منبع پایان نامه درباره کاخ گلستان، فرهنگ عامه

دانلود پایان نامه ارشد

روزگاري از زبان بزرگترها شنيده، در برخي از آثارش جلوهگر نميشود، بلکه علاق? او به تاريخ و اشياء قديميِ تاريخي که بعدها آنها را با ظرافتي کمنظير براي صحنهسازي فيلمهايش بکار گرفته نيز، منشائي در دور? کودکي او دارد. در ايام کودکي به بيماري سختي دچار شد و او را نزد يکي از بستگان مادرش بردند که پزشکي اصيل و با فرهنگ و نسب قاجاري بود.
“مدتي نزد آن پزشک ماند، در خانهاي که ظاهراً سرمشق آن کاخ گلستان بود، تا اينکه بيماري در تن نحيف او مهار شد. اقامت در آن خانه و حشر و نشر با طايفهاي که در آن ساکن بودند، براي او نتايجي دربرداشت که يکي از نتايج آن، آشنايي با زندگي و فرهنگ اشرافي و قاجاري بود و او بيش از هر کس جلوههاي آن زندگي و فرهنگ رو به انقراض را از خواهر کوچک پزشک معالج خود فرا گرفت، که مانند خود او بيمار بود. (هجري، باني فيلم)
پرورش در خانوادهاي با فرهنگ سنتي تهراني و آميزش با مردمي با همين ساخت و چارچوب فرهنگي و عواملي چون اقامت در منزل خويشاوند پزشک، داشتن عمويي تارزن و زنعموي با صدايي دلکش (که زمين? آشنايي او با موسيقي را فراهم نمود) و نهايتاً آشنايي وي با امر موسيقي، همه و همه در ايجاد ذخير? غني هنر او نقش بسيار سودمندي ايفا کردند، عواملي که هر کدام در ايجاد ويژگيهاي منحصر به فرد ساختههاي وي، همچون به کارگيري فرهنگ عامه (فولکلور)، استاده از موسيقي و کلام ريتميک و همچنين گرايش به تاريخ و نوستالژيک بسيار سودمند بودهاند.
پس از پايان دوره دبيرستان در سال 1343، همزمان با تاسيس دانشکده هنرهاي دراماتيک به اين دانشکده ميرود و به تحصيل در رشته تئاتر در مقطع کارشناسي مشغول ميشود. در سال 1344 اولين نمايشنامهاش را با عنوان “ديب” (ديو) تحت تاثير شازده کوچولو، اثر “آنتوان دو سنت اگزوپري” نگاشته و در تالار نمايش همان دانشکده به نمايش درميآورد؛ نمايشي کودکانه و بر پايه قصههاي عاميانه. نگارش اين نمايش آغاز فعاليتهاي “حاتمي” در زمينه ادب و هنر فولکور ايران و احياء قصههاي قديمي در جامعه امروزي همراه با افزودن شاخ و برگهاي نمايشي (دراماتيک) بود. “حاتمي” پس از اين نمايشنامه، نمايشنامههاي ديگري به همين سبک نوشت؛ نمايشنامههايي تحت عناوين “خاتون خورشيدباف”، “آدم و حوا”، “حسن کچل و چهل گيس”، “قصه حرير و ماهيگير”، “شهر آفتاب و مهتاب”، “ساتن” که در همه آنها شنيدهها و خواندههاي خود از قصههاي قديمي ايراني را با خلاقيت هنري خويش پيوندي استادانه زد… .تمام اين نمايشنامهها آهنگين و ريتميک بودهاند… نوشتن اين نمايشنامههاي آهنگين و با زبان قديمي، شايعاتي را دربار? “حاتمي” به راه انداخت؛ اينکه اين نمايشنامهها را نه “حاتمي” بلکه مادربزرگ پيرش مينويسد! وي به منظور رفع اين سوءتفاهمها، نمايشنام? مدرني با عنوان “آدم و حوا” يا “برج زهرمار” مينويسد. اين نمايشنامه سبب آشنايي او با مسئولان تلويزيون آن زمان شد. او به استخدام تلويزيون ملي ايران در ميآيد و کار خود را در بخش فيلمنامهنويسي تلويزيون آغاز ميکند. نخستين