منبع پایان نامه درمورد ابراز وجود، تعاملات روزمره، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

هم زمان يا مجزا استفاده می شود (فاتحي زاده ، 1380 :59 ).

2-1-14-8- مهارت توضيح دادن
مهارت توضيح دادن يكي ازمهم ترين و رايج ترين مهارت هاي اجتماعي است. توانايي توضيح دادن شفاف و روشن به گونه اي كه حتي براي كودكان هم قابل درك و فهم باشد. این مهارت يكي از استعدادهاي ذاتی انسان است. هم چنين توضيح ماهرانه ي يك مفهوم يا فرآيند مي تواند زندگي يك فرد را تغيير دهد( راك و براون، 1382 :57 )
وقتي مي خواهيم مطلبي را براي شخص ديگري توضيح دهيم در واقع مي خواهيم به او بفهمانيم ، لذا هر قدر مطلب را ساده و روشن بيان كنيم ، با مهارت تر عمل كرده ايم.
مهارت توضيح با سن ، اطلاعات قبلي و توانايي ذهني طرف مقابل رابطه ي مستقيمي دارد. وظيفه ي اصلي توضيح دهنده اين است كه ببيند چطور بين پيچيدگي توضيحات و توانايي مخاطبان خود توازن ايجاد كند و توضيحات بايد در چه سطحي باشند. كاركردهاي توضيح دادن شامل: ارائه اطلاعات ، به اشتراك گذاردن اطلاعات ، ساده كردن پديده هاي پیچيده ، روشن نمودن ابهامات موجود در تعامل اجتماعي، ابراز عقيده و نشان دادن نحوه ي اجراي مهارت خاص مي باشد ( هارجي و همكاران ، 1384: 196). توضيح داراي دسته بندي هاي مختلف مانند توضيحات توصيفي ، تفسيري و استدلالي مي باشد.
مهارت هاي ارائه توضيح شامل سه تكنيك، توضيح كلامي ، ترسيم و نمايش مي باشد.
از ديدگاه روزنشاين وفارست36(1973) ، ترني و ديگران 37(1983) ، لند38(1985) و لي39(1988) توضيح داراي ويژگي هايي مانند ، روشني ، علايم راهنما ، تمركزها ، رابطه ها ، اختصار ، سلامت ، مكث كردن ، زمان مناسب ، كاهش ابهام، تأكيد كلامي و غيركلامي، راه هاي كمكي توضيح ، فيدبك، نمايش دادن ، طرح ريزي و ارائه مي باشد ، كه هركدام از آن ها در مفيد بودن توضيحات و فهم مطالب كمك زيادي مي كند ( همان:199)

