منبع پایان نامه درباره کیفیت زندگی، اراده آزاد، نظم عمومی، جبران خسارت

دانلود پایان نامه ارشد

است که این بنیادیترین تغییر در نظام سازمانی پلیس است. تعامل پلیس و شهروندان در زمینه حل مشکلات و مسائل جامعه در خصوص جرایم ، بی نظمی اجتماعی و فیزیکی و انحطاط محلهها یاری میرساند. این فلسفه مبتنی بر این باور است که دستیابی به اهداف پلیس مستلزم آن است که ادارات پلیس روابط جدیدی با افراد مطیع قانون در جامعه به وجود بیاورند و به آنها اجازه اظهارنظر بیشتر در تدوین اولویتهای پلیس محلی بدهند و با درگیر کردن شهروندان در تلاش برای بهبود کیفیت زندگی در محلههای خودشان تمرکز پلیس را از کار در مورد پیگیریهای مختلف به حل کردن مسائل اصلی جامعه منتقل کنند. در این رویکرد پلیس اغلب دستورالعملهای رسمی و دقیقی برای حل مشکلات و مسائل جامعه تدوین نمیشود بلکه در اکثر موارد پلیس مجبور میشود از قدرت اندیشه و تفکر خود و با همکاری و مساعدت شهروندان نسبت به موضوعی راه حل پیدا کند. در این رویکرد از جامعه اطلاعاتی شهروندان به طور عام استفاده میشود و برای کشف جرم و شناسایی مجرمان احتمالی از همیاری مردم بهره گرفته میشود. از نظر گلداشتاین پلیس یک مکتب جامع فکری ، روشی مدیریتی و راهبردی سازمانی است که همه عوامل پلیس را در برگرفته و شیوههای مؤثر حل مشکل و مشارکت پلیس و جامعه را ارتقاء میبخشد. به عبارت دیگر ، پلیس یک تحول گفتمانی در نحوه تعامل پلیس با شهروندان است. رابرت.آر. فریدمن2 نیز در این مورد میگوید پلیس عبارت است از راهبرد و خط مشی با هدف دستیابی به کنترل مؤثر و کارآمد جرایم ، کاهش ترس از جنایت ، توسعه کیفیت زندگی ، گسترش خدمات پلیس و مشروعیت کار پلیس از طریق تکیه به منابع جامعه که درصدد تغییر شرایط جرم خیز هستند. این امر مستلزم مسئولیتپذیری بیشتر پلیس ، سهیم شدن فعالتر و بیشتر جامعه در فرآیند تصمیم گیری و توجه بیشتر به حقوق و آزادیهای مدنی است.
2-پلیس: در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی ، مفهوم و کاربرد واژه پلیس شکل محدودتری داشت ، اما این اصطلاح امروزه بیشتر برای توصیف نیروی اجتماعی شهری ، که حفظ نظم عمومی و اجرای قانون را برای پیشگیری از جرایم ، مجازات بزهکاران و کشف جرایم بر عهده دارد مورد استفاده قرار میگیرد3. پلیس به لحاظ لغوی از ریشه یونانی پولیتیا4 به معنای «شهر و اداره امور شهر» مشتق شده و در قرن چهاردهم میلادی به پلیسی و سپس در قرن پانزدهم به «پلیس» تغییر نام یافت که مفهوم آن «قاعده و قانون اداره شهر و مقررات لازم برای استقرار نظم در شهرها» است. به اعتقاد فارلیک5 پلیس عبارت است از: «یک سازمان دولتی که مأموریتش حمایت از قانون اساسی ، جلوگیری از تخطی ، تأمین نظم عمومی و حفظ مال و جان اشخاص میباشد». استفانی و لواسور6 نیز برای پلیس 3 مفهوم ذکر کردهاند7.
مفهوم اول: پلیس عبارت است از مجموعه مقرراتی که به وسیله مقامات عمومی وضع و بر افراد تحمیل میشود.
مفهوم دوم: عبارت است از وضع و اجرای مقرراتی است که هدفش تأمین آسایش ، امنیت و بهداشت عمومی است
مفهوم سوم: عبارت است از همان چیزی که در زبان جاری به پلیس گفته میشود و منظور از آن گروهی از کارکنان دولتی است که مقررات مربوط به آرامش و امنیت عمومی و بهداشت عمومی را که به وسیله مقامات صلاحیتدار پلیس اتخاذ شده است به مورد اجرا میگذارند8.
