منبع پایان نامه درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، علائم اضطراب

دانلود پایان نامه ارشد

ک و آيزنک، 1964).
همانطور که در بخشهاي بعدي بحث مي شود امکان دارد ويژگيهاي شخصيت در سبب شناسي اضطراب اجتماعي مقصر باشند. با وجود اين، فاکتورهاي حفظ کنندهي اضطراب اجتماعي عمدتاً بررسي نشده يا تجسم نيافته به جا مانده اند. در واقع پيشرفت هاي زيادي در رشتههاي روانپزشکي و روانشناسي حاصل شدهاند که طبقه بندي اضطراب اجتماعي از يک ويژگي شخصيت محض تا يک اختلال اضطرابي متمايز43 را ممکن ساختهاند.
2-1-2- ملاک هاي تشخيصي اختلال اضطراب اجتماعي
2-1-2-1- کتاب راهنماي تشخيصي و آماري- چاپ دوم (DSM-II):
در علم روانپزشکي اضطراب اجتماعي تا سال 1980 که DSM-III (APA,1980) آن را در ميان اختلالات اضطرابي جا داد يک اختلال متمايز محسوب نمي شد. با وجود اين DSM-II (APA، 1968( تشخيص واکنش انزوايي دوران کودکي را44 طبقه بندي کرد. اين اختلال به واسطهي کمرويي45،گسلش46 و مشکل در برقراري روابط ميان فردي در کودکان و نوجوانان مشخص ميشد. لذا کمرويي يک ويژگي شخصيت محسوب مي شود و به احتمال قوي با اختلال شخصيت اجتنابي رابطهي نزديکتري دارد.

2-1-2-2- کتاب راهنماي تشخيصي و آماري- ويرايش سوم (DSM-III)
(APA,1980) DSM-III ملاکهاي تشخيصي مختص به اضطراب اجتماعي را در بر داشت که شامل ترس اساسي از زير ذره بين قرار گرفتن يا شرمسار شدن47 و رفتار اجتنابي مربوطه بودند. مثل ساير اختلالات اضطرابي انتظار ميرفت افراد داراي اضطراب اجتماعي ترس خود را غيرمنطقي بدانند. به علاوه مطابق با مفهوم کلي ترسها، انتظار ميرفت اضطراب اجتماعي صرفاً زماني ناتوان ساز باشد که شخص با عامل ترس خود (موقعيت اجتماعي خاص) مواجه مي شد. از اينها گذشته اين اختلال نسبتاً نادر قلمداد ميشد.

2-1-2-3- کتاب راهنماي تشخيصي و آماري- ويرايش چهارم (DSM-IV)
(APA,1994) DSM-IV اصطلاح اختلال اضطراب اجتماعي را معرفي کرد و تشخيص را به ترس از يک يا چند موقعيت اجتماعي بسط داد. به علاوه ملاک هاي مربوطه شامل قابليت حملهي پانيک48 يا حملهي هراس در موقعيت هاي اجتماعي بودند. انتظار مي رفت درماندگي و پريشاني باعث وقفه در فعاليتهاي روزمره يا مشکل زياد در انجام آنها، در موفقيت شغلي يا تحصيلي و تعاملات اجتماعي بشود. به علاوه اين کتاب راهنما تشخيص را در دوران کودکي و نوجواني که نشانهها به مدت بيشتر از 6 ماه حضور داشتند به کار گرفت. در ضمن سنخ يا گونهي49 تعميم يافته ي50 اضطراب اجتماعي نيز معرفي شد. اين سنخ پيش فرض ترس در بيشتر موقعيتهاي اجتماعي را داشت و متخصصين باليني بايد تشخيص اضافي اختلال شخصيت اجتنابي (AVPD)51 را لحاظ کنند. اما اين کتاب راهنما مشخص نکرد که منظور از “بيشتر موقعيت هاي اجتماعي” چه بوده است.
علاوه بر اين DSM-IV در متن خود يک دور باطل تشکيل دهنده يا اضطراب انتظار، يعني تمرکز بر روي افکار منفي و حواس بدني منفي و تفسيرهاي اجتماعي منفي را نيز پيشنهاد کرده است (APA, 1994)، و بالاخره مسائل فرهنگي52 نظير ترس از مسبب توهين به ديگران شدن که در ژاپن زبانزد است معرفي شدند. در ميان ساير اختلالات، تشخيص افتراقي با اختلال هراس به همراه گذر هراسي53 يا بدون آن مرتبط بود اما اضطراب جدايي54 در کودکان تشخيص اختلال اضطراب اجتماعي را از دور خارج کرد. به علاوه کتاب راهنما پيشنهاد داد که تشخيص اختلال شخصيت اجتنابي ميتواند تداخل عمده اي با اختلال اضطراب اجتماعي تعميم يافته داشته باشد. نسخهي بازنگري و اصلاح شده ي (APA, 2000) DSM-IV-TR شامل تغييري در ملاک هاي تشخيصي اضطراب اجتماعي نبود. يک به روز سازي مرتبط با ويژگيهاي همراه و همبودي بيماري در متن وجود داشت.

