منبع پایان نامه درباره نیروی انسانی، ریسک عملیاتی، چند شاخصه، انواع ریسک

دانلود پایان نامه ارشد

محیطی، دسترسی به منابع اولیه و سایر عوامل مشابه روی یک صنعت خاص اثر می گذارند. بر اثر این تغییرات که بر عموم شرکت ها در یک صنعت اثر مشابهی دارد، قیمت سهام شرکت ها به طور مشابه تغییر می کند. از آن جا که شرکت های یک صنعت عموماً محصولات مشترکی نیز تولید می کنند، می توان ریسک محصول را در این بخش تعریف کرد. در صورتی که کل صنعت محصول یکنواختی را تولید کند، ریسک محصول بر ریسک صنعت منطبق می شود، در غیر این صورت ریسک محصول جزئی تر خواهد بود. در این حالت ریسک محصول به علل مختلف منجر به کاهش فروش و یا افزایش قیمت تمام شده خواهد شد و طبیعتاً نرخ بازدهی فروش محصول نوسان خواهد یافت.
ریسک عملیاتی
ریسک عملیاتی هنگامی بررسی می شود که سازمان عملیات خود را به خوبی انجام ندهد. به طور کلی یا سیستم های داخلی و روش های انجام کار به درستی تعریف نشده اند و یا به درستی اجرا نمی شوند. در صورت ادامه این روند، وضعیت سازمان رو به افول خواهد گذاشت و نرخ بازدهی سرمایه گذاری سازمان دچار کاهش می شود. افزایش ضایعات در یک شرکت تولیدی یا پایین آمدن ظرفیت، همگی از نمونه های ریسک عملیاتی می باشند. همچنین توسعه فناوری تولید باعث شده فرایند های تولیدی به طور کامل مکانیزه شوند که کلیه این اقدامات جهت کنترل ریسک عملیاتی می باشند.
ریسک قوانین و مقررات
ریسک قوانین به علت تغییرات در قوانین مختلف در یک جامعه اقتصادی به وجود می آید. پیش از این در بحث مربوط به ریسک سیاسی ناشی از تغییرات قوانین اشاره گردید، در عین حال ریسک سیاسی دارای دامنه شمول گسترده تری می باشد و در این جا به علت اهمیت ریسک ناشی از تغییر قوانین و مقررات، عنوانی مجزا به آن اختصاص داده شده است. ریسک ناشی از تغییرات قوانین، شرکت های تولیدی و موسسات و نهاد های مالی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. به عنوان مثال لغو مجوز تولید یک محصول و یا تغییر تعرفه واردات کالای خارجی مشابه می تواند موجب نوسانات بازدهی تولید محصول آن شرکت گردد. در موسسات مالی تغییرات قوانین، فراوان به چشم می خورد، به عنوان مثال در بازارهای سهام مطابق با قوانین، سهام پذیرفته شده در بورس در بازار خارج از بورس نباید مورد معامله قرار گیرد. در دوره بعد این قوانین لغو شد، یعنی بازارهای خارج از بورس، سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس مبادله می کردند، در حالی که امروزه قانون منع معاملات سهام بورسی در بازار خارج از بورس مجدداً اجرا می شود. در این حالت افرادی که بازارهای خارج از بورس برای معاملات سهام بورسی را اندازی کرده باشند، با ضرر و زیان مواجه خواهند گردید.
ریسک نیروی انسانی
منظور از نیروی انسانی کارکنانی هستند که مهارت های ویژه ای دارند. شرکت های مواجه با ریسک نیروی انسانی در صورت از دست دادن پرسنل خود، برتری های خود را نیز از دست می دهند. نیروی انسانی اگر با شرایط بهتری در یک سازمان دیگر مواجه گردند، شرکت اول را ترک خواهند کرد، به همین دلیل شرکت ها دائماً برنامه های تشویقی را برای کارکنان خود اجرا می کنند تا درصد از دست دادن آن ها تا حد ممکن کاهش یابد. در هر سازمان، اثر بخش ترین دارایی برای ارتقای بازدهی، نیروی انسانی است. بنابراین در یک دیدگاه کلی می توان به این نتیجه رسید که مدیریت بهینه نیروی انسانی و توجه به کلیه جوانب آن می تواند بسیاری از ریسک های دیگر را قابل کنترل کند و محیطی قابل انعطاف به وجود آورد.

