منبع پایان نامه درباره پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

هنگام آن‌ها که از آن مکان گذشته بودند به امر پیغمبر بازگشتند و آن‌ها هم که در دنبال قافله بودند رسیدند و در همان جا متوقف شدند. در این سرزمین درختان کهن و انبوه و سایه گستر وجود داشت که پیغمبر ممنوع فرمود کسى زیر درختان پنجگانه که به هم پیوسته بودند فرود نیاید و خار و خاشاک آن‌جا را برطرف سازند. وقت ظهر حرارت هوا شدت یافت به طوری که مردم قسمتى از رداى خود را بر سر و قسمتى را زیر پا افکندند و براى آسایش پیغمبر چادرى تهیه و روى درخت افکندند تا سایه کاملى براى پیغمبر فراهم گشت. اذان ظهر گفته شد و آن حضرت در زیر آن درختان نماز ظهر را با همه همراهان ادا فرمود. پس از فراغ از نماز در میان گروه حاضرین بر محل مرتفعى که از جهاز شتران ترتیب داده بودند قرار گرفت و آغاز خطبه فرمود و با صداى بلند همگان را متوجه ساخت و چنین فرمود::
حمد و ستایش مخصوص ذات خدا است. یارى از او میخواهیم و باو ایمان داریم و گواهى میدهم که معبودى (در خور پرستش) جز او نیست. و این‌که محمّد بنده و فرستاده او است. پس از ستایش خداوند و گواهى به یگانگى او. اى گروه مردم ‏ همانا خداوند مهربان و دانا مرا آگاهى داده که دوران عمرم سپرى گشته و قریبا دعوت خداوند را اجابت و به سراى باقى خواهم شتافت. من. و شماها هر کدام بر حسب آنچه به عهده داریم مسئولیم. اینک اندیشه و گفتار شما چیست؟
مردم گفتند: ما گواهى می‌دهیم که تو ابلاغ فرمودى و از پند ما و کوشش در راه وظیفه دریغ نفرمودى. خداوند به تو پاداش نیکو عطا فرماید. فرمود:
آیا شماها به یگانگى خداوند و این‌که محمّدبنده و فرستاده او است گواهى می‌دهید؟ و به این‌که بهشت و دوزخ و مرگ و قیامت تردید ناپذیر است و این‌که مردگان را خدا بر مى‏انگیزد و اینها همه راست و مورد اعتقاد شما است؟
همگان گفتند آرى، به این حقایق گواهى میدهیم. پیغمبر گفت: «خداوندا گواه باش» و با تأکید و مبالغه در توجه و شنوائى همگى و اقرار مجدد آنان به این‌که سخنان آن حضرت را شنیده و توجه دارند فرمود:
همانا من در انتقال به سراى دیگر و رسیدن به کنار حوض بر شما سبقت خواهم گرفت. و شما در کنار حوض بر من وارد می‌شوید. پهناى حوض من بمانند مسافت بین صنعاء و بصرى است و در آن به تعداد ستارگان- قدحها و جامهاى سیمین هست. بیندیشید و مواظب باشید که پس از در گذشتن من با دو چیز گران‌بها و ارجمند که در میان شما می‌گذارم چگونه رفتار نمائید؟!
در این موقع یکى در میان مردم بانک بر آورد که یا رسول الله آن دو چیز گران‌بها و ارجمند چیست؟ فرمود:
آن که بزرگ‌تر است کتاب خدا است که یک طرف آن در دست خدا و طرف دیگر آن در دست شما است (کنایه از این‌که کتاب خدا وسیله ارتباط با خداوند است) بنابراین آن را محکم بگیرید و از دست ندهید تا گمراه نشوید. و آن دیگر که کوچک‌تر است عترت من (اهل بیت من) می‌باشد و همانا خداى مهربان و دانا مرا آگاه فرمود که این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا کنار حوض بر من وارد شوند. و من این امر را (عدم جدائى کتاب و عترت را) از پروردگار خود درخواست نموده‏ام. بنابراین. بر آن دو پیشى نگیرید و از پیروى آن دو باز نایستید و کوتاهى نکنید که هلاک خواهید شد. سپس دست على را گرفت و او را بلند نمود تا به حدى که سفیدى زیر بغل هر دو نمایان شد و مردم او را دیدند و شناختند.
