منبع پایان نامه درباره نوروسایکولوژی، گروه کنترل، حافظه کلامی، کارکرد اجرایی

دانلود پایان نامه ارشد

نوروسایکولوژی تحولی، اختلاف مقیاس های کلامی – عملی با طیف وسیعی از اختلالات عصبی تحولی مانند اوتیسم، سندرم توره و سندرم ترنر در ارتباط است. چنین استدلال شده است که اختلاف V-P با “p- پایین” نسبت به مهارتهای کلامی نشان میدهند که عوامل نروپلاستیک136 در رشد مغز، چگونه از مهارتهای کلامی بیش از مهارتهای غیرکلامی محافظت میکنند (گودمَن137 و یود138، 1996). همچنین مناطق مغزی (بویژه در نیمکره راست افراد راست دست) که مشخص شده بهطور طبیعی مسئول عملکردهای دیداری – فضایی هستند، ممکن است پتانسیل “سایهای” برای برعهده گرفتن عملکردهای زبانی داشته باشند؛ جایی که اختلال اولیه، سازماندهی مجدد را مختل می کند، مناطقی که مسئول عملکردهای دیداری فضایی هستند می تواند تحت تسخیر فرایندهای زبانی در آیند و در نتیجه کارکردهای دیداری فضایی ظریف از دور خارج می شود.
بونه139 و همکاران (1991) در مورد وسواس، یک تحقیق بهخوبی طراحی شدهای را گزارش می کنند هفت بیمار وسواس با سابقه خانوادگی وسواس در بستگان درجه اول، 13 بیمار وسواس بدون سابقه خانوادگی مثبت و 16 آزمودنی گروه کنترل را در طیفی از مقیاسهای نوروسایکولوژیک مورد مقایسه قرار می دهد. تمام بیماران به مدت حداقل 4 هفته قبل از آزمایش بدون دارو بودند (هیچکدام بهطور مرتب دارو مصرف نمیکردند) و همچنین تحقیق حاضر بیماران با افسردگی معنادار را ازنمونه خارج کرد. پس از تصحیح مقایسات آماری متعدد، نتایج نشان داد که هر دو گروه بیمار بهطور معناداری دارای عملکرد هوشی پایینتری نسبت به گروه کنترل بودند؛ نُه بیمار از 20 بیمار، اختلاف 10 امتیازی یا بیشتر هوشبهر کلامی و عملی را نشان دادند.
اختلاف های V-P مشابهی در مطالعات اولیه دیگر با بزرگسالان (اینسِل140 و همکاران، a1983) و نوجوانان (کاکس141 و همکاران، 1989؛ سودو142 و همکاران، b1989) یافت شده و نوعاً بهعنوان شاهدی برای مدل نوروسایکولوژیک نقائص نیمکرهای در وسواس ذکر شده است. اینسل و همکاران (a1983) و بِهار143 و همکاران (1984) به این نتیجه رسیدند که نقائص اصلی در کارکرد نیمکره راست میتواند دلیل مهارتهای دیداری – فضایی معیوب باشد. در مقابل، فلور – هنری144 و همکاران (1989) و راپوپورت145 و همکاران (1981) بر اساس تحقیقاتشان به این نتیجه رسیدند که نقائص دیداری – فضایی نسبت به بدکاری146 نیمکره چپ (غالب)، ثانوی است.
هید147 و همکاران (1989) در تلاش برای ارزیابی این دو مدل، برای کشف اینکه آیا بیماران وسواسی در آزمون هایی با عنصر فضایی، عملکرد معیوبی را نشان میدهند یا نه و یا اینکه آیا این نقص میتواند با توجه به ناتوانی برای تغییر مجموعه شناختی یا حرکتی درک شود یا نه (مدل نقائص کارکرد اجرایی OCD)، از تکلیف طراحی مکعب148های WAIS-R و آزمون جهتیابی خطی149 بهعنوان بخشی از کار تحقیق خود استفاده کردند. پانزده بیمار بزرگسال دارای OCD قبل از دریافت درمان در مطالعه شرکت کردند و با گروه کنترل که بهلحاظ سنی، هوش کلامی، جنس، سالهای آموزش و دست برتری150 همتا شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند.
