منبع پایان نامه درباره وسواس فکری، وسواس فکری عملی، اختلال شخصیت، مسئولیت پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

باورهای بیش بها داده شده خود به خود نوسان پیدا نمی کند اما تثبیت شده اند و تنها در صورتی مه تغییر کنند قابل اصلاح هستند.
انواع مختلفی از فرایندهای فکر ی نابهنجار وجود دارد که باور بیش بها داده شده یکی از آنهاست. بقیه آنها شامل: افکار هذیانی، تثبیت شده و وسواسی می شود. سطح بینش و قضاوت اینها را از هم متمایز می کند. هذیان ها اشاره به افکاری دارند که نتیجه تجارب اولیه کودکی یا سوء تعبر های ادراکی و حسی هستند. این افکار بعدا با استدلال های کلامی موقعیتی که با پدیده های بیرونی دوره های و شناخت واره ها اصل باور هذیانی را اعتبار بخشیده اند گسترش می یابند. در چنین مواردی فقدان کامل بینش مشاهده می شود. انگاره های تثبیت شده افکار غیر قابل تغییری هستند که که از زندگی روزمره فرد تاثیر نمی پذیرند. قضاوت افراد در یک حوزه تخریب می شود اما فرد در سایر حوزه ها بینش خوبی دارد. وسواس های فکری، افکار پارازیتی و مزاحمی هستند که ناخواسته و علی رغم میل فرد وارد فرایند فکری و ایده پردازی فرد می شوند(وستفال305، 1872). این افکار مزاحم و اجباری و تا حدودی غیر همخوان با خود هستند. تعریف مشابهی سالها پیش توسط راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات(انجمن روانپزشکی آمریکا، 1994) پذیرفته شده است. در وسواس های فکری طیفی از بینش خوب تا بینش ضعیف وجود دارد. روی هم رفته این اشکال آسیب زا قسمتی از اختلال شکل فکر هستند(توماس، 1995). از انجایی که در اختلالات طیف وسواسی جبری باورهای بیش بها داده شده وجود دارد قضاوت تخریب شده است و به نظر می رسد فرایند فکری نابهنجار باشد(یاریورا توبیاس306 و نظیراقلو307، 1997). باور بیش بها داده شده یک باور مستحکم با مولفه هیجانی زیر بنایی است. ورنیکه(1906) می گوید باور بیش بها داده شده ادراکات و مشاهدات گسترده ای است که به شیوه ای مبالغه آمیز و عجیب پذیفته شده تا سایر مشاهدات را نادیده بینگارد. به هر حال این مولفه هیجانی ادراکات ذهنی است که منجر به بیش بها دادن به ایده هاست. قضاوت بواسطه عاطفه و هیجان تیره می شود چه این عاطفه مبتنی بر ترس باشد چه اضطراب.
ورنیکه می پرسد چگونه هیجان بر ویژگی یک انگاره و فکر اثر می گذارد به گونه ای که ارزش بهنجار فکر تغییر می کند و متناسب با هیجان بیش بها داده شده یا کم بها می شود؟ مشخصه باورهای بیش بها داده شده بر خلاف باورهای کم بها داده شده این است که به راحتی از محیط پیرامونی سرچشمه می گیرد و در برابر تغییر و اصلح مقاومند. همچنین ورنیکه پیشنهاد می دهد که همانند توهمات، باورهای بیش بها داده شده به شدت در گیر فرایند اسناد غلط هستند. این اسناد غلط به علت فقدان ادارک روشن است که خطاهای ادارک را افزایش می دهد. به نظر میرسد خطاهای ادارکی شبیه توهم باشد و معنایی خارق العاده دارد. بسیار شبیه ارتباطات تصادفی بین اتفاقات که منجربه باورهای عجیب و غیرعادی می شود. باورهای بیش بها داده شده با زبان و هیجانی که از خاطاهای ادارکی ذهنی و اسناد های غلط ناشی شده اند کنترل می شود(تغذیه می شوند). این اسناد های غلط به دلیل بینش ضعیف است که تحت تاثر هیجان و عاطفه است. بر اساس نظر ورنیکه عاطفه مضطرب به افکار اضطرابی منجر می شود که می توانند به اوتوسایکیک308، الوسایکیک309 و اتفاقات جسمی روانی310 تقسیم شوند.انگاره های اوتوسایکیک به احساس های حقارت و خود سرزنشی اشاره دارد. انگاره های الوسایکیک شامل خطر و بدبختی است مانند اینکه محیط پیرامون خطرناک ادراک شود. انگاره های جسمی روانی مبتنی بر این ایده است که نشانه های جسمی منعکس کننده یک بیماری خطرناک و مهیب است. همه این انگاره ها بسته به سدت اضراب درجه متفاوتی از بینش را بخود اختصاص می دهد. تمایز انگاره اضطرابی احتمالا می تواند تفاوتهای اساسی موجود در زمینه ها اختلال وسواس فکری عملی را را روشن کند. برای مثال انگاره های الوسایکیک می تواند به پیامدهای ترسناک مربوط به آسیب به خود یا همکاران تبدیل شود.