فيلمنام? کامل “علي حاتمي”، “حماس? عشقي شب جمعه” نام دارد که حاصل فعاليتش در تلويزيون بود. “حاتمي” اين فيلمنامه را در اندازه و ابعاد يک فيلمنام? سينمايي مينويسد که بلافاصله به پيشنهاد “رهنما” به فرانسه ترجمه ميشود تا کارگرداني فرانسوي آن را جلوي دوربين ببرد. مترجمي با نام سميعي فيلمنامه را به فرانسه ترجمه ميکند؛ “اما من چون تعصب ايراني داشتم، ترجيح دادم که يک ايراني آن را کارگرداني کند. و قرعه به نام هژير داريوش مي افتد.” (حيدري، 28:1375)
ساخت يک قسمت از مجموعهاي با عنوان “جنگل آشپزي” از ديگر فعاليتهاي “حاتمي” در تلويزيون ملي بود؛ “جنگل آشپزي” يک نمايش عروسکي است که در جشنوار? کودک همان سال ديپلم افتخار ميگيرد. در همين سالهاي فعاليت در تلويزيون، به همراه تني چند از دوستانش به قصد تلاش براي امرار معاش، يک دفتر تبليغاتي به راه انداخت. “فيلمهاي تبليغاتي که “حاتمي” در آن سالها ساخت، تفاوتهاي عمدهاي با فيلمهاي تبليغاتي ديگران داشت. فيلمهايي که “حاتمي” با استفاده از آهنگها و ترانههاي قديمي ميساخت و به شدت به مذاق سفارشدهندگان خوش ميآمد.” (هجري، باني فيلم)
همچنين در اين سالها، يک شبک? تلويزيوني به نام “تلويزيون روستا” آغاز به کار ميکند و “حاتمي” به سفارش مديران اين مرکز، تعدادي فيلم آموزشي کوتاه ميسازد که هيچ کدام از آنها نام وي را بر خود نداشتند.
سال 1348 سالي است که “حاتمي” پس از سرخوردگي و دلزدگي از برخوردهاي کاسبکارانه سفارشدهندههاي امور تبليغاتي، به فکر ساختن فيلم سينمايي ميافتد.
“علاقه و عشق او به ادبيات عامه سبب شد تا در نخستين کار سينمايياش، سراغ قصهاي آشنا برود که چند نسل پيش بچهها نقل شفاهي آن را بارها از اطرافيان خود شنيده بودند. “حاتمي” در کليات داستان اين فيلم تغييرات چنداني به وجود نياورد، اما يکسري حوادث فرعي تازهاي به آن افزود تا جذابيتهاي دراماتيک فيلم بيشتر شود.” (راوي روزهاي رنگين گذشته، باني فيلم)
“حسن کچل” پيش از تبديل شدن به فيلمنام? سينمايي، نمايشنامهاي بود نوشت? دست “علي حاتمي” با نام “حسن کچل و چل گيس” که توسط “داوود رشيدي” “در فروردين ماه 1348 در تالار بيست و پنج شهريور” (دارالشفايي، فيلم نگار) به روي صحنه رفت.
در اواخر ده? چهل، چند فيلمساز جوان و خوشذوق همچون “مسعود کيميايي”، “داريوش مهرجويي”، “ناصر تقوايي” و “بهرام بيضايي” به سينماي ايران وارد شدند و فضاي حاکم بر سينماي ايران را عوض کردند. “علي حاتمي” با “حسن کچل” متفاوتترين طعم را به ذائق? تماشاچيان ايراني چشاند، “طعمي شيرين از افسانههاي ايراني با چاشني تصاوير چشمنواز و موسيقي گوشنواز و کلام آهنگين، يعني همان چيزهايي که در ادامه به مولّفههاي اصلي سينماي “حاتمي” بدل شد.” (نعيمي، شرق) و او را به فهرست نه چندان پر تعداد فيلمسازان متفاوت ايران افزود. اين فيلم جايز? بهترين فيلمهاي ايراني وزارت فرهنگ و هنر و جايز? دوم بهترين فيلم سال جشنوار? سپاس در سال 1350 را به خود اختصاص داد. “حاتمي” پس از “حسن کچل”، فيلمنامهاي تحت عنوان “ملک خورشيد” را مينويسد که ساخته نميشود.
