منبع پایان نامه درمورد آتش خاموش

دانلود پایان نامه ارشد

و نويسندگان آن دوران آشنا شود،‌ پروين اعتصامي، فاطمه سياح، فروزانفر و …
در همين دوران دانشجويي، دانشور پدر خود را از دست مي‌دهد و يكباره با مشكلات و سختي‌هاي زندگي روبه‌رو مي‌شود و براي رفع مشكلات اقتصادي به نوشتن مقاله و داستان و ترجمه روي‌آور مي‌شود. اندكي بعد اولين مجموعه داستان خود را به نام آتش خاموش چاپ مي‌كند. كتابي كه خود نيز بر خامي و ناپختگي آن صحه مي‌گذارد و آن را “فاقد جهان بيني فلسفي و ديد اجتماعي مي‌داند” چرا كه هنوز به تجربه‌ي كافي دست نيافته است.70 حسن چاپ اين كتاب آن است كه او را به عنوان اولين بانوي داستان نويس در ايران معرفي مي‌كند. در همان سال چاپ آتش خاموش با جلال آل‌احمد آشنا مي‌شود و سه سال بعد با هم ازدواج مي‌كنند. اما قبل از آن از پايان‌نامه‌ي دكتري خود به عنوان علم الجمال و جمال در ادبيات فارسي تا قرن هفتم دفاع مي‌كند و از دانشگاه تهران فارغ التحصيل مي‌شود. اين ازدواج براي دانشور اهميت بسيار دارد. زيرا او را از طبقه‌ي خود جدا و وارد طبقه و دنياي ديگري مي‌كند طبقه‌اي كه شايد دانشور هميشه حسرت آن را در دل داشته است.
“من مي‌دانستم كه تا وقتي كه وابسته‌ي طبقه‌ي خودم هستم طبعاً از منافع همين طبقه دفاع خواهم كرد. جلال از خانه‌ي پدري‌اش بيرون آمده بود و از مال دنيا هيچ نداشت ما ناچار بوديم خودمان كار كنيم و نان خودمان را دربياوريم من مي‌خواستم همين را بيازمايم. به همين دليل زن جلال شدم. چرا كه مي‌خواستم براي خودم يك زندگي دل‌خواه بسازم نه اين‌كه وارد يك زندگي از پيش ساخته شده بشوم و ملال و بيهودگي رفاه بورژوازي را بيازمايم.”71
زندگي با آل احمد درهاي جديدي را به روي دانشور مي‌گشايد. او با سياست و مهم‌ترين احزاب آن دوره از نزديك آشنا مي‌شود. آل‌احمد عضو حزب توده بود. خليل ملكي صميمي‌ترين دوست جلال بود. آشنايي با آن‌ها – با آن‌كه از آن‌ها دل خوشي نداشت72 و هيچ‌گاه همچون آن‌ها به عضويت رسمي هيچ حزبي درنيامد73 – در تفكر و انديشه‌ي او تأثير ژرفي برجاي نهاد. دانشور هيچ‌گاه آدم سياسي نبوده و نيست. و
“اگر به مقوله‌ي سياست وارد مي‌شود و مثلاً در سووشون مبناي داستان را بر نفوذ انگليسي‌ها در منطقه‌ي فارس مي‌گذارد و قهرمانانش را به شكلي به آن ماجرا مربوط مي‌كند يا در جزيره‌‌ي سرگرداني جريان‌هاي سياسي، روشنفكري ايران را مرور مي‌كند همگي با اين هدف است كه قهرمانانش را همراه با اجتماعي كه در آن زيسته‌اند تصوير كند نه آن‌كه برشي مطلق از سياست داشته باشد”74
از اين رو گاه به نظر مي‌رسد كه شخصيت‌هاي سياسي رمان‌هاي دانشور بيشتر دغدغه‌هاي اجتماعي و اخلاقي دارند تا سياسي. مثلاً يوسف به مبارزه‌اي انفرادي مي‌پردازد كه به هيچ وجه نمي‌توان آن را مبارزه‌اي سياسي ناميد و يا هستي جزيره‌ي سرگرداني كه به ظاهر بايد شخصيتي سياسي باشد خود معترف مي‌شود كه آدمي “قاتي پاتي است كه نمي‌داند چه كند و به كدام حزب و دسته‌اي بپيوندد”75
