منبع پایان نامه درباره نفس اماره، محدودیت ها، حیات طیبه، حقیقت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

تنها به انگیزه ی کسب لذت یا گریز از الم وی را وادار به انجام عمل می کند. قرآن برای رشد شخصیت بر اساس ملاک عقل و هوای نفس، سه مرحله قائل است: نفس اماره، نفس لوامه، و نفس مطمئنه. رابطه تقابلی هوای نفس با عقل این گونه است که، هنگامی که عقل بر سه مرحله نفس غلبه بیابد و نفس آدمی مطیع عقل گردد، تعارض بین عقل و نفس از بین رفته و مرحله اطمینان به وجود می آید، که به این نفس، «نفس مطمئنه» گفته می شود؛ ولی هنگامی که غلبه عقل بر سه مرحله نفس به اتمام نرسد و تنازع و تعارض ادامه پیدا کند، هرگاه که عقل مغلوب گشته و نفس مرتکب معاصی شود، برای او سرزنش و معاصی حاصل شده و از این رو، آن را «نفس لوامه» می نامند؛ و هنگامی که آدمی یکسره مغلوب سه مرحله نفس شود و هیچگونه مقاومتی از جانب عقل وجود نداشته باشد، به چنین نفسی، «نفس اماره» گفته می شود. اگر انسان بتواند دامنه ی خودآگاهی خویش را گسترش بخشد و با محاسبه نفس اعمال خویش را مورد ارزیابی و قضاوت قرار دهد، می تواند به سازمانی معقول در مورد شخصیت خویش دسترسی پیدا کند. سازمان دهی معقول یکی از مهمترین راه های کسب سلامت روانی و تکامل شخصیت است، که در نهایت آرامش و اطمینانی را به انسان می بخشد که این اطمینان عالی ترین مرحله تکامل شخصیت، یعنی مرحله نفس مطمئنه است. (احمدی،1374).

از نظر خسرو باقری(1385)، برای توصیف انسان از دیدگاه قرآن، بررسی مفاهیم بنیادی مثل : روح، نفس، فطرت، عقل، قلب، اراده، اختیار، هویت جمعی، و محدودیت ها، درباره انسان لازم است. از میان این مفاهیم، گسترده ترین آنها «نفس» است، معادل نفس در فارسی، «خود»44 است؛ در پاره ای از آیات قرآنی نفس به، خود، شخص آدمی(یعنی مجموعه ای از بدن و روحی که به آن تعلق دارد)، حقیقتِ وجودِ انسان، تعبیر شده است. نفسِ آدمی حالت های مختلفی پیدا می کند و بر حسب هر حالت نامی به خود می گیرد، هنگامی که نفس می خواهد به لذت برسد و چنان شیفته شود که از شکستن حد و زیرپا گذاشتن ضوابط پروایی نداشته باشد، «نفس اماره» نامیده می شود؛ هنگامی که نفس خود را می یابد و می تواند خارج از فرمان لذات و امیال، ناراستی های عمل خود را بازیابد به ملامت خود می پردازد، در این حالت «نفس لوامه» یا سرزنشگر نامیده می شود؛ سومین حالت نفس هنگامی ظهور می کند که آدمی به خدا توجه کند، توجه به خدا، اطمینان وآرامشی عمیق در نفس پدید می آورد، که با ظهور چنین آرامش و اطمینانی در نفس، مقام «نفس مطمئنه» را به خود می گیرد. به عقیده باقری، مفاهیم دیگر، ابعاد