2-1-14-9- مهارت گوش دادن
آدمي در قرن حاضر به توانايي هاي متعددي نياز داردكه هركدام مي تواند به نوعي در روند زندگي و كار او تأثيرگذار باشد . از اين ميان توانايي برقراري ارتباط و ايجاد مناسبات اجتماعي ازجمله مهم ترين مهارت هاست.
همه ي ما در هر پست و منزلت شغلي ، مطمئناً با افراد زيادي رو به رو هستيم كه شايد نيمي از زمان حضورمان در اجتماع به آن ها اختصاص دارد و مهم ترين پل ارتباطي ميان ما از طريق گوش دادن ، صورت مي گيرد.
در تعاملات ميان فردي، گوش دادن اهميّت زيادي دارد. افراد براي برقراري ارتباط به يكديگر علامت می دهند و از يكديگر علامت می گيرند، ما براي پاسخ دهي مناسب به ديگران بايد به پيام هاي آن ها توجّه كنيم و پاسخ های بعدي آن ها را نيز به اين پيام ها مرتبط سازيم.
گوش كردن مهارتي است كه در ايجاد و تداوم روابط ميان فردي نقش سالم و سازنـــده اي ايفــا می کند. امّـا گوش كردن به معناي شنيدن صرف گفته هاي ديگران نيست. گوش كردن صحيح ، نيازمند واكنش هاي مناسب ، طرح پرسش و حالات و حركاتي مبتني بردقت و توجّه ويژه شنونده است.
گوش دادن عبارت است از «تمركز بر پيام هاي كلامي و غيركلامي سخن گو ، و در عين حال ابراز فعالانه ي علايم كلامي و غيركلامي گوش دادن ». هم چنين فرآيندي است كه طي آن فرد به علايم كلامي و غيركلامي ارسال شده از سوي ديگران دقّت مي كند و سعي مي كند ‌آن ها را بفهمد ( ديكسون ، 1994).
در روابط بين فردی گوش دادن اهميّت زيادي دارد. زيرا از طريق اين مهارت مي توانيم ضمن احترام گذاشتن به فرد مقابل ، وي را به ادامه ي تعامل تشويق نموده و درنتيجه اطلاعات بيشتري كسب نماييم .
لوين وكواكلي40(1982) و ولف و ديگران41( 1983) گوش دادن را به چهار دسته ي اصلي زیر تقسيم می کنند:
-گوش دادن جهت درك يك مطلب
– گوش دادن جهت ارزيابي
– گوش دان جهت قدرداني
-گوش دادن همدلانه (هارجی و همکاران ، 1384 : 221-220).
براي گوش دادن مانند گوش دادن به دو نفر، بي توجهي ، سوگيري فردي و آمايه ي ذهني42،‌ وجود دارد. هم چنين زماني كه شنونده نمي خواهد ارتباط او با طرف مقابلش سيرخاصي را طي كند ، براي قطع كردن ارتباط یا منحرف كردن آن از تكنيك هاي انسداد استفاده مي كند ، كه شامل: خودداري از ارتباط ، عدم بروزاحساسات ، پاسخ انتخابي ، اعتراف به بي اطلاعي ، تغييردادن موضوع ، ارجاع ، معوق گذاردن و بستن در ارتباط مي باشد (همان :222 ).

2-1-14-10 مهارت نفوذ
هر تكاملي مستلزم اعمال قدري نفوذ اجتماعي است. حتي سطحي ترين برخوردها نيز اثر خود را هر چند جزئي بر شركت كنندگان بر جاي مي گذارند. نفوذ ميان فردي بخشي اساسي در فرآيند تعامل اجتماعي است . هر عقيده اي كه اظهار مي داريم ، هر خواهشي كه مي كنيم و هر رفتاري كه در قبال ديگري انجام مي دهيم به نحوي برآن فرد تأثير مي گذارد (فرگاس، ،1379 :313).
ديون و دهلي43(1982) معتقدند نفوذ اجتماعي عبارت است از« تغييرات شناختي ، نگرشي ، يا رفتاري شخص ( يا اشخاص ) كه معلول كنش هاي شخصي ديگري (نفوذكننده) است » . از اين سه بُعد ، بُعد نگرش مهم تر از بعد شناختي و رفتاري شخص است ( هارجي و همکاران ، 1384 : 272).
بدار، دزيل و لامارش( 1999) معتقدند ، نفوذ عبارت است از تغيير شكل رفتار يا باورهاي فرد، اثر رفتار واقعي يا خيالي ، ارادي يا غيــر ارادي كه از طـــرف يك شخص يـــا گروهي از اشخـــاص اعمــــال مي شود ( بدار و همکاران،1380 :157).
سه مؤلفه ي مهمي كه در نفوذ اجتماعي نقش دارند عبارتند از: قدرت ، اعتبار و جذابيت (لینذري و ارونسون ، 1985).
ازجمله اركان قدرت كه منجر به نفوذ در ديگران مي شود ، تخصص ، داشتن اطلاعات ، مشهور بودن و توانايي رهبري را مي توان نام برد. منظور از اعتبار ، كفايت و قابل اعتماد بودن «سخن گو» اين است كه سخن گو چقدر صادق ، خالص و يا راستگوست. كسي كه اطلاعات معقول و زيادي مي دهد با كفايت است اما فردي كه برخي اطلاعات را مخفي كرده يا آن ها را تحريف مي كند، غيرقابل اعتماد است . دراين صورت اعتبار وي كم خواهد شد. سومين ركن نفوذ جذابيت است . كه شامل جذابيت جسماني ، شباهت ، آشنايي ، كميابي و تحسين است (هارجي وهمکاران، 1384 : 284). جذابيت افراد ، علاوه بر ظاهرآن ها به عوامل ديگري هم بستگي دارد ، عواملي كه برترغيب كننده بودن ما مي افزايند. عواملي مانند تشابه ديدگاه ها ، آشنايي طرفين با يكديگر، محدوديت دسترسـي ديگـران به دانـش و خدمــات فـرد نفـوذ كننده كه موجب افـزايـش ارزش آن ها مي شود، تقويت، تشويق و حمايت ديدگاه ها و رفتارهاي ديگران و مقابله به مثل ، يعني اعطاي چيزي پيش از تقاضا ، كه اثر زيادي دارند.
جذابيّت فرد قدرت زيادي دارد ، به طوري كه پژوهش ها بيانگر آن است كه جذابيّت باعث موفقيّت در نفوذ اجتماعي مي گردد.

