منبع پایان نامه درباره کارآفرینی، کارآفرینی سازمانی، کسب و کار، توسعه کارآفرینی

دانلود پایان نامه ارشد

کارافرینی سازمانی فرایندی است که سازمان طی می‌کند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرین، انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت‌های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریع و راحت تر در سازمان مرکزی یا شرکت تحت پوشش خود مختار به ثمر برسد( مدهوشی، 1386).
کارآفرینان سازمانی اشخاصی هستند که در درون سازمان‌های بزرگ، اعمال و رفتار کارآفرینانه دارند و در همه سطوح سلسله مراتب سازمانی یافت می‌شوند. به عبارت دیگر کارکنانی که در درون سازمان‌های بزرگ، پیچیده و تثبیت روحیه کارآفرینی داشته باشند، کارآفرینان سازمانی نامیده می‌شوند. عنصر کلیدی کارافرینی سازمانی، نوآوری است. مطابق این نظریه، هر انسان مدیر یا غیر مدیری درون سازمان از استعداد خلاقیت برخوردار است. خلاقیت با ساختن و یافتن فکرهای جدید و نوآوری با کاربرد آن‌ها سروکار دارد. نوآوری می‌تواند در شکل‌های متفاوت ظاهر شود مانند: نوآوری در فرایندها و روش‌ها، نوآوری در محصولات یا خدمات و نوآوری در نحوه انجام امور درون سازمان‌ها(عابدی، 1381).
کارآفرینی مستقل فرایندی است که کارآفرین از ایده اولیه تا ارائه محصول خود به جامعه، کلیه فعالیت‌های کارافرینانه را با ایجاد یک بنگاه اقتصادی جدید، به طور مستقل طی می‌کند. در کارآفرینی مستقل، شرکت و سازمان( کسب و کار) جدیدی تأسیس می‌شود تا کالا و خدمت جدیدی به جامعه عرضه گردد. کارآفرین مستقل کسی است که فرصت‌ها را کشف می‌کند و تقاضاها را پیش بینی می‌کند و خطر ناشی از نوسانات آن رابه عهده می‌گیرد. در فرایند تولید، عامل سازماندهی و مسئول تصمیمات می‌باشد. کسی است که با معرفی محصولات و خدمات جدید، ایجاد شرکت‌های جدید یا بهره برداری از مواد اولیه جدید، وضع اقتصادی موجود را به هم می‌ریزد و سبب رشد و توسعه اقتصادی می‌شود. کسی است که خود اشتغالی و دیگر اشتغالی ایجاد می‌کند، محصولات یا خدمات جدید به وجود می‌آورد، خلاقیت و نوآوری کاربردی دارد، ارزش افزوده ایجاد می‌کند، با خطر پذیری، فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی انجام می‌دهد، نیازها را شناسایی و آن‌ها را برآورده می‌سازد، فرصت‌ها را به دست آوردها تبدیل می‌کند، منابع و امکانات را به سوی اهداف هدایت می‌کند، برای تقاضاهای بالقوه محصول می‌آفریند (پیش بینی در عرضه و تقاضا)، ایده‌های خلاق را به ثروت تبدیل می‌کند. فردی است که مسئول جمع آوری منابع لازمبرای شروع کسب و کار است و یا کسی است که منابع لازم برای شروع و یا رشد کسب و کاری را بسیج می‌نماید و تمرکز او بر نوآوری و توسعه فرایند، محصول یا خدمات جدید می‌باشد. او می‌خواهد کارها را به شیوه خود انجام دهد و به این معتقد است که می‌تواند با برنامه ریزی در راستای ایده خلاقانه خود به پیشرفت دست یابد( ملکیان،1389).
