منبع پایان نامه درمورد آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

كوشيده است از رويدادهاي راستين سخن به ميان آورد و شخصيت هاي داستانش را در موقعيت‌هايي حقيقي قرار دهد‏ رماني رئاليستي به شمار مي‌رود. بسياري از رخدادهاي سووشون را مي‌توان در تاريخ جست و جو كرد. واقعه‌ي سميرم‏، حضور انگليسي‌ها و متفقين در ايران و به خصوص شيراز،‏ شيوع قحطي، فقر و بيماري در ميان مردم، جنگ جهاني دوم، چهره‌ي هيتلر به عنوان ناجي در ميان توده مردم و … مسائلي هستند ‌كه مردم ايران سال‌ها با آن دست به گريبان بوده‌اند و حضور آن‌ها در رمان دليل روشني است بر رئال بودن رمان و تعمق و جست و جوگري نويسنده در تاريخ ايران. همان‌طور كه در بخش نخست ديديم، ‌از محله‌ها و اماكن تاريخي و گوشه كنار جامعه‌ي شيراز در اين رمان به تفصيل سخن رفته است . اين گزارش‌ها نگاه دقيق نويسنده را به محيط اطراف خود، مي‌نمايد . دانشور با ظرافت و وسواس در احوال و آداب و رسوم و سنن مردم شيراز تأمل مي‌كند و آن‌ها را به زيبايي و مهارت در روايت مي‌گنجاند. با اين شيوه روايتي آفريده كه در عين حال كه آيينه‌ي واقع‌نماي حال و روز ايران در زمان‌هاي ويژه است از صبغه‌ي محلي نيز بي‌بهره نيست . طرفه آن كه با همه‌ي تعلق اجتماعي راوي، روايت از تمركز خانواده‌اش غفلت نمي‌كند. هرچند دانشور همچون نويسندگانِ ‌مكتب رئاليسم براي توصيف شخصيت‌ها و محيط داستاني‌اش كاغذ و قلم به دست در خيابان‌هاي شهر به راه نيفتاده و يادداشت برنداشته است اما از ياد نبريم او سال‌ها در زادگاهش مي‌زيسته، محله‌هايش را از نزديك ديده و با مردم دمخور بوده ، حتي شخصيت‌هايش را از ميان افراد دور و برش و كساني كه به خوبي مي‌شناخته انتخاب كرده است . بدين سان نمي‌توان ميان سووشون و آثار رئال تفاوت كلي قائل شد.
سووشون را مي‌توان همچنين بيانگر تضادهاي جامعه‌ي ايران دانست. تضادهاي سنتي و متجددانه، زندگي خانوادگي و مبارزه‌ي سياسي،‌افكار زنان و مردان و نيز تضادهايي كه معلول حضور فرنگي‌ها و مواجهه با فرهنگ غرب است . را وي از رهگذر گزارش اين تضادها مي‌كوشد به سرچشمه‌ي مشكلاتي كه جامعه با آن دست به گريبان است ، راه يابد و چه بسا چاره‌اي بجويد. همين است كه زري را وامي‌دارد موشكافانه همه چيز را وارسي كند و چه در خانه و چه در بيرون همه چيز را به ديده‌ي نقد بنگرد. البته جنبه‌ي تحليلي و انتقادي نگاه زري هرچه به فرجام روايت نزديك مي‌شويم ،‌افزون تر و ژرف‌تر مي‌شود.
نويسنده خود را در پس پشت شخصيت زري پنهان مي‌كند و از دريچه‌ي چشم او به جهان مي‌نگرد. مي‌كوشد احساسات وافكارش را با او هماهنگ سازد و از افق دانايي او فراتر نرود و همچون نويسنده‌اي رئاليست خود را نسبت به آنچه در پيش رويش مي‌گذرد به ناداني مي‌زند. هرچندگاه‏، گويا ناخواسته نقاب زري را از چهره برمي‌دارد و از مرگ قريب‌الوقوع يوسف پيش‌گويانه‌خبر مي‌دهد ، لحظه‌هايي روايت را در دست مي‌گيردو به زبان خود چند كلمه‌اي سخن مي‌گويد اما اين نمونه‌ها آنقدر پررنگ نيست كه مخاطب بتواند حضور نويسنده را جداي از راوي / رزي تشخيص دهد و بر واقع‌گرايي روايت خدشه‌اي وارد شود.
