منبع پایان نامه درباره وسواس فکری، وسواس فکری عملی، بدریخت انگاری بدن، پرخاشگری

دانلود پایان نامه ارشد

دهم58(ICD-10) و راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی نسخه چهارم و بازبینی شده59(DSM-IV-TR) . هرچند کهICD-10 (سازمان بهداشت جهانی، 1992)به عنوان سیستم کدگذاری رسمی در بسیاری از کشورها مورد توجه استDSM-IV-TR(انجمن روانپزشکی آمریکا،2000) بین متخصصین سلامت روان مشهور تراست(آندروز و همکارن، 1999). همچنین اخیرا ویراست پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-V) منتشر شده است که جایگزین DSM-IV-TR گردیده است(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).
الف) طبقه بندی بر اساس(DSM-IV-TR)
DSM-IV-TR وسواس را بر اساس 5 معیار تشخیصی توصیف می کند. وِیژگی های اصلی این اختلال عبارتند از: 1) افکار یا تصاویر راجعه (وسواس های فکری) مزاحم که باعث آشفتگی قابل ملاحظه ای می شود.2) رفتار های آیینمند (اجبارها) که نوعاً برای رهایی از افکار وسواسی یا خنثی سازی آنها به کار گرفته می شوند. هرچند ممکن است تعیین شدت آشفتگی دشوار باشد اما DSM-IV-TR تاکید می کند که افراد باید تخریب قابل ملاحظه ای در کارکرد بهنجار را تجربه کنند یا حداقل یک ساعت در روز در گیر رفتار های وسواسی – جبری باشند تا تشخیص اختلال وسواس فکری- عملی را دریافت کنند. به علاوه افراد باید طی یک دوره زمانی در هنگام ابتلا به اختلال، غیر منطقی بودن افکار و رفتار های خود را تشخیص دهند. مشخصه بینش ضعیف زمانی به تشخیص وسواس اضافه می شود که افراد در حال حاضر، غیر منطقی و افراطی بودن وسواس های فکری و عملی خود را تشخیص ندهد(منزیس و دی سیلوا، 2003).
قبلا یک تشخیص وسواس تلویحاً به این معنا بود که افراد به طور کلی تشخیص می دهند که ترس های آنها غیرمنطقی و غیر قابل استدلال است(انرایت60 و بیچ61، 1997). فقط در DSM-IV-TR هست که به منظور در بر گرفتن آن عده از بیمارانی که نمی توانند مهمل و بیهوده بودن رفتار و افکار وسواسی خود را بپذیرند مشخصه بینش ضعیف اضافه شده است. اضافه شدن این طبقه در تشخیص وسواس ممکن است از جنبه درمانی، حائز اهمیت باشد. چرا که به خوبی مشخص شده که افراد با اعتقاد قوی به اینکه ترس هایشان واقعی است در برنامه های رفتاری نتایج ضعیفی به دست میآورند(فوآ62،1979). اما برخی از نویسندگان معقدند که اضافه کردن مشخصه بینش ضعیف کمکی به تمایز به وسواس و سایر اختلالات نمی کند. در واقع ممکن است به دلیل معرفی مشکلی جدید، مشکلات مربوط به طبقه بندی را پیچیده تر کند. افراد مبتلا به وسواس با بینش ضعیف یا باورهای بیش بها داده شده در حال حاضر باید از افراد با باورهای هذیانی متمایز شوند(منزیس و دی سیلوا، 2003).