2-1-2-4- کتاب راهنماي تشخيصي و آماري- ويرايش پنجم (DSM-V)
پيشرفتهاي اخير در رشته هاي روان داروشناسي55 و روانشناسي به يافته هايي ختم شدهاند که ميتوانند مفهوم اضطراب اجتماعي در چاپ جديد DSM (مه 2013) را تغيير دهند. به عنوان مثال شماري از دانشمندان پيشنهاد دادند اختلال اضطراب اجتماعي زير آستانه56 گنجانده شود تا به عنوان يک اختلال يک بُعدي57 مفهوم اضطراب اجتماعي را مورد تأکيد قرار دهند (فيلهو، هتم، فراري، ترزسنياک، مارک و ان سانتوز،58 2010). استين، اونو، تاجيما و مولر59 (2004) تا آنجا پيش رفتهاند که يک مفهوم متحد اختلالات طيف اضطراب اجتماعي60 را پيشنهاد دادند. اين شامل ترسهاي اجتماعي، اجتناب، دغدغه هاي جسمي61، اختلال کارکرد عاطفي و کمبودهاي اجتماعي62 مي باشد. مثلاً اختلال بدشکلي بدن63 و سندرم جديد مرجع پويايي64 ، اختلال در خوردن و اختلالات شخصيتي که تأثير شديدي بر روي مردم آميزي افراد مثلاً مردم آميزي افراطي در اختلال ويليامز و مردم آميزي تفريطي در اختلال شخصيت اسکيزوئيد هم ميتوانند در اين طيف گنجانده شوند.
بر اساس مرور شواهد مرتبط با ملاکهاي تشخيصي اضطراب اجتماعي (بوگلز، آلدن، بيدل، کلارک، پين، استين و همکاران65،2010) و مسائل فرهنگي مربوطه (ليوايز- فرناندز، هينتون، لاريا، پاترسون، هافمن، کرسک و همکاران66، 2009) تغييرات زير پيشنهاد شده اند:
* استفاده از اصطلاح اختلال اضطراب اجتماعي (با اضطراب اجتماعي در پرانتز)
* حذف ملاک بازشناسي ترس به عنوان غيرمنطقي؛ به جاي آن متخصصين باليني مي توانند ترس به عنوان “خارج از نسبت”67 را با در نظر گرفتن بافت فرهنگي شخص برآورد کنند.
* گنجاندن ترس از توهين به ديگران68
* حذف زير گونه ي تعميم يافته و استفاده از اضطراب عملکرد به عنوان يک تصريح يا مشخص کننده . ترس ها بر طبق موقعيت هاي اجتماعي: تعاملات اجتماعي، تحت نظر بودن، و تکاليف عملکردي گروه بندي ميشوند.
* گنجاندن موتيسم يا گنگي گزينشي69 به عنوان ابزار رفتاري (اجتناب) اختلال اضطراب اجتماعي در نوزادي70 و اوايل کودکي.
* به واسطهي دغدغه هاي مربوط به دست کم گرفتن مشکلات ميان فردي مهم در اختلالات شخصيتي پيشنهاد شد اختلال شخصيت اجتنابي يک تشخيص مجزا باقي بماند.
* طول مدت (احتمالاً 6 ماه) که براي تمام سنين به کار خواهد رفت.
* حذف ذکر نام حملات هراس
* گنجاندن مقياس شدت71
* و بالاخره گنجاندن بحث در مورد رابطه بالقوهي بين اختلال اضطراب اجتماعي و اختلال بدشکلي بدن و بين اضطراب اجتماعي و طبقه بندي جديد سندرم مرجع پويايي پيشنهاد شد.

