منبع پایان نامه درمورد آموزش مهارت، اجتماعی شدن، ارزش ها و نگرش ها

دانلود پایان نامه ارشد

رفتاري را به فرزندان خود تحميل مي كند و خانواده ي مقتدر، خانواده اي است كه كودك را به شيوه اي كه درنظر او اطمينان بخش و قاطع است آزاد مي گذارد. ( بي ريا وهمکاران، 1375 :40).
10- ميزان تحصيلات والدين و اجتماعي بودن آن ها
يكي از عواملي كه در جامعه پذيري و كسب مهارت هاي اجتماعي فرد مؤثر است ، ميزان تحصيلات والدين مي باشد ، كه هم بريادگيري و نحوه ي انتقال اجتماعي شدن وآموزش مهارت هاي اجتماعي و هم چنین بر سهولت جریان اجتماعی شدن فرزند تاثیر دارد.
تحقيقات نشان داده ، اجتماعي بودن والدين و سطح تحصيلات آن ها بر مهارت اجتماعي كودك به ويژه در داشتن رابطه ي موفق و با ثبات با هم سالان تأثير مي گذارد (شاهي و همكاران ، 1388 :141 ).
هم چنين كودكاني كه در فعّاليّت كلاسي شركت نكرده و قوانين مدرسه و كلاس را رعايت نمي كنند ، داراي والدين با تحصيلات پايين و هم چنين داراي مشكلات هيجاني ، عاطفي و رفتاري هستند. اين كودكان اغلب نمره ي پايين مي گيرند و پيشرفت مناسب تحصيلي ندارند (همان:142 ).

2-1-20-2 مدرسه
دومين نهاد سنتي براي اجتماعي كردن و آموزش مهارت هاي اجتماعي مدرسه مي باشد . تمامي جوانان ضمن طي دوره ي ابتدايي تا متوسطه تحت نفوذ مدرسه قرار دارند. كاركنان مدارس همواره درگير مبادلات دقيق ميان نيروهاي اجتماعي كننده ي مختلف براي رسيدن به اهداف اجتماعي بوده اند و امروزه ارتباطات سريع فرهنگي بین جوامع، سهولت سفر ، افزايش ميزان سواد ، فراواني نعمت آزادي فردي با هم سبب افزايش تجربه نگرش و مهارت ها شده است.
بخش اساسي از فرايند جامعه پذيري و ايجاد و پرورش مهارت هاي اجتماعي بايد در فرآيند آموزش و پرورش و از طريق مدرسه انجام گيرد.
مدرسه بهترين صلاحيت تربيت اجتماعي صحيح كودكان را دارد . به عبارت ديگر ، انسان قرن معاصر بيش از انسان قرن هاي پيش به مدرسه نياز دارد. بنابراين ، برنامه مدارس بايد طوري تنظيم شود كه درعين پرورش استعدادها و مهارت هاي گوناگون كودك و آماده كردن محيط مناسب براي رشد طبيعي او ، او را يك فرد اجتماعي بارآورد به طوري كه صلاح خود را درصلاح جامعه بداند و درهمه اعمال و حركات خود تنها به فكر منافع شخصی نباشد و همواره نفع عموم را برنفع خود ترجيح دهد .
هم چنين اصول آموزش و پرورش در قرن بيست و يكم بيش از همه بر ايجاد ، پرورش و تقويت مهــارت های اجتماعي و ارتباطي در افراد تأكيد مي كند. اين اصول عباتند از : يادگيري براي با هم داشتن ، با هم بودن ، با هم فعّاليّت كردن و با هم زيستن و به طوركلي شهروندي است كه از يك سو به مفهوم داشتن حس مسئوليت براي خود و جامعه و از سوي ديگر درك زمينه هاي اجتماعي ، عاطفي و فرهنگي ديگران است ( يونيسف ، 2000).
