منبع پایان نامه درباره ورزشکاران، فیزیولوژی، تنش عضلانی، فشار روانی

دانلود پایان نامه ارشد

رفتار به طور مستمر امکا نپذیر گردد (پارسا مهر، 1390).
برای رسیدن به کمال، داشتن پایبندی یا تعهد در فرد الزامی است. در عین حال تعهد بیش از حد ممکن است برای عملکرد زیانبخش باشد. برای پرهیز از تمرینزدگی، اورلیک (1992) تعدیل تعهد را مطرح ساخته و استراحت مناسب و فعالیتهای تفریحی لذتبخش بی ارتباط با کار را پیشنهاد میکند. ادراک ارزشمند بودن و دستیافتنی بودن هدفها و باور به خویش نیز از ویژگیهای افراد بسیار متعهد است. افزون بر آن طول زمان لازم برای رسیدن به سطح خبرگی در یک حیطه خاص را حدود 10 سال یا 000/10 ساعت تمرین هدفمند تخمین زدهاند با توجه به محدودیتهای همراه با تمرین هدفمند و مقدار وقتی که برای مهارت یافتن در یک حیطه صرف میشود، چنین نتیجهگیری میشود که برای رسیدن به سطوح عالی عملکرد فرد به تعهد بسیار زیادی نیاز دارد (اورلیک، 1992). اکثر ورزشکاران رشتههای انفرادی یادداشتهای روزانه تمرین دارند و در آن، اهداف تمرین و مسابقه را یادداشت میکنند. تحقیقات ثابت کردهاند، اهدافی که مکتوب میشوند، تعهد بیشتری به بار می آورند (وینتر و مارتین، 1383).
2-2-1-3 اعتماد به نفس
ورزشکاران مجهز به نیرویی هستند که میتوانند اهداف خود را منطبق بر تواناییهای واقعیشان برگزینند. بعضی از ورزشکاران با وجود واقعی خود بازی میکنند بعبارتی ظرفیت واقعی خود را خوب میشناسند؛ به همین دلیل وقتی که به یک سکو بالاتر از وضعیت قبلی خود دست مییابند، احساس موفقیت میکنند. در مقابل، ورزشکارانی هستند که ممکن است نتیجه بگیرند که آنقدر بی کفایتند که تمرین و تلاش توانایی آنها را تغییر نمیدهد. تفاوت این ورزشکاران به قابلیتی بنام اعتماد به نفس بر می گردد.
اعتماد به نفس یکی از مهارتهای روانی است که کاملا بر روش فکر کردن، احساس و عمل فرد احاطه دارد؛ و امروزه يكي از موضوعاتي است كه در روان شناسي ورزش توجه خاصي بدان شده است طوری که در زمره ویژگیهای شخصیتی و عملکرد ورزشکاران قرار میگیرد (دولت آبادی و همکاران، 1386). ورزشكاران، مربيان و مشاوران روان شناسي ورزشي معتقدند اعتماد به نفس از نيازهاي روان شناختي اساسي است كه موفقيت ورزشي را تضمين مي كند (ویلی و چیس59، 2008).
اعتماد به نفس ورزشي، باور يا درجهای از اطمينان به توانايي خود در یک لحظه خاص برای اجرای یک مهارت و همچنین كسب موفقيت در ورزش تعریف شده است (ویلی، 2001). ورزشکارانی که از اعتماد به نفس کافی برخوردارند میتوانند آنچه را که در آینده انجام خواهند داد را با دقت قابل قبولی پیش بینی کنند (قراخانلو و همکاران، 1390).
برخی پژوهشگران اعتماد به نفس ورزشی را مترادف با خودکفایی به کار بردهاند. خود کفایی، موقعیت ویژهای از اعتماد به نفس است و بدان معنی است که فرد میتواند در موقعیتهای ضروری هر چیزی را انجام دهد. در حالیکه اعتماد به نفس یک خصیصه شخصیتی با ثبات است، خودکفایی ممکن است به شدت افت و خیز داشته باشد (گیل60،2000).
