منبع پایان نامه درباره نهی از منکر، امر به معروف، خلفای راشدین

دانلود پایان نامه ارشد

کدام افرادند؟ آن جناب فرمودند: جانشینان از خاندانم که همگی بر حوض کوثر در بهشت بر من وارد می‌شوند و اینان راهنمایان و هدایت گران مردم هستند که رسوایی بدخواهان زیانی به آن‌ها نمی‌زند، اینان با قرآن همراه‌اند و قرآن با آنان همراه است. نه قرآن از آنان جدا می‌شود نه اینان از قرآن؛ امتم به یاری آنان نصرت می‌یابند و نیازمندند و به واسطه آنان فتنه و بلا دفع می‌شود و دعای مردم مستجاب می‌شود.153
ب: آنان کسانی اند که خداوند ولایتشان را در آیه «إِنما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الذینَ آمَنُوا الذین‏…» معرفی کرده است.
کلینی به سند خود از ابی العلاء گوید: به امام صادق گفتم: آیا اطاعت از اوصیا واجب است؟
فرمود آری خداوند درباره آنان فرمود: 154
قَالَ: ذَکرْتُ لِأَبِی عَبْدِ الله قَوْلَنَا فِی الْأَوْصِیاءِ إِنَّ طَاعَتَهُمْ مُفْتَرَضَةٌ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ هُمُ الَّذِینَ قَالَ الله تَعَالَى أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ الله عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا
ج: اولی الامر در قرآن در کنار خدا و رسولش آمده و خداوند هر چه را برای خود و رسولش پسندیده برای آنان نیز قرار داده است.
امام رضا در شان ذی قربای پیامبر می‌فرماید:
مَا رَضِیهُ مِنْهُ لِنَفْسِهِ وَ لِنَبِیهِ رَضِیهُ لِذِی الْقُرْبَى کمَا أَجْرَاهُمْ فِی الْغَنِیمَةِ فَبَدَأَ بِنَفْسِهِ جَلَّ جَلَالُهُ ثُمَّ بِرَسُولِهِ ثُمَّ بِهِمْ وَ قَرَنَ سَهْمَهُمْ بِسَهْمِ الله وَ سَهْمِ رَسُولِهِ وَ کذَلِک فِی الطَّاعَةِ قَالَ یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ فَبَدَأَ بِنَفْسِهِ ثُمَّ بِرَسُولِهِ ثُمَّ بِأَهْلِ بَیتِه. 155
آنچه براى خود و رسولش پسندیده، براى ایشان نیز پسندیده است.
و همچنین است «فی‏ء» (غنیمتهایى که بدون خونریزى و جنگ به دست آمده) هر آنچه از آن را براى خود و پیامبرش پسندیده، براى «ذى القربى» نیز پسندیده است، کما این‌که در غنیمت براى آنان سهم قرار داده است و از خود آغاز کرده و بعد رسولش را ذکر نموده و سپس آنان را و سهم آنان را به سهم خدا و سهم رسولش قرین کرده است.
و همچنین است در اطاعت، خداوند مى‏فرماید: «یا أَیهَا الذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ»
از آن چه گذشت، روشن می‌شود مفاد اطلاق امر به اطاعت از اولی الامر و عطف لفط بر الرسول به علاوه روایات تفسیر گر معنای مصداقی اولی الامر که از زبان پیامبر اکرم و سایر معصومین صادر شده است در مجموع دلالت می‌کند که اولی الامر کسانی هستند که همچون پیامبر برخوردار از صفت عصمت هستند و چون معصومند اطاعت از آن‌ها مانند اطاعت از رسول واجب است و چنین افرادی با این خصوصیت می‌توانند متولی اداره امور زندگی مردم بر اساس احکام نورانی اسلام گردند و مردم را به راه کمال و تقرب به خدا هدایت کنند و به رستگاری آخرت برسانند.
آیه اطاعت و نگرش کلی مفسران اهل سنت
عموم مفسران اهل سنت با اعتماد بر سیاق میان آیات قبل و بعد از این آیه بر این باورند که: خدای متعال بعد از آنکه در آیات پیشین، والیان و حاکمان را به ادای امانت و برقراری عدالت در داوری و قضاوت سفارش و دستور داده است، در آیه مورد بحث مردم را به اطاعت و فرمان برداری از خویش و رسولش فرمان می‌دهد و می‌فرماید: «اطیعوا الله واطیعوا الرسول» مفاد این آیه آن است که بر مسلمانان واجب است تا اوامر و نواهی الهی و همچنین آن چه را پیامبر از احکام به آنان امر و نهی کرده است، اطاعت نمایند.156 این اندیشمندان تا این بخش از آیه شریفه اختلاف نظر ندارند و بلکه عموم آنان یک مطلب را در تفسیر این بخش یاد کرده‌اند آما آنچه مورد اختلاف رای آنان قرار گرفته، تفسیر و تعیین مصداق «اولی الامر» است.