بنابراين اجتماعي كردن صحيح كودكان و آموزش مهارت هاي اجتماعي لازم به آنان همواره به منزله ي يكي از اهداف مهم نظام آموزش و پرورش مطرح بوده و مي باشد زيـرا رشــد و پيشرفت اجتماعي در سایه ی اجتماعی شدن حاصل مي شودكه نتيجه ي آن سازگاري و برقراري ارتباط سالم و صحيح كودكان و نوجوانان با اطرافيان است. آموزش و پرورش وظيفه ي آماده كردن نسل جديد را براي جامعه امروز برعهده دارد. اين امر در سطــح آموزش و پرورش عمومي، شامل سلسله مهارت هايي براي زندگي و جنبه هاي حرفه اي آن است و هدفش اين است كه افرادي را كه مي خواهند در جامعه زندگي كنند با اصول ، قواعد ، ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي آشنا كند و بتواند شهروندان خوبي را تحويل جامعه دهد. با آن كه رشد شناخت و ارتقاي دانش نظــري دانش آموزان يكي از اهداف اصلي آموزش و پرورش و آموزش مدرسه است اما بايد اذعان كرد كه اين امر تنها در قالب هدف كلي تعليم و تربيت يعني تربيت افرادي كه از سازگاري هاي لازم براي زندگي اجتماعي سالم برخوردار باشند، تحقق و معني مي يابد . براين اساس انتقال اطلاعات و دانش نظري به دانش آموزان بدون توجه به كنترل و هدايت جنبه هاي عاطفي و اجتماعي آنان ، نمي تواند ما را به اهداف عالي تعليم و تربيت برساند به همين دليل براي دست يابي به اهداف عالي حفظ ارزش هاي انساني و اجتماعي و تربيت شهروند مطلوب ، كه از اهداف اساسي آموزش و پرورش است بايستي به رشد جنبه هاي مختلف انسان در بعد شناختي عاطفي و مهارتي به طور همزمان تأكيد گردد. توجّه به مهارت هاي اجتماعي و نحوه ي آموزش آن در مدارس مي تواند تسهيل كننده رسيدن به اهداف مطروحه باشد.
از طريق مدرسه است كه مي توان كودكان و نوجوانان را با توجّه به آموزش صحيح مهارت هاي اجتماعي به بسياري از مفاهيم و ارزش هاي اجتماعي مانند : احترام به يكديگر و حقوق همديگر ، رعايت حقّ تقدم ، رعايت قوانين و مقررات ، همكاري، نظم ، تلاش براي دست يابي به اهداف مشترك، مسئوليت پذيري، سؤال كردن، تفكر منطقي و… بسياري از مهارت هاي رواني و اجتماعي هدايت كرد.
موريش56(1978) معتقد است كه نهادهاي اجتماعي از جمله آموزش و پرورش بايد زمينه هاي لازم را براي اعضاء خود در برقراري ارتباط صحيح با محيط و افراد مهيا كنند.
كارتلج و ميلبرن (1994) معتقدند جريان اجتماعي شدن و تحصيل مهارت هاي اجتماعي در محيط هاي رسمي آموزش با تكيه براصول اجتماعي شدن كودك و با به كارگيري دانش روان شناسي ، علوم تربيتي و علوم اجتماعي به كودكان و نوجوانان آموخته مي شود. هم چنين بايستي دراين فرآيند به نيروهاي اجتماعي كننده ي درون محيط هاي آموزشي كه براي اكثر متخصصان تعليم و تربيت كاملاً شنـاخته شده اند و شامل : برنامه آموزش ، كاركنان مدرسه و دانش آموزان مي باشند، توجّه شود ( کارتلج و میلبرن، 1375 : 34).
لذا از طريق مدارس و مجموعه ي كاركنان مدارس( مدير ، معلم ، مربي ، معاون و… ) ، برنامه درسي و محتواي كتاب هاي درسي است كه مي توان به دانش آموزان كمك كرد تا درقالب آموزش هاي غيررسمي و پنهان و دركتاب آموزش هاي رسمي و هدفمند به مفاهيم و ارزش هاي والاي انساني و كسب مهارت هاي اجتماعي دست يابند.