نمودار 2-2 انواع ریسک های اقتصادی را نشان می دهد.
نمودار (2-2):انواع ریسک های اقتصادی

جايگاه مديريت ريسك
مديريت ريسك، نظام و فرآيندي حرفه‌اي است كه هدف اصلي آن بهبود كيفيت تصميم‌ها در كليه سطوح بنگاه‌هاي اقتصادي به منظور افزايش ثروت سهامداران است. به طور كلي تا دهه 50 نگرش به ريسك، محدود، يك بعدي و كيفي بوده است.
ماركويتس دانشمند آمريكايي اولين كسي بود كه مقوله ريسك را كمي كرد. ماركويتس اعلام داشت كه تصميم‌ها مالي بايد براساس ريسك – بازده انجام شود و نتيجه كار او ارائه خط مقدم كارا بود. كليه نقاط روي اين خط بهينه بودند، به اين معني كه در يك سطح مشخص بازده، كمترين ريسك و در يك سطح مشخص ريسك، بيشترين بازده را نصيب سرمايه‌گذار مي‌كردند. ويليام شارپ ، بتا را معرفي كرد. بتا حركت يك سهم را در مقابل حركت بازار اندازه‌گيري مي‌كند و به آن ريسك نسبي نيز گفته مي‌شود. در دهه 70، مك كالي ديرش را معرفي كرد. ديرش نيز معياري از ريسك است كه تغييرات قيمت اوراق بهادار با درآمد ثابت را در مقابل تغيير نرخ بهره اندازه‌گيري مي‌كند. ارائه اين مدل‌ها نتوانست كليه انتظارات مديران سرمايه گذاري را برآورده كند. همچنين اندازه‌گيري ريسك در كانون توجه شركت‌ها، بانك‌ها، تحليل‌گران و سازمان‌هاي نظارتي قرار دارد. روند فزاينده جهاني شدن بازارهاي مالي و بين المللي شدن اقتصاد، درك اثر تغييرات در شرايط بازار در موقعيت بنگاه‌هاي اقتصادي بيش از پيش اهميت يافته است. نوآوري مالي و خلق ابزارهاي مالي جديد و رشد سرسام‌آور محصولات مشتقه از جنبه واحد معامله و پيچيدگي طراحي، اهميت مديريت ريسك را افزون‌تر كرده است. علاوه بر موارد فوق، ورشكستگي شركت‌ها و بانك‌هاي بزرگ در دهه 80 كه ناشي از تغيير در عوامل بازار و يا عدم توجه به عوامل بازار بود، در اين امر موثر بوده‌اند.
تكامل مديريت ريسك
هنري فايول در كتابي كه به زبان فرانسوي در سال 1916 چاپ كرد، مديريت ريسك را به عنوان يك وظيفه تامين در بين شش وظيفه اساسي بنگاه تجاري شناسايي كرد. در سال 1931 انجمن مديريت آمريكا بخش بيمه را براي مبادله اطلاعات بين اعضا تاسيس كرد. در سال 1950 انجمن خريداران بيمه ملي به وجود آمد كه در سال 1955 به انجمن آمريكايي مديريت بيمه تغيير نام داد. در سال 1969 نام مجله انجمن خريداران بيمه ملي به مديريت ريسك تغيير كرد و در سال 1975 خود انجمن نيز به انجمن مديريت بيمه و ريسك تغيير نام داد.
شركت هاي چندمليتي در ايالات متحده بعد از جنگ جهاني دوم مديريت ريسك را از نو كشف كردند. روند عمومي استفاده از مديريت ريسك احتمالا از اوايل دهه 1950 آغاز شده است. يكي از منابع اوليه درباره مفهوم مديريت ريسك مقاله راسل كالاگر است كه در سال 1956 چاپ شد.
در اكتبر 1988، اولين كنگره جهاني مديريت ريسك را فدراسيون بين المللي ريسك و انجمن هاي مديريت بيمه برگزار كرد كه امروزه 22 عضو در سراسر جهان دارد. در سال‌هاي پاياني دهه 1980، آخرين انجمن هاي ملي در كشورهاي سنگاپور، مالزي و فيليپين ايجاد شدند.
مدير ريسك از مدير بيمه شكل گرفته است و از آن‌جا كه مديريت ريسك با انتخاب تكنيك هاي مناسب براي برخورد با ريسك هاي خالص كه شامل بيمه نيز مي شود درگير است دامنه آن به مراتب وسيع تر از مديريت بيمه است. فليكس كلومن اخيرا استدلال كرده است كه «سازمان‌ها با ريسك‌هاي جديدتر و پوياتر درگير شده اند؛ ريسك‌هايي كه مديريت ريسك گره خورده با صنعت بيمه، آنها را به طور مؤثري شناسايي نكرده است». استدلال وي اين است كه در سازمان، ريسك ها رابطه متقابل با هم دارند و وظيفه مديريت ريسك اين است كه با راهبردي جامع، همه ريسك ها را شناسايي كند.
با وجود زمينه و پتانسيل، «مديريت ريسك» هنوز در تشكيلات سازمان، عنصر اصلي به شمار نمي رود. رويكرد تحليل عدم اطمينان هاي صنعت خاص جدا از عدم اطمينان هاي محيط عمومي اغلب مورد انتقاد قرار گرفته است. اين نيز جاي استدلال دارد كه از هنگامي كه ريسك هاي خالص الزاما با تصميم گيري‌هاي مربوط به ريسك‌هاي تجاري درآميخته‌اند محدود كردن مديريت ريسك به ريسك هاي خالص، يك قسمت از وظيفه مديريت را نيز محدود مي كند. رويكرد جامع مديريت بايد همه منابع عدم اطمينان كه كل ريسك مؤسسه را تحت تاثير قرار مي دهند تحليل كند.