مصادیق اولی الامر از نگاه اهل سنت عبارت است از:
1- حاکمان و والیان
ابن کثیر می‌نویسد: « اولی الامر منکم یعنی آن امری که طاعت خداوند در آن است نه آن امری که معصیت خداوند است زیرا از مخلوق در آن جایی که امر به معصیت خداوند می‌کند اطاعتی نیست.»157 زمخشری می‌نویسد: منظور از اولی الامر، امراء بر حق است زیرا به دور است که خدا و رسولش از امراء جور باشند و کلام خداوند معطوف به اطاعت از آن‌ها نمی‌باشد.158
قرطبی تصرح کرده است: مراد از اولی الامر پادشاهان است و اطاعت از پادشاهان تا زمانی که فرمان آن‌ها اطاعت از خدا باشد واجب است و در فرمانی که معصیت خداست اطاعت از آن‌ها واجب نیست.159
آلوسی نوشته است:
«شکی نیست حمل اولی الامر برحاکمان، ملائمت دارد و حمل اولی الامر بر علما ملائمت ندارد زیرا مردم در بعضی فرمان حاکمان نزاع و اختلاف دارند در حالیکه بین علما اختلافی نیست چون مراد از علما مجتهدان هستند و مردم که غیر از علما می‌باشند هیچ اختلافی در تبعیت از احکام آن ها ندارند.»160
2- فرماندهان سپاه در سرایا در عصر پیامبر
این گروه اولی الامر را به این فرماندهان تطبیق کرده و به کلامی از پیامبر استدلال می‌کنند: « هر کس مرا اطاعت کند قطعا خداوند را اطاعت کرده است و هر کس امیر و فرمانده مرا اطاعت کند قطعا مرا اطاعت کرده و هر کس امیرم را عصیان کند قطعا مرا عصیان کرده است.‏»
ابن کثیر می‌نویسد: «قال: نزلت فی عبد الله بن حذافة بن قیس بن عدی إذ بعثه رسول الله فی سریة»161
طبری نوشته است: «نزلت فی رجل بعثه النبی على سریة. و در جای دیگر می‌نویسد: أصحاب السرایاعلى عهد النبی»162
3- فقیهان و عالمان دینی
عده‌ای از این اندیشمندان مصداق اولی الامر را علما بیان کرده‌اند.
زمخشری بیان کرده است: « اولی الامر علماء دینی هستند کسانی که دین را به مردم آموزش می‌دهند و آنها را امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.»163
سیوطی آورده است: « اولی الامر یعنی اهل فقه و دین و اطاعت خداوند، کسانی که معانی ومفاهیم دین را به مردم آموزش می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند به همین سبب خداوند اطاعت از آنها را بر مردم واجب نمود.»164
فخر رازی ذکر کرده: « اولی الامر کسانی اند که در احکام شرعی فتوا می‌دهند و دین مردم را به آنها می‌آموزند.‏»165
4- خلفای راشدین یا ابوبکر وعمر
سیوطی می‌نویسد: «هم أبو بکر و عمر و عثمان و على و ابن مسعود»166
طبری بیان نموده: «هم أبو بکر و عمر رضی الله عنهما ذکر»167
5- افراد اهل حل و عقد
فخر رازی می‌نوسید: «المراد بقوله اولی الامر اهل الحل و العقد من الامه»168
دیدگاه طبری و دلایل آن
طبری نوشته است: ای کسانی که ایمان آوردید خدا را در آن چه، شما را بدان امر کرده و از آن چه شما را از آن نهی کرده اطاعت کنید و از پیامبر نیز اطاعت کنید چرا که اطاعت او اطاعت خداست و در ادامه به بررسی اقوال در معنای «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول» می‌پردازد و این جمع بندی را می‌پذیرد که اطاعت از پیامبر مخصوص زمان حیات ایشان نیست بلکه اطیعوا الرسول در زمان حیات، به معنای پیروی از امر و نهی‌های ایشان، و بعد از رحلت نیز اطیعوا الرسول به معنای پیروی از سنت ایشان است.
در پایان طبری با استناد به روایات 4 قول برای اولی الامر بیان می‌کند:
1- فرماندهان نظامی و امراء (فقال بعضهم هم الأمراء): برای این قول پنج روایت بیان می‌کند که به عنوان نمونه به دو مورد اشاره می‌نماییم:
الف: حدثنی أبو السائب سلم بن جنادة، قال: ثنا أبو معاویة، عن الأعمش، عن أبی صالح، عن أبی هریرة فی قوله: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ قال: هم الأمراء.
