منبع پایان نامه درباره واقع گرایی، آرمان گرایی، اقتضای حال، لایه نحوی

دانلود پایان نامه ارشد

که انسان مستحق بخشش نیست-؛ ای خدای بخشایشگر.
ترکیب (زال+ یفعل)، در جمله زیر، دلالت بر استمرار در زمان حاضر می کند:
-«اللّهُمّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا لَمْ أَزَلْ أَتَصَرّفُ فِيهِ مِنْ سَلَامَةِ بَدَنِي» (دعای پانزدهم). «خدايا سپاس تو را بر آن نعمت تندرستى كه پيوسته در فضاى آن مى‏گشتم».
از دیگر انواع وجه ترکیبی ناتمام، می توان به دو جمله زیر اشاره کرد که فعل «أصبح» دلالت بر تحول و دگرگونی می کند.
-«اصبحنا و اصبحت الأشیاء کلها بجملتها لک: سمائها و أرضها…» (دعای ششم) «ما و همه چیز، جملگی چون به خود آمدیم، خویشتن را از آن تو دیدیم: آسمان و زمین…». (رضایی، 1390: 59).
-«أصبحنا فی قبضتک…» (دعای ششم). «خود را در پنجه قدرت تو یافتیم…». (همان: 61).
نمونه هایی که در وجه ترکیبیِ نا تمام ذکر شد، تنها نمونه های این نوع از وجه، در دعا- های منتخب هستند. از سویی دیگر، وجه صرفیِ نا تمام، در این دعا ها، بسامد بالایی داشته و سبک ساز شده است. همان گونه که گفته شد، وجه نا تمام، دلالت بر استمرار می کند، در نتیجه، این دعا ها نیز با این وجه همراه شده اند تا استمرار و دوام را برسانند و استمرار، در دعا، مناسب با روح دعا و لازمه استجابت آن است. «امام باقر (ع) می فرمایند: به خدا سوگند، هیچ بنده ای در دعا پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند، جز این که حاجتش را برآورد» (کلینی رازی، بی تا، ج4: 224).
2-1-2 وجه واژگانی:
«وجه واژگانی دلالت بر معانی متعددی که برای کلمه ها وجود دارد، می کند. ممکن است از خلال آن معانی متعدد، رابطه با آن چه که وجه نامیده می شود، کشف شود» (ثالث، 1427ه.ق: 106). «این وجه از وضع موصوف در جمله فهمیده می شود. وضع، – به معنای انواع مختلف فعل، و هر آن چه که ممکن است، از آن به فعل تعبیر شود (همان: 19)- به شاخه های متعددی تقسیم می گردد. یا دلالت بر حالت و یا دلالت بر عمل (أفعال و أنشطه) می کند» (همان: 106).
«وجه حالت، همان است که به وسیله آن، وضع ساکن قصد می شود. وضعی که ثابت می ماند و چیزی آن را تغییر نمی دهد. افعالی که دلالت بر این نوع از وجه می کنند، افعال ساکن نامیده می شوند. افعال ساکن، افعالی هستند که تدرج – تأکید بر استمرار- در وقوع و حصول آن ها نمی آید. افعالی که دلالت بر معانی قلبی می کنند، مانند علم و جهل، ظن و یقین؛ افعال دلالت کننده بر احساس، مثل حبّ و ضدّ آن، جزء این نوع هستند» (همان: 107). افعال زیر، جزء افعال قلوب، و در نتیجه ساکن هستند و دارای وجه واژگانی می باشند.
-«الْحَمْدُ لِلّهِ عَلَى مَا عَرّفَنَا مِنْ نَفْسِهِ» (دعای اول). «ستایش برای خداست که خود را به ما شناسانید» (رضایی، 1390: 33).
