منبع پایان نامه درمورد استفاده ابزاری، رسول خدا (ص)، پیامبر (ص)، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

به نظر مي رسد، عمده تلاشهاي سياسي هاشميان براي رسيدن به اهداف خويش، مربوط به سالهاي 126 هـ . ق به بعد بود، كه آثار و نشانه هاي آشكارتري از فروپاشي خلافت اموي نمود و ظهور پیدا كرد و لذا هاشميان را واداشت تا براي نظام سياسي پس از امويان، به شور بنشينند از جمله در جلسه « ابواء » كه در آن افراد و بزرگاني از شاخه هاي حسني، حسيني و عباسي شركت كردند (الهي زاده، 1385 : 80). شركت كنندگان در جلسه ابواء با محمدبن عبدا… (نفس زكيه) بيعت نمودند. تنها امام صادق (ع) از بيعت كردن با او خودداري كرد، چرا كه
مي دانست،كسي جز منصور به خلافت نخواهد رسيد (اصفهانی، 1387 : 242).
از جمله كساني كه در بيعت ابواء دست بيعت با محمدنفس زكيه دادند، دو تن از بزرگان عباسي بنام هاي احمد سفاح، ابوجعفر منصور ( برادران ابراهيم امام ) بودند و چون بعداً مانند طلحه و زبير بيعت خود را نقض كردند به ناكثان شهرت يافتند و جنگ با ناكثان بيعت نیز واجب شمرده مي شد (تشييد، 1385 : 103). اين در حالي بود كه، برخي از مورخان ذكر مي كنند، در همان جلسه كه منصور عباسي گفته بود:« كه بخدا سوگند ! شما به خوبي مي دانيد كه توجه مردم به اين جوان (محمدنفس زكيه) بيش از توجهشان به ديگران است و سخن هيچ كس را مانند او نمي پذيرند» (الهي زاده، 1385 : 103). حتي برخي از مورخان اظهار کرده اند كه شاید، هاشميان قبل از نشست ابواء، كه در زمان خلافت مروان بن محمد و دوران آشكار شدن فروپاشي خلافت اموي برگزار گردید، نشست اوليه ديگري نيز داشته اند و نشست ابواء براي تعيين سياست هاي دقيق تر،جهت آينده بوده است. گزارشهاي پراكنده در اين باب نيز، اين نظريه را تا حدي تأييد مي كند(همان : 109-110).
ابن خلدون مورخ مشهور و عرب شناس نامي مسلمان نيز در اين مورد اظهار مي دارد كه : «چون كار بني اميه روي در تراجع نهاد، اهل بيت در مدينه اجتماع كردند و در نهادن با محمدبن عبدا… بن الحسن دوم فرزند حسن بن علي (ع) بيعت كردند. در اين مجمع عبدا… بن محمد (منصور) نيز حضور داشت و او نيز با ديگر اهل بيت با محمدبن عبدا… بن حسن بيعت نمود» (ابن خلدون، 1383، ج 3 : 2). اينكه محمدنفس زكيه بعداً به خود حق مي دهد تا بر عليه غاصبان خلافت خويش، يعني عباسيان قيام كند، ريشه در همين رخداد تاريخي دارد (الهي زاده، 1385 : 114).
به هر حال، تا پيش از آشكار شدن قيام ابومسلم درخراسان، اختلاف چنداني بين بني هاشم در مبارزه بر ضد امويان وجود نداشت و آنان در يك سنگر و تحت يك نام در انتظار سقوط بني اميه بودند. در بيشتر منابع تاريخي نيز از حضور و شركت همه نيروهاي بني هاشم و در عين حال برتري سادات حسني در اداره امور و قيام حكايت دارند (كاظمي پوران، 1380 : 84).