مختلف نفس را بیان می کنند، این مفاهیم بر حسب نسبتی که با هم دارند سیمایی از انسان را به وجود می آورند، درواقع نفس یا خود، ناظر بر حقیقت وجود آدمی است و دربرگیرنده ی شئون مختلفی از وی خواهد بود و مفاهیم دیگر ناظر براین شئون هستند. بنابراین فطرت یا ذات که ناظر بر یکی از شئون نفس است، معرفت و میل و جذبه ی ربوبیِ نفس است؛ هر زمان و به هر میزان که نفس وجود خود را از غیر خدا مبرا و پاک کند، معرفت ربوبی در او بیدار می شود و در انسان جذبه و کشش و تمایل به سوی خدا پیدا می شود و همواره در طلب و جستجوی خدا برمی آید. عقل نیز شأنی از نفس است و درواقع سرمایه اصلی نفس آدمی برای «بازشناسی» و «راهیابی» به سوی مقصد و مقصود خود است، در حیطۀ بازشناسی، عقل ناظر بر دو امر است، اگر این دو امر از مقوله نظر و اندیشه باشد، حق(درست) را از باطل(نادرست) بازشناسی می کند که این عقل را «عقل نظری» می گویند؛ و چنانچه این دو امر از مقولۀ عمل باشد، خیر(خوبی) را از شر(بدی) بازشناسی می کند که این عقل را «عقل عملی» می گویند؛ عقل در حدِ بازشناسی، مانع کج روی انسان در داوری میان حق و باطل یا خیر و شر است. اما فراتر از بازشناسیِ عقل، عامل راهیابی نفس آدمی به حق و خیر است، زمانی نفس آدمی شایسته ی صفت عقل ورزی خواهد بود که بازشناسی و راهیابی هر دو دراو جلوه گر شوند؛ اگر نفس از راهیابی فروماند، هر چند هم که به بازشناسی نائل آمده باشد، شایسته ی صفت عقل ورزی نیست و این دلیلِ سفاهتِ(نادانی) نفس است که خیر و شر را می شناسد ولی ازآن سرباز می زند. اراده نیز یکی از شئون یا جنبه های نفس است، عقل در حدِ بازشناسی زمینه ی لازم برای ظهور اراده است، و ازآن جهت که اراده آدمی ویژگی گزینش یا انتخاب دارد و می تواند در جهت صلاح یا فساد حرکت کند، بنابراین قرار گرفتن اراده در حیطه راهیابی می تواند ضروری نباشد. هویت جمعی نتیجه اعمال و کارهایی است که فرد در ارتباط متقابل با دیگران، نفس خود را در معرض نوعی شکل گیری قرار می دهد که متناسب با نوع ارتباط او با جمع خواهد بود، ازاین رو هویت نفس آدمی از طریق ارتباط متقابل با جمع، تکوین می یابد. محدودیت های انسان با توجه به آیات قرآنی در سه دسته قرار می گیرند، دسته اول محدودیت هایی است که زمینه خلقت انسان است، دسته دوم ناشی از قرار گرفتن انسان در موقعیت ها و شرایط معین است، ودسته سوم با دخالت و اختیار خود انسان به وجود می آیند؛ این محدودیت ها بند هایی هستند که بر نفس آدمی زده شده اند و زمینه ای برای تجربه و ظهور نفس اماره، لوامه و مطمئنه؛ اما انسان با ارزیابی نفس خود می تواند زمینه ی اعتلا و کمال خود را فراهم کند.