-«الّذِي عَظُمَتْ ذُنُوبُهُ فَجَلّتْ، وَ أَدْبَرَتْ أَيّامُهُ فَوَلّتْ حَتّى إِذَا رَأَى مُدّةَ الْعَمَلِ قَدِ انْقَضَتْ وَ غَايَةَ الْعُمُرِ قَدِ انْتَهَتْ، وَ أَيْقَنَ أَنّهُ لَا مَحِيصَ لَهُ مِنْكَ، وَ لَا مَهْرَبَ لَهُ عَنْكَ، تَلَقّاكَ بِالْإِنَابَةِ، وَ أَخْلَصَ لَكَ التّوْبَةَ، فَقَامَ إِلَيْكَ بِقَلْبٍ طَاهِرٍ نَقِيّ‏ٍ، ثُمّ دَعَاكَ بِصَوْتٍ حَائِلٍ خَفِيّ»‏ٍ (دعای دوازدهم). «آن بنده كه شمار گناهانش عظيم گشته تا خطرناك شده، و ايام عمرش روى برتافته تا سپرى گشته، تا چون بنگريسته كه وقت كار بگذشته و دوران عمر به پايان رسيده، و يقين كرده كه از عذاب تو پناهى و از انتقام تو گريزگاهى نيست، به قصد انابه بسوى تو روى آورده، و توبه‏اش را براى تو خالص ساخته، پس با دلى پاك و پاكيزه بسوى تو برخاسته و آن گاه تو را با ناله‏اى محزون و آهسته بخوانده».
-«وَ عَلِمْتُ أَنّ كَثِيرَ مَا أَسْأَلُكَ يَسِيرٌ فِي وُجْدِكَ، وَ أَنّ خَطِيرَ مَا أَسْتَوْهِبُكَ حَقِيرٌ فِي وُسْعِكَ، وَ أَنّ كَرَمَكَ لَا يَضِيقُ عَنْ سُؤَالِ أَحَدٍ، وَ أَنّ يَدَكَ بِالْعَطَايَا أَعْلَى مِنْ كُلّ يَدٍ» (دعای سیزدهم). «و دانستم كه مسئلت هاى بسيار من، در جنب توانگرى تو كم است. و خواهش هاى عظيم من در برابر وسعت رحمت تو كوچك است. و دائره كرم تو از مسئلت احدى تنگ نمى‏گردد و دست تو در بخشش ها از هر دستى بالاتر است».
-«قَدْ عَلِمْتَ، يَا إِلَهِي، مَا نَالَنِي مِنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ مِمّا حَظَرْتَ وَ انْتَهَكَهُ مِنّي مِمّا حَجَزْتَ عَلَيْهِ، بَطَراً فِي نِعْمَتِكَ عِنْدَهُ، وَ اغْتِرَاراً بِنَكِيرِكَ عَلَيْهِ» (دعای چهاردهم). «تو خود دانسته‏اى اى معبود من آن چه را كه فلان فرزند فلان در اثر غرور و بى‏اعتنائى به عذاب و كيفرى كه تو مقرر داشته‏اى از من هتك كرده، از آن گونه امور كه تو او را از آن منع فرموده‏اى».
افعال زیر، دلالت بر دوست داشتن و کراهت داشتن (حبّ و کره) می کنند؛ درنتیجه در گروه افعال ساکن و وجه واژگانی، جای می گیرند.
-«وَ يَا مَنْ يُرْغَبُ إِلَيْهِ وَ لَا يُرْغَبُ عَنْهُ‏» (دعای سیزدهم). «اى كسى كه روى به او توان آورد، و از او روى بر نتوان تافت». «رغب» نیز، جزء افعال ساکن می باشد. و دارای وجه واژگانی است.
-«اللّهُمّ فَكَمَا كَرّهْتَ إِلَيّ أَنْ أُظْلَمَ فَقِنِي مِنْ أَنْ أَظْلِمَ» (دعای چهاردهم). «خدایا، همچنان که نمی پسندی برای من ستم دیدگی را، مرا از این که ستم کنم نیز، در امان بدار» (رضایی، 1390: 91).
-«فَلَا تَجْعَلْ حَظّي مِنْ رَحْمَتِكَ مَا عَجّلْتَ لِي مِنْ عَافِيَتِكَ فَأَكُونَ قَدْ شَقِيتُ بِمَا أَحْبَبْتُ وَ سَعِدَ غَيْرِي بِمَا كَرِهْتُ» (دعای هجدهم). «پس نصيب مرا از رحمت خود، در اين عافيت عاجل و نعمت دنياى زائل منحصر مساز؛ كه به وسيله آن چه دوست دارم بدبخت شوم، و ديگرى به سبب آن چه من ناپسند دارم خوشبخت گردد».