برخي از صاحبنظران، مبادرت سريع منصور به گرفتن بيعت براي نفس زكيه را نشان از زيركي وي مي دانند. چيزي كه دراین ارتباط بیشتر به ذهن خطور مي كند این است که باید در نظرداشت، وقتي هاشميان به خلافت دست يافتند آن را به آساني به بني عباس بازگرداند. (ابوزهره، 1390 : 86). البته عباسيان جانب احتياط را از دست ندادند، نخست سعي كردند با محمد بيعت كنند، چراكه به خود چندان اطميناني نداشتند(شهيدي، 1389: 36).

2-5- استفاده ابزاری بنی عباس از عترت پیامبر (ص) و مظلومیت آنان

از همان ابتداي تشكيل دولت اموي ظلم و ستم و برخوردهاي ناصواب خلفاي آنان باعث بروز مخالفت ها و شكل گيري نهضت ها و جنبش هاي متعدد و خونباری توسط مخالفان آنان از جمله علويان شد، كه از واقعه جانگداز عاشورا آغاز و سپس با قيام هاي خونين حجاز و عراق و حتي مناطق شرقي دوردست، يعني خراسان ادامه يافت و سرانجام بر اثر ضربات چنين قيامهايي بود كه بتدريج، خلافت اموي مشروعيت و قدرت خود را بيش از پيش از دست داده. اما در دهه هاي اخير، چه عوامل و اتفاقاتي باعث شد،تا اين عباسيان باشند كه به عنوان جانشينان خلفاي اموي، بطور رسمي و عملی در صحنه سياسي جامعه ظاهر شوند، جاي تأمل و بازخواني حداقل بخشي از تحولات نيمه دوم دوران خلافت امويان دارد.
به جرأت مي توان گفت كه، عباسيان از نفوذ و پايگاه سياسي، اجتماعي و ديني علويان در جهت رسيدن به خلافت، حداكثر استفاده را بردند. روايت شده، روزي كه سفاح در مسجد كوفه اعلام خلافت كرد، بعد از او داود بن علي بر جايگاه قرار گرفت و اظهار داشت : « اي مردم كوفه به خدا ما پيوسته مظلوم و حق باخته بوديم، تا این که خدا شيعيان خراسان را به ما داد و به وسيله آنها حقمان را تجديد كرد، حجتمان را آشكار نمود و دولتمان را غلبه داد»(طبري، 1385، ج 11 : 4623). آيا اين يك اعتراف آشكار، مبني بر استفاده از قدرت و نفوذ شيعيان و علويان براي رسيدن به خلافت نيست؟ چه كسي با نفوذتر و آگاه تر از داود بن علي به امور پنهان و اسرار عباسيان بود.
اصولاً در يك نگاه كلي و مقايسه اي، خاندان بني عباس به استثنای عبدا.. بن عباس، خانواده مجهول و گمنامي بودند و اگر نبودند منتسب به رسول خدا (ص)، نامشان در تاريخ گم مي شد. در حاليكه خاندان علي (ع) در تمامي عصرها از نظر علمي، ديني و … شهره آفاق بوده و قلوب مردم متوجه آنان بوده است. همه آنان داراي شرافت و فضيلت بودند (مغنيه، 1390 : 273). به همين جهت،بني عباس براي كسب اعتبار، خود را منصوب به حضرت علي و اولاد وي و رسول ا… (ص) کردند و در ابتدا با ادب با آنان رفتار نمودند (همان جا) ایشان از نارضایتی امت عليه بني اميه بهره برداري كرده و از معارضه ی شيعه با امويان و ارتباط مردم با اولاد علي، حداكثر استفاده سياسي را بردند (مغنيه، 1390 : 285). عباسيان از يك طرف با عدم مخالفت و تحرك آشكار عليه امويان توجه و حمايت آنان را بخود جلب نمودند و از طرف ديگر با فرصت طلبي و بهره گيري از خويشاوندي با فرزندان پيامبر(ص) نتايج زحمات و جانبازيهاي آنان را از قيام عاشورا تا قيام زيد و را به نفع خويش مصادره و به غارت بردند (خاكرند، 1390 : 430). آنان با دستاويز قرار دادن شعار مبهم «الرضا من آل محمد» با شيوه يك سياست ماكيا ولي، عواطف و توجه علويان و پايگاه‌هاي مردمي آنان را جذب نمودند (همان جا)، به علاوه طرح شعار مذكور مي‌توانست دو فايده براي عباسيان داشته باشد‌: اول، جلب شيعيان و مردم ناآگاه خراسان به جهت اينكه دعوت آن ها براي خاندان وحي است. دوم، مخفي ماندن رهبر و امام عباسي (كاظمي پوران، 1380 : 63). به راستی عباسيان دوگانگي و عقل معاش را كه موفقيت در دسيسه هاي سياسي را تضمين مي كند، از جدشان عباس بن عبدالمطلب به ارث برده بودند (خاكرند، 1390 : 428). اين در صورتي بود كه شعارالرضا… تنها در حيطه علويان مصداق داشت. مردمي نيز كه با اين اصطلاح آشنايي داشتند جز اين تصوري نداشتند، اما اشكال كار اينجا بود كه در داخل علويان اختلافاتي (بين بني الحسن و بني الحسين) وجود داشت كه كار را مشكل کرده بود(جعفريان، 1389، ج 2 : 715).
