منبع پایان نامه درباره پردازش اطلاعات، علائم اضطراب، افراد مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

ميشود. در فرايند طرحواره درماني، مستقيماً به سراغ عميقترين سطح شناختواره ميروند. به عبارتي در طرحواره درماني، روش پايين به بالا در پيش گرفته ميشود (يانگ، کلوسکو و ويشار، 2003).
بررسيها نشان داده اند که افراد مبتلا به SAD طرح وارههايي دارند که اين طرح وارهها آماج مناسبي براي رويکرد طرحواره درماني تلقي ميشوند (کالوت، اوروئه و هانکين، 2013؛ ونگ و مولدز27، 2011، هيمبرگ، بورزوويچ28 و رپي، 2010، ويلسون و رپي، 2006؛ پينتو- گاويا، کاستيلهو، گالهاردو و کنها29، 2006).
از طرفي، در حوزه درمانهاي جديدتر روانشناختي، نخستين بار ولز و متيوس30(1994) با ترکيب رويکرد طرح واره و پردازش اطلاعات، الگوي فراشناختي31 را برمبناي مدل عملکرد اجرايي خودتنظيمي32(S-REF) جهت تبيين و درمان اختلالات هيجاني معرفي کردند. اصطلاح فراشناخت عبارتست از هر نوع دانش يا فرايند شناختي که در آن ارزيابي يا کنترل شناختي وجود داشته باشد (موس و برد33، 2002). درمان فراشناختي نيز به ويژه به منظور رفع نواقص درمان شناختي ـ رفتاري ظهور پيدا کرد. به عقيده ولز شناخت درماني با توجه به اين نظر که افکار منفي در اختلالهاي هيجاني از فعاليت باورهاي ناکارآمد منتج ميشوند، بيشتر روي منشأ محتواي افکار تأکيد دارد، ولي در مورد اين که چگونه اين افکار شکل ميگيرد و يا چه ساز و کاري اين تفکرات ناکارآمد را برجسته ميسازد تلاشي صورت نگرفته است (ولز و متيوس، 1994؛ ولز، 2000). لذا براي فهم فرايندهاي تفکر لازم است که بر باورهاي فرد درباره تفکر، راهبردهاي فردي در مورد کنترل توجه و همچنين نوع باورهاي فراشناختي34 او تأکيد نماييم. آنچه در درمان فراشناختي مورد تأکيد قرار ميگيرد عواملي است که تفکر را کنترل ميکند و وضعيت ذهن را تغيير ميدهد، نه چالش با افکار و خطاهاي شناختي يا مواجهه طولاني مدت و مکرر با باورها در مورد تروما يا نشانههاي بدني (ولز،2001 ،2009).
ديدگاه نظري و درماني فراشناخت بر باورها و تفكرات منفي به عنوان نتيجه كنترل فراشناختي شناخت تأكيد مي‌‌‌‌‌‌كند و بيان ميكند كه چگونه فراشناخت در تداوم و تغيير شناخت مؤثر است. درمان فراشناختي سطوحي از مداخله را عرضه ميكند كه بر چالش با محتواي تفكر و باورهاي منفي كه در درمانهاي سنتي شناختي بر آن تمركز دارد؛ تأكيد نمي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ورزد (ولز، 2009) و سعي ميكند فراشناختهايي را كه به شيوه ناسازگارانه تفكرات منفي تكرار شونده را زياد ميكنند و يا باعث افزايش باورهاي منفي عمومي ميشوند، تغيير دهد (ولز، 2000).
تحقيقات مختلف به صورت توصيفي و يا تجربي نشان دادهاند که براي اختلال اضطراب اجتماعي هر دو رويکرد درمان فراشناختي (کوکرتز و همکاران، 2014؛ هاپيت و همکاران، 2014؛ رپي و همکاران،2013؛ کلي، توسچن ـ کافير و هنريچز35، 2012؛ کارلبرينگ و همکاران، 2012؛ برد، ساير و هافمن، 2012؛ هاليون و روسيو، 2011؛ هاکاماتا و همکاران، 2010؛ کاشدان، ويکز و ساوستيانووا36، 2011؛ امير و همکاران، 2009؛ اشميت و همکاران، 2009؛ مک اووي و پريني، 2008؛ ولز، 2000، 2007، 2009؛ داناهي و استوپا، 2007؛ مک اووي، ماهوني، پريني و کينگسپ، 2009؛ ولز و پاپاجورجيو، 2001، 1998) و طرح واره درماني (خورشيد زاده، برجعلي، سهرابي و دلاور،1390؛ کالوت، اوروئه، کامارا و هانکين، 2013) مؤثر ميباشند ولي هنوز مطالعه مقايسهاي انجام نشده است تا مشخص شود که کدام رويکرد درماني اثربخش تر و از تداوم تأثير بيشتري برخوردار ميباشد.
از آنجا که‌ يافتن شيوههاي درمان کوتاه مدت کارا و مؤثر از جمله ضرورت‌هاي پژوهش مي‌باشد و شيوههاي درماني مبتني بر مدل طرح واره و فراشناخت نيز جزء درمان‌هاي کوتاه مدت به شمار مي‌آيند، انجام پژوهشي براي بررسي مقايسه اثربخشي و به ويژه ماندگاري اثر اين شيوههاي درماني داراي اهميت است.
بنابراين پژوهش حاضر در نظر دارد تا اثربخشي و تداوم تأثير مدلهاي درماني جديد تحت عنوان درمان فراشناختي و طرحواره درماني را در کاهش علائم، کيفيت زندگي و سلامت اجتماعي دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي مقايسه كند.
اين پژوهش از اين نظر که کارايي و به خصوص تداوم تأثير دو نوع درمان طرح واره محور و فراشناختي را بر کاهش علائم، کيفيت زندگي و سلامت اجتماعي دانشجويان داراي اختلال اضطراب اجتماعي مورد بررسي قرار داده است داراي نوآوري مي باشد. به ويژه اين که تا کنون هيچ پژوهشي در ارتباط با درمان اختلال اضطراب اجتماعي و تأثير آن بر سلامت اجتماعي افراد انجام نشده است.

