منبع پایان نامه درمورد ارتکاب جرم، عوامل محیطی، انحرافات اجتماعی، مقررات قانونی

دانلود پایان نامه ارشد

مرحله اتفاق مي افتد. طول اين دوره ها از فردي به فرد ديگر متفاوت است .
1.مقدماتي : در اين مرحله علائم گنگ و مبهم هستند و به سختي مي توان متوجه آنها شد.  ممكن است تغييراتي در چگونگي بيان احساس، ادراك و افكار ايجاد شود؛ مثلاً فرد كمي مشكوك و بدبين مي شود؛ دير بخواب مي رود؛ مرتب دلشوره دارد؛ انگيزه  قبلي خود را براي كاركردن از دست مي دهد و زود عصباني مي شود.
2.حاد: در اين مرحله علائم روان پريشي چون توهم هذیان و یا تفکر مبهم به وضوح تجربه مي گردند. 3. بهبودي: گروهي از بيماران روان پريشي قابل درمان هستند. الگوي رفع علايم از فردي به فرد ديگر فرق دارد ورفع علائم بيمار تدريجي مي باشد.گروهي از بيماران بعد از اولين دوره روان پريشي بهبود مي‌يابند و هرگز دوره ديگري از روان پريشي را تجربه نمي كنند.
انواع روان پريش: روان پريش نامي است كه به مجموعه علائم مشخص، بدون در نظر گفتن علت بيماري اطلاق مي‌گردد. تجربه هر فردي از روان پريشي متفاوت است و دادن يك نام خاص يا قرار دادن برچسب بيماري روان پريش روي فرد، در مراحل اوليه هميشه مفيد نمي باشد.
 تشخيص به معناي شناختن يك بيماري از طريق تفسير علائم موجود و عامل بروز بيماري و طول مدت علائم مي باشد. زماني كه فردي  براي نخستين بار دوره روان پريشي را تجربه مي كند، تشخيص دقيق نوع روان پريشي بسيار دشوار است؛ زيرا بسياري از عوامل توصيف كننده هنوز واضح نيستند. با وجود اين، برخي از انواع آن به شرح زير است:
 روان پريشي ناشي از مواد: استفاده يا ترك موادي مانند: الكل، حشيش، شيشه، قرص اكستازي و ساير مواد مي تواند با ظهور علائم روان پريشي مرتبط باشد. گاهي اين علائم پس از رفع اثر يك ماده از بين مي روند. در موارد  ديگر، بيماري ممكن است طولاني شود يا پس از ترك مواد تظاهر نمايد.
روان پريشي به علت صدمات مغزي: برخي اوقات روان پريشي ممكن است علامت صدمات وارد شده به سر يا مربوط به بيماري فيزيكي كه عملكرد مغز را مختل ساخته نظير: انسفاليت ( تورم مغز )، ايدز يا سرطان باشد. در اين گونه موارد ، غالباً علايم ديگري نظير مشكلات حافظه يا اختلال جهت يابي و همچنين علائم جسمي (مثلاً تب، درد، يا جراحت) نيز وجود دارند.
روان پريشي واكنشي گذرا: علائم روان پريشي ممكن است به طور ناگهاني بدنبال يك استرس ( فشار رواني) در زندگي فرد، مثل مرگ يكي از اعضاي خانواده يا تغيير محيط زندگي بروز كنند. علائم مي‌تواند شديد باشند ،اما غالباً فرد به سرعت در عرض تنها چند روز بهبود مي يابد.
 اسکیزوفرنیا: نوعی روان پريشي است كه تغييرات رفتاري و علائم آن حداقل ( شش ) ماه طول بكشد. علايم و طول مدت بيماري از فردي به فردي ديگر متفاوت است.
اختلال اسكيزوفرني فرم : اين بيماري شبيه اسكيزوفرنيا است به استثناي اينكه علايم آن كمتر از (شش) ماه طول مي كشد.
اختلال دوقطبي (مانيك دپرسيو، شيدايي- افسردگي): اختلال دوقطبي، اختلال خلقي است كه در جريان آن شخص بطور متناوب دچار خلق بالا ( شيدايي) و يا كاهش خلق ( افسردگي) مي شود. در صورت بروز نشانه هاي روان پريشي ، اين نشانه ها اغلب با خلق سازگار خواهند بود. به عنوان مثال ممكن است بيماران افسرده صداهايي را بشنوند كه از او مي خواهد خود كشي كند. بيمار ممكن است بيش از حد هيجان زده شود و يا خوشحال باشد و فكر كند كه فرد بسيار مهمي است؛ يا به انجام افراطي شيرين كاري هاي سرگرم كننده مبادرت ورزد.
اختلال اسكيزوفرنيا افكتيو: اين تشخص زماني مطرح مي شود كه فرد هم بيماري خلقي ( نظير افسردگي يا شيدايي) و هم روان پريشي را به صورت همزمان دارا باشد. به عبارت ديگر تابلوي بيماري، شبيه هيچ يك از اختلالات خلقي يا اسكيزوفرنيا ( به تنهايي) نيست.