«اما عمل (افعال و انشطه)، اوضاع حرکتی و متکرر در امتداد زمان را توصیف می کند؛ به گونه ای که این حرکت و فعالیت مقید به نقطه ای نهایی و مشخص شده، نباشد؛ مثل: یجری و یرقص و…..» (ثالث، 1427ه.ق: 111). افعال زیر دارای حرکت و در نتیجه، وجه حرکتی هستند:
-«وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي اخْتَارَ لَنَا مَحَاسِنَ الْخَلْقِ، وَ أَجْرَى عَلَيْنَا طَيّبَاتِ الرّزْقِ» (دعای اول). «ستایش برای خداست؛ او که زیبایی های آفرینش را برای ما برگزید، و روزی های پاک و نیکو را به سوی ما روان گردانید» (رضایی، 1390: 35).
-«مَا أَجْرَى عَلَى لِسَانِي مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ أَوْ هُجْرٍ أَوْ شَتْمِ عِرْضٍ أَوْ شَهَادَةِ بَاطِلٍ أَوِ اغْتِيَابِ مُؤْمِنٍ غَائِبٍ أَوْ سَبّ حَاضِرٍ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَكَ» (دعای بیستم). «و چنان کن که هر ناسزا و یاوه و دشنام ناموسی، یا گواهی نا حق، یا غیبت مومنی که حضور ندارد، و یا ناسزا به شخص حاضر و مانند آن که بر زبانم جاری می شود؛ سخنی در ستایش تو…باشد» (همان: 123).
-«أَحْيِ بِلَادَكَ بِبُلُوغِ الزّهَرَةِ،… تُحْيِي بِهِ مَا قَدْ مَاتَ، وَ تَرُدّ بِهِ مَا قَدْ فَاتَ وَ تُخْرِجُ بِهِ مَا هُوَ آتٍ،… اللّهُمّ اسْقِنَا سَقْياً تُسِيلُ مِنْهُ الظّرَابَ، وَ تَمْلَأُ مِنْهُ الْجِبَابَ، وَ تُفَجّرُ بِهِ الْأَنْهَارَ، وَ تُنْبِتُ بِهِ الْأَشْجَارَ» (دعای نوزدهم). «سرزمین های مرده را به شکفتن شکوفه ها زنده ساز،…تا با آن (باران) زمین مرده را زنده کنی، و آن چه را از دست رفته باز گردانی، و آن چه را روییدنی است برویانی،… خدایا، بارانی برای ما بفرست که با آن آب از تپه ها روان کنی، و چاه ها را پر آب سازی، و رود ها را به خروش آوری، و درختان را برویانی» (رضایی، 1390: 115). افعال حرکتی در این دعا که برای درخواست نزول باران است، در راستای هدف و وجه حرکت، به کار برده شده اند، زیرا باران، زندگی را به جریان و حرکت می اندازد. در این بخش، -وجه واژگانی-، به این نتیجه رسیده شد که کاربرد افعال ساکن (ایقن، یرغب و…) از حرکتی (تجری، تسیل و …) بیش تر است.
2-2وجهیت:
از دیگر مشخصه های لایه نحوی وجهیت می باشد. «مقوله وجهیت از دیرباز در منطق، فلسفه و معنا شناسی صوری مطرح بوده و در حوزه کاربرد شناسی زبان، جایگاه ویژه ای داشته است. کینگ32 (1997) وجهیت را موضوعی پیچیده، نامتعین و علی رغم پیشرفت های قابل ملاحظه در این حوزه فاقد تعریفی یک پارچه می داند. با این وجود یکی از تعریف های مستند، تعریف لاینز33 (1995) از وجهیت به مثابه نگرش گوینده، نویسنده یا به عبارت بهتر، کنشگر بیانی نسبت به امکان وقوع یا لزوم تحقق گزاره است» (عموزاده. شاه ناصری، 1390: 29).