انسان با سعی و عمل خویش، سیمای انسانی خود را آشکار می کند، سیمایی که درآن زمام به دست عقل، و عقل با آهنگ فطرت حرکت می کند و اراده کارگزار عقل است و هوای نفس و امیال از بندیان این قافله است، عقل به هدایت راه می سپارد و آدمی به خداوند رهنمون می شود. هدف از خلقت انسان، هدایت و رشد، پاکی و حیات طیبه، تقوی، قرب و خشنودی خدا، و عبادت است؛ اما هدف غایی عبودیت است، «عبد» کسی است که تنها و تنها، خدا را رب خویش بداند و عبادت طریقی است که انسان را به این معرفت ربوبی می رساند، که اگر چنین نکند نمی توان آن را هدف غایی خلقت دانست. انسان باید درهر یک از شئون خویش از انانیت به عبودیت بازگردد و خداوند «عبد» بودن چنین انسانی را تایید فرموده است. عبودیت در کانون و مرکز اهداف خلقت قرار می گیرد و سایر اهداف شئونی از آن را نشان می دهند؛ آثار عبودیت در وجود آدمی، حیات طیبه و تقواست. حیات طیبه نوعی زیستن با آثار حیاتی ویژه خود، و تقوا ناظر برنوعی شخصیت درونی که در آن حالات ، احساسات، افکار و نیات تحت کنترل ویژه ای آرایش می یابند. آثار عبودیت ازحیث وصول آدمی به مقصد مورد نظر، هدایت و رشد است و از حیث وصول آدمی به مقصود و محبوب، نزدیکی به خدا(قرب الهی) و خشنودی و رضایت(رضوان الهی) اوست. خداوند کسی را که در جستجوی قرب الهی و رضوان الهی باشد، «عبد» می نامد و اورا در شمار «عباد» در می آورد، بنابراین بالاترین وصفی که در قرآن برای پیامبر اکرم (ص) به کار رفته «عبد» است. (باقری،1385).

به عقیده نصری(1376)، انسان شناسی اسلام به گونه ای است که انسان را محدود نمی سازد و همه ابعاد انسان را در نظر می گیرد، درواقع انسان را به صورت یک واحد کل یا مجموعه ای کامل مورد بررسی قرار می دهد. از دیدگاه قرآن انسان موجودی دو بُعدی است، یک بُعد وی مادی و جسمانی، و بُعد دیگر غیرمادی و معنوی است که شامل، روح یا نفس یا خود یا روان، عقل و اندیشه، و قلب یا دل می باشد که هر کدام باید به رشد و کمال خود برسند. از نظر قرآن حقیقت وجود انسان «نفس» است، که هم جنبه مثبت و هم منفی دارد، هم می تواند سیر صعودی پیدا کند هم سیر نزولی. طبیعت انسان هم استعداد گرایش به خیر و نیکی ها وجود دارد و هم گرایش به شر و زشتی ها. انسان دارای نفس لوامه یا سرزنشگر یا وجدان اخلاقی است که او را به سوی خیر و فضیلت ها هدایت می کند، و هم نفس اماره دارد که او را به سوی رذائل و زشتی ها می کشاند. انسان در بعد مثبت طبیعت خود این گرایش و استعداد را دارد تا به سوی خدا سیر کند و موجودی متعالی شود و خود را به مقام نفس مطمئنه برساند.

نصری(1376)، با توجه به آیات قرآنی اذعان می کند که، خداوند پرتویی از صفات خود را در درون انسانها به ودیعه نهاده است که اگر استعدادهای مثبت و کمالات باالقوه وی به فعلیت برسند، انسان به والاترین مراحل کمال دست خواهد یافت. قرآن عناصر و عوامل رشد و تعالی و به فعل رساندن کمالات باالقوه را در علم و تفکر، ایمان و عمل صالح می داند و در صورت جمع بودن آنها در وجود انسان، انسان می تواند از مراتب بالای کمال برخوردار شود. بنابراین، هدف از آفرینش انسان، انسان کامل است و هدف از خلقت انسان کامل عبادت و بندگی خداست. منظور از عبادت و بندگی این است که انسان به تصفیه و تزکیه درون پرداخته و با انتخاب ها و گزینش های خویش مراحل کمال را طی کند و به قرب الهی نائل گردد؛ عبادتی که در جهان بینی قرآن شامل هر حرکت و عمل مثبتی که از انسان صورت می گیرد، به شرط