2-1-2-5- دهمين بازنگري و اصلاح طبقه بندي بين المللي بيماري ها (ICD-10)
ICD-10 (سازمان بهداشت جهاني(WHO)، 1992) اضطراب اجتماعي گسسته دربارهي موقعيتهاي اجتماعي خاص و اضطراب اجتماعي منتشر دربارهي بيشتر موقعيتهاي اجتماعي را متمايز کرده است. ICD-10 نيز مثل DSM-IV به شرح مفصل ماهيت يا ميزان موقعيت هاي اجتماعي لازم براي تشخيص سنخ منتشر72 نپرداخته است. با اين حال کتاب راهنما متذکر شد اين موقعيتها بايد خارج از محفل خانوادگي باشند. اين مي تواند مختص به افراد داراي اضطراب اجتماعي باشد که در گردهمايي خانوادگي و در روابط نزديکي فاميلي با ناراحتي مواجه ميشوند.
خلاصه اينکه ملاک هاي تشخيص اضطراب اجتماعي عبارت بودند از:
1) اين که علت اوليه نشانهها اضطراب، و نه هذيان و افکاري وسواسي باشد.
2) اين که نشانهها در وهله ي اول با موقعيت اجتماعي مرتبط باشند.
3) اجتناب اجتماعي.
شرح حال جزء به جزء علائم اضطراب اجتماعي در ملاک هاي تشخيصي ICD-10 براي پروتکلهاي تحقيقاتي73 (سازمان بهداشت جهاني، 1993) يافت ميشوند. اين کتاب راهنما صريحاً ترس از جلب توجه ديگران و شرمسار شدن و همينطور اجتناب معني دار74 را الزام آور کرده است. به علاوه اين کتاب راهنما نشانه هاي اختصاصي اضطراب نظير سرخ شدن و لرزيدن و همينطور ترس از استفراغ کردن75 را فهرست کرده و ايجاب نموده که فرد ترس را غيرمنطقي شناخته باشد.
ملاکهاي اضطراب اجتماعي در ICD-10 به ظاهر شبيه به ملاک هاي DSM-IV (1994) هستند. اما ICD-10 بر خلاف DSM-IV سنخ ترس و واکنش هاي روان شناختي را مشخص کرده است. به علاوه ICD-10 طبقه بندي هاي جداگانه اي را براي اختلال اضطراب اجتماعي بزرگسالي و کودکي به کار بسته است. چنين تفاوت هايي اين سؤال را پيش آوردند که آيا ميزان شيوع تحت تأثير ملاک هاي تشخيصي به کار رفته در هر مطالعه قرار گرفته يا خير. به عنوان مثال روچا، ورکارو، يوچوآ و ليماکاستا76 (2005) مصاحبه هاي باليني کامپيوتري شده اي را براي تشخيص اضطراب اجتماعي در نمونه اي از 1221 برزيلي بالاي 18 سال انجام دادند. مؤلفان دريافتند که درصد تشخيص هاي مبتني بر ملاک هاي DSM-III-R به طرز معني داري بيشتر از آن بر اساس ملاک هاي ICD-10 ، بدون در نظر گرفتن جنس بود.

