منبع پایان نامه درباره کودکان مبتلا، درد مزمن، روان شناختی، پذیرش و تعهد

دانلود پایان نامه ارشد

افکار و احساسات مختلفی می باشد که به طور طبیعی در هنگام دردهای پایدار کودک فراخوانی می شود. داشتن یک پسر یا دختری که درد را تجربه می کند، ترس ها و باورهای منفی و ناکارآمد زیادی را سبب ساز می شود: تردید در رابطه با اثر بخشی این درمان غیر پزشکی(ACT)، تردید در رابطه با اینکه این آموزش هایشان، بهترین نوع است، یا اینکه والدین بدی هستند به این خاطر که اجازه نمی دهند کودک، کارهایی را که موقتا درد را کاهش می دهد انجام دهند (ماندن در خانه، استفاده از ویلچر). این نارضایتی هاو اجتناب های رفتاری، از طریق تنوعی از مداخلات پذیرش و گسستگی برای والدین، مورد هدف قرار می گیرد. با این کار، باید به والدین کمک کرد تا در هنگام مواجهه با درد، انعطاف پذیری رفتاری و روان شناختی اشان را افزایش دهند. هم چنین این کار، به والدین اجازه می دهد تا در عین حمایت از ارزشمندی های کودک، بتوانند با موقعیت کودکشان همدلی بیشتری داشته باشند(هیز، 2004).
در کار با والدین تاکید اصلی این است که آنها را تشویق کنیم تا کودکان نسبت به رفتارهای مرتبط با درد (مثل، نیاز همیشگی به والدین برای انجام فعالیت های فیزیکی، استفاده از ویلچر، فقدان فعالیت های فیزیکی در مدرسه یا بعد از آن، ماندن در خانه بعد از مدرسه)، مستقل شوند( دور شوند). درمانACT ، از طریق بازگشت به گذشته و مواجهه کودک با درد در حین انجام کارهای” شاد” یا ” آرام کننده”، منجر به نوعی آسودگی روانی217 در فرد می شود (هیز، 2004).
مدرسه، سیستم اجتماعی دیگری است که رشد کودک را مورد حمایت قرار می دهد. اینکه آیا باید، مدرسه را هم در درمان شرکت داد یا نه، سوال ظریفیست. معمولا، در صورتی که مدرسه با پیامدهای درد مزمن، مرتبط باشد(مثلا، کودک به دلیل اجتناب های مرتبط با درد، نمره ی پایینی را کسب می کند)، باید مدرسه را هم در درمان مشارکت داد. هدف اصلی این است که مشاور مدرسه، والدین و کودک، اعمالی را انجام دهند که مطابق با ارزشمندی ها و اهداف کودک می باشد. مشاور یا معلم مدرسه، می توانند به عنوان فردی که آموزش رسمی در درمانACT دارد، کودک را مورد حمایت قرار دهند. وقتی که چنین حمایت هایی صورت نگرفت، مستقیما ویژگی های بافت پیرامونی کودک را باید اصلاح کرد که این بر موفقیت های بعدی کودک در هنگام مواجهه با درد تاثیر گذار است یعنی بدون ایجاد اجتناب های رفتاری، موجب اعمال ارزشمند شود (هیز، 2004).
2-13 پشتوانه ی پژوهشی تحقیق
به نظر می رسد بسیاری از مطالعات مربوط به درد کودکان، از نظر پیشرفت تئوریکی، در پشت سر مطالعات مربوط به درد بزرگسالان حرکت می کنند. شاید این اتفاق به خاطر احتیاط یا نگرش های احتیاط آمیز تحقیقات کودکان باشد. شکی نیست که عوامل دیگری مثل حجم کم نمونه ی کودکان و کندتر بودن میزان بهبودی آنها نسبت به بزرگسان، در این رابطه نقش دارند. به عنوان مثال، ما می دانیم که مقالات مربوط به مداخله ی درد مزمن کودکان نسبت به مقالات درد مزمن بزرگسالان، کمتر و پیشرفت کوچکتری هم نشان می دهد(مک کرکن، 2011).