افسردگي روان پريش:
 اين اختلال به صورت افسردگي شديد همراه با علايم روان پريش مشخص مي شود به صورتي كه هيچ دوره اي از شيدايي يا خلق بالا حين بيماري اتفاق نيفتاده باشد. اين نكته تفاوت اين بيماري با اختلال دوقطبي مي باشد.

روان نژند گرایی:
نوروز یا روان‌نژندی در روان‌شناسی، نوعی سراسیمگی است که از پایه و اساس کالبد شناسانه‌ای ندارد. به عبارتی دیگر روان‌نژندی نوعی بیماری روانی یا رفتاری است که اساس عضوی ندارد. در این بیماری اضطراب روانی با حفظ سلامت توان عقلی در شخص پدید می‌آید. روان‌شناسان بر این باورند که نگرانی یکی از مهمترین علامت‌های روان نژندی و بیشترین و رایج‌ترین نوع آن است. نگرانی هم نوع موقت دارد وهم دائمی. برخی از روان‌شناسان نگرانی را چنین تعریف می‌کنند: نگرانی احساس عمومی به آزردگی ناخوشایند، انتظار خطر وترس ناشی از خطری است که شخص منتظر آن است و نمی‌داند از کجا سرچشمه می‌گیرد.

جرم جویی:
جرم چیست؟ و خاستگاه آن کجاست؟ دورکیم جامعه شناس فرانسوی می گوید: «هر عملی که در خور مجازات باشد، جرم است». یعنی هر فعل یا ترک فعلی که نظم و آرامش اجتماعی را مختل سازد و قانون نیز برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد، «جرم» محسوب می شود. به نظر دورکیم، ما کاری را به خاطر «جرم» بودن محکوم نمی کنیم، بلکه از آن جایی که آن را محکوم می کنیم جرم تلقی می شود. از نظر حقوقی نیز «جرم عملی است که بر خلاف یکی از موارد قانون مجازات عمومی هر کشور باشد و مجرم کسی است که در زمان معینی عمل او بر خلاف قانون رسمی کشور باشد» (صناعی، ۱۳۴۱).
برای بررسی بهتر موضوع، پدیده جرم را از چند رویکرد تعریف می کنیم:
رویکرد قانونی و حقوقی: جرم یک عمل عمدی و ارادی بر علیه قانون است که غیر قابل حمایت و بخشودن بوده، مجرم باید دستگیر شود و به وسیله دولت مجازات گردد. (تاپن، ۱۹۴۷)رویکرد قانونی- اجتماعی:  سست بودن معیارهای قانونی باعث به وجود آمدن رفتارهای ضد اجتماعی می گردد. تاًکید بر تعریف قانونی جرم توسط دو ملاک مشخص، تعیین می گردد: یکی رفتارهایی که از قوانین اجتماعی تخطی و تجاوز می کنند ودوم مقررات قانونی برای مجازات یک عمل(ساترلند،۱۹۴۵). به بیان دیگر از منظر اجتماعی می توان گفت که جرم یک پدیده «معمولی» جامعه است؛ زیرا که بر حسب احساس تنفر و انزجاری که بزهکار در جامعه بر می انگیزد، معین می گردد.البته درجه بروز تنفر و انزجار در چهارچوب جامعه ی مشخص در افراد متفاوت می باشد.