گويا دانشور براي هميشه به وصيت پدر پايبند ماند كه از او خواسته بود در اسارت هيچ ايدئولوژي‌اي نماند و بكوشد تا از زنان و محرومان اجتماع دفاع كند.76 دانشور داشتن برداشت درست سياسي را لازم مي‌داند اما ايدئولوژي زده بودن را از هر نوعش رد مي‌كند.77 از اين رو نام او به عنوان نويسنده‌اي صاحب نظر كه تنها به ضبط وقايع سياسي اكتفا نكرده بلكه درباره‌ي سياست عقيده‌اي مستقل دارد و آن را به روش‌هاي مختلف در نوشته‌هايش منعكس كرده است، در ادبيات داستاني به يادگار خواهد ماند.78
مدتي پس از ازدواج با آل‌احمد با استفاده از بورس فولبرايت به امريكا مي‌رود و يك سال در دانشگاه استنفرد در زمينه‌ي داستان نويسي و زيبايي شناسي تحصيل مي‌كند. سالي كه سرشار از تجربه‌هاي تازه و نو براي اوست، فرصتي كه براي كمتر زني ممكن بود پيش آيد. دانشور حتي در اين يك سال دوري هم از سرنوشت كشورش غافل نبود و غالباً به وسيله‌ي نامه‌هاي آل‌احمد و يا روزنامه و تلويزيون اوضاع كشور را دنبال مي‌كرد. امريكا رفتن دانشور و حضورش در استنفرد “نمونه‌اي است كه تمام تبليغات ضدايراني را خنثي مي‌كند” اين سخن يك زن امريكايي است كه گمان مي‌كرده “مردهاي ايراني زوجات متعدد دارند و به زن مثل برده نگاه مي‌كنند” ونمي‌توانسته تصور كند كه “زن‌هاي ايران آن‌قدر جلوند كه تنها به امريكا مي‌آيند و نمي‌دانستم مردها آنقدر روشنفكرند.”79
دانشور بعد از بازگشت به ايران در هنرستان هنرهاي زيباي دختران و پسران به تدريس زيبايي‌شناسي مي‌پردازد و براي جبران كمبودهاي مالي به ترجمه روي مي‌آورد. چند سال بعد به عنوان دانشيار استاد علينقي وزيري به استخدام دانشگاه تهران درمي‌آيد و به تدريس زيبايي‌شناسي و تاريخ هنر مشغول مي‌شود. دانشور در كنار تاريخ هنر و اصول استتيك به دانش جويان خود مي‌آموخت كه
“هنرمند به همان حد كه در راه آموختن فنون هنري رنج مي‌برد … بايستي در راه شناخت محيطي نيز كه در آن زاده شده است با كليه عوامل حاكم بر آن محيط نيز به همان اندازه فداكاري كند تا ديد دقيق هنري بيابد و آن وقت تجسم همين ديد دقيق را مي‌توان به جهان عرضه كرد.”80
كار بست همين اصول بود كه باعث شد سووشون تا اين اندازه زنده و ملموس جلوه كند. رماني كه شادي چاپ آن هم‌زمان بود با غم از دست دادن جلال. دانشور حدود بيست سال در كنار آل‌احمد زيست اما هيچ‌گاه همچون نويسندگان ديگر تحت تأثير او قرار نگرفت. آن هم در دوره‌اي كه بسياري سعي مي‌كردند مثل جلال قلم بزنند، حرف او را منعكس كنند و در نوشته‌هاي خود خوش‌آمد يا نيامد او را در نظر بگيرند.
محيطي كه دانشور در آن رشد كرده بود از همان آغاز به او اعتماد به نفس و خود بودن – نه اداي غير را درآوردن – را آموخته بود. دانشور اگر اين فرصت را داشت كه اولين بانوي قصه‌نويس ايران باشد و از اولين زنان كه به دانشگاه رفته و حتي امكان تحصيل در خارج را يافت، ‌تا اندازه‌اي به خاطر محيط اجتماعي و خانوادگي او است. خانواده‌اي كه پدر لزوم تحصيل را حتي براي دختران درك كرده و مي‌داند كه بايد فرزندانش را براي به دست آوردن آن ترغيب كند و حتي اگر لازم باشد آن‌ها را به تنهايي راهي تهران كند. البته نبايد نقش موقعيت‌هاي اجتماعي بعدي را كه خود دانشور با تلاش آن‌ها را به دست آورد، ناديده گرفت. دانشور با تلاش، خود را به مقام يك استاد دانشگاه رساند و در كنار آل‌احمد و در زندگي با او نويسندگي را تجربه كرد.