شخصيت‌هاي سووشون با آن كه بسيار زنده، ‌ملموس و واقعي به نظر مي‌آيند، اما برخلاف شخصيت گزيني رايج آثار واقع‌گرا از طبقات محروم و پايين جامعه انتخاب نشده‌اند . يوسف ‌خان‌زاده‌اي است كه تحصيلات خود را در فرنگ به پايان برده و حالا ارباب و خان چندين روستا است. او نماينده‌اي است از مردان روشنفكر وتحصيل كرده‌اي كه براي بهبود اوضاع كشور دست به مبارزه زده‌اند . زري هرچند در كودكي متعلق به طبقات پايين و متوسط بوده است اما در زمان حال روايت، زن اربابي است كه در رفاه و آسايش روزگار سپري مي‌كند و تنها گاه‌گاهي خاطره‌ي روزگار كودكي را به ياد مي‌آورد . يادهايي كه هرچند ممكن است و رگه‌هايي كم رنگي از تلخ كامي و سختي هم بنمايند اما بيشتر حالت نوستالژي دارند و رزي از به ياد آوردن آن‌ها احساس غرور مي‌كند . سووشون از اين چشم انداز از آثار رئاليستي فاصله مي‌گيرد. امّا با پرداختن به توصيفات دروني شخصيت‌هاي اصلي ـ يوسف و به خصوص زري ـ به شاخه‌اي ديگر از رئاليسم نزديك مي‌شود كه آن را انتقادي مي‌خوانند . از ويژگي‌هاي رئاليسم انتقادي اين است كه هم به حالات و احساسات دروني و هم به كشمكش‌هاي بيروني شخصيت‌ها توجه مي‌كند . بدين سان كه شخصيت‌هاي “طبقه‌اي را كه خود از آن برخاسته‌اند از درون و طبقات ديگر را از بيرون مي‌نگرند.”130
در سووشون نويسنده به زيبايي از پس توصيف حالات دروني زري بر‌مي‌آيد؛ جزئيات هراس‌ها، اندوه‏ها، ‏‌سردرگمي‌ها، بي‌خويشتني‌ها ،‌دلخوري‌ها و شادي‌هايش را وصف مي‌كند. حتي در وصف خباثت و بدخلقي‌هاي عزت الدوله هم مهارت نشان مي‌دهد. مخاطب مي‌تواند فهم كند با چه دليل و انگيزه‌اي اين پيرزن اشرافي گوشواره‌هاي زري را از چنگش در مي‌آورد و چطور زري و عمه خانم را كه حاضر به كمك كردن به او نشده‌اند، ‌از سر باز كند. اما وقتي راوي به توصيف كلو و دردهايش مي‌رسد مخاطب مي‌تواند تنها حرکات و رفتار بيروني او را ببيند و راهي به درون او نمي‌برد. مثلاً نمي‌تواند بفهمد که کلو چرا مسيحي مي‌شود. همچنين در توصيف رعيت‌ها، روستاييان، بيماران و همه‌ي آنان که به طبقه‌اي فرودست تعلق دارند، آنچه گفته مي‌شود صرفاً بيروني است و مخاطب از حالات و دردهاي دروني هيچ کدام از آنان چيزي در نمي‌يابد.
همان‌گونه که گفتيم يکي از شاخصه‌هاي رئاليسم پرهيز نويسنده از پرداختن به امور غير واقعي و ماوراء الطبيعه است، حال آن که در سووشون علاوه بر آن‌که بارها به بهانه‌ها‌ي مختلف از مذهب و ماوراءالطبيعه سخن به ميان مي‌آيد، يک فصل به طور کامل به روايت دنياي خيال‌انگيز مک ماهون اختصاص مي‌يابد و در آن از فرشتگان و گردونه دار پير و اسطوره‌هاي قديمي سخن مي‌رود. در اين فصل فرشته‌ها را مي‌بينيم که از نردبام‌هاي نوري خود به زمين مي‌آيند تا ستاره‌ي هرکس را به او برسانند و گردونه‌دار پير مشغول خانه‌ تکاني آسمان مي‌شود و با اسطوره‌ها و خاطراتشان کلنجار مي‌رود. (235-227) غلبه‌ي بيان احساسات و توجه به جنبه‌ي روحي يکي ديگر از عواملي است که سووشون را از قلمرو رئاليسم دور مي‌کند. به ويژه در اين رمان به بيان احساسات زنان و زندگي آن‌ها در برهه‌اي دشوار از تاريخ اجتماعي ايران توجه‌ي بسيار شده است. بيان احساسات زنانه، در اين رمان البته بيشتر معطوف به زري است و چنان که پيشتر اشاره کرديم از نيمه‌ي دوم رمان، پس از ماجراي سحر و مجادلـه با خسرو و يوسف جنبه‌ي اجتماعي بيشتري مي‌گيرد و از احساسات شخصي زن محصور در چارچوب خانه و خانواده‌ فراتر مي‌رود.