رویکرد بین فرهنگی:  هر گروه دارای معیارهایی از رفتار است که «هنجار» نامیده می شود. این هنجارها ضرورتاً به صورت قانونی تدوین نشده اند؛ بلکه هر کس از نقطه نظر گروهی که عضو آن است، عملی را بهنجار(درست) و نابهنجار(نادرست) –جرم- می داند و این هنجارها بستگی به ارزش های فرهنگی هر جامعه دارد(سلین، ۱۹۳۸).رویکرد برچسب زدن: مجرم کسی است که برچسب خورده و جرم رفتاری است که دیگران به آن برچسب زده اند (بکر، ۱۹۶۳).
این رویکرد معتقد است که رفتارها به خودی خود به عنوان جرم یا کجروی محسوب نمی شوند؛ بلکه این افراد و گروه های فرهنگی هستند که به این رفتارها به عنوان جرم برچسب  مي زنند.
رویکردحقوق بشر: این رویکرد معتقد است که همه افراد باید در جامعه تأمین باشند و از حقوق شهروندی، امکانات رفاهی، آموزشی، بهداشتی و … بهره مندشوند و قانون جزا باید آنها را تضمین و اجرا کند. پس انکار یا انحراف از این حقوق، جرم نامیده می شود.
نسبی بودن پدیده جرم: باید توجه داشت که جرم یک پدیده اجتماعی و کاملاً نسبی است؛ چرا که جرم در یک زمان و در بین برخی ملت ها جرم محسوب می شود، در حالی که در زمان و مکان دیگر جرم شناخته نمی شود.

بزه، بزهکار، بزهکاری:
در جرم شناسی پدیده های بزه، بزهکار و بزهکاری به عنوان سه رکن اصلی در نظر گرفته می شود. بنابراین در ادامه ، سعی در ارائه یک تعریف برای هر کدام از این ارکان داریم.هر عملی که در جامعه قوانین را نقض کند و مجازات در پی داشته باشد «بزه» نامیده می شود.هر جرمی که صورت می گیرد، دارای علل سازنده ای است که بر روی فرد اثر می گذارد و او را به سوی ناسازگاری و نابهنجاری سوق می دهد. پی آمد این سوق دادنها، ارتکاب خطا است و خاطی را به یک تعبیر «بزهکار» می نامند.بزهکاری مجموعه ای از جرایمی است که در یک زمان و مکان معین به وقوع می پیوندد. ژامبو مرلن در این زمینه می نویسد:« بزهکاری پدیده ای است که بدون توجه به بزهکار، می توان آن را مورد بررسی قرار داد و تراکم جرم،اهمیت گونه های مختلف جرایم، تغییرات اجتماعی جرایم رااز نظر مکان، زمان، نژاد، مذهب و… دقیقاً تحقیق کرد. لاک ساین19 (2000)نیز در این زمینه می نویسد: «بزهکاری یک میکروب اجتماعی است. این میکروب در محیطی که آمادگی پروراندن تبهکار نداشته باشد، بروز نکرده و جرمی اتفاق نمی افتد.در ایران نیز بزهکاری به کل جرایمی گفته می شود که در صورت ارتکاب به موجب قوانین قصاص، دیات، حدود و تعزیرات دارای مجازات هستند(علیقلی زاده،1391).