طوقي: “طوقي” سومين فيلمنام? سينمايي “حاتمي” است که در سال 1349، پس از نمايش موفقيتآميز “قيصر” ساخت? “مسعود کيميايي” و در فاصل? بسيار کمي از آن فيلم ساخته شد. اين فيلم با حضور بيشتر عوامل فيلم “قيصر” و داشتن فضايي همچون فضاي آن فيلم، مقابل دوربين رفت؛ اين شباهتها باعث شد که بسياري از منتقدان، “طوقي” را همچون ديگر فيلمهاي جاهلي و به ويژه تحت تاثير “قيصر” بدانند. اما وجه تمايز فيلم “طوقي” در داستان “علي حاتمي” بود و ظرافتهاي عميق و پر وسواس او در گفتگونويسي و در پرداخت لحظههايي چون کفتربازي، پنبهزني، نمايش رواج قاليبافي در ميان مردم کاشان و تأکيد و توجه به فرهنگ و عقايد عاميانه (اين اعتقاد که “طوقي” بديمن است و نگهداري آن در خانه شگون ندارد)، توجه به معماري خاص و اصيل ايراني و مراسم مذهبياي مانند “قاليشويان” مشهد اردهال است.
“نمايش “طوقي” هم به شدت موفق بود. فيلم در سه روز اول اکران، رکورد فروش را شکست.” (هجري، باني فيلم)
بابا شمل: “علي حاتمي” در سال 1350 تلاش ميکند تا دوباره يک فيلم موزيکال بسازد؛ فيلمي به نام “باباشمل” که با تکيه بر روابط مريدي و مرادي، برشي از زندگي لوطي “حيدر” و “باباشمل” را روايت ميکند و از به هم پيوستن چند داستان تشکيل شده است که انسجام و تداوم لازم را ندارند. اين فيلم، با صرف هزين? فراوان، به صورت رنگي و با حضور ستارگان سينماي آن روز به روي صحنه رفت.
با وجود اينکه “حاتمي” در “باباشمل” زحمت بسياري براي بازسازي زندگي مردم گذشته کشيده بود و لحن ريتميک تمامي ديالوگهاي فيلم هم که با توجه به موقعيتهاي گوناگون آن کار بسيار دشواري بوده است و… يک شکست کامل بود. البته تماشاي يک سکانس از فيلم به شکل مجزا، از ديگر سکانسها بيترديد جذاب و کم و بيش قابل قبول است، اما وقتي تمام سکانسهاي “باباشمل” در کنار هم و با زبان ريتميک شخصيتها قرار بگيرد، تحملناپذير و خسته کننده ميشود. (راوي روزهاي رنگين گذشته، باني فيلم)
قلندر: چهارمين فيلم “زنده ياد علي حاتمي” در 28سالگي وي و در سال 1351 به نمايش درآمد. داستان “قلندر” به رابط? عاشقان? برادري به خواهر ناتنياش ميپردازد، موضوعي تند و جسورانه که تا پيش از اين، کسي در سينماي ايران به آن نزديک نشده بود. فيلم “قلندر” “در کنار روايت جسورانه از دنياي ملتهب يک نسل رو به انقراض، زوال مردان پايبند به اصول و ارزشهاي اخلاق سنّتي را به تصوير ميکشد. “قلندر” نام شخصيت اصلي فيلم نيز هست. شخصيت مرکزي روايت داستان، که خود يک قلندر پشت پا زده به هواي نفس است و در روزگار نامردميها، به دنبال پهلواني باطن ميگردد.” (روز و شب آن قلندر که رفت، همشهري)
نسخ? مطلوب “حاتمي” از فيلم “قلندر” هرگز به نمايش درنيامد، زيرا اين فيلم، با کوتاه شدن برخي سکانسها و تغيير روابط شخصيتها بر پرده آمد و شکست خورد.