در مطالعات مقطعی کودکان مبتلا به بیماری های مزمن، نشانه های افسردگی ارتباط سازگارانه ای را با ادراک درد، نشان داد. بسیاری از کودکان و نوجوانان، مستقل از تشخیص پزشکی، درد های مزمن و نشانه های افسردگی را به طور همزمان گزارش می کنند. به عنوان مثال، کاشیکار – زاک218، گلداسکنیدر219، پاورز220، واگت221و هرشی222(2001)، نشان دادند که در کودکان مبتلا به درد های مزمن ناشی از سردرد یا دردهای ماهیچه ای اسکلتی، نشانه های افسردگی، ارتباط معناداری را با نمرات ناتوانی عملکرد نشان می دهد. یافته های این مطالعه از این نظر هم برجستگی دارد که در حدود 75 درصد از این کودکان، در حد متوسط یا شدید، از نظر عملکرد، ناتوان هستند. مطالعه ی اسکانبرگ223 و همکاران (2000)، نشان داد که در کودکان مبتلا به روماتیسم، عاطفه ی منفی و افزایش رویدادهای استرس زا، به طور معناداری با بیشتر شدن ناتوانی عملکرد ارتباط دارد (هوف224 و همکاران، 2006). با وجودی که برخی مطالعات نشان می دهند که مشکلات سازگاری و اجتماعی کودکان مبتلا به روماتیسم، بیشتر از کودکان سالم نیست، اما زمانی که درد ناشی از این بیماری شدید شود، ریسک مشکلات سازگاری و ناتوانی عملکرد افزایش می یابد. این کودکان ممکن است در مقایسه با همسالان سالمشان، ریسک بالایی را از نظر ابتلا به پریشانی های روان شناختی مثل اضطراب و افسردگی داشته باشند و بدین ترتیب ممکن است ناتوانی عملکرد و دردشان تشدید شود (پیترسون و همکاران، 2004).
ال – متوالی225، سالمینن226، آوینن227، کاتیانن228 و میکلسون229 (2004)، میزان پایداری درد های مزمن ماهیچه ای و اسکلتی مربوط به کودکان مبتلا را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که نشانه های افسردگی، درد های شکمی، بیداری شبانه و تحرک زیاد، پیش بینی کننده ی عود درد مزمن دختران مبتلا به ناراحتی ماهیچه ای اسکلتی، در 4 سال دوره ی پیگیری می باشد، درحالی که سردرد، درد های شکمی و ابتلا به ترکیبی از دردهای ماهیچه ای اسکلتی، پیش بینی کننده ی عود درد مزمن پسران مبتلا به ناراحتی ماهیچه ای اسکلتی می باشد. هم چنین در پیگیری یک ساله ی کودکان مدرسه ای مشخص گردید که، نشانه های افسردگی، با میزان گستردگی درد (یک قسمت بدن مثل گردن درد یا قسمت های بیشتری از بدن)، ارتباط دارد. تنها یک مطالعه نشان داده است که نشانه های افسردگی پیش گویی کننده ی درد های آتی کودکان مبتلا به ناراحتی های ماهیچه ای اسکلتی نیست. به طور قابل توجهه ای، بسیاری از مطالعات، ارتباط معنادار بین مشکلات افسردگی / عاطفی و درد های مزمن کودکان را اثبات کرده اند (هوف و همکاران، 2006).