خاستگاه جرم
الف) محیط اجتماعی:
محیط اجتماعی بر اثر عوامل مختلفی افراد را به طرف ارتکاب جرم می کشاند؛ پس لازم است برای بررسی بهتر موضوع، محیط اجتماعی را از چند منظر مورد بررسی قرار دهیم. محیط اجتماعی را می‌توان به محیط های خانوادگی، اتفاقی، انتخابی و تحمیلی تقسیم کرد که هر کدام از این محیط ها به سهم خود تأثیر بسزایی در بروز رفتار انحرافی و ارتکاب جرم دارد(وفائي و روشن، 1386).
۱) محیط خانوادگی: خانواده محیطی است که شخص بدون این که حق انتخاب داشته باشد در آن متولد می شود و در این محیط شخصیت وی پی ریزی می شود. این محیط رابطه مستقیمی با بروز انحرافات اجتماعی از جمله ارتکاب جرم دارد.باید توجه داشت که وقتی محیط خانواده رو به هم گسیختگی می رود، غالباً منجر به فرار کودکان از منزل، مدرسه و ولگردی می شود و آنها را به ارتکاب جرایم مختلف می‌کشاند.
بنابراین می توان گفت که فرآیند تربیت زیستی- اجتماعی کودک از خانواده آغاز می شود. خانواده نیز جمعی کوچک از یک جامعه بزرگ است. خانواده و محیطی که کودک در آن متولد می شود و رشد می‌یابد، نقش مهمی در رشد جسمی و روانی و تکوین شخصیت کودک ایفا می کند؛ پس باید محیط او را مساعد و آماده ساخت.
۲) محیط اتفاقی: محیط اتفاقی یا محیط موقت شامل محیط مدرسه، کار و سربازی می شود. این محیط ها تشکیل دهنده مراحل خاصی از زندگی است و به سهم خود افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و به همان اندازه که در تعلیم و تربیت افراد و عادت دادن آنان برای انطباق یا زندگی عادی اجتماعی مؤثرند، در انحراف و ارتکاب بزه نیز تأثیر دارند.
۳ ) محیط انتخابی: محیط انتخابی محیطی است که فرد، خود انتخاب می کند. از جمله محیط های انتخابی می توان به محیط خانوادگی که با انتخاب همسر و امر زناشویی آغاز می گردد، محیط کار، انجمن ها، کانون ها و محیط هایی که برای گذراندن اوقات فراغت انتخاب می شوند، اشاره کرد.
4) محیط تحمیلی: محیط تحمیلی محیطی است که در آن آزادی فرد محدود شده و فرد نمی تواند کوچکترین قدرتی در انتخاب از خودنشان دهداز جمله ا ین محیط ها، می توان بازداشتگاه ها، ندامتگاه ها، کانون های اصلاح و تربیت و دیگر سازمان های مشابه را نام برد.

ب)عوامل محیطی:
باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که میزان ارتکاب جرم در همه جا یکسان نیست و تحت تأثیر شرایط جغرافیایی و اقلیمی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، شرایط و موقعیت خانوادگی، تربیتی و شغلی و طرز فکر و نگرش افراد جامعه قرار دارد. بنابراین در ادامه چند مورد از این عوامل محیطی را مورد بررسی قرار می‌دهیم(وفائي و روشن، 1386).

شهرنشینی و مهاجرتهای بی رویه روستاییان به شهرها:
شهرنشینی و مهاجرت‌های گروهی و گسترده به شهرها باعث شده است که بخش اصلی و هسته ای شهرها از بین برود و به جای آن زاغه ها، زورآبادها، حلبی آبادها و احداث مسکن های غیربهداشتی و غیرقانونی در محلات فقیرنشین به وجود بیاید. این عامل به سهم خود در افزایش انحرافات اجتماعی و بروز رفتار انحرافی و ارتکاب جرم نقش بسزایی داشته است. در شهرهای بزرگ، به دلیل افزایش بی رویه جمعیت، هیجان، آشفتگی، نگرانی، ترس و تشویق و اضطراب در بین شهرنشینان رو به فزونی نهاده، به طوری که اغلب شهروندان را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره مسئولیت مدنی، دانشگاه تهران، حقوق مدنی، شرکت سهامی Next Entries پایان نامه ارشد درباره حقوق مدنی، دانشگاه تهران، شرکت سهامی، قواعد عمومی