آن که به انگیزه قرب ربوبی و بر اساس ارزشها و تکالیف الهی باشد، بنابراین عبادت در اسلام و فلسفه آفرینش یک ویژگی مهم را داراست و آن این که، عبادت شامل تمام فعالیت های انسانی می شود. سیمای انسان رشد یافته ای که حضرت علی(ع) در نهج البلاغه ترسیم می کند، انسانی خدابین است نه خودبین، انسانی که خود را مورد نظارت الهی تصور کرده و می کوشد تا لحظه ای خود را از نظارت او غافل نبیند. چنین انسانی دارای ویژگی ها و صفاتی است از قبیل: گفتار و کردار راست، میانه رو در کارها، تواضع و فروتنی، صبر و شکیبایی، مردم گرایی، عدالت گرایی، تقوا، نیکوکاری، نرم خویی، دوراندیشی، خاشع در عبادت، در جستجوی علم و دانش، یکسان بودن حالات روحی در بلا و آسایش، ملزم به تکالیف الهی. برای این انسان ها، «حق» بالاتر و برتر از «خود» است و این خود است که باید تابع حق باشد نه آن که حق تابع خود شود؛ و اساسا آن هنگام خودِ انسانی از اصالت برخودردار است که موافق حق باشد نه مخالف آن. انسان در قرآن موجودی است که خداوند او را گرامی داشته و تکریم نموده، منظور از تکریم، اعطای عقل و اندیشه به انسان است، خصوصیتی که در دیگر موجودات نیست؛ قرآن انسان را امانتدار خدا معرفی می کند، منظور از امانت، تکالیف الهی، اختیار، آگاهی، آزادی، پاکدامنی، عقل، وفای به عهد، شناخت خدا، دیانت، و شریعت است، اماناتی که اختصاص به انسان دارد و همه موجودات جهان آفرینش به جز انسان از پذیرش آن سرباز زده اند، و همه این ها لوازم نیل به تعالی و کمال است.(نصری،1376).

از نظر نصری(1376)، كامل ترين انساني را كه قرآن كريم معرفي مي كند مخلصين هستند. مخلصين كساني هستند كه خود را براي خدا خالص كرده اند. هر عملي كه انجام مي دهند رنگ خدايي داشته و جز براي او، براي هيچ كس كار نمي كنند. اينان خدا را در نظر داشته و جز به او، به كسي و يا چيزي نمي انديشند. مخلصين خدا را به خاطر ترس از جهنم و طمع بهشت عبادت نمي كنند، بلكه خدا را شايسته عبادت و پرستش مي دانند، به عبادت و بندگي او می پردازند و هدفي جز قرب به خدا ندارند .

انسان از ديدگاه اسلام بسي گرامي تر وگسترده تر از انساني است كه از دريچه هاي علمي مي توان به او نگريست. يكي از نقاط ضعف مكاتب فكري بشر تك بعدي نگري ها و سوگيري هاي افراطي آنهاست. اغلب دانشمندان بزرگ در رابطه با نحوة نگرش به انسان آن چنان جزمي و تعصب آلود فكرمي كنند كه انسان را به موجودي يك بعدي بدل می كنند. از اين جهت است كه شناخت انسان از طريق خالق او مطمئن ترين راه است. همانا اوست كه به تمام ضعف ها وقوت هاي اين موجود آگاه است. در قرآن انسان موجودي چند بعدي است و تمام ابعاد او مورد توجه هست. كمال انساني نيز در گرو اين است كه تمام ابعاد وجود او در كنار هم و به صورت هماهنگ رشد كنند و همة استعدادها و قابليت هايش، چه در بعد روحاني و چه در بعد مادي به گونه اي مطلوب به فعليت درآيند. كمال انسان جز در ساية پرورش هماهنگ همه استعدادها و توجه به تمام نيازهايش فراهم نخواهد شد.(مطهری،1367).
به عقیده مرتضی مطهری(1385)، سیر تکاملی انسان از حیوانیت آغاز می شود و به سوی انسانیت کمال می یابد. انسان در آغاز وجود خویش جسمی مادی است و با حرکت تکاملی تبدیل به جوهری روحانی می شود و به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره پذیرش خود، عزت نفس، هویت شخصی، کهن الگوها Next Entries منبع پایان نامه درباره انحراف معیار، ضریب همبستگی، دانشگاه شیراز، همبستگی پیرسون