3-بزهدیده شناسی: بزهكاري و بزهديدگي دو روي يك سكهاند كه هرگونه مطالعه جرم ، بدون توجه به هر دوي آنها نارسا خواهد بود. چندين دهه مهجور ماندن بزهديدگان در مطالعات حقوقي و جرمشناختي مغرب زمين را شايد بتوان محصول تغييراتي دانست كه در نظريه دولت در ميان آنان شكل گرفت ، تا آنجا كه جرم تنها اقدامي عليه حريم دولت تلقي شد. اين ديدگاه كه از اثبات گرايي حقوقي ريشه ميگرفت ، با مقدم داشتن حق جماعت بر حق فرد ، بيشتر به آن زاويه جرم توجه ميكرد كه نظم عمومي را به مخاطره ميافكند. اين ديدگاه امروزه تعديل شده و توجه به بزهديده را در مطالعات حقوقي و جرم شناختي معاصر ميتوان مشاهده كرد.
الف-تاريخچه بزهديده شناسي: توجه به بزهديده و مطالعات بزهديدهشناسي در غرب به دهه 1930 بر ميگردد. در انتشارات ( بزهكار و قرباني او ) در سال 1948 فون هنتينگ كتابي تحت عنوان ( بزهكار و بزهديده) در دانشگاه ييل آمريكا چاپ و منتشر كرد. وي در اثر خود ، مفاهيمی مانند رابطه خاص بزهكار ، بزه و بزهديده پنهان را مطرح کرد. در همان زمان ، مندلسون9 بزهديده شناسي را در قالب يك رشته مطالعاتي عمومي سازمان داد. قلمرو آن از قلمرو جرمشناسي فراتر رفته و به قربانيان غيرنظامي ، به معناي عام (قرباني شناسي سياسي، نژادي و مذهبي) نيز تعميم داده شد. در مورد اين كه چه كسي براي نخستين بار اصطلاح بزهديدهشناسي را به كاربرده ، اختلاف نظر وجود دارد. به باور وان ديك ، مندلسون نخستين كسي بوده كه در سال 1947 اين اصطلاح را در مقالهاي كه به كنگره بخارست ارائه كرد ، به كار برد. ولي عزت فتاح بر اين باور است كه اين اصطلاح براي نخستين بار در سال 1949 از سوي فردريك ورتام در ارتباط با قتل عمدي به كار رفت و سپس به جرمهاي ديگر نيز كشانده شد10.
ب-انواع بزهديدهشناسي
بزهديده‌شناسي اوليه: به مطالعه ويژگي‌ها و نقش بزهديده در تكوين جرم  و نيز رابطه قرباني جرم با مجرم مي‌پردازد و در حقيقت بزهديده‌شناسي اوليه شاخه‌اي از جرمشناسي علتشناسانه است كه در آن نقش بزهديده در وقوع جرم و بعنوان يكي از علل و عوامل ارتكاب جرم از سوي بزهكار بررسي و در كنار ساير علل و عوامل جرم‌زا قرار مي‌گيرد و در مقابل بزهديده‌شناسي پيشگيرانه بعنوان شاخه‌اي از جرم‌شناسي پيشگيرانه شيوه‌هاي پيشگيري از بزهديدگي را بررسي و مطالعه ميكند.
بزهديده‌شناسي ثانويه: اين نوع از بزهديده‌شناسي در اثر تحول و توسعه بزهديده‌شناسي اوليه بوجود آمده است كه دغدغه آن ، بهتر ساختن سرنوشت بزه‌ديده با ارايه كمك ، حمايتهاي مادي و معنوي و جبران خسارت‌هاي وي مي‌باشد و انواع مختلف از حمايت‌ها را در شرايط گوناگون نسبت به بزه‌ديدگان پيشنهاد ميكند.