خواستگار: فيلم “خواستگار” کمدي سياه و تلخ “علي حاتمي” است که در سال 1351 به نمايش درآمد. موضوع فيلم شرح دلدادگي معلم خطي محجوب به دختري سبکسر است که هر بار در بزنگاه وصل، نصيب رقيبي ديگر ميشود و رقبا هر يک، به مراتب از عاشق ساده و صادق داستان نامتناسبتر هستند. شخصيت اول داستان، همواره از وصال يار ناکام ميماند، زيرا ميخواهد به سالمترين و انسانيترين شيوهها به معشوق خود برسد. “حاتمي” در به تصوير کشيدن شخصيت عاشقپيش? داستان خود بسيار موفق بوده است؛ شخصيتي که با سماجتي عاشقانه نميخواهد دست تقدير را بپذيرد، اما سرانجام، مصداق کساني ميشود که هم? عمر دير رسيدند، زيرا معشوق تنها در بستر مرگ به او پاسخ مثبت ميدهد. “فيلم به رغم لحن طنزآلود و حال و هواي شادي که دارد، به پاياني به شدت تلخ و تراژيک ميرسد و اين تغيير لحن در طول فيلم نيز باعث اختلال در ارتباط مخاطب عام ميشود و همين بلاتکليفي مخاطب و اندکي سنگين شدنها باعث ميشود تا “حاتمي” با خواستگار، يک بار ديگر شکست تجاري در اکران عمومي را تجربه کند.” (نعيمي، شرق)
ستارخان: “علي حاتمي” فيلم “ستارخان” را در سال 1351 کارگرداني نمود؛ اين اولين فيلمي است که بر اساس زندگي يک شخصيت واقعي تاريخي ميسازد. “ستارخان” به دليل آنکه “حاتمي” از سردار ملّي تصويري نه اسطورهاي بلکه زميني و ملموس ارائه داده است، مورد انتقاد قرار گرفت. رويکرد “حاتمي” به داستان “ستارخان”، بيشتر دروني است و کمتر سراغ کنشهاي بيروني ميرود؛ او در اين فيلم، علاوه بر اينکه يک روايت تاريخي از زندگي “ستارخان” را بيان ميکند، به شخصيت دروني او نزديک ميشود و خلقيات او را به نمايش ميگذارد و اين امکان را براي تماشاگران فراهم ميکند تا همذاتپنداري عميقتري با اين شخصيت مهم تاريخ معاصر و ياران او برقرار کنند.
“حاتمي” بيپروا از اينکه دربار? “ستارخان” در تاريخ و کتب چه گفته و نوشتهاند، تحليل و تلقي فردياش را دربار? اين شخصيت بحثانگيز به فيلم برگرداند؛ کاري که بعدها با کمالالملک و حاجي واشنگتن و کلاً مقول? تاريخ کرد و بيشترين حملات را هم از اين بابت دستکاري تاريخ به جان خريد، اما حاضر نشد ذرهاي در اين استراتژي تجديدنظر کند، چرا که صراحتاً اعلام ميکرد نميتواند با اينکه آنچه رسماً عنوان تاريخ گرفته، کنار بيايد و خود را به عنوان هنرمند، موظف به ارائ? روايتي شخصي و هنرمندانه از حوادث و رويدادها ميداند. “حاتمي” شجاعانه، ارزش و سنديت اقوال تاريخي را زير سوال ميبرد و مخاطب را با اين ترديد رو به رو ميکرد که اصلاً بر اساس چه اعتمادي بپذيريم آنچه تاريخنويسان نوشتهاند و براي ما به يادگار گذاشتهاند، حاوي حقيقت ناب است و از خطا و اشتباه يا دخالتهاي تاريخنويسان عاري است.” (نعيمي، شرق)
مثنوي معنوي: “حاتمي” در سال 1352، به فکر بهرهگيري از آثار شاخص ادبي براي آفرينش آثار نمايشي افتاد؛ از اين رو، به سراغ “مثنوي معنوي” اثر جاودان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره عناصر داستان، نقد ساختارگرا، صورت و معنا Next Entries منبع پایان نامه درباره اعتمادالسلطنه