داگلاس لوبر85 از صاحبنظران کارآفرینی بر این باور است که سه دسته عوامل باعث توسعه کارآفرینی سازمانی می‌شوند که عبارت‌اند از:
1. عوامل درون سازمانی86
2. محیط بیرونی87
3. ویژگی‌های فردی88
هورنزبی بر این باور است که عوامل درونی سازمانی که مدیریت بر روی آن‌ها کنترل دارد و به رفتار کارآفرینانه کمک می‌کنند عبارت‌اند از: حمایت مدیریت، آزادی عمل و استقلال کاری، پاداش، تقویت، دسترسی زمانی و مرزهای سازمانی. حمایت مدیریت به ایجاد شرایط حمایتی کارافرینانه اشاره دارد؛ ارزش‌ها و نقش‌هایی که امکانات مالی را فراهم می‌کند و از ایده‌های کارکنان استقبال می‌نمایند. استقلال کاری و ابتکار عمل نیز بدان معنی است که کارکنان در حوزه کاری خود، توانایی تصمیم گیری داشته باشند. یک ساختار پاداشی مناسب، افراد را برای ادامه فعالیت‌های کارآفرینانه ترغیب می‌کند. دسترسی زمانی به معنی داشتن زمان کافی برای کار بر روی پروژه‌های کارآفرینانه مورد نیاز است. نهایتاً، مرزهای سازمانی اشاره به شرایط سازمانی دارد که کارکنان را برای انجام وظایف کاری خود فراتر از شرح وظایف محدودی که برای آن‌ها تعریف شده، ترغیب می‌نماید. کار آفرینی همچنین از طریق محیط بیرونی ارتقا می‌یابد.” کاوین و اسلوین” بر این باورند که محیط کارآفرینانه عبارت است از ترکیب عوامل کلان اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و همچنین دسترسی به کمک و حمایت. “جنیاوالی و فوگل” نیز چارچوبی از عوامل محیطی را که بر کارآفرینی اثر گذارند، در قالب پنج مورد بیان می‌کنند: خط مشی و رویه‌های حکومت( دولت)، شرایط اقتصادی- اجتماعی، مهارت‌های کسب و کار و کارآفرینی، کمک‌های مالی و غیر مالی. ویژگی‌های فردی نیز می‌تواند تأثیر مهمی در ارتقاء کارآفرینی سازمانی داشته باشد این ویژگی‌ها می‌تواند شامل: نیاز به استقلال، مرکز کنترلی، میل به اعمال ریسک، تسلط و برتری، انرژی زیاد، پشتکار و انگیزه دستیابی به هدف باشد( رمضان و مقیمی، 1390).
” توماس بگلی” و ” دیوید بوید”89 در اواسط دهه 1980 میلادی، ادبیات مربوط به ویژگی‌های روانی کارآفرینی را مورد بررسی قرار دادند، آن‌ها نهایتاً پنج بعد را تشخیص دادند که عبارت‌اند از(همان):
1. نیاز دستیابی به موفقیت: طبق نظر ” مک کللند”90 در کارآفرینان نیاز به کسب موفقیت شدید است.
2. مرکز کنترل: عقیده به این که افراد، بدبخت یا خوشبخت نیستند و هر کسی کنترل امور زندگی خود را در دست دارد. مدیران کارآفرین دوست دارند که فکر کنند، خودشان کنترل کارهایشان را در دست دارند.
3. ریسک پذیری: به نظر می‌رسد، کارآفرینانی که دارای ریسک پذیری متوسطی هستند، از دارایی‌هایشان درآمد بیشتری به دست می‌آورند تا افرادی که اصلاً ریسک پذیر نیستند؛ و یا اینکه ریسک پذیریشان از حد متعارف خارج است.
4. تحمل ابهام: تا حدی تمام مدیران به پذیرش ابهام نیازمندند، چرا که بسیاری از تصمیمات باید با اطلاعات ناقص یا مبهم گرفته شود. ولی کارآفرینان با ابهام بیشتری روبه رو هستند، چرا که آن‌ها کارهایی را برای اولین بار انجام می‌دهند و در کسب و کار خود ریسک پذیر هستند.
5. رفتار نوع A: به معنای انگیزه انجام کارها در زمان کمتری است. بنیانگذاران و مدیران شرکت‌های کوچک به داشتن رفتار نوعA تمایل بیشتری دارند تا دیگر مدیران.