ب-عوامل بزه‌ديدگي:
1- طبيعت
2- جامعه
3- رفت و آمد اتومبيل‌ها و ساير وسايل نقليه
4- مجرميت
5- خود بزهديده
ج-مفهوم بزهدیده شناسی‏: بزهدیدهشناسی عبارت است از شاخه نوین جرمشناسی که به مطالعه زیاندیده مستقیم جرم می‏پردازد و مجموعه اطلاعات زیستشناختی ، روانشناختی ، جامعهشناختی و جرمشناختی مربوط به او را مشخص می‏کند. این گرایش همچنین مشخصات فرهنگی و اجتماعی بزهدیده و روابط او با مجرم و سهم وی را در ارتکاب جرم معین می‏کند. اصطلاح بزهديدهشناسي يكي از مفاهيمي است كه درباره معناي آن ميان دانشمندان علوم اجتماعي از جمله جرمشناسان ، جامعهشناسان و روانشناسان همواره بحث ميشود. در اين ميان ، از آنجا كه جرمشناسان بيشترين سهم را در رواج دادن اين اصطلاح به منزله يك حوزه مطالعاتي خاص داشتهاند ، نظر غالب اين است كه اصطلاح مذكور در اصل به حوزه مطالعاتي خاصي براي بررسي رابطه ميان قرباني جرم و بزهكار باز ميگردد كه از دهه هفتاد ميلادي به حوزه وسيعتري فراتر از قربانيان جرم بويژه به قلمرو قربانيان نقضهاي حقوق بشري نيز گسترانده شده است. بزه‌ديده شناسي به هر مسئله‌اي كه مربوط به بزهديده باشد از جمله شخصيت بزهديده ، ويژگي‌هاي زيست ‌شناختي ، روان‌ شناختي و اخلاقي او ، مشخصه‌هاي اجتماعي- فرهنگي‌ ، روابطش با مجرم و بالاخره مشاركتش در وقوع جرم ، توجه ميکند. بزهديدهشناسي يا(Victimology) از دو کلمه (Victim) به معناي قرباني و (logy) شناخت است. اين اصطلاح را اولين بار وردهايم روان پزشک آمريکايي در کتاب نمايش خشونت در سال 1949 در بحث جرمشناسي ، بزهديدهشناسي به کار برد. بنابراين بزهديده شناسي شاخهاي از جرمشناسي و رشتهاي علمي از علوم انساني است که به مطالعه قرباني مستقيم جرم ميپردازد.
4-بزه‏ديده: بزه‏ديدگان اشخاصي‏اند كه در پي فعل‏ها يا ترك فعل‏هاي ناقص قوانين كيفري دولت‏هاي عضو از جمله قوانيني كه سوءاستفاده‏هاي مجرمانه از قدرت را ممنوع كرده‏اند به صورت فردي يا گروهي به آسيب از جمله آسيب بدني و رواني ، درد و رنج عاطفي ، زيان اقتصادي يا آسيب اساسي به حقوق بنيادي خود دچار شده‏اند. این تعریف را مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1985در مادهی 1 بخش الف اعلامیه اصول بنیادی عدالت برای بزهدیدهگان جرم ارائه نموده است. اصطلاح بزه‏ديده در زبان فارسي معادل عربي واژه‏هاي قرباني ، مجني‏عليه و زيان‏ديده مي‏باشد. در انگليسي ، واژه «Victim» (قرباني) به همين معنا به كار رفته است.
الف-مفهوم بزه‏ديده: بزهديده11 در معناي خاص آن به شخصي اطلاق ميشود كه بر اثر رفتاري كه در قانون به عنوان جرم تلقي شده و قابل مجازات است ، متحمل آسيب شود. اين آسيب ممكن است جسماني ، رواني ، عاطفي يا مالي باشد. به عبارت ديگر واژه بزهديده به شخصي اطلاق ميشود كه به دنبال رويداد جرمي آسيب و زيان ميبيند. بزهديدهشناسي12 اغلب به منزله يك رشته مطالعاتي فرعي يا وابسته شناخته ميشود كه با انتقاد از ماهيت سنتي بزهكارمدار جرمشناسي پديد آمد. زيرا مسائلي كه درباره بزهديده مطرح هستند ، حوزه گستردهاي از موضوعات را در بر ميگيرد كه پژوهشگران و دانشمنداني از حوزههاي مطالعاتي گوناگون مانند روانپزشكي ، روانشناسي و حقوق درباره آن بحث ميكنند. با اين همه ترديدي نيست كه جرمشناسان برجستهترين سهم را در ، بزهديده شناسي داشتهاند.