واینبرگ و گولد (2007)، اعتماد به نفس را اینگونه تعریف کردهاند: آیا فرد میتواند یک رفتار مطلوب را به اجرا بگذارد؟ همچنین اعتماد به نفس را به دو حالت گرایشی صفتی 61 و حالتی 62 تقسیم میکنند. اعتماد به نفس صفتی درجهای از اطمینان است که معمولا افراد نسبت به توانایی خود برای موفقیت دارند. در حالیکه اعتماد به نفس حالتی باور و اطمینان فرد نسبت به توانایی موفقیت خود در یک لحظه ویژه است. باور به خود یا اعتماد به نفس ثابت نیست و تغییر و نوسان دارد. بر حسب نظر گارون 63 (1984) خودباوری افراد ممکن است در روزهای مختلف متفاوت باشد. اورلیک (1992) اظهار داشت افرادی که دارای اعتماد به نفس بالایی هستند اغلب از طرف افراد دیگر و یا افراد مورد علاقه به آنها حمایت میشوند. اینگونه افراد نسبت به عملکرد خود نگرش مثبتی دارند. از عملکرد خود درسهای مثبتی میگیرند و پیوسته در عملکرد خود پشرفت و موفقیت را احساس میکنند. عملکرد و اعتماد به نفس با هم رابطه دارند به گونهای که عملکرد خوب اعتماد به نفس را افزایش می دهد و از سوی دیگر، زمانیکه عملکرد ورزشکار به هر دلیل ضعیف شود، اعتماد به نفس نیز کاهش مییابد و این کاهش باعث کاهش عملکرد نیز میشود (مارتنز، 1987).
2-2- 2 مهارتهای روان- تنی
مهارتهای روان تنی عبارتند از؛ واکنش به استرس، کنترل ترس، آرامیدگی و نیروبخشی که با ویژگیهای فیزیولوژیکی ورزشکار در ارتباط هستند (دوراندبوش و همکاران، 2001) و دربرگیرنده تغییراتی در انگیختگی فیزیولوژیکی و روانی و شدت فعالیت جسمانی است (لندرز و بوتچر64 ،1998).
2-2-2-1 استرس و کنترل ترس
در زندگی روزمره، افرادی هستند که ظاهراً از عهدهی فشارهای روانی برمیآیند و در همان حال زندگی شاد و رضایت بخشی دارند؛ کسانی هم هستند که دربرابر فشارهای ناچیز به زانو در میآیند. چرا این گونه است؟ در ورزش هم زمانهایی وجود دارد که ورزشکاران ماهر و مسلط به انجام مهارتها، از نمایش و بروز تواناییهای خود احساس خرسندی و نشاط نمیکنند. در شرایط حساس ممکن است بازیکنان 2 امتیاز پیاپی را از دست بدهند و یا مسیر ضربات را در زمین حریف به اشتباه تشخیص دهند. پاسخ این پرسشها در تعریف استرس نهفته است.