در آزمونهای توانایی دیداری – فضایی، گروه بیمار بهطور معناداری در تکلیف طراحی مکعبها و نه آزمون جهتیابی خطی بدتر عمل کردند. از اینرو، نویسندگان موفق اصلاح مقایسات آماری چندگانه نشدند و بنابراین باید با احتیاط نتایج را تفسیر کرد. با در نظر گرفتن یافتههایشان در مورد تکالیف تغییر مجموعه، آنها به این نتیجه رسیدند که نقائص فضایی مشاهده شده در تحقیقات پیشین ممکن است مشکل خاصی را با تکالیف غیرکلامیای نشان دهد که دربردارنده تغییرات ذهنی است و نه خود مشکل فضایی.
کریستِنسِن151 و همکاران (1992) از مقدمه شروع کردند که تحقیقات نوروسایکولوژیک قبلی از نقصهای متعدد روششناختی از قبیلنی عدم موفقیت برای تطبیق IQ، انجام مقایسات متعدد آماری بدون اصلاح، وارد شدن بیمارانی با افسردگی قابل توجه و گردآوردن نمونههای آزمایشی براساس نشانههای وسواسی و اجباری152 فردی، به جای استفاده از معیار تشخیصی رنج میبردند. در کار تحقیقی آنها، 18 بیمار و گروه کنترل بهلحاظ سنی، تحصیل و جنسیت با هم همتا شدند و برای آزمون فرضیه های منحصر به فرد از تحلیل های چند متغریه استفاده کردند. تمام بیماران به مدت حداقل دو هفته قبل از تحقیق دارو مصرف نکردند.
هدف آنها کشف حیطههای پردازش بود که بهطور بالقوه در OCD مدل موقعیت – عملکرد مصالحه کردند که شامل: تواناییهای کلامی (نیمکره چپ)؛ تواناییهای دیداری – فضایی (نیمکره راست)؛ حافظه کلامی اخیر (گیجگاهی میانی چپ)؛ حافظه غیرکلامی اخیر (گیجگاهی میانی راست)؛ و کارکرد اجرایی (پیش پیشانی) بود. محققان از خرده آزمون های طراحی مکعبها و الحاق قطعات153 WAIS استفاده کردند تا تواناییهای دیداری – فضایی را ارزیابی کنند، ولی هیچ اثر مهم معناداری از گروه برای این عامل در تحلیلهای چند متغیریشان تشخیص داده نشد.
بهطور مشابه، بییرز154 و همکاران (1999) هیچ تفاوتی در عملکرد طراحی مکعب ها بین 21 کودک دارای OCD و گروههای کنترل همتا شده بهلحاظ سنی، جنسی، حالت اجتماعی – اقتصادی و هوش نیافتند. هدف تحقیق حاضر ارزیابی تشخیص کودکان دارای OCD در اوایل بیماریشان بود که هیچ یک از این بیماران داروی روانگردان دریافت نکرده و یا افسرده نبودند.
تالیس155 (1997) نشان میدهد جایی که اختلافهای V-P تشخیص داده میشوند میتواند دلیل موجه این واقعیت باشد که در تکالیف مقیاس عملی زمان تعیین کننده است، در حالیکه تکالیف مقیاس کلامی اینطور نیست. او چنین نتیجه گرفت که آهستگی مربوط به “پردازش نامربوط به تکلیف و دقت156 ممکن است علت عمده نمرات افسردگی” باشد و توصیه میکند که نقائص سرعت باید در تفسیر عملکرد دیداری – فضایی در نظر گرفته شوند. کریستنسِن و همکاران (1992) این مسئله را فقط در مقایسه خود از عملکرد طراحی مکعب های 18 بیمار و گروههای کنترل همتا شده، انجام داده وتفاوت آماری معنا داری بین گروه مشاهده نشد.