2. نسبت رمان با تجارب شخصي نويسنده
از آن‌جا كه آشكارترن علت به وجود آمدن هر اثر هنري خالق آن است،‌ از اين رو توضيح اثر بر حسب شخصيت و زندگي نويسنده از قديمي‌ترين و شناخته‌ترين روش‌هاي نقد ادبي محسوب مي‌شود. حتي برخي منتقدان در اين زمينه راه افراط در پيش گرفته و اثر هنري را چيزي جز حديث نفس و بيان تجربه‌ها و عواطف شخصي نويسنده نمي‌دانند البته در اين‌كه در هر اثر هنري عناصري وجود دارد كه مي‌توان آن‌ها را با اطمينان شرح حال خالق اثر دانست و آن را به زندگي شخصي او پيوند داد، ترديد نيست اما بايد توجه داشت كه اين عناصر الزاماً به همان صورت ابتدايي و خام در اثر نمايان نمي‌شوند بلكه “چنان تغيير شكل مي‌دهند و با يكديگر تركيب جديد مي‌يابند كه هرگونه معناي كاملاً خصوصي را از دست داده و به صورت مصالح عيني انساني درمي‌آيند و جزء لاينفك آن مي‌شوند”81 در حقيقت نويسنده مواد خام داستان‌هايش را از واقعيت‌ها و رخدادهاي پيرامون خود برمي‌گزيند و آن‌ها را با تخيل خود درمي‌آميزد و گاه به آن‌ها شكلي آرماني مي‌بخشد.82 كاري كه نويسنده‌ي سووشون به خوبي و زيبايي از عهده‌ي آن برآمده است.
دانشور در نگارش سووشون و داستان‌هاي كوتاهي كه پيش از آن نوشته و حتي در آثار بعدي‌اش از تجارب شخصي و آنچه در طول سال‌ها بر او رفته بهره و تأثير گرفته است. او شخصيت‌هاي داستان‌هايش را از افرادي انتخاب مي‌كند كه با آن‌ها از نزديك آشناست و آن‌ها را به خوبي مي‌شناسد. شايد اين مهم‌ترين عاملي باشد كه شخصيت‌هاي داستان‌هاي او را اين‌همه زنده و صميمي جلوه مي‌دهد. دانشور دوران كودكي‌اش را مؤثرترين دوران زندگي‌اش مي‌داند و از تأثيرات آن بر آثارش سخن مي‌گويد
“در پاسخ اين‌كه دوران بچگي‌ام چه تأثيري در كارهايم گذاشت، بايد بگويم كه بيشترين تأثير را دوران بچگي در كارهاي بعدي آدم مي‌گذارد. چرا كه خاطرات و خطرات كودكي حك ناشدني هستند. خيلي چيزهاست كه همين ديروز اتفاق افتاده اما من شايد آن‌ها را به ياد نداشته باشم ولي آنچه در دوران بچگي‌ام رخ داده، هنوز هم به وضوح به ياد مي‌آورم. بيشتر قصه‌هاي من از دوران كودكي، نوجواني و جواني من هستند. يعني از خاطرات اين دوران”83
عشق و علاقه به طبيعت و تفرج جدا بر تأثير نامستقيمي كه از طريق روحيه‌ي شاد و شاعرانه‌ي نويسنده بر آثار او گذاشته، تأثيري مستقيم‌تر و روشن‌تر نيز داشته است: مكان‌هايي كه روايت به آن‌ها سر مي‌كشد. از اين مكان‌ها – مسجد وردي، بابا كوهي، چاه مرتاض علي، تخت ضرابي، چهل تنان و هفت تنان – در سووشون بارها به بهانه‌هاي مختلف ياد مي‌شود كه در بخش نخست به تفصيل به آن‌ها پرداختيم. علاقه به طبيعت و ارتباط با آن نيز در رفتار و گفتار زري تجلي يافته است كه مي‌توان او را نزديك‌ترين شخص به دانشور دانست. زري سووشون همچون نويسنده، انساني است “برون‌گرا، ‌شهودي با مقداري احساس و عجيب شاعرانه” كه البته شاعر بودنش يكي به خاطر شيرازي بودنش است و ديگري به خاطر اين‌كه هميشه با طبيعت دم خور و همراه است.85