پس از قتل يوسف، زري در حالتي ميان خواب و بيداري، ميان گذشته و حال به سر مي‌برد و دو فصل به بيان رؤياها و کابوس‌هاي او اختصاص مي‌يابد. دو فصلي که مي‌توان آن‌ها را از زيباترين بخش‌هاي رمان دانست و اوج هيجان و احساس زري را مي‌نماياند. با اين همه طرح مسائل ذهني زري به اين شکل، رمان را از رئاليسم دور مي‌سازند. اساساً به کارگيري شيوه‌ي تک گويي دروني در سووشون از مهم‌ترين موارد عدول آن از شيوه‌ي رئاليستي است. کل داستان روايت زري از ديده‌ها و احساساتش است. در آن قلمروهايي که زري نمي‌تواند وارد آن‌ها شود و از آن‌ها سخن بگويد، عمه خانم و سروان شکست خورده به ياري‌اش مي‌شتابند و با تک‌گويي‌هايشان روايت او را کامل مي‌کنند. اين تک‌گويي‌ها ميدان ديد رمان را گسترش مي‌دهند و صحنه‌هايي جامع و کليدي را که از چشم زري دورمانده‌اند و يا زري اصلاً نمي‌توانسته آن‌ها را ببيند، پيش چشم مخاطب مي‌گشايند. تک گويي عمه‌خانم ما را با زمينه‌هاي شکل‌گيري شخصيت يوسف آشنا مي‌کند. تک گويي سروان نيز درک روشن‌تر واقعه‌ي سميرم و جنگ ملک سهراب و دولت را ممکن مي‌کند. با اين همه مي‌توان بيش و کم سووشون را در رسته‌ي رمان‌هاي رئاليسم انتقادي قرارداد. رماني که قهرمانش جلو‌تر از محيط خود حرکت مي‌کند و براي رسيدن به وضع اجتماعي تازه تلاش مي‌کند. يوسف سووشون با وضع موجود در جامعه‌ي عصرش در نبرد است و براي ديگرگون ساختن آن مي‌کوشد.
2. سووشون و ناتوراليسم : ناتوراليسم به رئاليسم بسيار نزديک است و تقريباً همه‌ي ناقدان اين دو اصطلاح را مترادف دانسته‌اند، يا دست کم در کنار يکديگر به کاربرده‌اند، حتي بسياري صريحاً گفته‌اند : “رئاليسم و ناتوراليسم يک چيزند132” البته تفاوت‌هايي هم ميان اين دو هست اما نمي‌توان آن‌ها را از يکديگر کاملاٌ جدا دانست. آنچه بيش از هر چيز اين دو مکتب را به هم نزديک مي‌سازد اين پندار است که “هنر اساساً عبارت است از بازنمايي عيني و تقليدي واقعيت خارجي.”133 ناتوراليسم را مي‌توان جريان تشديد شده‌ي رئاليسم دانست که
“عليه‌پيش داوري‌ها و قراردادهاي اخلاقي و مذهبي پا به ميدان مي‌گذارد. سانسوري را که جامعه بر بخشي از مظاهر طبيعت و زندگي اعمال کرده است درهم مي‌شکند. از چيزهايي سخن مي‌گويد و مناظري را تشريح مي‌کند که تا آن روز در آثار ادبي راه پيدا نکرده بود.” 134