انگاره جسمی روانی با وسواس های فکری آلودگی و سلامت در ارتباط هستند.اگر فعال ساز اضطرای قابل توجهی درتمایل بهاسناد دهی غلط اداراکات وجود دارد پس افراد مبتلا به وسواس احتمالا باورهای بیش بها داده شده زیادی را تجربه می کنند. انگاره های اتوسایکیک ممکن است بیشتر به تحریغ شناختی خاص مشاهده شده در وسواس ارتباط دارد که حس مسئولیت پذیری افراطی نامیده می شود. این انگاره معیوب به نظر می رسد در رفتار های چک کردن نقش داشته باشد. این سوال که چرا رفتارهای چک کردن تداوم میابد ممکن است با درنظر گرفتن مدارهای نوروسیاکولوژیک درگیر در تکالیف دیداری فضایی و همچنین مراکز مغزی که اتمام و بستن311 را مخابره می کند پاسخ داده شود. شاید اگر این مراکز اخیر درست عمل نکند هیچ ادارکی از تمام شدن و بستن ایجاد نشود و در نتیجه فرد همچنان مجبور باشد چک کردن های خود را ادامه دهد. ممکن است یک حس شخصی و ذهنی اطمینان در کامل کردن وارسی یا حافظه ضعیف منجر به تردید مربوط به تکمیل وارسی شود. در هر صورت چون حس ناتمام بودن در برایر انگاره مسئولیت پذیری آسیب زا قرار می گیرد ممکن است کسی انتظار برانگیختگی شناختی عاطفی را داشته باشد. احتمالا این فرایند است که خود این چرخه معیوب را تداوم می بخشد. برای اهداف مقایسه ای همکارانی چون یاسپرس(1913) پیشنهاد می کنند که باورهای بیش بها داده شده بیشتر در مصلحین اجتماعی، مخترعین، یا هر کسی با اعتقادات محکم دیده می شود در حالی که هذیان ها اختصاصا در بیماران دیده می شود. بر اساس نظر یاسپرس باورهای بیش بها داده شده چالش پذیر، گذرا، منزوی و وابسته به شخصیت و موقعیت هستند در حالی که هذیان غیر قابل چالش و تثبیت شده اند و و لزوما به شخصیت و موقعیت ملحق نشده اند. باورهای تثبیت شده و هذیانی غیرقابل تغییرندو به لحاظ کیفی با حالت ها یا واکنش های پارانوئید همپوشانی دارند. این وضعیت ها مرزهای نامشخصی دارند و از اسکیزوفرنی پارانوئید به سختی قابل تمایزند(کارپنتر312 و استیونس313، 1994). بار دیگر بینش در باورهای بیش بها داده شده نسبت به هذیان بیشتر است.
دامنه باورهای وسواسی که توسط کارگروه شناخت واره های وسواسی جبری(1997،2001) تعریف شده است می تواند باورهایی باشد که بیش بها داده شده خواهند شد. برای مثال این باور بیمار وسواس مبنی بر اینکه مواجهه روزانه با مواد چسبناک باعث مشکلات جدی سلامتی می شود یک بیش برآورد از احتمال اتفاقات منفی است. این باور باعث می شود فرد از نوار چسب برچسب ها و هر نوع مواد چسبناک اجتناب کند. این فکر ممکن است باور بیش بها داده شده ای را درست کند تا آنجا که بیمار معتقد باشد افکارش منطقی و درست است و نتواند طی زمان نسبت به این باور شک کند. اگر این فرد داراوی واسواس فکر ی با بینش خوب و نه باور بیش بها داده شده بود او می توانست تدریجا شروع به تغییر باور و رفتار متعاقب آن کند(یعنی دست از اجتناب از مواد چسبنام بر می داشت و تخمین خود را از احتمالات بد مورد پچالش قرار می داد) اگر این فرد وسواس با بینش شناختی داشت او فقط می توانست بفهمد که باورهایش در مورد آسیب اغراق آمیز است و باعث آسیب جدی به او می شود. اما نمی توانست از این اطلاعات برای حل مسئله استفاده کند.
نظریه شناختی که دامنه باورهای کارگروه شناختواره های وسواسی جبری بر آن بنا شده است پیشنهاد می دهد که باورهای عمومی در مورد اهمیت فکر، کنترل افکار، بیش برآورد مسئولیت، بیش برآورد برای اتفاقات منفی، تحمل عدم قطعیت و کمال گرایی زمینه را برای تعبیر افکار مزاحم ایجاد می کند(راچمن، 1997؛ سالکوویسکیس، 1985) به مقداری که این باورها و تعبیرها بیش از حد برآورد شود که در واقع مقدار استحکام این باورهاست درجه آشفتگی و تداخل هیجانی ناشی از اختلال را تعیین می کند.درجه بینش که اشاره دارد به مقداری که بیمار متوجه می شود این افکار منجر به نشانه هایش می شود تمایل بیمار برای بررسی و چالش این باورها را تعیین می کند. (فراست و استکتی، 2005).