بنابراین، گالدِریسی157 و همکاران نشان دادهاند در حالیکه سرعت عملکرد کاهش یافته در OCD اغلب یک متغیر مخل در نظر گرفته می شود که به نگرانی وسواسی برای رسیدن به آزمون درست158 یا نفوذ افکار وسواسی مربوط است، با این حال ممکن است خودش نیز یک نقیصه نوروسایکولوژیک هستهای باشد. آنها چنین فرض کردند که کُندی در بیماران دارای OCD ممکن است نتیجه مشکل در فرونشاندن پاسخهای بیارادی159 و خودبخودی160 باشد. مدل نقائص کارکرد اجرایی OCD بهطور مفصل در زیر آمده است(منزیس و دی سیلوا، 2003).
با توجه به تمام این مسائل، تحقیقات انجام شده هیچ مدل نقص دیداری – فضایی واضحی را نشان نمیدهند که مسئول OCD باشد. به دلیل ضعف روششناختی و شاید نقائص شاخصگذاری در حوزههای دیگر مانند تغییر مجموعه ذهنی یا سرعت پردازش و نه خود فرایندهای دیداری – فضایی نتایج متناقض بودند. نویسندگان کمتری با توجه به مدلهای نظری تلاش کردهاند دلیل موجهی بیاورند که نقائص دیداری – فضایی چگونه میتوانند با پدیدارشناسی وسواسهای فکری و عملی سر و کار داشته باشند. اینسل161 و همکاران (a1983) چنین فرض کردند که افکار وسواسی ممکن است بهعنوان استراتژیهای کلامی استنتاج شوند تا جبرانی برای نقائص نیمکره راست در مهارتهای دیداری – فضایی باشد و میتوان چنین استدلال کرد که وسواسهای عملی وارسی ممکن است با نقائصهای دیداری – فضایی در پردازش اطلاعات دیداری مرتبط باشد (“من میتوانم ببینم که کلید برق خاموش است، اما واقعاً به آنچه دارم میبینم، اعتماد دارم؟”)، که به “شک معرفتشناختی” راپوپورت162 (1989) در OCD کمک میکند.
از جنبه تحولی، نقائص دقیق در فرایندهای دیداری – فضایی ممکن است عوامل خطر رشد عصبی برای OCD را نشان دهدکه در اوائل زندگی عمل میکند و نه در مدلهای یکجانبیشدگی نوروسایکولوژی بزرگسالان. تطبیق نقش زمانی (زود در مقابل دیر) بجای نقش موضعی (راست در مقابل چپ) برای نقائصهای دیداری– فضایی ممکن است به روشن کردن این مسأله کمک کند که چگونه زیرگروه وسواس با آغاز کودکی از زیرگروه وسواس با آغاز بزرگسالی از هم متمایز میشوند(منزیس و دی سیلوا، 2003).
2-1-2-4-4- مدل کاستی های حافظه در وسواس
مدلهای نوروسایکولوژیک مبتنی بر نقص در جنبههای کارکردی حافظه بهطور بالقوه کاندیداهای قویای برای پدیدارشناسی وسواس فکری و عملی هستند (شک در اینکه آیا یک عمل تکمیل شده است یا نه؛ مجبور شدن برای انجام یک بررسی). تحقیقات در مورد وسواس، نوعا جنبههای عمومی حافظه، مانند حافظه دیداری و کلامی یا اجزاء ویژه مانند حافظه برای عمل و رابطه آن با وارسی را بررسی کردهاند.
