منبع پایان نامه درمورد اتحادیه اروپا، تجارت الکترونیکی، تجارت الکترونیک، بازار الکترونیک

دانلود پایان نامه ارشد

اقتصاد دیجیتال(مالیاتها و تعرفهها، قوانین دولتی، اعتماد مصرف کننده)
WITSA
1.موانع فناوری صنعتی 2. اعتماد مصرف کننده 3. مشکلات فناوری تجارت الکترونیکی 4. فعالیتهای تجاری داخلی حامی تجارت الکترونیکی 5. نیروی کار 6. مالیاتها 7. سیاستهای عمومی 8. مقاومت مصرفکنندگان
McConn ell
1. ارتباطات (زيرساخت، دسترس، قيمت) 2. رهبري الكترونيكی(سياست هاي دولتي وقوانين)
3. امنيت اطلاعات(حريم شخصي، امضاي الكترونيكي) 4. سرمايه انساني(آموزش فناوري اطلاعات،
وجود نيروي كار ماهر) 5. فضاي كسب وكار الكترونيكي(رقابت، ثبات سياسي و اقتصادي،
سرمايه گذاري خارجي، زيرساخت مالي)
CIDCM
1 . خطوط اجاره 2. تنظيم قيمت 3. دسترس به خطوط اينترنت 4. ماليات بندي 5. آيين نامهها
Mosaic
1. ميزان فراگيري يا نفوذ اينترنت(سرانه استفاده از اينترنت) 2. پراكندگي جغرافيايي به كارگيري
اينترنت
3. جذب بخشي يا ميزان استفاده از اينترنت توسط هر بخش اقتصادي 4. زيرساخت ارتباطي مورد
نياز براي اتصال 5. زيرساخت سازمانی(وضعيت بازار خدمات اينترنتي) 6. پيچيدگي استفاده
تخصصي و حرفه اي از اينترنت

جدول 2-2. مقایسه شاخص های الگوهای مذکور با مدل مورد بررسی این تحقیق
Mosaic
CIDCM
McConnell
WITSA
APEC
CID
CSPP
مدل مورد استفاده در این تحقیق
عامل