آنچه مسلم است، این است که کارآفرین به سخت کوشی، اعتماد به نفس، بهینه سازی و جرأت و جسارت در آغاز و ادامه یک فعالیت اقتصادی نیاز دارد.
مدل‌های کارآفرینی سازمانی
صاحب نظران مختلف چارچوب‌های علمی و کاربردی متعددی را برای ایجاد سازمان کارآفرینانه ارائه داده‌اند که در ادامه برخی از مدل‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرند:
الف) مدل کارآفرینی اکهلس و نک91
این مدل می‌کوشد تا به طور مفهومی تأثیر رفتارهای کارآفرینانه فردی و ساختار سازمانی کارآفرینانه سازمان‌ها را مورد بررسی قرار دهد. به عبارت دیگر این مدل، توانایی سازمان برای بقاء در یک محیط سرشار از نوآوری را نشان می‌دهد.

شکل 2-4. کارآفرینی سازمانی اکهلس و نک .منبع:( اکهلس و نک، 1998).
ب) مدل سه بعدی بسترهای کارافرینی در سازمان
از نظر کارین پترز و برونوون پتلزبرگ (2001)، نقشی که مؤلفه‌های ارتباط سازمانی در توسعه کارآفرینی سازمانی ایفا می‌کنند بسیار قابل توجه است و چنانچه رابطه این مؤلفه‌ها در طول فرایند خلق، اجرا و به ثمر رسیدن ایده‌های جدید و بدیع با شناخت فرصت‌های نو در سازمان به طرز صحیحی تبیین شود، می‌تواند نوید بخش دستیابی به میزان اثر بخشی بالاتر سازمانی باشد.
آنان سه مؤلفه را در سازمان به عنوان بستر مناسب کارآفرینی معرفی می‌کنند:
1. مؤلفه‌های ارتباطی
2. مؤلفه‌های ساختار سازمانی
3. مؤلفه‌های فرهنگ سازمانی
کارین پترز و برونوون پتلزبرگ، تحقق کامل کارآفرینی سازمانی در سه مرحله تولید، اجرا و بهره برداری را مستلزم هماهنگی تمامی مؤلفه‌های سازمانی، بالاخص عوامل ارتباطی و فرهنگی می‌دانند ( ملکیان، 1389).
ج) مدل ارتباطات سازمانی در فرآیند کارآفرینی سازمانی
در این مدل مسیر ارتباطات، سبک ارتباطات، محتوای ارتباطات و کانال‌های ارتباطات نشان دهنده مؤلفه‌های ارتباطات سازمانی هستند و تولید ایده، اجرای ایده و بهره برداری و برداشت از ایده نیز نشان دهنده مراحل فرایند کارآفرینی سازمانی هستند. با توجه به اینکه کارآفرینی سازمانی فرایندی درون سازمانی بوده، متأثر از عوامل درون سازمانی نظیر حمایت و پشتیبانی مدیریت، سازوکارهای پاداش و تقویت، فرهنگ سازمانی، ارتباطات سازمانی و ساختار سازمانی است، بررسی نقش و اثر این عوامل در فرایند آن می‌تواند موجب بهبود، تسهیل و تسریع پیامدهای مرتبط با اهداف کارآفرینی در سازمان گردد. به زعم بسیاری از محققین، نقشی که مؤلفه‌های ارتباط سازمانی در توسعه کارآفرینی سازمانی ایفا می‌کنند بسیار قابل توجه است و چنان چه رابطه این مؤلفه‌ها در طول فرایند خلق، اجرا و به ثمر رسیدن ایده‌های جدید و بدیع با شناخت فرصت‌های نو در سازمان به طرز صحیحی تبیین شود، می‌تواند نوید بخش دستیابی به میزان اثر بخشی بالاتر سازمانی باشد(همان).