اغلب روايت‌هاي ناتوراليستي به گونه‌اي به بازنمايي جامعه مي‌پردازند که گويي هيچ چيز ديگري به جز پليدي و پريشاني و بي‌عدالتي در جهان وجود ندارد. شخصيت‌هاي اين داستان‌ها از منظري بيروني ديده مي‌شوند و بر خلاف رئاليسم که با بي‌طرفي به توصيف شخصيت‌ها مي‌پردازد، ناتوراليسم در پي‌ريزي شخصيت‌ها نظر خاصي را اعمال مي‌کند. از نظر ناتوراليست‌ها انسان محصور محيط اطراف و شرايط خود است و از آن‌جا که در زندگي حقيقي هيچ راه حلي براي حل مشکلات نمي‌بينند، قهرمانان خود را نيز به مبارزه‌اي بي‌پايان وا مي‌دارند که هيچ پايان خوشي برايشان نيست و چه بسا به صورتي بي‌پايان و پا در هوا رها شوند.135 ويژگي‌هاي اصلي ناتوراليست عبارتند از : 1ـ نفي دنياي متافيزيک و انکار راه حل‌هاي مذهبي و پندارهاي اساطيري 2ـ وابستگي شخصيت انسان به وراثت و محيط اجتماعي 3ـ تکيه‌ي فراوان بر غرايز انساني به ويژه غريزه‌ي گرسنگي و جنسي 4ـ تأکيد بسيار برنقش تاثير‌گذار طبقه و خانواده بر انسان136 .
سووشون از آن‌جا که به زشتي‌ها و پليدي‌هاي اجتماع توجه بسيار دارد به قلمرو ناتوراليست بسيار نزديک مي‌شود. در فصل‌ دهم وقتي همراه با زري وارد شهر مي‌شويم، شهر را درگيرتيفوس و نا امني و فحشا مي‌بينيم و با فجايعي که زندگي مردم را سياه کرده است، آشنا مي‌شويم. در جاي جاي اين رمان، به مناسبت‌هاي گوناگون از فقر و مشکلاتي که دامنگير مردم شده و آن‌ها را به سمت فحشا سوق داده است سخن به ميان مي‌آيد.
ديدارهاي زري از ديوانه‌خانه و توصيف او از ديوانه‌ها به روايت صبغه‌اي ناتوراليستي مي‌دهد. جامعه‌ي سووشون، جامعه‌‌اي است که از نظر رواني سخت آشفته و نا به هنجار است. حضور آن‌همه ديوانه بازتابي است از اوضاع نا به سامان جامعه و گرنه به قول آقاي فتوحي اگر جامعه‌اي درست باشد نبايد هيچ کس در آن ديوانه شود. فقر نيز در سووشون اين جا و آن جلوه مي‌کند و دو قلوهاي زري تا يک لحظه بيرون مي‌روند، با آن رو به رو مي‌شوند. “آن بچه که سنگ انداخت گفت نان بده. گفت برو ميوه از درخت بده… همان بچه که کفش نداشت. همان که مامانش رقصيد…”(66) خوشه چين‌ها و روستاييان، به ويژه پدر کلو نمادهاي ديگري از فقر هستند که از آن‌ها در سووشون سخن رفته است .
نقش تاثير‌گذار سرنوشت و ناتواني انسان‌ها در مقابل با آن از ديگر عواملي است که سووشون را با ناتوراليست هم سو مي‌کند. زري که از آغاز تمام تلاشش، حفظ آرامش خانواده‌ و دور کردن آن از بلايا و مشکلات شايع در جامعه بود، در انتهاي رمان تسليم سرنوشت مي‌شود و به ناچار ورود واقعيت تيره و تار به درون خانه‌اش را پذيرا مي‌شود و حال که نتوانسته است در سرنوشت خود و خانواده‌اش تغييري ايجاد کند، مي‌کوشد تا خود را با سرنوشت هماهنگ سازد. تصميم مي‌گيرد به ياري هم قسم‌هاي يوسف براي او مراسم ختم و تشييع جنازه‌اي در خور تدارک ببيند و خسرو را همچون يک مبارز بزرگ کند و تفنگ به دستش دهد تا راه نيمه‌ي پدر را به پايان برساند.
3. سووشون و سور رئاليسم: اصطلاح فرانسوي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد عناصر داستان Next Entries منبع پایان نامه درمورد عوامل بازدارنده