضامین فلسفی و دینی و هم‏چنین اشارات بسیار زیادی در مذهب و عقاید اسماعیلیه در آن به چشم می‏خورد.
دیوان ناصرخسرو سراسر دارای ترکیبات، عبارات و اصطلاحات، ضرب‏المثل‏ها و لغات اصیل فارسی است.
برخی از این قصاید یا ابیات دارای انتقادات شدید و کوبنده و حتی گاهی فحش‏های رکیک از افکار نادرست افراد زشتکار و هم‏چنین در مذّمت دنیا می‏باشد.

2- منظومه‏های روشنایی‏نامه و سعادت‏نامه
دو منظومه کوتاه در بحر هزج هم با مضمون پند، اندرز، حکمت، وعظ از ناصرخسرو و بر جای مانده است. مثنوی روشنایی‏نامه شامل 592 بیت و مثنوی سعادت‏نامه هم شامل 300 بیت می‏باشد.

3-7-2. آثار منثور
1-سفرنامه
نخستین اثر موجود و مهم‏ترین آثار ناصرخسرو سفرنامه می‏باشد. نگارش این اثر توسط ناصرخسرو بر اثر خوابی که در سال 437 هجری قمری در جوزجانان دیده بود، صورت پذیرفت. این اثر در شرح مشهودات سفر هفت‏ساله وی در نواحی مختلف می‏باشد.
سفرنامه حاوی اطلاعات بسیار ارزشمندی هم‏چون اطلاعات جغرافیایی و تاریخی، آداب و رسوم و عادات ممالک و نواحی مختلف می‏باشد. سفرنامه نثری بسیار روان، ساده و دل‏انگیزی دارد.
ناصرخسرو اگرچه در این سفرهای گوناگون به ممالک مختلف سختی‏های بسیار کشید ولیکن در این حین با بسیاری از رجال و افراد بلند مرتبه زمان خود ملاقات کرد.
بالاخص این‏که به دستگاه مستنصربالله فاطمی (خلیفه وقت) آن زمان در مذهب اسماعیلیه به بالاترین و عالی‏ترین مرتبه که لقب حجّت نام داشت، مرتبه یافت.

2-جامع‏الحکمتین
این اثر را ناصرخسرو در شرح قصیدة معروف خواجه ابوالهیثم در سال 462 هجری قمری به درخواست امیر بدخشان عین‏الدوله ابوالمعالی نوشت. در این کتاب بعد از آن‏که ناصرخسرو هر یک از ابیات ابوالهیثم را آورد، سپس به شرح تک‏تک هر یک از آن ابیات پرداخته و دشواری‏ها و مشکلات فهم هر کدام را مشخص می‏کند، چرا که این اثر «متضمن از سوالات حکمی و پرسش‏هایی دربارة اصول و عقاید اسماعیلیه» می‏باشد و برای روشن‏شدن و تفهیم بهتر هر یک از این ابیات ناصرخسرو و با توجه به مبانی حکمی، کلامی و فلسفی که از آن بر خوردار است، دست به توجیع و شرح هر یک از این ابیات می‏زند.

3- زاد المسافرین
این کتاب از مهم‏ترین کتب کلامی اسماعیلیه به شمار می‏آید. ناصرخسرو این کتاب را در سال 453 هجری قمری تألیف کرد. این اثر مشهور در بیست و هفت قول در بیان حکمت الهی به نثر روان نوشته شده است. این کتاب شامل اصول و عقاید حکیمانه و فلسفی ناصرخسرو هم می‏شود؛ چرا که مؤلف در این بیست و هفت قول از اقسام گوناگونی سخن رانده است.
از اقسام علم و بحث در حواس و اجسام و متعلقات آن، نفس و هیولی و مکان و زمان، ترکیب حدوث عالم و اثبات صانع و خلقت عالم، کیفیّت اتصّال نفس به جسم و معاد و ردّ مذهب تناسخ و اثبات ثواب و عقاب و … در این اثر ناصرخسرو بسیاری از سخنان محمد زکریّا را نخست به فارسی ترجمه کرده و سپس به رد آن‏ها پرداخته است.