و فرمود: اى مردم کیست که بر اهل ایمان از خود آن‌ها (سزاوارتر) می‌باشد؟
گفتند: خداى و رسولش داناترند. فرمود همانا خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنین هستم و اولى و سزاوارترم بر آن‌ها از خودشان. پس هر کس که من مولاى اویم على مولاى او خواهد بود و این سخن را سه بار و بنا بگفته احمد بن حنبل پیشواى حنبلى‏ها چهار بار تکرار فرمود. سپس دست به دعا گشود و گفت: بار خدایا. دوست بدار آنکه را که او را دوست دارد و دشمن دار آنکه را که او را دشمن دارد و یارى فرما یاران او را و خوار گردان خوار کنندگان او را، و او را معیار و میزان و محور حق و راستى قرار ده. آنگاه فرمود. باید آنان که حاضرند این امر را به غائبین برسانند و ابلاغ نمایند. هنوز جمعیت پراکنده نشده بود که امین وحى الهى رسید و این آیه را آورد: «الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِیناً» در این موقع پیغمبر فرمود الله اکبر، بر اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودى خدا برسالت من و ولایت على بعد از من، سپس آن گروه شروع‏. کردند به تهنیت امیرالمؤمنین و از جمله آنان (پیش از دیگران) شیخین- (ابو بکر و عمر) بودند که گفتند: به به براى تو اى پسر ابى طالب که صبح و شام را درک نمودى در حالیکه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى. و ابن عباس گفت: بخدا سوگند که این امر (ولایت على) بر همه واجب گشت. سپس حسان ابن ثابت گفت: یا رسول الله اجازه فرما تا درباره على اشعارى بسرایم. پیغمبر فرمود بگو با میمنت و برکت الهى در این هنگام حسان برخاست و چنین گفت: اى گروه بزرگان قریش در محضر پیغمبر اسلام درباره ولایت که مسلم گشت، گفتار و اشعار خود را بیان می‌کنم و گفت: «ینادیهم، یوم الغدیر نبیهم بخم فاسمع بالرسول منادیاً»96
آیه تبلیغ و نگرش کلی مفسران امامیه
مفسران شیعه معتقدند آیه تبلیغ مربوط به ولایت امام علی بوده و مصداق «ما أنزل إلیک من ربک» ولایت امیرالمؤمنین است97 زیرا:
اولا: خداوند متعال در این مورد اهتمام بسیاری کرده است به حدی که اگر این موضوع ابلاغ نشود، گویا رسالت پیامبر ابلاغ نشده است. واین امری جز مسأله امامت و زعامت وجانشینی امیرالمؤمنین نیست که عهده دار وظایف وشئونات نبی به جز وحی است.
ثانیا: از آیه فوق استفاده می‌شود که ابلاغ این امر برای رسول خدا مشکل بوده است زیرا خوف آن را داشته که مردم از فرمان او سرپیچی کرده و با ایجاد اختلاف و تشتت، زحمات 23 ساله او را بر باد دهند، واین مطلب جز ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین چیز دیگری نبوده است.
در یک بررسی اجمالی در آیات قرآن خواهیم دید که رسول خدا میثاق بر نبوت داشته98 و از ناحیه خداوند مأمور به استقامت و صبر بوده است. 99 از این رو در تبلیغ دین خدا و رساندن پیام‌ها هیچ کوتاهی نکرده و در برابر درخواست غیر معقول و بهانه‌جویی‌ها هرگز سر تسلیم فرود نیاورده است.100 پیامبر خدا در ابلاغ پیام‌ها حتی در مواردی که به نوعی تحمل آن بر دیگران سنگین بود، مانند داستان زینب همسر زید،101 استحیای از مؤمنان،102 ابلاغ همین آیه مورد بحث و … چیزی را به دلیل ترس و یا امر دیگر فروگذار نکرده است.
بنابراین، دلیل نگرانی پیامبر را باید در جای دیگر (نه ترس از قتل) جستجو کرد و آن، پیامدهای وخیم تکذیب منافقان و عکس العمل منفی برخی یاران حضرت در برابر این پیام بوده که منجر به حبط عمل آنان و شدت نفاق و کفر منافقان می‌شد. واز سوی دیگر با تکذیب و کفر آنان، ادامه رسالت و حتی اصل رسالت ناکام می‌ماند و موجب هدم دین می‌شد.