اکلستون و همکاران (2002)، مرور سیستماتیک و فراتحلیلی را از مطالعات کنترل شده ی تصادفی مربوط به درمان های روان شناختی کودکان مبتلا به درد مزمن، صورت دادند. از بین18 مطالعه، 6 مطالعه در بافت جامعه (مدرسه)، اجرا شده بود و ملاک های شمول در مطالعه ی آنها را دارا بود. فراتحلیل، در رابطه با 12 مطالعه ی مربوط به سردرد و یک مطالعه ی مربوط به دردهای شکمی عود کننده، انجام شد. در این مطالعات، نسبت احتمالات برای کاهش 50 درصدی درد، 62/9 و برای درمان 32/2، بود و این نشان دهنده ی اثربخشی درمان های روان شناختی بر کاهش دردهای مربوط به سردرد بود. این محققان ثابت کردند که درمان های روان شناختی، مخصوصا آرامش عضلانی و CBT، تاثیرات برجسته ای را بر کاهش شدت و فراوانی درد های مزمن کودکان دارد و پیشنهاد کردند بهتر است این درمان ها به عنوان بخش متداولی از درمان های سردرد، در آیند. متاسفانه، این محققین، خاطرنشان ساختند که برای اثربخشی درمان های روان شناختی بر خلق، عملکرد یا ناتوانی مرتبط با درد مزمن کودکان و نوجوانان، شواهد ناکافی وجود دارد و تاکید کردند که لازم است مطالعات کنترل شده ی تصادفی جامعی در رابطه با درمان های روان شناختی درد های مزمن کودکان به غیر از سردرد، انجام شود (لیوسی و همکاران، 2006).
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، یکی از جدیدترین مدل های درمانی مبتنی بر پذیرش/ ذهن آگاهی می باشد که مبتنی بر بررسی های بالینی و پژوهش های حمایت شده می باشد. در نوشته های اخیر، برخی از منتقدان بحث کرده اند که درمانACT نسبت به درمان CBT، تغییر و دگرگونی کمتری دارد و به همین خاطر تضمینی وجود ندارد که پژوهش های بالینی فراوانی که اخیرا صورت می گیرد مربوط به این نوع درمان باشد. است230 (2008)، 13 پژوهش بالینی درمان ACT را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که در این پژوهش ها، درمانACT نسبت به هیچ درمانی اندازه ی اثر بزرگتری دارد (96/0ES=)، هم چنین اندازه ی اثر آن، نسبت به شکل متداول درمان231 و درمان های فعال232، بزرگتر است که به ترتیب عبارت است از: (79/0 ES=) و (53/0ES=) (گادیانو233، 2009).
مطالعه ی ویکسل و همکاران (2007)، که به منظور بررسی مقدماتی تاثیرات درمان ACT بر بازتوانی14 نوجوان مبتلا به دردهای مزمن آیدیوپاتیک صورت گرفته بود، نشان داد که به دنبال درمان و 3 و 6 ماه بعد از آن، بهبود معناداری در توانایی کارکردی، افزایش حضور در مدرسه و کاهش فاجعه سازی درد (شدت درد و تداخل درد)، مشاهده شد. هم چنین نتایج مطالعه ی سودن 234 و همکاران (2011)، که به منظور بررسی تاثیرات برنامه ی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد در60 بیمار مبتلا به درد مزمن انجام شده بود نشان داد که بلافاصله بعد از درمان کاهش معناداری در ناتوانی جسمانی و روانی اجتماعی (اندازه ی اثر به ترتیب 65/0 ، 1) بیماران مشاهده شد. هم چنین کاهش معناداری در عملکرد هیجانی (اندازه ی اثر افسردگی 98/0 و اندازه ی اثر ترس از درد 82/0)بیماران به وجود آمد. علاوه بر این، تاثیرات ماندگاری در 3 و 12 ماه بعد از درمان دیده شد و در این مدت مراجعه به مراکز درمانی کاهش معناداری پیدا کرد (اندازه ی اثر69/0).