قابلیت تبادل اطلاعات
فنی

زیر ساخت الکترونیکی

استانداردها

سازگاری

زیر ساخت تغییر
سازمانی

رهبری و مدیریت

فرهنگ سازمانی

زیر ساخت مالی

ساختار سازمانی

محصولات/خدمات

مشتریان/تامین کنندگان
بین سازمانی

رقیا

عوامل محیطی

با توجه به شاخصهای بیان شده در جدول 2-1 میتوان نتیجه گرفت که این الگوها بیشتر به جنبه فنی توجه داشتهاند. از طرفی، همانگونه که ذکر شد، این الگوها برای سنجیدن آمادگی در سطح جامعه و ملی مناسب هستند نه سطح سازمانی که مورد تحقیق این پژوهش میباشد. همچنین توجه به جدول 2-2 که نشان دهنده تفاوت شاخصهای مورد استفاده در این پژوهش و الگوهای مذکور است، جامعیت مدل این تحقیق را مشخص میکند. لذا مدل الهی و حسنزاده شامل عوامل فنی، سازمانی و بینسازمانی برای شناسایی عوامل موثر بر آمادگی سازمان در استفاده از بازار الکترونیکی مناسبتر از الگوهای ذکر شده میباشند.
2-5. بنگاه های کوچک و متوسط19:
سازمانهاي كوچك و متوسط نيروي تاثيرگذاري در فرآيند توسعه اقتصادي كشورها ميباشند كه به علت نداشتن متولي و سازماني كه بصورت جدي، مطالبهگر توجه به جايگاه اين سازمانها در برنامهريزي كلان كشور گردد، از ايفاي رسالت خود در توسعه اقتصادي كشور بازماندهاند. شركتها و سازمانهاي كوچك و متوسط بر اساس معيارهاي مختلفي تعريف ميشوند. برخي از اين معيارها عبارتند از: حجم اشتغال، حجم سرمايه، حجم توليد، نوع تكنولوژي و صادراتي بودن توليدات، ميزان گردش مالي و… (سمیع زاده و چهارسوقی،1387).
تحولات پيچيده و سريع تكنولوژي و فناوري اطلاعات20 چند دهه اخير و نيز شتابگيري روند جهاني شدن موجب شده است تا جوامع تلاش كنند تا بيش از پيش خود را براي پذيرش تغييرات و تحول آماده كنند. آنچه كه تا چند دهه پيش به عنوان يك امتياز اقتصادي تلقي ميشد عبارت بود از برپايي و فعال نگه داشتن شركتهاي بزرگ و چنين استدلال ميشد كه هر چه اين شركتها بزرگتر باشند اقتصاد پوياتر و قدرتمندتر ميگردد. اگر چه اين تفكر طي چندين دهه رونق گرفت و بر پايه آن شركتهاي غول پيكري هم پديدار شدند، ولي تحولات اخير و به ويژه فناوري اطلاعات و ارتباطات پيچيدهتر شدن فرايندهاي مديريتي و تصميمگيري، نياز به تصميمگيريهاي آني و ضروري و تجارب حاصل از فعاليتهاي بنگاههاي کوچک و متوسط اهميت اين بنگاهها را نمايان ساخته است (لعلی،1382).
واژه «سازمانهای کوچک و متوسط» در تعداد کمی از کشورها به صورت استاندارد تعریف شده است. به عنوان مثال، قبلاًً هریک از اعضای اتحادیه اروپا به طور سنتی، تعریفی از آن را ارائه می کرد. مثلاً آلمان سازمانهایی که تعداد کارکنان آن500 نفر و بلژیک سازمانهایی که تعداد کارکنان آن 100نفر باشد را کوچک و متوسط میدانست. پس از ارائه يك تعريف اوليه در سال 1996میلادی، اتحادیه اروپا در سال2003 این مفهوم را استاندارد كرد و در تعريفي كه هماكنون در اتحاديه اروپا مورد اجراست. کمیسیون اروپا در سال 2003تركيبي از تعداد كاركنان، گردش مالي سالانه و يا ترازنامه سالانه را مبنا قرار داد. در تعریف ارائه شده، سازمانهایی با تعداد كاركنان کمتر از 50نفر را “کوچک” و سازمانهای با کمتر از 250نفر را “متوسط” نامیده اند، ضمن آنكه بنگاههايی با تعداد كاركنان كمتر از 10 نفر را خيلي كوچك (ميكرو) مینامند. اکثر کشورها همین تعریف را مورد اجرا قرار میدهند (معاونت برنامهریزی و امور اقتصادی،1388).