2-1-14-11 مهارت ابراز وجود
ابراز وجود يكي از مهارت هاي اجتماعي است كه در ارتباطات ميان فردي و درمحيط هاي تخصصي و در تعاملات روزمره بسيار مفيد است.
لنج و جاكوبوسكي44(1976) مهارت ابراز وجود را چنین می دانند : گرفتن حق خود و ابراز افكار، احساسات و اعتقادات خويش به نحوي مناسب ، مستقيم و صادقانه است ، به نحوي كه حقوق ديگران را زيرپا نگذاريم.
از طرفي آلبرتي و آمونز45 (1982) نيز ابراز وجود را اين طور تعريف مي كنند: « رفتاري كه شخص را قادر مي سازد به نفع خودش عمل كند، بدون هرگونه اضطرابي روي پاهاي خود بايستد، احساسات واقعي خود را صادقانه ابراز كند، و بدون بي توجهي به حقوق ديگران حق خود را بگيرد» .
همان طوركه مشاهده می شود ، در هر دو تعريف بر رعايت و احترام به حقوق ديگران تأكيد مي شود و اشاره شده است كه افراد ماهر ، بايد بتوانند بين گرفتن حقوق خود و پايمال كردن حقوق ديگران تفاوت قايل شوند.
ابراز وجود متشكل ازهفت دسته پاسخ است كه سه دسته آن ها منفي است و چهار دسته مثبت هستند. موارد منفي عبارت از : عقايد متفاوت ، تقاضاي تغيير رفتار از ديگران و رد درخواست نا معقول آن ها است . چهار پاسخ مثبت : قبول كاستي هاي خود ، رد و بدل كردن تعاريف ، شروع و ادامه ي تعاملات و ابراز احساسات مثبت است ( هارجي وهمکاران ، 1384 :298).
ابراز وجود يعني ملاحظه ي حقوق ديگران و در عين حال گرفتن حق خود. ويژگي هاي اين سبك عبارتند از:
دادن پاسخ هاي خود انگيخته با لحني دوستانه اما قاطع ، نگاه كردن به ديگران ، ذكر مسايل مهم ، ابراز احساسات و عقايد خود ، بها دادن به خود و نرنجاندن خود و ديگران . در اين سبك هدف شخص ، رعايت عدالت براي تمامي طرف هاي رابطه است.
مهارت ابراز وجود به فراخور موقعيّت ها چند هدف را برای شخص برآورده مي سازد. استفاده ي ماهرانه از ابراز وجود كمك هاي زير را به ما مي كند تا :
1- جلوي پايمال شدن حقوق مان را بگيريم .
2- تقاضاهاي نامعقول ديگران را رد كنيم .
3- بتوانيم از ديگران درخواست هاي معقولي كنيم .
4- با مخالفت هاي نامعقول ديگران، برخورد درست و مؤثري كنيم .
5- حقوق ديگران را به رسميت بشناسيم .
6- رفتار ديگران را در برابر خودمان تغيير دهيم .
7 – از تعارضات پرخاشگرانه ي غير ضروري خود داري كنيم .
8- در هر موردي موضع خود را با اعتماد به نفس و آزادانه مطرح كنيم .