معرفی تکنیکهای تصمیم گیری چند معیاره “MCDM “
به منظور ايجاد روشهاي علمي و قابل قبول براي تصميم گيري مديران، روشهاي مختلفي توسعه پيدا كرده است. روشهايي مثل علوم تحقيق در عمليات شامل برنامه ريزي خطي، برنامه ريزي غير خطي، تئوري صف، تئوري بازي ها و … همه روشهايي هستند كه ابتدا مساله را بصورت رياضي صورت بندي كرده و سپس با حل مدل تصميم بهينه( و يا نزديك به بهينه) را، پيشنهاد مي كنند. اين روش ها در مواجهه با تصميم گيري هايي كه داراي پارامترها و عوامل كيفي هستند، دچار مشكل شده و كارايي خود را از دست مي دهند. براي رفع اين مشكل لازم است روشهايي توسعه داده شوند كه مديران بتوانند عوامل كيفي را در تصميم گيري هاي خود دخالت داده و تصميم مناسب اتخاذ نمايند. جهت بررسي و حل يك مساله لازم است كليه عوامل كيفي و كمي مؤثر در مساله را مورد شناسايي قرار داده و تلاش شود عوامل كيفي را نيز به نحو مطلوبي به مقادير كمي تبديل كرده و در نهايت نتيجه لازم را از حل مساله بدست آورد. ولي اگر عوامل كيفي به گونه اي باشند كه به هيچ طريق نتوان آنها را به مقادير كمي تبديل كرد، در اين صورت تكليف چيست؟ آيا بايد اين عوامل كنار گذاشته شوند؟ اگر اين عوامل ناديده گرفته شوند تصميم نهايي تصميم مناسبي نخواهد بود؛ چون تمامي عوامل مؤثر در مساله ديده نشده اند.
لذا ملاحظه مي شود كه با دخالت دادن عوامل كيفي، به مراتب جواب بهتري نسبت به حالتي كه عوامل كيفي دخالت داده نشده اند بدست مي آيد. با اهميت يافتن عوامل كيفي در مسائل مختلف به ويژه در مسائل تصميم گيري در دهه هاي اخير، روشهاي متنوعي براي دخالت دادن اين عوامل، توسعه پيدا كرده است. مقولاتي مثل منطق نادقيق، هوش مصنوعي، شبكه هاي عصبي، سيستمهاي خبره و … از اين جمله اند. در اين تحقيق ابتدا فرايند تصميم گيري بررسي خواهد شد. مدل هاي بهينه از دوران نهضت صنعتي در جهان و بخصوص از زمان جنگ دوم جهاني همواره مورد توجه رياضي دانان و دست اندر كاران صنعت بوده است. تاكيد اصلي در مدلهاي كلاسيك بهينه سازي و داشتن يك معيار سنجش( يا يك تابع هدف) مي باشد؛ به طوري كه مدل مذكور مي تواند در مجموع به صورت خطي، غير خطي يا مختلط باشد. اما توجه محققين در دهه هاي اخير به مدل هاي چند معياره براي تصميم گيري هاي پيچيده معطوف گرديده است. در اين تصميم گيري ها به جاي استفاده از يك معيار سنجش بهينگي ممكن است از چندين معيار سنجش استفاده گردد.
فرآيند تصميم گيري چند شاخصه MADM
بطور كلي، ميتوان فرايند تصميم گيري چند شاخصه را به چند مرحله تقسيم بندي كرد. وجود يك سازماندهي و ساختار واضح و روشني براي رويكرد MADM ، آنرا به يك ابزار كارآمد و جذاب براي حل مسائل پيچيده مديريت منابع طبيعي تبديل كرده است كه حتي افراد غير حرفه اي هم ميتوانند در مسير فرايند تصميم گيري درگير شوند.
شكل زير نگاهي كوتاه به 4 قدم اصلي فرايند MADM دارد.