علاقه‌ي نويسنده به طبيعت به حدي است كه بخش‌هاي متعددي از رمان را با توصيفي زيبا از طبيعت آغاز مي‌كند و زري را وا مي‌دارد در باغ قدم بزند،‌ گل‌ها را بو كند و گاه حتي آن‌ها را نوازش كند. اما ارتباط دانشور و به تبع او زري با طبيعت را نمي‌توان ارتباطي ساده پنداشت. اين رابطه آن‌قدر عميق است كه حالتي شهودي به خود مي‌گيرد. نويسنده حوادث را پيش از وقوع به وسيله‌ي حالات طبيعت پيش‌گويي مي‌كند و زري آن‌ها را درمي‌يابد.86 هم زمان با قتل يوسف باغ زيبايي و شادابي خود را از دست مي‌دهد. بر روي درخت‌ها غبار مي‌نشيند و برگ‌هايشان زرد مي‌شود و مي‌سوزد. زري با نگاه كردن به آن‌ها دلش آشوب مي‌شود و وقتي آفتاب به كلي از باغ مي‌پرد سيد محمد پيشكار يوسف كه اسب قزل را يدك مي‌كشد، سوار بر ماديان از راه مي‌رسد. (242-241) گذشته از قتل و مراسم تشييع جنازه‌ي يوسف كه بي‌شباهت به مرگ مشكوك آل‌احمد در اسالم و نحوه‌ي به خاك سپاري او نيست، شخصيت اين دو نيز از بسياري جهات به يكديگر نزديك است. به گونه‌اي كه برخي منتقدان آل‌احمد را سرمشق دانشور در ترسيم شخصيت يوسف مي‌شمارند.
يوسف در رفتار، انديشه و حتي شكل، هم‌ساني‌هايي با آل‌احمد دارد. چشم‌هاي ميشي جلال كه “در صورت رنگ پريده و استخوانيش همواره گفتي در تجسس است”87 (چشماني از سؤال و عسل) گويي همان چشم‌هاي يوسف است كه از فراز آسمان صاف همين روزهاي بهاري پررنگ‌تر است و مثل دو تا زمرد مرطوب مي‌درخشد(12)
از همان صفحات آغازين رمان مشخص مي‌شود كه يوسف انديشه‌هاي سياسي درسردارد و بي‌پروا انديشه‌هاي خود را بر زبان مي‌آورد. مثل جلال سرنترسي دارد.88 و حاضر نيست حتي يك قدم از آرمان‌ها و اهداف خود دور شود و بي‌باكانه از آن‌ها دفاع مي‌كند. اگر يوسف از نان سنگكي كه همه تنها بزرگي و زيبايي‌اش را مي‌بيند، حرام شدن آن‌همه نعمت، آن هم در چنان موقعي را مي‌بيند، وام‌دار نگاه تيزبين جلال است كه دانشور آن را در او به وديعه نهاده است و گرنه در ميهماني به آن شلوغي چه كسي هوش و حواسش به اين نكته‌هاست.
“جلال با هر نفس حقي كه مي‌زند خودش را پيرتر مي‌كند” و يوسف گامي به مرگ نزديك‌تر مي‌شود. يوسف در برابر حضور خارجي‌ها نمي‌تواند ساكت بنشيند و ببيند كه رعيتش در گرسنگي و قحطي به سر مي‌برد و تمام محصولات آن‌ها در اختيار قشون خارجي است از اين رو حاضر نمي‌شود با زينگر همكاري كند و مثل خان كاكا و امثال او حساب سود و زياني را كند، كه از اين كار عايدش مي‌شود. جلال هم “هيچ وقت حساب‌گر و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد خارج از خانه Next Entries منبع پایان نامه درمورد ساربان سرگردان، ناخودآگاه