2-1-3- زيرگروه هاي اختلال اضطراب اجتماعي (SAD)
تشخيص SAD در DSM-IV (انجمن روانپزشکي امريکا،77 APA ، 1994) مشخص سازي نوع تعميم يافته اي از SAD با تعريف ترس از بيشتر موقعيت هاي اجتماعي را منظور کرده است. با وجود اين تقسيم بندي اختلال اضطراب اجتماعي به چند زيرگونه مورد بحث و جدل قرار دارد (ويتچن و فهم،78 2003؛ وريند، بکر، ميير، ميشل و مارگراف،79 2007) و شواهد و نشانههاي روشني از اين زير گونهها وجود ندارند (رپي و اسپنس، 2004). به علاوه تعريف دقيقي به طور کاربردي براي زير گروههاي اختلال اضطراب اجتماعي وجود ندارد و از آنجا که تعاريف متفاوتي به کار گرفته ميشوند انجام مقايسه بين مطالعات دشوار است. در نتيجه پيشنهاد شده زير گروه تعميم يافته80 در چاپ پنجم آتي DSM حذف شود (بوگلز و همکاران، 2010). با اين حال مطالعات اخير که بر روي زير گونه هايي به جز زير گونه ي تعميم يافته انجام شده اند، از تقسيم بندي ترس اجتماعي81 به صورت صحبت کردن در انظار عمومي / عملکرد و تعامل اجتماعي و مشاهده، حمايت مي کنند (بلوت، کينت، ماير و وستنبرگ82، 2009؛ بوگلز و همکاران، 2010). بنابراين يک زير گونهي عملکردي پيشنهاد شده تا در چاپ بعدي DSM جاي زير گونهي تعميم يافته را بگيرد (بوگلز و همکاران، 2010).
زير گونههاي SAD در کودکان و نوجوانان در مقايسه با زير گونههاي بزرگسالان کمتر تحت بررسي قرار گرفتهاند (ولتينگ و آلبانو83، 2001). يک مورد استثنايي جديد مطالعهاي است که توسط سامتر، بخورست و وستنبرگ84 (2009) انجام شد. در مطالعهي ايشان، ترس اجتماعي به صورت زير طبقه بندي شد؛ ترس از: (1) صحبت و تعامل رسمي (2) صحبت و تعامل غير رسمي و (3) مشاهده. با وجود اين تقسيم بندي، مؤلفان توانستند به تفاوت هاي بين گروههاي سني بر اساس نوع ترس پي ببرند. به عبارتي، ميزان بيشتر درماندگي و اجتناب در مقايسه با گروههاي سني جوانتر، در رابطه با ترس از صحبت و تعامل رسمي در نوجوانان 17-15 ساله مشاهده گرديد. از اين رو تقسيم بندي ترس اجتماعي به زير گونهها ميتواند در شناخت مسيرهاي رشدي ارزش ويژهاي داشته باشد.

2-1-3-1- SAD زير آستانه85
پيشنهاد شده که SAD بر روي پيوستار شدت مبتني بر شمار ترسها و يا اجتناب از موقعيتهاي اجتماعي، بهتر از آنچه مبتني بر زير گونهها باشد مفهومي مي شود و کاربرد يک سطح ابعادي در مطالعات تجربي و کار باليني پيشنهاد شده است (براون و بارلو86، 2005؛ فرمارک87، 2002؛ رپي و اسپنس، 2004). پيشنهاد شده که يک معيار ابعادي در DSM-V به تشخيص هايي که به طور طبقه بندي شده تعريف شدهاند، از جمله SAD اضافه شود (براون و بارلو، 2005؛ بوگلز و همکاران، 2010).
به واسطهي حذف يا اضافه کردن ملاکهاي آسيب ديدگي، ميزان شيوع SAD در مقايسه با ساير اختلالات اضطرابي، به طرز قابل ملاحظهاي در بين مطالعات فرق مي کند (براون و بارلو، 2005؛ کانينو، شروت، رابي ـ استيپک، برد، براوو، راميرز و همکاران88 ، 2004؛ کارترايت- هاوتون، هاگز89 و پورتر90، 2003؛ ويچن و فهم، 2003). هر چند آسيب ديدگي يک ملاک تشخيص SAD ميباشد اما SAD زير آستانهاي هم با درماندگي و آسيب ديدگي ارتباط دارد (ايسائو، کنراد، پيترمن،91 1999؛ فهم، بيسدو، جاکوبي و فيدلر، 2008؛ ون روي، کريستنسن، گروهالت و کلنچ- آس،92 2009). بنابراين گنجاندن نمونههاي SAD زير آستانهاي در زمينهي تحقيقاتي SAD بجاست.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره پردازش اطلاعات، علائم اضطراب، افراد مبتلا Next Entries منبع پایان نامه درباره مواد مخدر، کودکان و نوجوانان، اختلال استرس پس از سانحه، کودکان و نوجوان