نمودار(2-3):چهار قدم اصلي فرايند MADM

اگر چه در اين مراحل تفاوتي ميان واقعيت و ارزشها قائل شده ايم (به عنوان مثال، در قدم 2 صحبت از اندازه گيري است، در حاليكه در قدم 3 با ارجحيت ها كار داريم)، اما اين 2 جزء در نهايت در يك چارچوب چند شاخصه براي دستيابي به يك رتبه بندي از آلترناتيوها با هم تركيب مي شوند. همانطور كه در شكل نشان داده شده است، فرايند MADM از يك ساختار گردشي برخوردار است. و لازم به ذكر است كه براي هر يك از قدمهاي چارچوب MADM، چندين ابزار و تكنيك وجود دارد و در مراحل آناليز تصميم گيري استفاده مي شود.
براي درك بهتر از تكنيك ها و ابزارهاي مورد استفاده در MADM ، ابتدا توضيح مختصري براي مراحل چهارگانه MADM داده مي شود.
قدم1 – ساختار مندي مسائل تصميم گيري
بسياري از تحليلگران معتقدند كه مرحله ساختار مندي مسئله مهمترين قسمت از يك فرايند آناليز تصميم گيري است. بدون داشتن اطلاعات كافي از اهداف يك فرد و يا بدون داشتن مستندات لازم از آلترناتيو هاي ممكن، نمي توان به يك تصميم گيري درست دست يافت.
ساختار مند كردن مسئله شامل: تعيين يك بيانيه كامل از مسئله، تعريف محدوديت ها، و تشخيص و مستقر كردن اهداف، تعيين

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره انواع ریسک، دارایی ها، ریسک بازار، سطح عمومی قیمت ها Next Entries منبع پایان نامه درباره سلسله مراتب، چند شاخصه