مطالعه ی ولز و همکاران (2011) که به منظور بررسی تاثیرات 3 ساله درمان ACT صدوهشت بیمار بزرگسال مبتلا به درد مزمن صورت گرفته بود نشان داد که روی هم رفته نسبت به شروع درمان، بهبود معناداری در عملکرد جسمانی و عاطفی بیماران مشاهده شد. هم چنین نسبت به اوایل دوران پیگیری، فواید به دست آمده از درمان، استمرار و ماندگاری بیشتری را نشان داد. میزان اندازه ی اثر متوسط تا زیاد به دست آمد و در این پیگیری سه ساله، 64.8 درصد از بیماران، بهبود معناداری را در حداقل یکی از مولفه های کلیدی(پذیرش درد و عمل مبتنی بر ارزشمندی ها)، به دست آوردند. شواهد تجربی برای مداخلات مبتنی بر پذیرش، عمدتا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، در نمونه ی بزرگسالان و کودکان، در حال افزایش است(ولز و همکاران،2011). اخیرا درمان ACT، از سوی انجمن روان شناسی آمریکا، به عنوان یک درمان حمایت شده ی تجربی، برای “دردهای مزمن”، در نظر گرفته شده است (ویکسل و همکاران، 2011).
به طورکلی پژوهش های محدودی درزمینه ی درمان ACT کودکان مبتلا به دردهای مزمن صورت گرفته که از آن جمله می توان به تحقیق ویکسل و همکاران (2009) اشاره کرد. این تحقیق به منظور بررسی تاثیر درمان مبتنی بر مواجهه و پذیرش (ACT) بر عملکرد و کیفیت زندگی کودکان مبتلا به دردهای طولانی مدت و مقایسه ی این درمان با درمان MDT (درمان های چند بعدی متداول دربیمارستان)، انجام شده بود. داده های این دو گروه، قبل و بعد از درمان و هم چنین در 3.5 و 6.5 ماه بعد از درمان مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این مطالعه تاثیرات چشمگیر و مستمر درمان ACT را نشان می دهد. درمانACT در دوره ی پس از درمان، تاثیرات مهمی بر ترس از آسیب/ آسیب مجدد یا فوبی جنبش، تداخل درد و کیفیت زندگی داشت. هم چنین نتایج مقایسه ی این دو گروه نشان داد که گروهACT در مقایسه با گروه MDT، علاوه بر شدت درد و پریشانی مرتبط با آن، تاثیرات مهمی بر توانایی عملکرد ادراک شده داشت.
طبق بررسی های انجام شده، در ایران، تحقیقات مربوط به درد های کودکان، بیشتر متمرکز بر دردهای حاد بوده که بیشتر از سوی پرستاران و ماماها صورت گرفته است. از بین درد های حاد کودکان، دردهای ناشی ار تزریق عضلانی، رگ گیری، دردهای ناشی از پانسمان سوختگی و درد های ناشی از ترمیم دندان، مورد توجه بوده و مداخلات مربوط به این دردها، مداخلات مبتنی بر انحراف توجه بوده که دراین رابطه از روش هایی مثل حباب سازی، لمس درمانی، تماس پوستی با مادر، باد کردن بادبادک و تکان دادن جغجغه استفاده می شده است. به عنوان مثال مطالعه ی باقریان و همکاران (1389) که به منظور تاثیر انحراف فکر به روش حباب سازی بر شدت درد ناشی از رویه های تزریقی در کودکان سن مدرسه مبتلا به تالاسمی مراجعه کننده به مراکز تالاسمی شهر کرمان صورت گرفته بود، نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین نمره ی درد در بین دو گروه کنترل و حباب سازی بعد از تزریق وجود داشت. هم چنین مطالعه ی وثوقی و همکاران (1389) که به منظور تاثیر انحراف فکر(به روش حباب سازی) بر شاخص های فیزیولوژیک و شدت درد ناشی از رگ

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره روان شناختی، انعطاف پذیری، ذهن آگاهی، مفهوم سازی Next Entries منبع پایان نامه درباره پرسش نامه، کیفیت زندگی، پذیرش و تعهد، درد مزمن