گردش مالي سالانه 50، 10و2 ميليون يورو و تراز سالانه 43 ،10 و2 ميليون يورو نيز به عنوان حدود تعريف شده براي سه نوع بنگاه متوسط، كوچك و خيلي كوچك پيش بيني شده است. آلمان از سال 2005میلادی از تعریف اتحادیه اروپا استفاده کرد. در مقابل امریکا، صنایع با کمتر از 100نفر را کوچک و صنایع با کمتر از 500 نفر را متوسط می نامد. شایان ذکر است که به گزارش کمیسیون اروپا (2005)، ميزان اشتغال متوسط كل بنگاهها در اتحاديه اروپا 6 نفر است و 99درصد شرکتهای اتحادیه اروپا را بنگاههای کوچک و متوسط تشکیل می دهند که تعداد کارکنان آن در مجموع حدود 75 میلیون نفر است (موحدی،1390). به نقل از ویکی پدیا21، در برخی کشورهای اروپایی و نیز آمريكا، بنگاههاي با تعداد كمتر از 10 نفر را دفاتر كوچك ناميده و براي آنها محدوده خاصي در حوزه بنگاههاي كوچك و متوسط در نظر ميگيرند.
در اتحاديه اروپا، بنگاههاي با تعداد كمتر از10 نفر را بنگاههاي خيلي كوچك (ميكرو) مينامند. در برخي از كشورها، بنگاههاي با تعداد كاركنان 30 تا 199 نفر را كوچك و 200تا 999 نفر را متوسط ناميدهاند. در خصوص تعريف و توصيف بنگاههاي كوچك و متوسط در ايران اتفاق نظر قطعي وجود ندارد. وزارتخانهها و مؤسسات مختلف دسته بنديهاي متفاوتي براي اين بنگاهها دارند. با توجه به تعريف برخي وزارتخانهها (چون جهاد كشاورزي)، بنگاههاي كوچك و متوسط روستايي، بنگاههاي صنعتي و خدماتي با كمتر از 50 نفر تلقي میشود، درحاليكه برخي وزارتخانههاي ديگر(چون تعاون)، تعريف ديگري دارند. تقسيمبندي کارگاههای صنعتی در ایران حاوي نوعي شباهت با توصيف اتحاديه اروپاست (مرکز آمار ایران، 1387).
با توجه به اهمیت بنگاههای کوچک و متوسط و نقشی که در توسعه صنعتی کشور و واکنش سریع به تغییرات و نیازهای متنوع بازار جهانی و توسعه صادرات ایفا میکنند، هماهنگی آنها با شرایط و خواستههای بازار، ازجمله بهکارگیری امکانات تجارت الکترونیکی، یک ضرورت ناگزیر است (موحدی،1390). بنگاههای کوچک و متوسط، در اکثر کشورها به عنوان عناصر مهم در پیشرفتهای اقتصادی-اجتماعی شناخته شدهاند. این بنگاهها خصوصاً در ایجاد فرصتهای شغلی با سرمایهگذاریهای پائین، توسعههای منطقهای، توسعههای سازمانی شرکتهای متکی بر اصول تکنولوژی، نوآوری محصولات و ایجاد روشهای نوین، اهمیت بسزایی دارند (تولایی و علیرضایی،1387).
نگاهی به نظام اقتصادی-اجتماعی در بسیاری از کشورهای پیشرفته و نو توسعه یافتهی جهان نشان میدهد که ایجاد و حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط یکی از اولویتهای اساسی در برنامههای توسعه اقتصادی این کشورها است. این بنگاه های اقتصادی علی رغم آنکه به سرمایه گذاری کمتری نیاز دارند، بازدهی بیشتری داشته و درایجاد اشتغال، ایجاد بستر مناسب برای نوآوری و اختراعات و افزایش صادرات این کشورها، نقش مهمی دارند. در بسیاری از کشورها این بنگاهها، تامینکنندگان اصلی اشتغال جدید، مهد تحول و نوآوری و پیشرو در ابداع فناوریهای جدید بودهاند. از سوی دیگر این صنایع به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد خود می تواند از جاذبههای فراوانی برای بخش خصوصی برخوردار باشد، که این امر بسته به شرایط داخلی اقتصادی کشورها قوانین و سیاستهای حمایتی در کشورهای مختلف به عنوان الگویی موفق برای توانمندسازی علمی و صنعتی معرفی شده است (تولایی و علیرضایی،1387).