از طرفي عباسيان نقطه ای را كه براي تبليغ و استفاده از چنين شعارهايي انتخاب نمودند بسيار با دقت و درايت بود. خراسان، خراسان به دلايل متعددي مي توانست بهترين نقطه براي فعاليت دعوتگران و مبلغان عباسي باشد. يكي از نقاط ضعف مردم خراسان اين بود كه بيشتر آنها واقعاً تفاوت چنداني بين افراد وابستة به اهل بيت رسول خدا قائل نبودند، همين براي عباسيان نقطه قوتي جهت سوء استفاده از اين ناآگاهي محسوب مي شد، و لذا بيشترين نشر و رواج شعارع الرضا من آل محمد در خراسان براي عباسيان نتيجه داد و ابومسلم نيز در آغاز عنوان اميرآل محمد يافت(كاظمي پوران، 1380 : 64-65). از طرفی دیگر، شعار چندپهلو، الرضا من آل محمد، نقش مهمي در ايجاد وحدت ميان پيروان و طرفداران عباسيان داشت. چرا كه هر گونه بحث و اختلاف را درباره تعيين خليفه تا رسيدن به پيروزي نهايي از ميان مي برد به اين دليل كه همه بر سر اصل شعار توافق داشتند (خضري، 1388 : 9).
حتی استفاده ظاهري و در عين حال زيركانه از رنگ ها و لباسها نيز از چشم عباسيان پنهان نماند. استفاده از رنگ سياه به عنوان پرچم پيامبر(ص) و پرچم مهدي موعود(عج) و يا سياه جامگاني كه در عزاي امام حسين (ع)، زيد و يحيي با لباس سياه به سوگواري مي پرداختند، بخشي از اين گونه سياست هاي فرصت طلبانه بود (نصيري، 1389: 199-200). بهرحال شعارها و رفتارهاي عباسيان گرچه رنگ شيعي داشت، اما كاملاً سياسي بود و اين جريان بر بسياري از شيعيان و علويان به ویژه خراسانیان پوشيده ماند و خواسته يا ناخواسته و يا از سر سادگي و رياست طلبي با عباسيان همداستان شدند (نامعلوم، 1389 : 97).شاید تعداد کمی از مردم، عباسيان را پشتيبان بعضي از هدفهاي متناقض مي ديدند، ولي تنها كانون مركزي جنبش از هدفها آگاه بود. بدين گونه عباسيان، حاميان خود را در خراسان افزايش دادند. البته كه كاميابي بزرگ آنان در سرنگون كردن امويان نبود، بلكه اگر نيك بنگريم، هنر آنها اين بود كه از جنبشي گسترده در زماني مناسب بهره گرفتند و آن را رهبري كردند. (دنيل، 1367: 208). آري با وجود آنكه عامل ومحرك اصلي سقوط امويان، علويان بوده و همانان بودند كه بيشترين شهدا، زندانيان، متواريان و زجرها را متحمل شدند، اما اين عباسيان سیاستمدار و شخص ابوالعباس سفاح بود كه در سال 132هـ . ق و پس سقوط امویان به عنوان اولين خليفه جدید، قدرت را بدست گرفت (رضوي اردكاني، 1375 : 79-80)
اين در حالي بوده است كه به اعتراف تمام فرق اسلامي، حتي گروه خوارج، اعتقاد داشتند که خلافت حق آل عباس نبود، زیرا زمان وفات پيامبر (ص) جد اعلاي آنها يعني عباس عموي پيامبر اصلاً چنين ادعايي نكرد، و حتي در منازعات خلافت، طرفدار علي (ع) بود (تشيد، 1385: 194).