در منابع روانشناسی ورزشی سه واژه اضطراب، استرس و انگیختگی بصورت مترادف بهکار رفته است اما از مفاهیم متمایزی حکایت دارند؛ هر چند در میان آنها رابطه مهمی وجود دارد. انگیختگی یک فعالسازی فیزیولوژیک و روانشناختی در یک پیوستار وسیع از خواب عمیق تا تحریک شدید را شامل میشود. انگیختگی بالا یا پایین ضرورتاً به عنوان یک تجربه خوشایند یا ناخوشایند نیست، در حالیکه اضطراب یک حالت هیجانی منفی همراه با احساسات ناخوشایند، عصبانیت، ناآرامی و بیم و هراس است که در پاسخ به تحریک یا انگیختگی رخ میدهد. معنی واژه استرس و سیعتر از اضطراب است. استرس حالتي پويا و هيجان انگيز است كه فرد با يك فرصت، محدوديت يا تقاضاي غيرعادي مواجه مي شود و واكنش هاي احساسي، فيزيكي و شناختي از خود نشان مي دهد. شخص احساس اضطراب میکند چون بین اقتضای محیط و توانایی خود عدم تعادل را احساس میکند. استرس را زمانی تجربه میکنیم که در رسیدن به یک نیاز با مشکل مواجه میشویم و اگر نتوانیم به آن هدف برسیم، عواقب خظرناکی را در پی خواهد داشت. اگر استرس طولانی مدت باشد میتواند سلامت جسمی و روانی را به خطر اندازد. (واینبرگ و گولد ،2007 و جارویس، 1380)
استرس یک جزء درونی از تمرین و مسابقه است که واکنش منفی به آن، اثر زیانبخش در عملکرد دارد در حالیکه واکنش مثبت منجر به بهبود عملکرد ورزشی میشود. در مقایسه ورزشکاران نخبه و غیر نخبهزیر نخبه مشخص گردید که ورزشکاران نخبه به استرسهای مسابقه پاسخ مثبت میدهند. کنترل ترس، توانایی مواجهه و مقابله با موقعیتها و عناصری از عملکرد است که سبب ترس یا بیم و هراس میشوند (روتلا و لرنر65، 1993). بسیاری از ورزشکاران موفق که موقعیت استرس زا را خوب تجربه میکنند برایشان مفید خواهد بود زیرا آنان پدید آمدن انگیختگی و نگرانی را به شیوهای مثبت مینگرند. مورفی و جودی66 (1993) دریافتند که تصویرسازی و تمرین ذهنی از عناصر مهم تعدیل استرس اند. همچنین برخورداری از مهارت واکنش به استرس میتواند تأثیر مثبتی در افزایش تمرکز ورزشکاران داشته باشد (کر و فاولر67، 1988).
نحقیقات نشان داده که عامل استرس با متغیرهای فیزیولوژیکی در ارتباط است و تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله سطح فعالیت ورزشی، نوع ورزش، سطح رقابت و غیره قرار دارد. به عنوان مثال، فضلي زنجاني(1376) نشان داد که ميزان واكنش هاي فيزيولوژيك به استرس در كاراته كاهاي منتخب نسبت به غيرورزشكاران مرد پایین تر می باشد. سالواتور68 و همكاران (2009) هم نشان دادند ورزشكاراني كه در ورزشهاي تفريحي شركت داشتهاند، استرس كمتري را نسبت به شركت كنندگان در رشتههاي ورزشي رقابتي تجربه نمودهاند.
2-2-2-2 آرامسازی روانی69 (آرمیدگی)
ورزشکاران با محرکهای تنشزای فراوانی روبرو هستند روانشناسان فنونی آرمیدگی را به عنوان شیوه ای برای مقابله با این محرک و بازیابی نشاط و سرزندگی عنوان میکنند. باید بدانیم که آرمیدگی هیپنوتیزم70 نیست. در آرمیدگی هدف رسیدن به آرامش و آسایش ذهنی، هیجانی و جسمی است، نه اینکه به کند و کاو ذهن پرداخت یا درگیر روان درمانی شد (هاجز، 1386). آرمیدگی فنی است که افراد اغلب برای کاهش انگیختگی از آن بهره میبرند و همچنین یکی از روشهای مقابله با واکنشهای جسمی استرس است. با وجود اینکه برای دستیابی به آرمیدگی چند روش متفاوت به کار میروند لیکن همه این روشها گونههای متفاوت شیوهای است که جاکوبسن آن را پدید آورد. بدیهی است که مهارت یافتن در این روش به کاهش اضطراب، تنش عضلانی و انگیختگی فیزیولوژیک میانجامد (برنشتاین71 و همکاران، 2007).
روشهای آرمیدگی به دو دسته مختلف تقسیم میشوند: روشهای « عضله به ذهن » و « روشهای ذهن به عضله » (ویلیامز و هاریس، 2001).