مطالعات و پژوهش هاي متعددي در زمينه ي نقش و تأثير مدارس دركسب مهارت هاي اجتماعي افراد صورت پذيرفته كه به تعدادي از آن ها اشاره مي گردد :
لويز و تيموتي57(1988) معتقدند كه محتواي آموزش مهارت هاي اجتماعي در مدارس سبب كاهش رفتارهاي مشكل ساز دانش آموزان مي شود.
هم چنين پاول اسپيس58(1995) در پژوهش خود به اين نتيجه مي رسد كه افزايش نظم و مهارت هاي تفكر ، كاهش مشكلات انطباقي ، رقابت دانش آموزان ، بهبود مهارت هاي اجتماعي ، افزايش ارتباط ميان فردي و بهبود روابط اجتماعي فراگيران براثرآموزش مهارت هاي آموزشي و اجتماعي دركلاس درس با فعّاليّت گروهي كسب مي گردد . رابرت، واتر ، فرد و نيومن59(1990) براين باورند كه مدارس مكاني مهم در تشويق دانش آموزان براي شركت در فعاليّت ها و كمك هاي گروهي به شمار مي رود. آنان از مطالعه ي خود نتيجه گرفتند كه درمدرسه تأثيري مثبت در احساس مسئوليت دانش آموزان نسبت به رفاه حال ديگران، احساس لياقت و شايستگي دانش آموزان هنگام فعاليّت هاي گروهي و برقراري ارتباط با بزرگ ترها، سبقت گرفتن براي شركت در گروه ها متشكل از افراد بزرگ تر از خود، رشد اجتماعي، مهارت هاي حل مسئله، فرصت هاي دريافت شده براي انجام دادن مسئوليت و تصميم گيري دارد (بهرامي و فاتحي زاده ، 1380 :73 ).
آموزشگاه بهترين نهادي است كه بعد از خانواده صلاحيت و پرورش رشد اجتماعي صحيح كودكان را دارد و تربيت اجتماعي بايد جزء مكمــل عمل يادگيري باشد . از جمــله عــوامل مؤثري كه مي‌تواند به نوجوان كنوني كمك كند كه به سطح مناسبي از رشد اجتماعي دست يابد مدرسه مي‌باشد ( دورتن60 ، 1997، به نقل از یارعلی، 1381: 7 ).
يكي از اهداف اساسي و مهم آموزشگاه ، پرورش رشد اجتماعي ، توانايي و شايستگي دانش‌‌آموز براي انطباق و سازگاري با زندگي و محيط اجتماعي به منظور تسهيل در زندگي اجتماعي مي‌باشد.
هم چنين در برنامه‌ريزي آموزشي و درسي بايستي به آموزش همه دانش‌آموزان با شرايط و ويژگي‌هاي خاص نيز توجه گردد و زمينه‌ي رشد اجتماعي و سازگاري و انطباق آنان با محيط اجتماعي و افراد ديگر را به وجود آورد .

2-1-20-3 – هم سالان
به نظر مي رسد وجود هــم سالان در زندگي اجتماعي نوجوانان ضرورتي اجتناب ناپذير است تا جايي كه فقدان آن به آسيب هاي رواني و اجتماعي مهمي منجر مي شود. نوجوانان اغلب تجارب و مهارت هاي خود را از دوستان كسب مي كنند و ارتباط نوجوانان با يك ديگر درآغاز نوجواني به طورعمده متمركز به گروه هم سالان و دوستان است.
در اين برهه از زندگي نوجواني ، احساس رفتار و احساس فرد اين است كه ديگران به ويژه هم سالان همانند « مخاطبين خيالي » شاهد رفتار و احساسات و انديشه هاي او هستند. در نيمه دوم دوره نوجواني است كه فرد مايل است بداند ديگران درباره ي او چه مي انديشند و به اين طريق او خود را درآيينه ي ديگران نظاره مي كند، هويت اجتماعي خويش را تثبيت كند. ارزشيابي ديگران خاصه هم سالان و دوستان از نوجوان ، آغاز حركت او به سوي روابط متقابل پيشرفته اجتماعي است ( لطف آبادي ، 1384: 54).