نكته آخر اينكه، قيام هايي كه توسط علويان تقریباً در فاصله ي زماني 100 تا 132 هـ . ق صورت گرفت، بيشتر يا همه ي آنها به نفع عباسيان تمام شد، زيرا از يكطرف خلفاي اموي را بخود مشغول داشت و از دعوت پنهان عباسيان غافل نمود و از طرف ديگر نيروهايي كه شايد در آينده مي‌توانستند عليه عباسيان بكار روند، به تحليل برد (مختار الليثي، 1387 : 45). به عنوان مثال قتل زيد و فرزندش يحيي بيشترين نفعش را عباسيان بردند. چرا كه با قتل آنها، حريف هایي كه مي توانست قواي نامرئي آنها را تجزيه كند از ميان برداشته شد و بالاخره اكثريت فرقه هاي متشكل شيعه در اختيار دعوتي سري كه به وسيله عباسيان رهبري مي شد، واقع شدند (زرين كوب، 1368 : 38).

2-6- تيرگي روابط عباسيان و علويان و آغاز اختلافات بین آنان

سرانجام پس از سالها زجر، مبارزه و شهادت تعداد زيادي از علويان در طول دوران خلافت امويان، اين خلافت در سال 132 هـ . ق به طور قطعي و نهايي به پايان عمر سياسي خود رسيد. در اين مبارزات طولاني علويان و عباسيان به همراه و در كنار هم به شيوه هاي گوناگوني مبارزات خود را ادامه دادند تا اينكه توانستند به مهمترين هدف خويش، كه سرنگوني حكومت اموي بود برسند. اما خيلي زود روابط حسنه هاشميان (علويان و عباسيان) پس از رسيدن به اين هدف مشترك، به تيرگي و خصومت و نهايتاً درگيري منجر گرديد. چه عامل يا عواملي باعث اين تيرگي روابط شد؟ آيا آن اتحاد پيشين مصلحتي و موقتي بود يا بعداً حوادثي به وقوع پيوست و باعث تيرگي روابط آندو گروه گرديد؟
اين يك واقعيت تاريخي است كه شيعيان و علويان به تمرّد و ستيز در برابر ظلم و طغيان و مقاومت در برابر حكام جور شناخته شده اند و مواضع آنان در برابر خلفاي اموي و عباسي متصّف به سختي و قاطعيت و عدم شرعي بودن آنان بود (شريف القرشي، 1387 : 183). به علاوه علويان در روزگار خلافت آن دو گروه،از احساس مسئوليت پذیری قوي نسبت به اسلام برخوردار و هميشه در برابر دستگاه خلافت، موضع انتقادي و هشدار دهنده داشتند و لذا بطور بالقوه، زمامداران، آنان را مزاحم تلقي مي نمودند(عميد زنجاني، 1369 : 124).
اما واقعيت تاريخي غيرقابل انكار ديگر اين كه،مبارزات عباسيان با حمايت گسترده علويان كه اتفاقاً ماهيت و هويت واقعي رهبران عباسي را به درستي نمي شناختند همراه بود. آنان آرمان های ايشان را همانند

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد نماز جمعه، ظلم و ستم Next Entries منبع پایان نامه درمورد امام صادق، جامعه اسلامی، اهل بیت (ع)، حضرت محمد (ص)