د) مدل کارآفرینی سازمانی، مدیریت مشارکتی و نظام پیشنهادات
رضا زاده و همکاران(1383)، در مقاله ای بستر مناسب برای توسعه کارآفرینی سازمانی را در قالب مدلی ارائه کردند. از نظر این محققین، با توجه به شباهت فراوان پیش نیازهای مدیریت مشارکتی و بسترهای لازم برای توسعه کارافرینی سازمانی و شرایط مساعدی که مدیریت مشارکتی و علی الخصوص نظام پیشنهادات برای تبلور اندیشه‌های خلاقانه منابع انسانی به وجود می‌آورد، می‌توان گفت که مدیریت مشارکتی و نظام پیشنهادات مناسب‌ترین بستر برای توسعه کارآفرینی در سازمان‌ها می‌باشد(همان).
ابعاد( ویژگی‌های) سازمان‌های کارآفرین:
ویژگی‌های سازمان‌های کارآفرین را می‌توان به دو دسته ویژگی‌های ساختاری و محتوایی به شرح زیر تقسیم نمود( همان):
الف) ویژگی‌های محتوایی
ویژگی‌های محتوایی سازمان‌های کارآفرین عبارت‌اند از: کوچک بودن اندازه سازمان، تکنولوژی پیشرفته و قابل انعطاف، پویایی محیطی، داشتن مأموریت، اهداف و استراتژی‌های واضح و منعطف، مشتری گرا و مدون و برخورداری از فرهنگ مناسب( وجود اعتماد متقابل بین افراد، سناریوهای برنده- برنده، تظاهر نکردن به کار، تشویق ریسک پذیری و نوآوری، ارزشمند بودن کار گروهی و…).
ب) ویژگی‌های ساختاری
ویژگی‌های ساختاری سازمان‌های کارآفرین عبارت‌اند از:
• غیر رسمی بودن:
سازمان‌های کارآفرین برای سازگاری با محیط نیازمند تغییر، انعطاف و نوآوری هستند که با ثبات و کنترل از طریق مقررات و دستورالعمل‌های رسمی مغایر است.
• تخصصی نبودن:
هر یک از کارکنان چندین وظیفه را به عهده دارند و دامنه وسیعی از کارها را انجام می‌دهند.
• نداشتن استاندارد:
در سازمان‌های کارآفرین، انجام امور و وظایف به شیوه مشخص و یکسان، کمتر صورت می‌گیرد. این سازمان‌ها اساساً نتیجه گرا هستندو به منظور شکوفایی خلاقیت افراد، قضاوت و ارزیابی عملکرد کارکنان را بر اساس نتایج به دست آمده در نظر می‌گیرند، نه روش انجام کارها.
• کمرنگ بودن سلسله مراتب:
در این نوع سازمان‌ها، سلسله مراتب اختیارات به این معنا که افراد باید گزارش کار خود را فقط به افراد مشخصی بدهند و مدیران حیطه کنترل محدودی داشته باشند، که طبیعتاً سطوح سازمانی زیادی به همراه خواهد داشت، کمرنگ تر است و خیلی اوقات فدای سرعت عمل و نوآوری می‌شود.

• نداشتن پیچیدگی:
این نوع سازمان‌ها از نظر پیچیدگی عمودی (تعداد سطوح سازمانی)، با داشتن حداقل لایه‌های مدیریتی، دارای ساختار سازمانی تخت هستند. از نظر پیچیدگی افقی( تعداد دوایر یا عنوان‌های شغلی) و مکانی (تعداد محل‌ها و مناطق جغرافیایی) دارای پیچیدگی زیادی نیستند.
• عدم تمرکز:
تمرکز به این معنا که تصمیمات در سطوح بالای سازمان گرفته شود، اساساً در سازمان‌های کارافرین دیده نمی‌شود. زیرا این گونه سازمان‌ها نیاز دارند تا نسبت به تغییرات محیطی و خواسته‌های مشتری واکنشی سریع نشان دهند. بدین جهت بسیاری از تصمیمات در سطوح پایین اتخاذ می‌شود.
• حرفه ای بودن:

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره کارآفرینی، بهره وری سازمانی، رفتار کارآفرینانه، ساختار سازمانی Next Entries منبع پایان نامه درباره کارآفرینی، رفتار کارآفرینانه، مزیت رقابتی، جامعه آماری