2-1-14-12 مهارت تعامل درگروه ها و رهبري
براي ارتباط با ديگران در طيفي وسيع تر درگروه هايي مانند خانواده ، دوستان ، گروه هاي موجود در جامعه نياز به مهارت هاي خاص مي باشدكه هر فرد در رابطه با ديگران بايستي آن ها را كسب كند.
به نظر بدار ، دزيل و لامارش، 1999 گروه عامل مهم اجتماعي شدن است ، باتوجه به نظرات ديگران ، پيشنهادكردن ، توصيه كردن ، تصميم گيري حضور ديگران ، موضع گيري درون گروه ، تفكر گروهي ، مسئوليت پذيري درگروه ، تفكر گروهي و رهبري گروه ، مي توان ارتباطات گروهي را تنظيم و توسعه داد. رهبري ، فرآيندي است كه با آن يكي از اعضاي گروه (رهبر) ، رفتارهاي ساير اعضاء را تحت تأثير قرار مي دهد. طوري آن ها را هدايت مي كند كه هدف هاي مشترك گروه به دست مي آيد (بدار و دیگران،1380: 172).
2-1-14-13 مهارت همكاري
همكاري يكي از مهارت هاي اجتماعي است كه افراد با كسب آن مي توانند در جهت هدف مشترك ، فعاليّتي سازمان يافته و تعامل اجتماعي تداوم يافته درجامعه داشته باشند.
همكاري كردن ، ايجاد نوعي احساس هم بستگي و تعامل و تلاش جمعي ميان افراد يك جامعه به منظور نيل به يك نظام عادلانه اجتماعي است . هم چنين همكاري كردن در واقع تصميمي جمعي براي رسيدن به يك هدف واحد و مشخص است كه به فرد و جامعه اي كه در آن زندگي مي كنــد مربوط مي شود (تاجيك و ابطحي ، 1375 :25).
همكاري كردن به عنوان مهارتي است كه فرصت هاي نيكويي را مي آفريند تا افراد براي از ميان برداشتن دشواري ها و مشكلات به راه هاي تازه اي با مشاركت يكديگر دست پيدا كنند. در مهارت همكاري، كنش و واكنش متقابل درجهت كمك و حمايت متقابل به روشني ديده مي شود.
آلن بيرو46(1966) همكاري كردن را مترادف مشاركت آورده و آن را به معناي سهمي در چيزي يافتن و از آن سود بردن يا در گروهي شركت جستن و بنابر اين با آن همكاري داشتن، می داند (بیرو ، 1370 :60) و بيشتر در مفهوم دوم همکاری کردن؛ یعنی زمانی است كه فرد باید مهارت شركت فعالانه درگروه داشته باشد تا به فعاليّت اجتماعي انجام شده برسد ؛ تاکید دارد. همكاري كردن مي تواند در بخش هاي فرهنگي ، اقتصادي ، گذران اوقات فراغت ، مسئوليت هاي سياسي ، مدني و اجتماعي صورت پذیرد.

2-1-14-14 مهارت همدلی
همدلي يعني اين كه فرد بتواند مسايل ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد درك كند و به آن ها احترام بگذارد. اين مهارت موجب مي شود تا به ديگـران توجـّه كرده و آن ها را دوست داشته باشيــم و خود نيز مورد توجّه و دوست داشتن ديگران قرار بگيريم و با ايجاد روابط اجتماعي بهتر به هم نزديك شويم.
همدلي عبــارت از : تمايل پاســخ دهي به حالت عاطفي ديگران را، با حالت عاطفي مشابه می باشد.
يعني اين كــه فــرد بتواند مسائـل ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد عزت نفس Next Entries منبع پایان نامه درمورد آموزش مهارت، مهارت های اجتماعی، روابط بین فردی