ب)طبقه بندی جدید اختلال وسواس فکری عملی در DSM-5
اختلال وسواس فکری عملی و اختلالات مرتبط با آن فصل جدیدی در DSM-V به خود اختصاص داده است. اختلالات جدید عبارتند از: اختلال احتکار، اختلال پوست کنی، اختلال وسواس فکری عملی و اختلالات مرتبط با آن ناشی از مصرف مواد یا دارو ، اختلال وسواس فکری عملی ناشی از یک وضعیت طبی دیگر. تشخیص وسواس مو کنی که در DSM-IV درقسمت اختلالات کنترل تکانه نامعین(NOS) طبقه بندی شده بود به دسته اختلال وسواس فکری عملی و اختلالات مرتبط با آن در DSM-V منتقل شده است. تعیین کننده بینش ضعیف در DSM-IV برای اختلال وسواس فکری عملی جهت تمایز بهتر افراد در DSM-5 گسترش یافته و به صورت بینش خوب یا نسبتا خوب، بینش ضعیف و عدم بینش یا باورهای هذیانی مربوط به اختلال وسواس فکری عملی(یعنی اعتقاد کامل به این که باورهای وسواس فکری عملی کاملا درست هستند) اصلاح شده است. تعیین کننده مشابهی برای بینش به اختلال های احتکار و بدریخت انگاری بدن نیز اضافه شده است. همچنین تعیین کننده (مربوط به تیک) به اختلال وسواس فکری عملی اضافه شده است چرا که اختلال تیک همبود می تواند تلویحات بالینی مهمی را به همراه داشته باشد. تعیین کننده “بد شکلی ماهیچه” نیز به اختلال بدریخت انگاری بدن اضافه شده تا پیشینه فزاینده موجود در مورد اعتبار تشخیصی و همچنین استفاده بالینی در تمایز افراد مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن را منعکس کند. گستره هذیانی اختلال بدریخت انگاری بدن دیگر به شکل وجود دو اختلال همزمان هذیانی نوع جسمانی و بدریخت انگاری بدن وجود ندارد. این تابلوی بالینی در DSM-5 فقط به صورت اختلال بدریخت انگاری بدن با تعیین کننده عدم بینش/ هذیانی مشخص شده است. تشخیص اختلال وسواس فکری عملی و اختلالات مرتبط نا معین(NOS) شامل وضعیتهایی چون رفتارهای تکراری متمرکز بر بدن و حسادت وسواس گونه می باشد.
2-1-2- دیدگاه های نظری در مورد وسواس
رویکردهای مختلفی کوشیده اند تا وسواس را تبیین کنند. 4 مدل اصلی را در این بخش از نظر می گذارنیم و با نگاهی تفصیلی آنها را مرور خواهیم کرد. این مدل ها عبارتند از:
1- مدل روانتحلیلگری و روانپویشی
2- مدل های شناختی رفتاری
3- مدل فراشناختی
4- مدل نوروپسیکولوژیک
2-1-2-1- مدلهای روانپویشی
2-1-2-1-1- برخی نظریات روانپویشی وسواس
احتمالا بهترین نظریه شناخته شده روانپویشی برای وسواس نظریه فروید است که سعی دارد این اختلال را با توجه مراحل روانی – جنسی که هسته اصلی نظریه وی در رشد انسان است تبیین کند. بر اساس این رویکرد، رشد جنسی کودک طی سه مرحله دهانی، مقعدی و تناسلی تحول می یابد. بر اساس دیدگاه فروید(1905) که بعد ها توسط فنیکل63(1977) گسترش یافت، تثبیت یا بازگشت به مرحله خاصی در رشد روانی جنسی، ماهیت اختلالی که در زندگی بعدی پدیدار می شود را تعیین می کند. در مورد اختلال وسواس، یکی از مراحل مورد قبول درگیر در این ختلال، مرحله مقعدی است. همچنین گفته شده که مرحله آلتی نیز نقشی اساس دارد. ارتباط پیشنهادی بین ویژگی های آزارگرانه و شهوانی مقعدی در نوروز رفتارهای وسواسی، نظر فروید در رابطه با وجود مرحله مقعدی- آزارگرانه در رشد را تایید می کند. فرض بر اینست که آموزش توالت رفتن در این مرحله از رشد، اهمیتی اساسی