ب: حدثنا القاسم، قال: ثنا الحسین، قال: ثنی حجاج، عن ابن جریج، عن عبید الله بن مسلم بن هرمز، عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس‏: أن هذه الآیة نزلت فی عبد الله بن حذافة بن قیس السهمی إذ بعثه النبی فی السریة.169
2- اهل علم و فقه (هم أولی الأمر أهل العلم و الفقه): برای این قول یازده روایت بیان می‌کند که به عنوان نمونه به دو مورد اشاره می‌نماییم:
الف: حدثنی سفیان بن وکیع، قال: ثنا أبی، عن علی بن صالح، عن عبد الله بن محمد بن عقیل، عن جابر بن عبد الله… قال: ثنا جابر بن نوح، عن الأعمش، عن مجاهد، فی قوله: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ قال: أولی الفقه منکم.
ب: حدثنی المثنى، قال: ثنا عبد الله بن صالح، قال: ثنی معاویة بن صالح، عن علی بن أبی طلحة، عن ابن عباس‏، قوله: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ یعنی: أهل الفقه و الدین. 170
3- اصحاب پیامبر اکرم (هم أصحاب محمد برای این قول یک روایت بیان می‌کند.
حدثنی یعقوب بن إبراهیم، قال: ثنا ابن علیة، قال: ثنا ابن أبی نجیح، عن مجاهد، فی قوله: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ قال: کان مجاهد یقول: أصحاب محمد
4- ابوبکر و عمر (هم أبو بکر و عمر) برای این قول یک روایت بیان می‌کند:
حدثنا أحمد بن عمرو البصری، قال: ثنا حفص بن عمر العدنی، قال: ثنا الحکم بن أبان، عن عکرمة: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ قال: أبو بکر و عمر
پس از مطرح کردن 4 قول بیان میکند، آن قولی که صحیح است همان مورد اول به این استدلال که با روایات رسیده از پیامبر اکرم هماهنگ تر و همخوان تر است ومصلحت مسلمین در عمل به آن است در پایان برای تاکید قول خود سه روایت زیر را بیان می‌کند:
الف: حدثنی علی بن مسلم الطوسی قال: ثنا ابن أبی فدیک، قال: ثنی عبد الله بن محمد بن عروة، عن هشام بن عروة، عن أبی صالح السمان، عن أبی هریرة، أن النبی‏ قال: «بعد از من حاکمانی می‌آیند، حاکم خوب با خوبی اش و حاکم بد با بدیش می‌آید. کلام آنها را بشنوید و در آنچه که حق است از آنها اطاعت کنید و پشت سر آنها نماز بخوانید. اگر کار خیری کنند برای خودتان است و اگر بدی کنند باز برای خودتان است.»
ب: حدثنا ابن المثنى، قال: ثنا یحیى عن عبید الله، قال:
أخبرنی نافع، عن عبد الله، عن النبی‏، قال: «بر مسلمان اطاعت از آن چه که دوست و آنچه که اکراه دارد واجب است مگر اینکه او را به معصیتی فرمان دهد و اگر به معصیتی فرمان داد اطاعت از او واجب نیست.»
ج: حدثنی ابن المثنى، قال: ثنی خالد عن عبید الله، عن نافع، عن ابن عمر، عن النبی، نحوه. فإذا کان معلوما أنه لا طاعة واجبة لأحد غیر الله أو رسوله أو إمام عادل، و کان الله قد أمر بقوله: أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ‏ بطاعة ذوی أمرنا، کان معلوما أن الذین أمر بطاعتهم تعالى ذکره من ذوی أمرنا هم الأئمة و من ولاه المسلمون دون غیرهم من الناس، و إن کان فرضا القبول من کل من أمر بترک معصیة الله، و دعا إلى طاعة الله، و أنه لا طاعة تحب لأحد فیما أمر و نهى فیما لم تقم حجة وجوبه إلا للأئمة الذین ألزم الله عباده طاعتهم فیما أمروا به رعیتهم مما هو مصلحة لعامة الرعیة، فإن على من أمروه بذلک طاعتهم، و کذلک فى کل ما لم یکن لله معصیة. و إذ کان ذلک کذلک کان معلوما بذلک صحة ما اخترنا من التأویل دون غیره.171
نقد و بررسی
آن چه که در تفاسیر اهل سنت و طبری، از مصادیق اولی الامر بیان شده را می‌توان با دو ملاک جواب داد و بیان داشت مقصود از اولی الامر فقط معصومانند و آن دو ملاک عبارتند از:
الف: تناقض دلالی اخبار
در اینجا بحث از صحت و ضعف این اخبار نمی‌باشد – زیرا مبانی عالمان حدیث شناس شیعه و سنی مبنی بر حجیت و اعتبار احادیث صحابه و تابعان مختلف است – بلکه آن چه درباره این اخبار قابل توجه است موضوع دلالت آ نها در بیان معنای مصداقی لفظ اولی الامر است، زیرا همان گونه که صحابیان وتابعان مصداق این لفظ را والیان و حاکمان بیان کرده‌اند در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره فرمانبرداری، حاکمیت سیاسی، امام علی (ع) Next Entries منبع پایان نامه درباره علامه طباطبایی، خلفای راشدین، معرفت یقینی