لذا عضويت انتخابي درگروه هم سالان براي نوجوانان و جوانان مهم است . گروه هم سالان به شكل مهم ترين كانون فعاليّت هاي اجتماعي و تفريحي آنان در مي آيد. گذشته از اين ، نوجوان وجوان در پي دست يابي به ارزش ها و كسب هويت شخصي و به دنبال آن هويت اجتماعي خويش است. زندگي، پذيرش اجتماعي و كسب مهارت هاي اجتماعي ، ارتباطي و روابط انساني بخشي از اين مقوله است ( ماسن و همكاران61 ، 1375 : 502) .
گابريل وآلموند62(1974) گروه هم سالان را گروهي مي دانند كه درآن اعضاء، از موقعيت و وضعيتي نسبتاً مساوي و روابط نزديك برخوردارند وشامل گروه هايي چون هم بازي، محافل دوستان و گروه هاي كاري كوچك مي شود( گابریل و آلموند،1974: 84)مهم ترين ويژگي گروه هم سالان اين است كه اعضاءآن روابط خود به خودي ، غيررسمي و يكساني با يكديگر دارند و معمولاً براي رسيدن به اهداف خود با هم، همكاري مشترك دارند، درحالي كه معمولاً روابط كودك با والدين خود حالت اقتداري دارد.
از نظر نوع ، روابطي كه افراد با گروه هاي هم سال خود دارند با نوع رابطه اي كه با خانواده و ديگر نهادهاي رسمي دارند ، متفاوت است . « تأثير گروه هم سالان دركودك ملايم تر و سالم تر از تأثيري است كه خانواده در او مي گذارد. در اين گروه هم سال با عواطف شديد به عضو خود نمي نگرد و نسبت به او با محبت فراوان رفتار نمي كند. لذا قضاوت گروه در مورد فرد بي غرضانه تر و درست تر است و كودك مي تواند از روي داوري هايي كه آنان نسبت به او مي كنند و دركشش ها و واكنش هاي‌آنان منعكس مي شود ، واقعيّت وجود خود را بشناسد ( آگ برن و نيم كف63،1357 : 245-244).
احساس تعلق و وابستگي به ديگر انسان ها از اساسي ترين نيازهاي فردي است كه در زمينه هاي مختلف از جمله روابط با هم سالان بروز مي كند و بر رشد رواني ، جسمي ، اجتماعي فرد تأثير مي گذارد. كنش هاي متقابل هم سالان نيز از عوامل مهم در رشد صلاحيت اجتماعي و شناختي افراد به شمار مي رود.
گروه هم سالان محيط مناسب را براي ايجاد عادت به گفت گوي اجتماعي ، مهارت ها و ارتباط ها فراهم مي كند و روح وابستگي به يك جمعيت را در کودک رشد و پرورش مي دهد ، استعدادهاي اجتماعي او را آشكار مي سازد ، در نتيجه ميزان رهبري ، پيشوايي ، اطاعت و فرمانبرداري ، حدود سازگاري و نفرت خود را درك مي كند ( شعاري نژاد ، 1374: 56).
هم چنين هم سالان از راه هاي منحصر به فرد و عمده اي در شكل گيري شخصيت ، رفتار اجتماعي، ارزش ها و نگرش هاي يكديگر دخالت دارند. آن ها از طريق سرمشق دهي اعمال قابل تقليد تقويت يا تنبيه پاسخ هاي خاص و ارزشيابي فعّاليّت هاي يكديگر و بازخوردي كه به يكديگر مي دهند ، در يكديگر تأثير مي گذارند ، بعضي از هم سالان در الگو دهي به ديگران مؤثرند .
گروه هم سالان داراي كاركردهاي زير مي باشد:
1-آماده كردن افراد براي پذيرش اجتماعي
2- كمك به ظهور استعدادهاي فردي
3-آموزش بعضي از اطلاعات

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد آموزش مهارت، مهارت های اجتماعی، اجتماعی شدن Next Entries منبع پایان نامه درمورد مهارت های اجتماعی، آموزش مهارت، پیش دبستانی