اولین روش آرمیدگی، « آرمیدگی تدریجی عضلانیPMR »72 یا روش تن آرامی پیشرونده است. این روش که براساس فرضیه « یک ذهن مضطرب نمیتواند در یک بدن آرمیده باشد.» مطرح شده است یکی از شیوههای مقابله با فشار روانی است. این روش شامل یک رشته تمرینات است که موجب انقباض در گروه خاصی از عضلات میشوند؛ سپس انقباض برای چند ثانیه حفظ میشود؛ آنگاه عضلات رها و آرمیده میشوند؛ این تمرینات از یک گروه خاص عضلانی آغاز شده، به تدریج به گروههای دیگر میرسند. در مرحله انقباض به ورزشکار آگاهی و حساسیت به تنش عضلانی آموخته میشود؛ در حالیکه در مرحله رها شدن عضلات، چگونگی حس نکردن تنش عضلانی آموخته میشود. در این روش ورزشکار میآموزد که عضله را رها کرده و به آرامش عصبی یا عضلانی برساند، این روش تن آرامی نیاز به هیچ ابزار خاصی ندارد و برای رسیدن ورزشکار به آرامش مژثر است و میتوان اثرات آن را در طول چند هفته تمرین با روزی سه جلسه 5 تا 10 دقیقه ای تجربه کرد.
« بازخورد زیستی / خودزایی» 73 نام فنی برای نوعی دیگر از روشهای آرمیدگی ساده است. بازخورد زیستی چیزی بیشتر از اطلاعاتی درباره تغییرات در عملکرد زیستی ورزشکار را فراهم نمیکند. گرفتن نبض یا گوش کردن به ضربان قلب، مثالهای از بازخورد زیستی هستند. روشی که به صورت موفقیتآمیزی توسط ورزشکاران مورد استفاده قرار میگیرد، ” مراقبه”74 است. مراقبه تنها یک تمرین ذهنی استکه فرایندهای جسمی را متأثر میکند. تمرینات مراقبه به ورزشکار کمک میکند تا به تن آرامی عمیق برسند و تولید آرامش و ایجاد تمرکز کند. این ورزشها بر توجه به خود و قطع افکار نامناسب و نگرانیها متمرکز است. افرادی که مراقبه را برای کاهش فشار روانی استفاده میکنند، اضطراب کمتری دارند؛ حتی اگر به طور روزانه از آن استفاده نکنند نیز روشی مؤثر است. برای ایجاد حالت مراقبه لزوماً استفاده از روشهای کلاسیک و رسمی آن ضروری نیست. برای مراقبه روشهای متعددی وجود دارد. این تمرینها عبارتند از : کنترل و تنظیم تنفس، محدود کردن شدید میدان توجه، نادیده گرفتن محرکهای بیرونی، قرار دادن بدن در حالت یوگایی و ساختن تصویرهای ذهنی از رویداد یا نمادی معین و استفادهی منظم از هرکدام از این روشها، آرمیدگی بدنی، هیجانی و ذهنی مؤثری را به وجود میآورد (وینتر و مارتین، 1385). شیپیرو75 (1985) نشان داده است که مراقبه در کاهش استرس، اضطراب مؤثر باشد و بیان میکند گرچه مراقبه یک درمانگری مؤثر در بعضی اختلالات استرسی است، ولی احتمالاً نیرومندتر از آرمیدگی تدریجی عضلانی نیست (آزاد ، 1380).
اثر آرمیدگی اغلب همراه با سایر شیوههای تنظیم انگیختگی مانند تنفس عمیق، مراقبه (مدیتیشن) و روشهای شناختی شامل تصویرسازی و گفت وگوی درونی بررسی شده استروشهای آرمیدگی نه تنها بر تنظیم انگیختگی بلکه برای مبارزه با استرس، کنترل خشم، کاهش تنش عضلانی، افزایش جسارت، تمرکز و اعتماد به نفس هم استفاده شده است (زایکوفسکی و تاکناکا76، 1993).
بر حسب نظر ویلیامز و هاریس (2001)، مهارتهای آرمیدگی را باید به طور منظم تمرین کرد، هرچند بعضی افراد دیرتر

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره ورزشکاران، استعدادیابی، تصویر سازی، هماهنگی حرکت Next Entries منبع پایان نامه درباره تصویرسازی، تصویرسازی ذهنی، ورزشکاران، سیستم عصبی