ب-ديدگاههاي مكاتب جرمشناختي نسبت به بزهديده
1-جايگاه بزهديده در مكتب كلاسيك: انتشار افكار انديشمنداني چون چارلز منتسكيو13، ژان ژاك روسو14، سزاربكاريا15و جرميبنتام16موجب تحول فكري عميقي در حقوق جزا و پيدايش مكتبي به نام مكتب كلاسيك شد. تثبيت اصول مهمي چون اصل قانوني بودن جرم و مجازات ، اصل تساوي كيفر ، اصل شخصي بودن مجازاتها و ضرورت اعتدال و ملايمت در كيفر از دستاوردهاي مهم اين مكتب محسوب ميشود. عليرغم تأثيرات مثبت اين اصول در اجراي صحيح عدالت ، توجه افراطي بانيان مكاتب كلاسيك به ماهيت عيني جرم و مجازات و تأكيد بيش از حد بر اراده آزاد مجرم ، آنان را از پرداختن به مطالعه در مورد بزهديده بازداشته است17.
2-جايگاه بزه ديده در مكتب تحققي: بيتوجهي بانيان مكتب كلاسيك به شخصيت مجرم و علل بزهكاري و غيرمنصفانه بودن مجازاتهاي ثابت ، زمينه نقد و بررسي اين مكتب را فراهم كرد. مهمترين دستاورد مكتب تحققي ، آغاز حركتي جديد در راستاي شناسايي علل پديده مجرمانه و مطالعه شخصيت بزهكار است. با وجود اين ، شيوه شناسايي علل بزهكاري در اين مكتب ، شيوههاي جامع و متوجه همه ابعاد بزهكاري نبوده است. زيرا لمبروزو به عنوان يكي از بانيان اين مكتب ، علل بزهكاري را در درون شخص بزهكار و ويژگيهاي جسمي و روحي او جستجو كرده و انريكو فري چهره برجسته ديگر اين مكتب ، در تشريح علل بزهكاري ، عنايت خاصي به عوامل اجتماعي و اقتصادي مبذول كرده و تلاش گاروفالو نيز به بررسي حالت خطرناك و مطالعه و تشريح حالات ضد اجتماعي بزهكار و ميزان انطباق وي با جامعه متمركز شده است. در نتيجه ، بانيان مكتب تحققي در كشف علل بزهكاري ، از توجه به بزهديده كه يكي از رئوس اصلي مثلث بزهكاري ، بزه + بزهكار + بزهديده را تشكيل ميدهد ، غفلت ورزيده و موجب شده بزهديده جايگاهي در اين مكتب نداشته باشد. البته در بعد حمايت از بزهديدگان و ضرورت بهبود سرنوشت آنان ، بانيان اين مكتب به ويژه فري و گاروفالو نظرياتي ارائه كردهاند18.
3-جايگاه بزهديده در مكاتب دفاع اجتماعي: انتقادات وارد شده بر اراده آزاد مورد ادعاي مكتب كلاسيك و نظريات جبرگرايانه بانيان مكتب تحققي ، زمينه ساز ظهور مكاتب جديدي شد. مكتب دفاع اجتماعي آدولف پرنس ، مكتب دفاع اجتماعي افراطي به رهبري فيليپوگراماتيكا19 و مكتب دفاع اجتماعي نوين به رهبري مارك آنسل20 از مشهورترين مكاتب جزايي هستند كه پس از مكتب تحققي پديد آمدهاند. انديشه و تلاش بانيان اين مكاتب بيشتر متوجه ماهيت عيني جرم ، شخصيت مجرم و واكنش اجتماعي مناسب در برابر جرم بوده است. اين امر موجب شده است عنصر بزهديده و موضوع بزهديده شناسي از ديدگاه بانيان اين مكاتب نيز مخفي و همچنان در ابها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دزدی دریایی، حمل و نقل، اسناد بین الملل، فارغ التحصیلان Next Entries منبع پایان نامه درباره عدالت کیفری، جرم شناسی، سلسله مراتب، کانون توجه