2-2-1 وجهیت در فعل:
وجه تمام و نا تمام از موضع گیری مولف یا نویسنده در متن تعبیر می کند. «مفهوم تمام رخداد یا عدم تمام آن، ارتباط محکمی به مفهوم موضع گیری یا آن چه که در زبان انگلیسی Modality شناخته می شود، دارد. یعنی متکلم و یا نویسنده، ادوات نحوی یا افعال معینی را برای تعبیر از موضع گیری به کار می برد و وقوع خبر را با ادوات نحوی مثل «إنّ و أنّ و قد و … » نشان می دهد» (ثالث، 1427ه.ق: 64). «در زبان عربی، به کار بردن افعال ماضی، رغبت متکلم را در تأکید کلام منعکس می کند و به آن رنگ نهایی اضافه می کند؛ زیرا فعل ماضی دلالت بر حصول فعل و انقضای آن در زمانی که گذشته است، می کند» (همان: 65). وجهیت به معنای بازتاب نگرش نویسنده در متن است. بنابراین افعال وجهی که در بخش وجه، معرفی شدند هر کدام نگرش خاصی را بارز می کنند. مثلاً کاربرد فعل ماضی، در دعای دوم – که این دعا در مورد درود بر رسول خداست- دلالت بر حوادثی تاریخی می کند که گذشته اند. مثل: «نَصَبَ و عَرَّضَ و حاربَ و اقصی و…»؛ امام (ع) تحقیق وقوع این حوادث را با کاربرد افعال ماضی نشان داده اند. و یا در جایی دیگر برای نشان دادن تحقق وقوع امری از «قد+ فعل ماضی» بهره برده اند. که این ترکیب همان گونه که در بخش وجهِ تمام ذکر شد، مکرر استفاده شده است و معنای تحقیق و نزدیک ساختن به زمان حال و … را داراست. و نگرش امام را نسبت به موضوعی که بیان می کنند، با قطعیت بیان می کند. مثل: «قد شمت» و…در بخش وجه ناتمام، این نتیجه دریافته شد که امام (ع) از افعال ماضی (سلک، ابتدع، اخترع) و از افعال مضارع (لا یسأمون، لایغفلون، لا تعجز و…) و بیش تر از افعال امر (صلّ و اجعل و ..) استفاده نموده اند و نگرش خویش را که استمرار و پافشاری در دعاست، با این نوع وجه که استمرار را می رساند، بیان فرموده اند. از سویی دیگر، کاربرد افعال امری، که استمرار را می رسانند مناسب با روح دعا و ارتباط با خداست. در بخش وجه واژگانی به این نتیجه رسیده شد که کاربرد افعال ساکن (ایقن، یرغب و…) از حرکتی (تجری، تسیل و …) بیش تر است و دلیل آن نگرش امام (ع) می باشد که در هنگام دعا می بایست در پیشگاه الهی خاضع و خاشع بود همان گونه که در نماز، بی حرکت ایستاده می شود تا ادب را برساند، بنابر این مشاهده شد که افعال حرکتی به جز دعای نوزدهم که درخواست نزول باران است، بسامد بالایی ندارند. در دعای مذکور نیز به دلیل مناسب بودن حال و مقام دعا، که در مورد باران است و طبیعی است که باران جوشش و خروش در زمین و آسمان می افکند، لذا از افعال حرکتی بهره برده تا مناسب با اقتضای حال، دعا کرده باشند.
2-2-2وجهیت در قید:
«ممکن است در ژرف ساخت جمله، عنصر قید نیز به کار رود. مفاهیم عمده قیدی به قرار زیر است: زمان، مکان، آغاز و یا مبدأ زمان و مکان، پایان و یا مقصد زمان و مکان، وضعیت، حالت و چگونگی، مقدار و اندازه، ترتیب، دقت، تکرار، علت، شرط، استثناء، حصر، تردید و احتمال، منظور و هدف، سوگند، آرزو و دعا، تقابل و تباین، نتیجه و حاصل، ایجاب و تأکید، نفی و انکار، پرسش و….» (مشکوه الدینی، 1370: 67).
«قید ها نیز حامل دیدگاه گوینده درباره موضوع اند و شدت و ضعف تلقی، باور و دلبستگی وی را به عقاید و ایدئولوژی ها نشان می دهد» (فتوحی،1392، 289). «از طریق بررسی قید ها همچنین میزان واقع گرایی و منطقی بودن یا آرمان گرایی و احساساتی بودن سبک گوینده را می توان باز

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره زمان گذشته، متکلم مع الغیر، معنای اصلی، زبان عربی Next Entries منبع پایان نامه درباره پیامبر (ص)، معانی ثانوی، زبان عربی