دارد و همچنین خشم، پرخاشگری و اعمال کنترل بر همکاران با این مرحله ارتباط دارد. فروید مدعی است که تثبیت در این مرحله یا بازگشت به این مرحله، شکلگیری شخصیت وسواسی و سایر اختلالات شخصیت را تعیین می کند. بعدها چیزهایی که تکانه های آزارگرانه و مقعدی نامیده می شد، در اختلال وسواس مشاهده شد. وجود این تکانه ها راهی بود برای تببین تعارضات مشاهده شده در افرادی که از موضوعاتی چون «پرخاشگری و سلطه پذیری، آزارگری و ملایمت، تمیزی و کثیفی، نظم و بی نظمی» رنج می برند(فنیکل، 1977). فرض شده که مورد اول در هر کدام از این جفت ها(یعنی پرخاشگری، آزارگری و …)، مقعدی یا آزارگرانه هست و مورد دوم(یعنی سلطه پذیری، ملایمت و …) تشکل واکنشی است که از بیمار در برابر تمایل به چنین آزارگری هایی دفاع می کند. بعدا گفته شد که نیروهای غریزی و ضد غریزی، در وسواس نقش دارند و آنگونه این که این رویکرد ادعا می کند گاهی اوقات دیده می شود که ترکیب این موارد الگو های رفتاری متناقض کاملا آشکاری را تولید می کند.(مانند بیماری که با نگرانی و ترحم بیش از حد، همکاران را اذیت می کند).
یک تناقض آشکار در این رویکرد به وسواس، اینست که هرچند بر مرحله پیشنهادی مقعدی آزارگرانه تاکید می کند، مشکلاتی که ناشی از عقده ادیپ است در بیماران وسواس(بر اساس رویکردی مشابه مثل فروید) نیز دیده می شود. در واقع این مشکلات موازی با سایر ویژگی های وسواس با مرحله مفروض آلتی در ارتباط است. برای حل این تناقضات تلاش هایی صورت گرفته که بر نقش فرضی واپس روی در این اختلال تاکید می کند. بر اساس نظر فروید واپس روی به مرحله مقعدی- آزارگرانه که در پاسخ به بحران های ادیپی اتفاق می افتد منجر به یک نیمرخ ترکیبی از پدیده های مقعدی –آزارگرانه و ادیپی می شود.
همانگونه که در ابتدا اشاره شد تنها یک نظریه روانپویشی واحد وجود ندارد و عدم وجود شواهدی برای مرحله رشدی پیشنهادی مقعدی و آلتی ، ارائه رویکرد های دیگر روانپویشی را الزامی می کند. برای مثال وجود تفکر جادویی و خرافی در برخی بیماران وسواسی، فروید را به مقایسه زندگی ذهنی و روانی این بیماران با معتقدان دینی سوق داد. همچنین این ویژگی ها منجر به مقایسه این بیماران با کودکان گردید(فرنس زی64، 1980). بنابراین پیشنهاد شد که اختلال وسواس فکری – عملی نتیجه برگشت به الگوی تفکر کودکی است. همچنین گفته شد که وعده های(انتظار) حفاظت از وضعیت های سلطهپذیری هم در بیمارن وسواسی موجود است و هم در ادیان پدرسالارانه (فنیکل، 1977). نشان داده شده که وضعیت حفاظت از موقعیت های سلطه پذیری که توسط والدین به عمل می آید در کودکان و بیماران وسواس مشابه است.
رویکرد روانپویش دیگری توسط آدلر ارائه شده که ادعا می کند اختلال وسواس و سایر مشکلات روانپزشکی ناشی از عدم احساس کنترل بیمار در جنبه های مهم زندگی خویش است. آدلر می گوید که رفتار های اجباری، تلاشی ناهشیار برای جبران این احساس عدم کنترل است. مالان نیز کنترل بر محتوای نشانه ها را به عنوان پاسخی به شکست، در دستیابی به تسلط در سایر موارد می داند. همچنین به طور مشابهی رویکرد رفتاری راچمن و هادسون(1980)رفتار های اجباری را یک واکنش جبرانی نسبت به تجربه درماندگی در موقعیت های مهم زندگی فرد می داند(راچمن و هادسون، 1980؛ یان جیکس، 2006).