کاکس163 و همکاران (1989) با توجه به حافظه عمومی، گروهی متشکل از 42 کودک و نوجوان دارای OCD را با 35 آزمودنی گروه کنترل که بهطور طبیعی رشد کرده بودند (و بهلحاظ سنی، جنسی و دست برتری همتا داده شده بودند) را براساس مقیاسهای حافظه دیداری و کلامی با هم مقایسه کردند. گروه OCD عملکرد معیوبی را براساس شکل پیچیده رِی آستِریث164 (ROCF) نشان دادند، ولی در تکلیف یادگیری کلامی شنیداری رِی (RAVLT) نسبت به گروههای کنترل تخریبی را نشان ندادند. هیچ رابطه قابل توجهی بین عملکرد حافظه با مقیاسهای خودسنجی و درجه بندی بالینگر شدت نشانه های OCD یافت نشد. این نویسندگان نتیجه گرفتند که کودکان دارای OCD، نقائصحافظه دیداری را نشان میدهند و نه حافظه کلامی را که با توجه به این مسأله به این نتیجه رسیدند که این امر دلالت بر بدکاری دقیق نیمکره راست داشته باشد.
با این حال، در این تحقیق کودکان دارای OCD بهطور قابل توجهی نمرات هوشبهر عملی و کلامی پایینتری را نسبت به گروه کنترل نشان دادند و اثرات دارو، اضطراب و افسردگی هم گزارش نشده است. نویسندگان همچنین نتایج ابتدایی پیگیری یک تحقیق 2-7 سالهای را گزارش کردند که برای ارزیابی ثبات یافتههای بالا انجام شد. در بررسی پیگیری، هیچ تفاوت معناداری بین کودکان دارای OCD و گروههای کنترلی که بهصورت طبیعی به روش جایگزین ROCF رشد کرده بودند، یافت نشد.
نقائص حافظه دیداری در میان بزرگسالان دارای OCD گزارش شده است (برای مثال، آرونُویتز165 و همکاران، 1994؛ بونه و همکاران، 1991؛ کریستِنسِن و همکاران، 1992؛ دیرسون166 و همکاران، 1995؛ هولاندر167 و همکاران، a1990؛ مارتینوت168 و همکاران، 1990؛ زیلینسکی169 و همکاران، 1991). این تحقیقات از تکالیف یادآوری دیداری و دیداری– فضایی مانند شکل پیچیده رِی آستِریث (ROCF)، خرده آزمون بازتولید دیداری مقیاس حافظه وکسلر170 (WMS)، آزمون یادداری دیداری بنتون171 (BVRT) و تکلیف مکعبهای کورسی172، و تکالیف تشخیص دیداری مانند آزمون بازگشتی کیمورا173 (KRFT) استفاده کردهاند که تمام این آزمونها را لِزاک174 (1995) توصیف کرده است. نقائصهای حافظه در این تکالیف نسبت به گروههای کنترل غیربالینی گزارش شدهاند.
برخی از این تحقیقات رابطه بین اختلال حافظه دیداری و شدت نشانه های وسواس را آزمودهاند. زیلینسکی175 و همکاران (1991) هیچ همبستگی قابل توجهی را بین عملکرد حافظه در KRFT و تکلیف مکعبهای کورسی و مقیاسهای شدت نشانه وسواس، اضطراب و افسردگی گزارش نکردند. بنابراین، دیرسون و همکاران (1995) دریافتند که عملکرد حافظه دیداری در مجموعه ای از تکالیف (مجموعه کارایی حافظه سیگنورِت176) بهطور معناداری با شدت نشانه های وسواس و اضطراب و نه افسردگی همبسته است.
در مقابل، تحقیقات دیگر در یافتن نقائص حافظه دیداری در میان بزرگسالان دارای OCD با شکست مواجه شدهاند. برای مثال، کریستِنسِن و همکاران (1992) هیچ اختلالی در خرده آزمون طراحیهای آزمون جفتهای متداعی پیوسته177 (CPAT-D) میان گروه بیماران دارای OCD نسبت به گروه کنترل غیر بالینی نیافتند.
همچنین تعدادی از تحقیقات نقائص حافظه کلامی را در میان بزرگسالان دارای OCD گزارش کردهاند (برای مثال، مارتینوت178 و همکاران، 1990؛ زیلینسکی و همکاران،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره نوروسایکولوژی، افکار مزاحم، مدل سازی، پردازش اطلاعات Next Entries منبع پایان نامه درباره نوروسایکولوژی، بازداری پاسخ، کارکرد اجرایی، تصویرسازی