4-وجه دین
وجه دین یا معادل معنای آن (صورت یا روی دین) که به هر دو معنی صحیح است، یکی دیگر از آثار منثور ناصرخسرو در زمینه مذهبی محسوب می‏شود.
این اثر مهم به نثر در مورد مسائل کلامی و تأویلات و باطن عبادات، احکام شریعت و دین به طریقة اسماعیلیان نگاشته شده است. به نوعی می‏توان آن را همانند کتب توضیح‏المسائل کنونی هم دانست.
5- گشایش و رهایش
رساله‏ای دیگر به نثر فارسی که توسط ناصرخسرو نگاشته شده است. گشایش و رهایش در پاسخ سی سوال فقهی و مذهبی یکی از برادران مذهبی است که از ناصرخسرو پرسیده است و در مقابل ناصرخسرو و با رفع مشکلات و اشکالات این سوالات، سختی‏های آن را گشوده است و نفس‏های مؤمنان و مخلصان را از تردید رهایی داده و به همین مناسبت نام کتاب را گشایش و رهایش نامیده است. شیوة نگارش این اثر هم مانند آثار دیگر ناصرخسرو می‏باشد ولی با این تفاوت که به دلیل فهم بهتر و حل مشکلات در پاسخ سوال‏ها، زبانی ساده‏تر، روشن‏تر و منطقی‏تر بکار برده شده‏است.

6- خوان اخوان(خوان‏الاخوان)
اثری دیگر از ناصرخسرو است به نثر در اخلاق، حکمت و موعظه.

3-7-3. سایر آثار، کتب و رساله‏هایی که به ناصرخسرو نسبت داده‏اند
برخی از آثار ناصرخسرو زمانی در دسترس بوده و به مرور زمان از بین رفته است. برای مثال دیوان اشعار عربی، بستان العقول، دلیل المتحیرین، بخش‏هایی از خوان الاخوان، روشنایی‏نامه و سعادت‏نامه که البته برخی معتقدند که شاید در مناطق کوهستانی بدخشان نزد افرادی محفوظ بوده است؛ ولی از آن‏چه که هم‏اکنون بر می‏آید این است زمانی این آثار منسوب به ناصرخسرو بوده که به مرور زمان از بین رفته است. اما در این میان هم آثاری هستند که فقط آن‏ها را به نوعی به ناصرخسرو نسبت داده‏اند و در صحّت آن‏ها تردید وجود دارد. این آثار عبارتند از: اکسیر اعظم در منطق و فلسفه، قانون اعظم در شرح علوم عجیبه، کنزالحقایق، رساله الندامه ألی زاد القیامه.
رساله‏ای در علم یونان، تفسیر قرآن، سرالاسرار و المستوفی در مورد علوم فقه. لازم به ذکر است که در همة آثار منظوم و منثور ناصرخسرو جز اثر «سفرنامه» ایشان بحث تأویل و علوم مربوط به آن وجود دارد و برای مراجعه به تفهیم بهتر این آثار باید با اطلاعات و معلومات و دیدگاه اهل تأویل به آن‏ها پرداخته شود (صفا، 1378. ج2: 8- 892).

4. بررسی و تحلیل تأویل‏ها در برخی از آثار ناصرخسرو قبادیانی
مطالعه آثار ناصرخسرو نشان می‏دهد که او بیش از آن‏که یک شاعر باشد، یک متفکر است. متفکری که فهمش از خدا، هستی و انسان برپایه اصول و مبانی اسماعیلیه و فلاسفه یونان استوار است. او در فهم کلام و کتاب پروردگار قایل به باطن است و هر چیزی را تأویل می‏کند تا بتواند از ظواهر به بواطن برسد، گویای این سخن شواهدی است که در طول این فصل با استشهاد و استناد به کلامش آورده می‏شود. ناصرخسرو ابزار این تأویل را «خرد» می‏داند و تفاوت انسان و سایر موجودات را در «خرد» می‏داند.
اگر بار خرد داری، و گر نی

سپیداری سپیداری سپیدار

(دیوان، ق 11 / ب 13)
وی نظام فهم خاصی را در آثارش بنا می‏نهد که ما در این فصل سعی در تبیین آن خواهیم داشت.
تمامی آثار

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد اسماعیلیان، اسماعیلیه، فکر و اندیشه، آثار منظوم و منثور Next Entries مقاله با موضوع مبانی نظری، ابراهیم (ع)، روش تحقیق، پیامبر (ص)