2-1-2-1-2 نظریه و درمان روانپویشی مالان
الف) تبیین روانپویشی و نقش بینش
بر اساس نظریه مالان یک درمانگر روانپویشی باید 1) نشان دهد چگونه عوامل تسریع کننده یک نشانگان خاص، القا کننده (متبادر کننده) تعارضی است که خود را به صورت نشانگان منعکس می کند2) مکانیزم تفصیلی این بروز و انعکاس نشانه ها را تهیه کند و تعبیر و تفسیر این مکانیزم برای بیمار باید3) تعارض را به شکل روشنی به هشیاری65 منتقل کندو این مسئله به نوبت خود باید4) منجر به ناپدید شدن نشانه ها شود(مالان، 1979). مالان می گوید: تغییر درمانی در درمان روانپویشی ناشی از هشیار شدن تعارض است (وارد شدن تعارض به هشیاری است). مالان تصدیق می کند که درمان های روانپویشی، موفقیت های محدودی برای اختلال وسواس فکری – عملی داشته اند و برخلاف دیدگاه عمومی او در درمان های روانپویشی می گوید: که وقتی نشانه های وسواسی یا به طور خاص آیینمندیهای وسواسی با رواندرمانی درمان می شود همه چیز قابل فهم و معنا دار می شود و بیمار نسبت به تعارض هشیار می شود اما تغییر درمانی تداوم ندارد. مالان بحث می کند که چالش عمده درمان های روانپویشی وسواس، تبیین اثرات مثبت رفتار درمانی در این اختلال است(مالان، 1979). تمام نظریه پردازان روانپویشی این رویکرد مالان را نمی پذیرند، مخصوصا این ادعا که اثر درمانی مستقیما ناشی از آمدن تعارض به هشیاری است. برای مثال سیمینگتون(1986) می گوید که این رویکرد وزن زیادی به نقش بینش می دهد و ادعا می کند که تصویر ارائه شده توسط مالان با این مفهوم کلی روانپویشی که افراد غیر منطقی اداره می شوند66 در تقابل است. در عوض او پیشنهاد می کند که بینش، اثر تغییر ناشی از رواندرمانی است و می گوید بینش و تغییر هیجانی، نشاندهنده اموری است که در سطوح عمیق تر روان در جریان است(سیمینگتون، 1986).
ب) دو مثلث
مالان تفسیر ها را در دو طبقه قرار می دهد: تفسیر هایی که اصطلاحاً به مثلث تعارض مربوطند و تفسیرهایی که به مثلث شخص ارتباط دارند. مالان ادعا می کند که تمام تفسیر ها بر اساس یک یا هردوی این مثلثها قابل ارائه هستند. مالان مثلث تعارض را در برگیرنده دفاع ها، اضطراب ها و احساسات مخفی بیمار می داند. مثلث شخص شامل همکاران، انتقال67 و والدین می شود. همکاران معمولا به ارتباط با افراد در زندگی فعلی یا گذشته بیمار(مانند دوست صمیمی یا همسر) اشاره دارد. انتقال نیز به روابط بین بیمار و درمانگر اشاره می کند. در روابط بیمار با مردم، در هر سه مورد مثلث تعارض شکل می گیرد. دفاع ، اضطراب و احساس پنهان مشابهی در همه روابط بیمار در جریان است. به عبارتی مثلث تعارض برآمده از مثلث شخص است. مالان می گوید که هدف روان درمانی کمک به بیمار است تا بتواند این

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره فراشناختی، وسواس فکری، باورهای فراشناختی، وسواس فکری عملی Next Entries منبع پایان نامه درباره افکار مزاحم، مسئولیت پذیری، وسواس فکری، شناختی رفتاری