2-2- ادبیات تحقیق
2-2-1- پژوهش های خارج از کشور
الف) تابلوی بالینی اختلال وسواس فکری عملی با بینش پایین و بالا
تورکسوی(2002) در مطالعه ای با هدف مقایسه ویژگی های بالینی اختلال وسواس فکری عملی با بینش پایین و بالا، 94 بیمار وسواسی بالای 18 سال که به کلینیک سرپایی دپارتمان روانپزشکی دانشگاه استانبول مراجعه کرده بودند و بر اساس DSM-III تشخیص وسواس دریافت کرده بودند را مورد بررسی قرار داد. او از مصاحبه بالینی ساختار یافته، مقیاس وسواس فکری – عملی ییل براون314، مقیاس درجه بندی افسردگی همیلتون، مقیاس درجه بندی اضطراب همیلتون و پرسشنامه اضطراب حالت و صفت استفاده کرد. همچنین از آیتم 11 مقیاس ییل براون برای سنجش بینش استفاده شده است. دو گروه بینش ضعیف و بالا بر اساس متغیر های جمعیت شناختی و نمرات بدست آمده در مقیاس های فوق مورد مقایسه قرار گرفتند. نمرات مقیاس های درجه بندی اضطراب همیلتون، درجه بندی افسردگی همیلتون، ییل براون و سیاهه اضطراب صفت، حالت در گروه با بینش پایین به طور معناداری بالاتر بود. همچنین افسردگی اساسی در حال حاضر یا در گذشته در این گروه از بیماران بیشتر مشاهده شد. بین اختلالات شخصیت، اختلال شخصیت اجتنابی در گروه با بینش بالا از شیوع بیشتری برخوردار بود درحالی که اختلال شخصیت های مرزی و نارسیسیتیک در بیماران با بینش ضعیف شیوع بیشتری داشت(تورکسوی، 2002).
مارازیتی315 (2002) در مطالعه ای بینش را در بیماران وسواسی در ایتالیا مورد بررسی قرار داد. نمونه او شامل 117 بیمار سرپایی با تشخیص اختلال وسواس فکری عملی و اختلالات همبود روانپزشکی دیگر بود که بر مبنای DSM-IV-TR تشخیص را دریافت کرده بودند. بیماران با مقیاس ییل براون، مقیاس درجه بندی افسردگی همیلتون و مقیاس برداشت کلی بالینی(CGI316) مورد ارزیابی قرار گرفتند. بینش نیز با سوال 11 ییل براون سنجیده شد. نتایج نشان داد که تقریبا 50 درصد بیماران از سطح بینش بالایی برخوردار بودن در حالی که فقط 15 درصد از بیماران دارای بینش محدود یا عدم بینش بودند. به جز گرایش منفی به سمت وسواس های جسمانی هیچ همبستگی بین سطح بینش و ویژگی های بالینی مشاهده نشد. به علاوه سطوح بینش پایین در بیماران دو قطبی با سابقه دوره های مکرر مانیک و هیپو مانیک مشاهده شد. محقق اشاره میکند که پژوهش های آینده تعیین کنند که آیا بیماران وسواس با بینش ضعیف یک زیر گروه متمایز از بیماران را تشکیل می دهند یا نه؟(مارازیتی، 2002).
کیشور317(2004) مطالعه ای را با هدف بررسی سطح بینش در بیماران وسواسی انجام داد. نمونه او شامل 100 آزمودنی مراجعه کننده به کلینیک وسواس موسسه ملی سلامت روانی و علوم عصب شناختی در هند با تشخیص وسواس فکری – عملی بود. در این مطالعه پس از تشخیص وسواس از طریق مصاحبه های غیر ساختار یافته و ساختاریافته بالینی از مقیاس های ارزیابی باورهای براون (برای سنجش بینش) و مقیاس وسواس فکری عملی ییل براون جهت سنجش بیماران استفاده شد. همچنین سابقه خانوادگی بیماری روانپزشکی در بستگان در جه اول با تاکید بر اختلال وسواس فکری عملی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بینش با سن پایین تر شروع، مدت طولانی تر بیماری، نشانه های بیشتر وسواسی جبری، شدت بیشتر بیماری و نرخ بالاتر همبودی مخصوصا افسردگی ارتباط دارد. همچنین بینش ضعیف در عین ارتباط با پاسخ دهی ضعیف به درمان دارویی ، به طور کلی نشانه بسیار مهمی در پاسخ ضعیف به درمان هست(کیشور،2004).
بلینو و همکاران318 ( 2005 )در پژوهشی روی 74 بیمار وسواسی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته برای ویژگی های بالینی و جمعیت شناختی، مقیاس وسواس فکر عملی ییل براون، مقیاس وسواس فکری عملی موسسه ملی سلامت روانی، مقیاس درجه بندی اضطراب و افسردگی همیلتون و مقیاس باورهای بیش بها داده شده برای سنجش بینش نشان دادند که گزارش اجبار های بیشتر در ییل براون ، دوره مزمن وسواس، تاریخچه خانوادگی وسواس با سطح بینش ارتباط منفی دارد در حالی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره فراشناختی، افراد مبتلا، رواندرمانی، شبکه زنجیره Next Entries منبع پایان نامه درباره فراشناختی، باورهای فراشناختی، بیماران مبتلا، وسواس فکری