نتیجه این‌که مقصود از «ما أنزل إلیک من ربک» امر ولایت حضرت علی است که پیامبر مأمور به ابلاغ آن بوده است.103
آیه تبلیغ و نگرش کلی مفسران اهل سنت
مفسران اهل سنت بر اساس اخبار مستند به صحابه و تابعان درباره سبب نزول آیه برداشت‌ها و دید گاه‌های متفاوتی از معنا و مفهوم قرآن ارائه می‌دهند و با این کار در صدد توجیه دیگری برای آیه برآمده‌اند تا ربطی به مسأله غدیر نداشته و از مویدات ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب به حساب نیاید و ما فهرست‌وار جمع بندی کل آراء را بیان می‌کنیم:
1- نزول آیه در مورد حراست در مکه
سیوطی از ابن عباس نقل می‌کند که از رسول خدا سؤال شد: کدام آیه بر شما گران آمد؟ حضرت فرمود: «در ایام موسم حج در منا بودم و مشرکان عرب و سایر مردم آن‌جا بودند. جبرائیل بر من نازل شد و گفت: «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک…. .» من برخاستم و ندا دادم: ای مردم، چه کسی مرا یاری می‌کند تا پیام پروردگارم را برسانم و برای او بهشت باشد. ای مردم بگوئید: لا اله إلا الله و من رسول خدایم تا رستگار شده، نجات یابید و به بهشت روید. پس هیچ کس از مرد و زن و کودک نبود جز آنکه مرا با خاک و سنگ هدف قرار دادند و در صورتم آب دهان انداختند و گفتند: دروغگو است… پس عموی ایشان عباس آمد و حضرت را از دست آنان نجات داد و آنان را عقب راند.104
2- نزول آیه درباره رجم و قصاص
برخی از مفسرین در شأن نزول آیه می‌نویسند: «خداوند به پیامبرش دستور داد تا آنچه را درباره حکم رجم و قصاص بر وی نازل شده اعلان کند. در واقع این اعلان برخوردی در برابر موضع یهود بود که می‌خواستند به نحوی از حکم رجم زنای محصنه و قصاص که در تورات آمده است فرار کنند از این رو افرادی را نزد رسول خدا فرستادند تا از ایشان درباره این دو موضوع سؤال کنند، جبرئیل نازل شد و حکم رجم و قصاص را آورد.105
3- نزول آیه در جنگ با بنی انمار
ابن ابی حاتم به نقل از جابربن عبدالله انصاری می‌گوید: «در جنگ پیامبر با بنی انمار حضرت بر سر چاهی نشستند. مردی به نام وارث یا غورث بن حارث از بنی نجار قصد کشتن حضرت را کرد… . وی نزد پیامبر آمد و گفت: شمشیرت را بده تا ببویم. حضرت آن را به وی داد. آن گاه از دستش لیز خورد و افتاد پیامبر به او فرمود: خداوند بین تو و آنچه می‌خواستی انجام دهی مانع شد. آنگاه این آیه نازل شد «یا أَیهَا الرسُولُ بَلغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبک»106
4- نزول آیه درباره مکر یهود
اکثر مفسران اهل سنت با تکیه بر سیاق آیات قبل و بعد، نوشته‌اند که این آیه درباره یهودیان است و نیز اولین کسی که آیه تبلیغ را در مورد مکر یهود تفسیر کرده مقاتل بن سلیمان است و در تفسیر خود این گونه می‌نویسد: «أن النبی دعا الیهود إلى الإسلام فأکثر الدعاء فجعلوا یستهزئون و یقولون «أ ترید یا محمد أن نتخذک حنانا، کما اتخذت النصارى عیسى ابن مریم حنانا» «فلما رأى النبی سکت عنهم فحرض الله یعنى فحضض الله- عز و جل- النبی على الدعاء إلى الله- عز و جل- و ألا یمنعه‏ ذلک تکذیبهم إیاه و استهزاؤهم فقال: یا أَیهَا الرسُولُ بَلغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبک‏ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یعْصِمُک مِنَ الناسِ یعنى من الیهود فلا تقتل‏ إِن الله لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ‏ یعنى الیهود، فلما نزلت هذه الآیة أمن النبی من القتل و الخوف‏».107
و فخر رازی نیز بعد از احتمالات فراوان (ده قول) درباره شأن نزول آیه، همین نظر فوق را پذیرفته است و می‌نویسد: «و بدان اگر چه این روایات زیاد هستند اما حمل آیه بر ایمنی پیامبر (ص) از مکر یهود و نصاری و امر به اظهار تبلیغ و نترسیدن از آنها توسط خداوند اولی است.»108
دیدگاه طبری و دلایل آن
طبری 3 قول در شأن نزول آیه بیان می‌کند و برای هر کدام تعدادی روایت ذکر می‌کند و در پایان با توجه به سیاق، همانند سایر مفسران، قول سوم را می‌پذیرد:
1- روایاتی که بیان می‌کنند آیه درباره اعرابی که قصد کشتن حضرت را داشت می‌باشد «نزلت بسب أعرابی کان هم بقتل رسول الله فکفاه الله إیاه»
حدثنی الحارث، قال: ثنا عبد العزیز، قال: ثنا أبو معشر، عن محمد بن کعب القرظی و غیره‏، قال: کان رسول الله إذا نزل منزلا اختار له أصحابه شجرة ظلیلة، فیقیل تحتها، فأتاه أعرابی، فاخترط سیفه ثم قال: من یمنعک منی؟ قال: «الله». فرعدت ید الأعرابی، و سقط السیف منه. قال: و ضرب برأسه الشجرة حتى انتثر دماغه، فأنزل الله: وَ الله یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ
2- روایاتی که بیان می‌کنند آیه درباره ترس پیامبر اکرم از قریش است «بل نزلت لأنه کان یخاف قریشا، فأومن من ذلک.»
الف: قاسم، از حسین، از حجاج، از ابن جریج‏، گفت که پیامبر از قریش می‌ترسید تا این‌که این آیه نازل شد «وَ الله یعْصِمُک مِنَ الناسِ‏» بعد پیغمبر دو یا سه بار فرمود: «من شاء فلیخذلنی»
ب: هناد، از وکیع، از أبی خالد، از عامر، از مسروق، نقل می‌کند که عایشه گفت: من حدثک أن رسول الله شیئا من الوحی فقد کذب.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره مضاف و مضاف الیه، الغای خصوصیت، قرائن لفظی Next Entries منبع پایان نامه درباره ترتیب نزول، ناسازگاری، امام صادق