1-3- اهميت و ضرورت پژوهش
از آنجا که شيوع اختلال اضطراب اجتماعي 13 درصد ميباشد و در جايگاه سومين اختلال رايج روانپزشکي پس از اختلال افسردگي اساسي و وابستگي به الکل قرار دارد، بنابراين استفاده از درمانهاي گوناگون و مؤثر ضرورت مييابد.
با توجه به اين كه دريافت دارو به تنهايي، صرفاً بر مكانيسمهاي نوروفيزيولوژي اين افراد اثر گذاشته و بهبودي نسبي ايجاد ميكند و اين بهبود نسبي صرفاً وابسته به مصرف دارو است، همچنين در بيشتر درمانهاي روان شناختي صورت گرفته براي اختلال اضطراب اجتماعي مانند درمان رفتاري ـ شناختي، شناخت درماني و رفتاردرماني، بيشتر به محتواي فکر و رفتارهاي اجتنابي توجه شده است، در حاليکه بيشتر اختلالات اضطرابي (مانند اضطراب اجتماعي) علاوه بر موارد ذکر شده در طرح وارهها و فرايند پردازش اطلاعات مانند راهبردهاي کنترل فراشناختي و باورهاي مثبت و منفي فراشناختي نيز اختلال دارند، بنابراين استفاده از فنون مختلف رواندرماني مانند طرحوارهدرماني و درمان فراشناختي در صورت موفقيت آميز بودن، نه تنها مي تواند سبب كاهش طولاني مدت مصرف دارو در اين افراد شود (جلوگيري از وابستگي دارويي در طولاني مدت)، بلكه موجب پيشگيري از بروز شديد اين اختلال و جلوگيري از عود مجدد علائم روانشناختي خواهد شد. همچنين از آنجا که يافتن شيوههاي درمان کوتاه مدت کارا و مؤثر از جمله ضرورت هاي پژوهش ميباشد و شيوههاي درماني مبتني بر مدل طرحواره و فراشناخت نيز جزء درمانهاي کوتاه مدت به شمار ميآيند، انجام پژوهشي براي بررسي مقايسه اثربخشي و به ويژه تداوم تأثير اين شيوههاي درمان داراي اهميت است.

1-4- اهداف پژوهش
اهداف كلي اين تحقيق را مي توان درقالب زيرمطرح ساخت:
1- مقايسه اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر اضطراب اجتماعي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي.
2- مقايسه اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر کيفيت زندگي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي.
3- مقايسه اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر سلامت اجتماعي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي.

1-5- سؤالهاي پژوهش
1- آيا بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر اضطراب اجتماعي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد؟
2- آيا بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر کيفيت زندگي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد؟
3- آيا بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر سلامت اجتماعي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد؟

1-6- فرضيه ها
1- بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر اضطراب اجتماعي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد.
2- بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر کيفيت زندگي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد.
3- بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر سلامت اجتماعي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد.

1- 7- متغيرهاي پژوهش
متغير مستقل: در پژوهش حاضر متغيرهاي مستقل شامل درمان فراشناختي و طرح واره درماني مي باشند که تأثير آنها بر روي متغيرهاي وابسته بررسي خواهد شد.
متغير وابسته: در پژوهش حاضر علائم اضطراب اجتماعي، کيفيت زندگي و سلامت اجتماعي متغيرهاي وابسته ميباشند.