شركتهاي متوسط و كوچك در بيشتر كشورهاي توسعه يافته به دلايل مختلف مورد توجه و حمايت ويژه دولتها قرار دارند. كه از جمله آنها ميتوان به تواناييهاي لازم جهت جذب سرمايههاي محدود و پراكندة موجود در جامعه و هدايت آنها در فعالي هاي توليدي و صنعتي اشاره نمود. با توجه به توضيحات فوق ارائه راهكارهايي به منظور تسهيل حضور فعال سازمانهاي كوچك و متوسط در چرخه اقتصادي كشور ميتواند به توسعه و شكوفايي اين سازمانها منجر شود. در اين ميان با توجه به رشد روزافزون كسبوكارهاي الكترونيكي كه موج عظيم آن در سالهاي اخير اقتصاد جهان را متحول نموده است، بررسي اين پديده نوظهور در سازمانهاي متوسط و كوچك ميتواند از اهميت بالايي برخوردار باشد (سمیع زاده و چهارسوقی،1387).
2-6. بکارگیری بازار الکترونیکی توسط بنگاه های کوچک و متوسط
2-6-1. کسب وكارهاي كوچك
در حالي كه بيش از يكسوم بنگاههاي كوچك، تجارت الكترونيكي را عامل توسعه فروش ميدانند، استفادة آنها از فناوري اطلاعات و ارتباطات براي عمليات فروش محدود به فروش و توليد الكترونيكي در سطح 7 تا 14درصد است. هيچكدام از اين سازمانها از اين فناوري براي كنترل كيفيت، جست وجوي سفارش يا نگهداري و تعميرات استفاده نمي كنند. آگاهي محدود (عدم نياز به فناوري توسط 30درصد از سازمانها)، نيروي غيركيفي و محدوديت بودجه از مشكلات اين بنگاههاست. در اين سازمانهاي كوچك بيشترين درك نسبت به فناوري در نقشهاي مديريتي تبلور يافته است. در حدود 40درصد، بنگاهها از فناوري در يكي از حوزههاي خود بهخصوص در منابع انساني، مالي و فعاليتهاي مديريتي بهره بردهاند (موحدی و یاقوتی، 1388).
2-6-2. كسب وكارهاي متوسط
سازمان با ابعاد متوسط در مقايسه با سازمان كوچك همتاي خود فناوري اطلاعات و ارتباطات را در عمليات فروش (كنترل كيفيت، ارزيابي سفارش، نگهداري و تعميرات و فروش) استفاده ميكنند. حداكثر 45درصد بنگاههاي متوسط از اين فناوري براي بازار استفاده ميكنند و فقط 10 درصد از اين بنگاهها مالك نرمافزارهاي بازار هستند. سطح درك استفاده از فناوري در مديريت براي سازمانهاي متوسط نسبت به سازمانهاي كوچك يك گام جلوتر است. تقريباً به ميزان حداقل 90 درصد بر اهميت آن در سازمانهاي متوسط تأكيد ميشود. در عمل سازمانهاي متوسط، فناوري را بيشتر در اهداف مالي و مديريتي و به همان اندازه در منابع انساني به كار ميگيرند (موحدی و یاقوتی،1388).
همانند سازمانهاي كوچك اين نياز وجود دارد كه استفاده از فناوري در ديگر مؤلفههاي مديريت توسعه يابد. در مواردي همچون فرآيند سفارش و پيگيري، ارتباطات داخلي و بيروني در اين سازمانها نيز مانع اصلي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در مديريت “نيروهاي غيركيفی” است (تقريباً 35درصد از اين بنگاهها). بر اساس آنچه ذكر شد، بنگاههاي متوسط نسبت به بنگاههاي كوچك در سطح آگاهي و اجراي فناوري اطلاعات و ارتباطات در مديريت و توليد يك گام جلوتر هستند. آگاهی و كاربرد فناوري در بازار، هنوز در سطح متوسطي قرار دارد، اين امر براي زيرساخت الكترونيكي و ارتباطات نيز صادق است (موحدی و یاقوتی،1388).
عمده استفاده از بازارهای الکترونیکی توسط شرکتها و سازمانهای بزرگ میباشد، ولی در سالهای اخیر توجه برخی شرکتهای با مقیاس کوچکتر نیز به سوی این نوع بازارها و مبادلات از طریق آنها جلب شده است. بنگاههای کوچک و متوسط نقش چشمگیری را در اقتصاد بینالمللی ایفا میکنند. بنگاههای کوچک و متوسط در برقراری اقتصاد پویا و سالم با ملل صاحب صنعت و معرفی ابداعات و نوآوریها نقش موثری دارند. به همین دلیل موضوعات و پدیدههایی که

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد آمادگی الکترونیکی، ارزیابی آمادگی، تجارت آزاد، شکاف دیجیتال Next Entries منبع پایان نامه درمورد فرش دستباف، تجارت الکترونیک، بازارهای الکترونیکی، تجارت الکترونیکی