1-8- تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها
1-8-1- تعريف مفهومي
طرحواره درماني: طرح واره درماني که توسط يانگ و همکارانش (1990، 1999) بوجود آمده درماني نوين و يکپارچه است که عمدتاً بر اساس بسط و گسترش مفاهيم و روشهاي درمان شناختي ـ رفتاري، دلبستگي گشتالت37، روابط شيئي، سازنده گرايي و روانکاوي را در قالب يک مدل درماني و مفهومي تلفيق کرده است (يانگ، کلوسکو و ويشار، 2003).
درمان فراشناختي: درمان فراشناختي سطوحي از مداخله را عرضه ميكند كه بر چالش با محتواي تفكر و باورهاي منفي كه در درمانهاي سنتي شناختي بر آن تمركز دارد؛ تأكيد نمي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ورزد و سعي ميكند فراشناختهايي را كه به شيوه ناسازگارانه تفكرات منفي تكرار شونده را زياد ميكنند و يا باعث افزايش باورهاي منفي عمومي ميشوند، تغيير دهد (ولز، 2009).
اضطراب اجتماعي: اختلال اضطراب اجتماعي به عنوان يک اختلال از طبقه اختلالهاي اضطرابي است که از طريق مشخصه ترس پايدار و قابل توجه و يا اجتناب از موقعيتهاي اجتماعي و عملکردي و همچنين نگراني از مشاهده و ارزيابي توسط ديگران شناخته ميشود (هدمن، استروم و استرونکل، 2013؛ چارترند، کاکس، ال گابالاوي و کلالرا، 2011).
کيفيت زندگي: سامارکو38 (2001) کيفيت زندگي را يک احساس خوب بودن ناشي از رضايت يا عدم رضايت از جنبههاي مختلف زندگي که براي شخص مهم هستند، ميداند. کيفيت زندگي شامل حوزه هاي سلامتي و کار، اقتصادي، اجتماعي، رواني، درجهي عدم وابستگي و تکامل اجتماعي شخص ميباشد.
سلامت اجتماعي: سلامت اجتماعي عبارتست از ارزيابي و شناخت فرد از چگونگي عملکردش در اجتماع و کيفيت روابطش با افراد ديگر، نزديکان و گروههاي اجتماعي که عضو آنهاست (کييز و شاپيرو39، 2004).

1-8-2- تعريف عملياتي متغيرها
اضطراب اجتماعي: نمره اي که فرد در پرسشنامه اضطراب اجتماعي کانور40 و همکاران (2000) بدست ميآورد.
کيفيت زندگي: نمرهاي که فرد در مقياس فرم کوتاه کيفيت زندگي (SF-36) کسب ميکند.
سلامت اجتماعي: به نمرهاي اشاره دارد که فرد در پرسشنامه سلامت اجتماعي (صفاري نيا، 1392) به دست ميآورد.

فصل دوم: مباني نظري و پيشينه تحقيق
2-1- اضطراب اجتماعي
2-1-1- مفهوم اضطراب اجتماعي41
مفهوم اضطراب اجتماعي باعث سردرگمي دانشمندان در طول تاريخ شده است. داروين (1998/1872) به بحث در اين باره پرداخته که انسانها چطور مي توانند از مورد توجه ديگران قرار گرفتن در حاليکه دچار فقدان کلي اعتماد به نفس در موقعيت هاي غيراجتماعي نيستند ابراز ترس کنند. به علاوه داروين اظهار داشته که اين ترس مي تواند با سرخ شدن و ابرام شديد در پنهان کاري توأم باشد. در عمل افراد اقدام به پنهان کردن چهره ي خود و اجتناب از تماس چشمي مستقيم مي کنند و يا اين که يک استراتژي جبراني را به صورت تماس چشمي نامناسب اتخاذ ميکنند.
بعدها يانگ (1923) دو نوع نگرش را معرفي کرد که بر پايهي دو اصل متناقض استوار بودند: درون گرايي و برون گرايي. و اين درون گرايي بود که افراد کمرو و منزوي اجتماعي را در بر ميگرفت، نه برون گرايي. افراد داراي چنين نگرشي از جهان بيروني ترس داشتند، در مورد خود طرز فکر منفي داشتند، از نظر رفتار اجتماعي شان ناراحت بودند و در احتياط کاريهاي غير ضروري شرکت مي کردند. متعاقباً آيزنک و آيزنک42(1964) معيار ويژگي شخصيت را بر اساس رويکرد پردازش اطلاعات ساختند. اين رويکرد نشان داد که انزوا، درون نگري، محتاط بودن ، نگراني و دغدغه مشخصههاي درون گرايي هستند (آيزن

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره زبان و فرهنگ، شاخص توسعه، سلامت روان، مصرف مواد Next Entries منبع پایان نامه درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، علائم اضطراب